قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

گنجی: کدیور هم باید با موسوی هماهنگ باشد

ضمن افشاگری درباره کدیور
گنجی: کدیور هم باید با موسوی هماهنگ باشد
"این مدعا مطلقاً خلاف واقع است. آقای کدیور پیش از انتشار آن نامه به امضا کنندگان اطلاع دادند که آن بیانیه با عنوان روشنفکران دینی منتشر خواهد شد. آقای کدیور تصمیم گیرنده ی اصلی و مؤثر سایت جرس است و خواهر ایشان، خانم جمیله کدیور، مسؤولیت سردبیری آن سایت را برعهده دارد. و بدون شک انتخاب تیتر اوّل در حیطه ی اختیارات یک خبرنگار نیست."


صدای شیعه :  اکبر گنجی، یکی از حامیان خارج نشین میرحسین موسوی که چند سالی است به غرب پناهنده شده، در مقاله ای به افشاگری درباره محسن کدیور، دیگر حامی خارج نشین و پناهنده شده آقای موسوی، پرداخت و او را به باد انتقاد گرفت.
گنجی که اخیرا وجود امام زمان(عج) را انکار کرده است، مقاله خود را با عنوان "ترازوی وزن و نفوذ؟ تأملاتی پیرامون ادب نقد و نقد نافروتنانه" در سایت گویا نیوز، ارگان وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا(سیا) منتشر کرده است.
تعارض نظریات علامه طباطبایی و منتظری
او که این مقاله را در دفاع از نظریات عبدالکریم سروش و دیگر کسانی که "روشنفکر دینی" نام نهاده نوشته، در بخشی از آن، توصیفات محسن کدیور درباره آقای منتظری را کذب دانسته است.
او این گفته کدیور را که "تمام افکار و تعالیم علامه ی طباطبایی در وجود آیت الله منتظری تبلور یافته است"، کذب و از جنس اظهارات مبالغه آمیز عنوان کرده است.
این حامی آقای موسوی، در عین حال به فتاوای آقای منتظری در راستای "حقوق بشر و دوکراسی غربی" و تبدیل شدن او به شخصیت موردنظر خود اشاره و تصریح کرده است: "آیت الله منتظری نه فقط مدافع حقوق مخالفان بود، بلکه رفته رفته به آن سمت می رفت که فقه خود را با اقتضائات دموکراسی و حقوق بشر سازگار سازد. همچنین آرای طباطبایی در خصوص وحی و کلام الله بودن قرآن هم با آرای آیت الله منتظری، آن چنانکه در کتاب سفیر وحی و صفیر حق آمده، تعارض دارد."

تعارض راه منتظری با امام خمینی(ره)
گنجی در بخش دیگری از مقاله خود به سخنان کدیور درباره لزوم پذیرش فقه اسلامی اشاره و عنوان می کند که نتیجه مقدماتی که آقای کدیور می چیند این است که سروش مسلمان نیست.
اشاره او به بخشی از گفته های محسن کدیور است که در آن از لزوم پذیرش فقه سخن گفته و منتظری را فقیه نامیده بود.
کدیور که خود را از شاگردان منتظری می داند و حتی نامه نگاری با منتظری را در دوران پناهندگی در آمریکا هم ادامه داد، در این بخش از سخنانش، منتظری را نماینده آنچه "اسلام دموکراتیک" نامیده، معرفی کرده بود.
کدیور تاکید کرده بود که "این را به صراحت ذکر می کنم که منتظری نظریه پرداز بزرگ اسلام سیاسی بود، اما اسلام سیاسی اش با اسلام مرحوم آیت الله خمینی تفاوت بنیادی داشت."

محسن تصمیم گیرنده اصلی و جمیله سردبیر سایت جرس است
دیگر موضوع مورد اعتراض گنجی، پیرامون بیانیه ای است که چندی پیش با امضای مشترک او، محسن کدیور، عطاء الله مهاجرانی، عبدالکریم سروش و عبدالعلی بازرگان در حمایت از آقای موسوی منتشر شد.
آن بیانیه ابتدا در سایت جنبش راه سبز(جرس) با تیتر "بیانیه روشنفکران دینی" منتشر شد. به گفته گنجی تیتر آن بیانیه را آقای کدیور خود انتخاب کرد.
این حامی خارج نشین آقای موسوی در ادامه به مصاحیه خود درباره انکار وجود امام زمان(عج) و واکنش کدیور اشاره کرده و نوشته است: "حدود نه روز بعد از آن من در گفت و گویی با برنامه "به عبارت دیگر" در تلویزیون BBC فارسی شرکت کردم و در آن برنامه وقتی که در معرض پرسشهایی در خصوص قرآن و امام زمان قرار گرفتم نظرات شخصی خود را در این موارد که پیشتر هم مبسوطتاً نوشته و منتشر کرده بودم، بیان کردم. این گفت و گو در تاریخ 22 دی ماه 88 پخش گردید و متن کامل آن در همان روز در وبسایت فارسی BBC در دسترس کاربران قرار گرفت. آقای کدیور پیش از امضای آن نامه از آرای دینی تمام امضاکنندگان آن بیانیه از جمله آقایان سروش، بازرگان، و بنده آگاه بود و با این علم آن بیانیه ی سیاسی مشترک را امضا کرد. اما او چهار روز بعد در تاریخ 26 دی ما گفت و گویی مکتوب با خود ترتیب داد تا تعارض آرای دینی خود را با آن سه تن اعلام نماید و میان خود و دیگر امضا کنندگان آن نامه خط کشی نماید. او در آغاز آن مصاحبه در خصوص نامگذاری آن بیانیه می گوید:
در متن و اسم بیانیه [پنج نفره] از این عنوان [یعنی "بیانیه روشنفکران دینی"] استفاده نشده است. این عنوان را برخی دوستان خبرنگار از جمله "جرس" روی بیانیه گذاشتند. راستش من خودم با این عنوان موافق نبوده و نیستم. این عنوان برای این جمع نه جامع است نه مانع و نه لازم. "
آنچنان که گنجی نوشته است: "این مدعا مطلقاً خلاف واقع است. آقای کدیور پیش از انتشار آن نامه به امضا کنندگان اطلاع دادند که آن بیانیه با عنوان روشنفکران دینی منتشر خواهد شد. آقای کدیور تصمیم گیرنده ی اصلی و مؤثر سایت جرس است و کمابیش نقش ولی فقیه را در آن مجموعه ایفا می کند، و خواهر ایشان، خانم جمیله کدیور، مسؤولیت سردبیری آن سایت را برعهده دارد. و بدون شک انتخاب تیتر اوّل در حیطه ی اختیارات یک خبرنگار نیست."

کدیور هم باید با موسوی هماهنگ باشد
گنجی در بخش دیگری از سخنانش مواضع کدیور را متناقض دانسته و با اشاره به یکی از سخنرانی های شاگرد آقای منتظری می نویسد: "ظاهراً اگر روشنفکران سکولار از سرنگونی رژیم سخن بگویند، به تعبیر آقای کدیور، گنده تر از وزن و نفوذ اجتماعی خود حرف زده اند، اما اگر او خود چنان سخنانی را بگویند در حد وزن و نفوذ اجتماعی اش سخن گفته است.  ایشان در همین سخنرانی می گوید که ما در شرایطی هستیم که حتّی نمی توانیم یک آدم عادی را عوض کنیم، آن وقت شما از تغییر بالاترین مقامات سیاسی سخن می گویید؟"
گنجی سپس به مواضع کدیور علیه جمهوری اسلامی و مقامات ارشد کشور اشاره و بیان کرده که "او خود دقیقاً در همین شرایط در ماههای اخیر تندترین تعابیر را علیه آیت الله خامنه ای بکار برده است."
این منکر امام زمان(عج) همچنین به برخی اقدامات سرخود محسن کدیور اعتراض کرده و از همه خواسته است که گوش به فرمان میرحسین موسوی باشند: "البته به نظر من هیچ اشکالی ندارد که هر کس آن راه حلّی را که بهتر می داند با مردم در میان بگذارد. اما وقتی افرادی مدعی می شوند که حامی رهبری جنبش در داخل کشور هستند باید تا حدّ امکان اقدامات خود را با آن کانون هماهنگ کنند."
نقدهای کدیور فاقد حداقل استانداردهاست
اکبر گنجی در پایان مقاله اش نقدهای کدیور بر مخالفان فکری اش را "فاقد حداقل استانداردهای یک نقد علمی و اخلاقی سالم" دانسته و تصریح کرده است که "او به جای نقد روشنگر، منصفانه و ملتزم به ادب علمی و اخلاقی، گویی در پی تسویه حساب شخصی با کسانی است که اندیشه هایشان را نمی پسندد. سخن او در نقد مخالفان هرگز عمق نظری نمی یابد، و غالباً در حدّ فتاوای محتسبانه و فقیهانه و نیز خطابه های منبری باقی می ماند، و بدتر آنکه گه گاه با اتهامات اخلاقی نامنصفانه و بی اساس آلوده می شود."
گفتنی است، اکبر گنجی این ادعا را که "قرآن سخن خدا نیست"، در مقاله مذکور نیز طرح کرده است.
این حامی آقای موسوی که پیش از پناهنده شدن، از به موزه تاریخ سپردن افکار امام خمینی(ره) سخن گفته بود، اخیرا در گفت وگو با شبکه بی بی سی فارسی، مدعی شد که ائمه شیعه نه معصوم و نه واسطه فیضند، بلکه تنها، آدم هایی عالم و دانشمند بوده اند!
البته سخنانی از جنس مواضع گنجی، از سوی دیگر حامیان خارج نشین میرحسین هم ابراز شده است، چنانچه، عبدالکریم سروش، در سال 86 در گفتگو با مجله zemzem با ادعای اینکه دریافت‌های پیامبر اکرم از وحی تجارب و درک‌های شخصی ایشان از الهامات بوده است، خلاف اعتقادات مبنایی مسلمانان، ادعای بشری بودن قرآن را مطرح کرد. وی همچنین عصمت پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) را زیر سوال برده است.
محسن کدیور هم که مورد اعتراض شدید گنجی قرار گرفته، مدعی شده است که "عصمت در میان آدمیان منحصر به شخص پیامبر است" و ائمه فاقد عصمتند.
عطاء الله مهاجرانی ماه گذشته در مصاحبه ای تاکید کرد، فاصله میان این 5 نفر(گنجی ، مهاجرانی ، سروش ، کدیور و بازرگان) با میرحسین موسوی، فاصله میان ابوذر و علی(ع) است!
"این پنج نفر" خود را "اتاق فکر فرقه سبز" و همراهان میرحسین موسوی دانسته اند. 
منبع:http://www.sedayeshia.com/showdata.aspx?dataid=3882

ناگفته هایی درباره مسعود کشمیری


ناگفته هایی درباره مسعود کشمیری
هم زمان با برگزاری جشن های سالگرد پیروزی انقلاب مروری هر چند کوتاه بر وقایع سال های نخستین پیروزی نظام شکوهمند اسلامی و عبرت ها و آئینه های این سال ها ضروری به نظر می رسد.


صدای شیعه : هم زمان با برگزاری جشن های سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مروری هر چند کوتاه بر وقایع سال های نخستین پیروزی نظام شکوهمند اسلامی و عبرت ها و آئینه های این سال ها ضروری به نظر می رسد. از جمله این موارد، نفوذ برخی افراد ناشایست و نالایق به سطوح بالای مدیریتی کشور بود که موجب رخ دادن فاجعه هایی چون انفجار نخست وزیری و انفجار حزب جمهوری اسلامی شد.
در این نوشتار به بازخوانی نقش مسعود کشمیری که تا جایگاه دبیری شورای عالی امنیت ملی پیشرفته بود در شهادت شهیدان رجایی و باهنر می پردازیم.
" ساعت 3 بعدازظهر، جلسه شورای امنیت ملی؛ حاضران: محمدعلی رجایی رئیس جمهور، محمد جواد باهنر نخست وزیر، مسعود کشمیری دبیر شورای امنیت بالای میز جلسه نشسته اند. تیمسار وحید دستجردی کنار باهنر و بعد از او اخیانی به جای فرماندهی ژاندارمری کل نشسته، در کنار وی به ترتیب تیمسار کتیبه، سرورالدینی معاون وزیر کشور، خسرو تهرانی از اطلاعات نخست وزیری، کلاهدوز قائم مقام سپاه یک طرف میز بودند و طرف دیگر میز تیمسار شرف خواه معاون نیروی زمینی، سرهنگ وحیدی معاون هماهنگی ستاد مشترک، سرهنگ وصالی فرمانده عملیات نیروی زمینی، و سرهنگ صفاپور فرمانده عملیات ستاد مشترک قرار دارند. ضبط صوت بزرگ کشمیری که مخصوص ضبط جلسات است، درست نزدیک رجایی و باهنر قرار می گیرد و در اثنای جلسه...
کشمیری از ساختمان نخست وزیری و به تبع آن از کشور خارج می شود اما یک گروه نام آشنا در دفتر اطلاعات نخست وزیری، اصرار دارند که کشمیری در جریان انفجار شهید شده و از او فقط خاکستری مانده است!
سرهنگ کتیبه درباره واقعه روی داده در گفتگو با هفته نامه سروش مورخ 6/8/1361 می گوید: «جناب سرهنگ «کتیبه» شما که خود در جلسه 8 شهریور حضور داشتید توضیح بفرمایید که موضوع آن جلسه چه بود و حادثه انفجار چگونه رخ داد؟...من موقع ورودم به اتاق کنفرانس مشاهده نمودم که آن خائن از خدا بی‌خبر («کشمیری») در حال ورود به جلسه است... قبل از همه مرحوم «شهید وحید دستجردی» گزارش وقایع هفته شهربانی را عنوان کرد... مرحوم کلاهدوز هم در آن جلسه از طرف سپاه پاسداران حضور داشت ... در همین لحظات که بحث و گفتگو در جلسه ادامه داشت من ناگهان احساس کردم همین‌طور که روی صندلی نشسته بودم بی‌اراده سرپا ایستاده و تمام صورتم و مخصوصاً پیشانیم بشدت می‌سوزد...مسئله‌ای که برای من اهمیت دارد، شدت انفجار بود که ما صدای آن را در آن لحظه نشنیدیم، ولیکن پرده‌های گوش افرادی که آنجا بودند تمام پاره شده بود...»
خبرگزاری فرانسه به نقل از خبرگزاری پارس (که بعدها به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا تغییر نام یافت) اعلام کرد، گروه مجاهدین خلق در انگلستان طی اطلاعیه ای مسئولیت این انفجار را پذیرفته اند. با این حال بهزاد نبوی، در مصاحبه مندرج در کتاب "بیم ها و امیدها" تأکید می کند توجه کنید! منافقین [مجاهدین خلق]، هرگز مسئولیت فاجعه انفجار حزب جمهوری اسلامی و انفجار نخست‌وزیری را که طی آن بسیاری از چهره‌های شاخص نظام و انقلاب به شهادت رسیدند، به عهده نگرفتند!
اصرار برخی اعضاء دفتر اطلاعات نخست وزیری بر شهادت کشمیری از دیگر نقاط مبهم در این پرونده است به طوریکه با گذشت چند روز پس از انفجار، روابط عمومی نخست وزیری در اطلاعیه ای با تأکید بر اینکه پیکر سومی که توسط مردم تشییع شده متعلق به کشمیری نبوده بلکه جسد سید عبدالحسین دفتریان مدیرکل مالی اداری نخست وزیری بوده است، افزود: بر اساس همین گزارش پیکر «شهید مسعود کشمیری» در واقعه انفجار متلاشی شده بود، که قسمتهای بدست آمده نیز همراه سه شهید دیگر به خاک سپرده شده است!
سید رضا زواره ای نماینده وقت مجلس شورای اسلامی در سؤالی از وزیر دادگستری وقت، می پرسد: «هیچ‌گاه ندیدیم، که به صورت سؤال در رسانه‌ها، چه روزنامه‌ها و چه رادیو و تلویزیون مطرح بشود، که مثلاً انفجار حزب جمهوری اسلامی، نتیجه تعقیبش به کجا انجامید؟ مسئله نخست‌وزیری به کجا انجامید؟ آنچه در این قضیه جلب توجه می‌کند، این است که این عوامل نفوذی یک شبکه بهم پیوسته‌ای هستند که عواملشان را به راحتی در جاهای حساس نفوذ می‌دهند.»
رضا گلپور در کتاب شنود اشباح، در گفتگو با منبعی که از آن با عنوان منبع (ص) یاد می کند، ناگفته های بیشتری از چگونگی پخش خبر جعلی شهادت کشمیری را بازگو می نماید: « از مصاحبه محقق با «منبع (ص)»- بحث شهید سازی از «کشمیری» خبیث:.. ببین بعد از انفجار هیچ نشانه‌ای از مجروح شدن یا کشته شدن «کشمیری» نبود... آقای «بهزاد باستانی» که معاون و رئیس‌ دفتر «بهزاد نبوی» بود، «محمد سازگارا» معاون سیاسی اجتماعی «بهزاد نبوی»، «علی‌اکبر تهرانی»، «بیژن تاجیک» و «محمد رضوی» بودند که به نحوی هسته اولیه پخش خبر شهادت «کشمیری» ملعون به حساب می‌آمدند...

مسعود کشمیری کیست؟
مسعود کشمیری فرزند سعید با شماره شناسنامه 401، متولد 1329 از کرمانشاه، دارای مدرک لیسانس علوم اداری و مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران بود که از تاریخ 23/5/51 تا اواخر سال 53 با قراردادهای 6 ماهه به عنوان کارآموز در وزارت کار و امور اجتماعی شاغل بوده است.
وی همچنین پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در شرکت "سایبرناتیک" و شرکت انگلیسی "رایدر هند" با مسئولیت فردی معروف به "مستر نیشام" شاغل بوده است. با پیروزی انقلاب و بازگشت خارجی ها به کشورهایشان، شرکت مذکور منحل می شود و مسئول شرکت با برجای گذاشتن اموال خود از کشور فرار می کند.
وی قبل از انقلاب توسط پسر دایی خود، ابوالفضل دلنواز -که برادر همسرش نیز بود و در درگیری مسلحانه معدوم شد-، جذب سازمان مجاهدین شد. ابتدا در بحث های خانوادگی از آنها حمایت می کرد، لیکن به مرور زمان چهره ای حزب اللهی و حامی جمهوری اسلامی به خود گرفت و کمی پیچیده تر عمل کرد.
وی همچنین عضویت مؤثر در ستاد خنثی سازی کودتای نوژه به نمایندگی از کمیته اداره دوم ارتش داشته است که از جمله خیانت های وی در این مقطع، فراری دادن رهبر عملیات کودتا سرهنگ احسان بنی عامری بوده است.
وی سپس دستور ضرورت نفوذ در نخست وزیری را دریافت می کند و برای آغاز این مسیر، ابتدا عضو دفتر نخست وزیری در سیتان و بلوچستان می شود. کشمیری مدتی کوتاه نیز در دفتر محسن سازگارا معاونت سیاسی اجتماعی بهزادنبوی وزیر وقت مشاور در امور اجرایی مشغول به کار شد و از آنجا به دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به سرپرستی خسرو تهرانی رفت. وی از آنجا مدتی به فعالیت در دبیرخانه شورای امنیت پرداخت و سپس جانشین خسرو تهرانی در دبیرخانه شورای امنیت شد. عملکرد وی در این جایگاه آنچنان بود که بسیاری به غلط تصور کرده اند وی خود دبیر شورای امنیت بوده است.
«کشمیری» خانواده‌ای بی‌قید و بی‌بند و بار دارد... ایشان از طریق دادستانی کل انقلاب در ابتدای انقلاب به اداره دوم ارتش معرفی می‌شود و می‌رود، در آنجا مشغول کار می‌شود. یعنی یک مرکز حساس و مرکز اسرار مهم مملکت. از اداره دوم به نیروی هوایی... این چه شبکه‌ای است که این قدر نفوذ دارد و این را این قدر رشدش می‌دهد؟ مسائلی که در همین چند روزه، برادرانی از نیروی هوایی در مورد اقدامات «کشمیری» می‌گفتند، درخور توجه است... شخصی به نام ستوان یکم «هرمز یعقوبی» می‌رود، از کنار خیابان، یقه‌اش را می‌گیرد، می‌آورد کیفش را می‌گیرند باز می‌کنند. می‌بینند یک مقدار اسناد سری درون کیفش است و دارد می‌برد... باز بچه‌های نیروی هوایی می‌گفتند: که یک کامیون اسناد سری تحت عنوان کاغذ باطله از نیروی هوایی به وسیله «کشمیری» خارج می‌شود...
مطلب دیگر آقای «کشمیری»، ‌به عنوان سرپرست کمیته خنثی سازی کودتای نوژه تمام جریانات کودتای نوژه را در دست می‌گیرد و یک عاملی که قرائن نشان می‌دهد به احتمال زیاد عضویت (سی.آی.ا) را دارد، تمام سرنخهای اصلی (س-آی-ا) را در این کودتای خائنانه کور می‌کند و قطع می‌کند و بعد چطور می‌شود؟‌ چه شبکه قوی هست که این را می‌آورد در نخست‌وزیری؟ بعد از این همه مسائل؟... سوال اینجاست که چه کسی صلاحیت «کشمیری» را برای ورود به نخست‌وزیری تأیید کرد و چگونه او را آوردند در نخست‌وزیری؟... بعد از آنکه «کشمیری» خانه تکانی کرده و همه اسنادش را برده، درست برای ساعت 3 که نخست‌وزیری منفجر می‌شود، یک ماشین می‌آید در خانه‌اش و زن و بچه‌هایش را برمی‌دارد و می‌برد...
ارسال این پرونده به دادگستری و جلوگیری از رسیدگی به آن توسط سید اسدالله لاجوردی در حالیکه پرونده های مرتبط با منافقین همگی در اختیار وی به عنوان دادستان انقلاب تهران قرار می گرفته، از دیگر نقاط مبهم این پرونده است.
«در اواخر سال 57 از طرف نخست وزیری عده ای را برای حفظ اسناد و مدارک سری و طبقه بندی شده در ارتش مأمور کردند. از جمله این افراد آقای کشمیری بود که با دست خط رسمی رئیس دفتر نخست وزیر وقت یعنی مهندس بازرگان به ارتش معرفی شده بود تا حفاظت از اسناد و مدارک نیروی هوایی را بر عهده گیرد. رئیس دفتر نخست وزیر آقای بازرگان، شخصی بود به نام آقای خلیلی، بدین ترتیب کشمیری به کلیه اسناد سری و طبقه بندی شده نیروی هوایی، ضد اطلاعات و حفاظت اطلاعات دسترسی پیدا می کند. ایشان تا کمی قبل از انفجار نخست وزیری در نیروی هوایی بود و با آقای محمد رجبی و داداشی که آنها هم از نخست وزیری معرفی نامه داشتند و در ستاد مشترک فعالیت اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی انجام می دادند. کشمیری به این صورت وارد تشکیلات نظامی گردید و بعد از مدتی کارش را در نیروی هوایی رها کرد و به شورای امنیت آمد، او قیافه حق به جانبی داشت، با ریش محرابی، قشنگ و صورت سرخ و سفید موجه که هر کس که ایشان را می دید، فکر می کرد حتی نماز شبش را نیز ترک نمی کند.»
یکی از اعضای سازمان منافقین با افشای نامه از کشمیری اطلاعات جالبی درباره وی به دست می دهند. کشمیری در بخش هایی از این نامه نوشته است: «می خواهم بدون آن که زیاد فکر کنم و مطالبم را مرتب کنم، برخی نمونه ها و خاطره هایی را که در دل ارتجاع دیده ام، برایت بگویم.» و بعد ادامه می دهد: «در فروردین ماه 60 بود که برادر قهرمانم... {به احتمال خیلی زیاد مهدی افتخاری} از من خواست تا تمامی فعل و انفعالات نهاد... {شورای عالی امنیت} را دقیقاً زیر نظر بگیریم، به همین منظور برای محکم کردن پایم شروع به کار کردم. رهنمودها را برادر شهیدم... {احتمالا معدوم محمد بقایی} می داد. خطوط قسمتی که به آنجا نفوذ کرده بودم، برای همه ارگان های رژیم، اعم از دادستانی، کمیته ها، سپاه، آموزش و پرورش، جهاد سازندگی، جهاد دانشگاهی، وزارت ارشاد و رادیو و تلویزیون در آن مقطع لازم الاتباع و لازم الاجرا بود. یک بار خودم فضای به خصوصی را فراهم نمودم و متعاقباً تشکیل یک جلسه ویژه را دادم، بالاترین مهره های اجرایی رژیم به شورای عالی امنیت احضار شدند و از طریق چند تن از آنها که قبلاً با آنها صحبت کرده بودم، مسئله چک برخی افراد و این که نفوذی مجاهدین نباشند را مطرح کردم و بعداً خودم نیز وارد شده و نظراتی دادم.»
منبع:http://www.sedayeshia.com/showdata.aspx?dataid=3793

بازنگری در قانون احزاب

بازنگری در قانون احزاب/
کنعانی مقدم:سیاست دولت دربرابر احزاب انقباضی است/ احزاب در مجلس فعال شوند
عضو هیئت رئیسه خانه احزاب گفت: سیاست دولت نهم و دهم در مقابل احزاب انقباضی و در جهت محدود کردن احزاب و ساماندهی آنان بوده است.

حسین کنعانی مقدم، عضو هیئت رئیسه خانه احزاب و دبیر سیاسی ائتلاف حزب الله در گفتگو با خبرنگار مهر در بیان ضرورت بازنگری در قانون احزاب، افزود: هر قانون پس از مدت زمانی نیازمند بازنگری است و ضرورت بازنگری در قانون احزاب نیز به چشم می خورد.

وی با اشاره به روند حرکت احزاب در کشور، ادامه داد: در زمان حاضر بعد از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی احزاب جایگاه قانونی خود را در کشور پیدا نکرده اند و ضرورت دارد تا در این زمینه بازنگری انجام شود.

عضو هیئت رئیسه خانه احزاب تاکید کرد: وزارت کشور باید در این بازنگری توجه داشته باشد که دیدگاه احزاب نیز لحاظ شود.

به عقیده وی، اگر دولت قرار است در این زمینه لایحه ای به مجلس دهد، باید به نظر تمامی نهادهای مهم از جمله مجمع تشخیص مصلحت نظام، خانه احزاب و مجلس شورای اسلامی توجه داشته باشد چرا که بازنگری در قانون احزاب باید به گونه ای باشد که مشکلات موجود را رفع کند نه اینکه بر مشکلات بیفزاید.

کنعانی مقدم با اشاره به اینکه در زمان حاضر دو دیدگاه در مورد بازنگری در قانون احزاب وجود دارد، گفت: اول اینکه با این بازنگری حرکت احزاب را این وضعیت موجود محدودتر کینم و دومین دیدگاه اینکه، بازنگری در قانون برای کارآمدتر کردن  احزاب و حضور آنان در تصمیم سازی سیاسی کشور باشد.

وی با اشاره به اینکه در زمان حاضر احزاب هیچگونه نقشی در تصمیم سازی های کشور ندارد، ادامه داد: باید این قانون به تقویت نقش احزاب کمک کند.

دبیرسیاسی ائتلاف حزب الله در پاسخ به اینکه آیا پیشنهادی برای بازنگری در این قانون به وزارت کشور ارائه کرده اند، ادامه داد: ائتلاف حزب الله دیدگاهها و پیشنهادات خود برای بازنگری در این قانون را به وزارت کشور، خانه احزاب و مجمع تشخیص مصلحت نظام ارائه کرده است.

وی ادامه داد: این پیشنهادات در راستای نقش تصمیم ساز احزاب در کشور، افزایش کارآمدی ، در اختیار قراردادن امکاناتی برای رشد و توسعه و ساماندهی به احزاب است.

کنعانی مقدم همچنین از روند فعالیت فراکسیون های در مجلس نیز انتقاد کرد و گفت: فراکسیون ها در مجلس کارکرد حزبی پیدا کرده اند، در حالی که باید حضور احزاب در مجلس فعال شود.

عضو هئیت رئیسه خانه احزاب در بیان اینکه رابطه وزارت کشور با  احزاب در زمان حاضر چگونه است، اظهارداشت: سیاست دولت نهم و دهم در مقابل احزاب انقباضی و در جهت محدود کردن احزاب و ساماندهی آنان است.

کنعانی مقدم گفت: در زمان حاضر فعالیت سیاسی برای احزاب هزینه دارد و روز به روز نیز هزینه آن افزایش پیدا می کند، مردم از حزب گریزانند و تمایلی به کار حزبی در کشور وجود ندارد، دولت باید این هزینه ها را در کشور کاهش دهد.  

منبع:http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1036143

پیدا و پنهان

? محکومیت نورانی نژاد به سه سال حبس

حسین نورانی نژاد رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت و عضو دفتر تبلیغات ستاد 88 به سه سال زندان محکوم شد. این حکم در شعبه 28 دادگاه انقلاب به وی ابلاغ شد. به گزارش پارلمان نیوز نورانی نژاد نقش زیادی در برگزاری مراسم مذهبی جوانان داشت و بعد از انتخابات نیز در مجموعه دارالزهرا با عده یی دیگر از جوانان احزاب مراسم هفتگی دعای کمیل برگزار می کردند. اتهام دیگر رئیس کمیته اطلاع رسانی حزب مشارکت فعالیت در سایت خبری نوروز است.

? انتقاد اصولگرایان از تغییر رنگ پرچم

سایت خبری عصرایران از تداوم تغییر رنگ پرچم ایران در برنامه ها و همایش های دولتی که در مصاحبه مطبوعاتی احمدی نژاد نیز ادامه داشت، انتقاد کرد. این سایت اصولگرا با اشاره به اصل 18 قانون اساسی خواستار اصلاح این روند شد.

? وضعیت چند بازداشتی

«مهدی عربشاهی» دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت بعد از 60 روز به بند عمومی اوین منتقل شد. به نوشته کلمه ظاهراً بازجویی های وی به پایان رسیده است. همچنین «مرتضی کاظمیان» روزنامه نگار و از فعالان ملی- مذهبی با خانواده اش تماس گرفت. از سوی دیگر وضعیت «احسان مهرابی» خبرنگار پارلمانی روزنامه فرهیختگان مشخص نیست. به گزارش پارلمان نیوز، وی یک روز بعد از بازداشتش با همسرش تماس داشته ولی از آن زمان اطلاعی از وی و محل نگهداری اش در دست نیست. همچنین «فرزانه قاسمی» از بازداشت شدگان مراسم دعای کمیل نیز سحرگاه 21 بهمن در منزلش دوباره دستگیر شد. خانواده بهشتی شیرازی سردبیر روزنامه کلمه نیز خبر دادند با گذشت 50 روز از بازداشت وی، او کماکان از داشتن وکیل محروم و ممنوع الملاقات است. به گفته خانواده بهشتی تاکنون اتهامی به وی تفهیم نشده است.

? ممنوع الخروجی جعفر پناهی

در خبرها آمده است «جعفر پناهی» کارگردان و برنده دو جایزه شیر طلایی و خرس نقره یی ممنوع الخروج شد. خبرگزاری ها به نقل از «ریانووستی» نوشتند وی قرار بود در میزگردی با موضوع «سینمای ایران در حال و آینده» در برلین شرکت کند که اجازه خروج از کشور را پیدا نکرد.همچنین رئیس جشنواره برلین دیروز با انتشار بیانیه یی از امکان نیافتن حضور جعفر پناهی در برلیناله اظهار تعجب و تاسف کرد.

? تداوم ممنوع الخروجی جلایی پور

با گذشت نزدیک به 250 روز از آزادی «محمدرضا جلایی پور» مدیر و سخنگوی پویش موج سوم، هنوز گذرنامه این دانشجوی در حال تحصیل در خارج از کشور به وی تحویل داده نشده است. به گزارش نوروز، محمدرضا جلایی پور در فرودگاه تهران و در حال عزیمت به دانشگاه آکسفورد بازداشت و پاسپورت وی ضبط شد.

? لغو سخنرانی آرمین

سخنرانی محسن آرمین عضو شورای مرکزی و سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که قرار بود چهارشنبه این هفته در دفتر جبهه مشارکت تبریز برگزار شود، لغو شد. نوروز نوشت قرار بود در ادامه سلسله جلسات ماهانه جبهه مشارکت آذربایجان شرقی محسن آرمین به ایراد سخنرانی در دفتر این حزب بپردازد.

هنوز علت لغو این برنامه اعلام نشده است.

? شهاب الدین طباطبایی به مرخصی آمد

شهاب الدین طباطبایی پس از حدود هفت ماه از بازداشت روز گذشته برای مرخصی پنج روزه با وثیقه 500 میلیون تومانی از زندان آزاد شد. وی که عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و رئیس ستاد 88 در زمان انتخابات ریاست جمهوری است پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود.

منبع:http://etemaad.ir/Released/88-11-29/151.htm#175300

نظر امام(ره) درباره جنگ، تسخیر لانه جاسوسی و شکل حکومتی نظام

فاطمه طباطبایی مطرح کرد؛
نظر امام(ره) درباره جنگ، تسخیر لانه جاسوسی و شکل حکومتی نظام


امام هرگز منبع اطلاعاتی محدود نداشتند/امام در تمام مقاطع جنگ نظر کارشناسان را جویا می‌شدند/ مخالفت امام خمینی با آیت‌الله منتظری مقطعی بود/امام از جمله کسانی بودند که همیشه موافق صلح بودند.


ایلنا:کارگاه حضوری از دوره آموزشی بررسی وصیت نامه امام خمینی(ره) با حضور فاطمه طباطبایی، همسر سید احمد خمینی و عروس امام خمینی(ره) در اصفهان برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ایلنا از اصفهان، فاطمه طباطبایی شرکت کنندگان در کارگاه را به خواندن کتاب چهل حدیث امام خمینی(ره) تشویق کرده و اظهار داشت: امام خمینی کتاب چهل حدیث را در سن چهل سالگی تدوین کردند ولی در سن هشتاد سالگی نیز این کتاب در رفتار ایشان مشاهده می‌شد زیرا ایشان مطالب کتاب چهل حدیث را باور داشتند و این کتاب از دل امام خمینی به روی کاغذ آمده بود.
وی افزود: این کتاب شخصیت حضرت امام خمینی بود و محتویات این کتاب همان جملاتی بود که ایشان به همه تذکر می دادند و خلاصه و عصاره این کتاب در وجود امام خمینی(ره) وجود داشت.
این استاد پژوهشکده امام خمینی در ادامه افزود: اگر مطالبی که فرا می‌گیریم، علم نافع بوده و در مسیر حرکت باشد وقتی به قلب ما که یکی دیگر از مدرکات است وارد می شود، آن چه از قلب ما ترشح می‌کند همه الهی و ربانی است و در این صورت خواهد بود که علم ما نافذ و تاثیرگذار خواهد بود.
وی ادامه داد:این روزها می‌بینیم مسائل اخلاقی و ... در سطح گسترده مطرح می‌شود ولی متاسفانه آنگونه که انتظار می‌رود تاثیرگذار نیست.
طباطبایی تصریح کرد: امام خمینی می‌فرمایند آن چه می‌آموزید به قلب بسپارید تا شاکله وجودی شما را بسازد و آن گاه کلام شما نافذ می‌شود البته امام برای این کار سختی‌ها و زحمات زیادی کشیدند و به این خاطر بود که ایشان نفوذ کلام داشتند، ایشان توانسته بودند علم نافع را پیدا کنند و آن را به قلب بسپارند و به یک عالم ربانی تبدیل شوند.
طباطبایی در پاسخ به یکی از سوالات مطرح شده به صورت مجازی در خصوص ارتباط امام خمینی(ره) و آیت‌الله منتظری تصریح کرد: مخالفت امام خمینی با آیت‌الله منتظری مقطعی و مربوط به یک موضوع سیاسی یعنی قائم مقامی رهبری بود که امام خمینی بر اساس مصالحی که دیدند با صدور آن نامه مسائل را روشن کردند.
وی خاطرنشان کردند: آیت‌الله منتظری از شاگردان امام خمینی(ره) بودند و به امام خمینی علاقه داشتند، امام خمینی(ره) نیز به آیت‌الله منتظری علاقه داشتند و این فقط مسائل سیاسی و بحث قائم مقامی رهبری بود که در نهایت منجر به صدور آن نامه شد.
این استاد پژوهشکده امام خمینی(ره) در پاسخ به سوالی در خصوص تسخیر لانه جاسوسی و نظر امام خمینی در این خصوص تصریح کرد: وقتی به امام خمینی خبر دادند لانه جاسوسی تسخیر شده است، خدمت ایشان بودم که در ابتدا این موضوع برای امام خمینی(ره) خیلی غیر عادی بود که ایشان فرمودند بررسی کنید چه کسانی این کار را انجام داده‌اند که وقتی احمد آقا در این خصوص تحقیق کردند و جریان فکری دانشجویان حاضر و نام تعدادی از افراد حاضر را به امام خمینی گفتند، ایشان مخالفت نکردند و حتی از آن با نام انقلاب دوم یاد کردند.
وی تصریح کرد: در آن زمان مردم و گروه‌های سیاسی مختلف نیز از این اقدام دانشجویان پیرو خط امام با برپایی راهپیمایی‌هایی تقدیر و تشکر کردند و به طور یقین شرایط آن زمان که از یک سفارتخانه آن برای جاسوسی استفاده می‌شود، به شدت این مسئله را مطالبه می‌کرد.
طباطبایی در پاسخ به سوالی در خصوص نظر امام خمینی(ره) در مورد جنگ اظهار داشت: امام خمینی همیشه مخالف جنگ بودند و اساساً هیچ کسی مدافع جنگ نیست و امام از جمله کسانی بودند که همیشه موافق صلح بودند ولی وقتی دشمن بعثی با پشتیبانی قدرت‌های شرق و غرب به ما حمله کرد، ما موضع دفاع داشتیم و جنگی که به ما تحمیل شد در راه حفاظت از خاک ایران بود.
وی افزود: شرایط جنگی واقعا دشوار بود و جوانان رشید ما به‌رغم همه مشکلات اجازه ندادند یک وجب از خاک کشور به دست دشمنان بیافتند.
عروس حضرت امام خمینی(ره) در ادامه خاطر نشان کرد: امام خمینی در تمام مقاطع جنگ نظر کارشناسان را جویا می‌شدند و خودشان در خصوص پیشنهادات کارشناسان تذکراتی را که مدنظر داشتند می‌دادند ولی هیچ وقت اعمال نظر نمی‌کردند.
این استاد پژوهشکده امام خمینی در پاسخ به سوالی در این خصوص که تفکر حکومتی بر پایه اسلام از چه زمان در وجود امام خمینی شکل گرفت، تصریح کرد: این که می‌گویند تفکر شکل‌گیری جمهوری اسلامی برای امام خمینی مانند هندوانه‌ای دربسته بود، صحیح نیست زیرا ایشان بارها و بارها گفته بودند چه می‌خواهند و زمانی که در نجف اشرف حضور داشتند بحث حکومت اسلامی و ولایت فقیه را به همراه دلایل شرعی و عقلی آن بیان کردند.
وی تصریح کرد: امام پیش از مطرح کردن این بحث در نجف به شاگردان خود می‌گوید ”برای جلسه بعد ضبط صوت همراه بیاورید“ و صحبت‌های ایشان در همان زمان پیاده سازی شده و پخش شد که متاسفانه آن‌هایی که از همان زمان با حکومتی بر پایه اسلام مخالف بودند، جزوه‌ها را به دجله و فرات می‌ریختند.
طباطبایی در ادامه افزود: امام نظر خود را به صورت جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد مطرح کردند یعنی حکومتی که اسلام محتوای آن را مشخص می‌کند و شکل آن و مشخص شدن ارکان قدرت بر اساس آرای مردم است که مصاحبه‌های ایشان در پاریس نیز بر این مساله تاکید دارد.
وی تاکید کرد: امام هرگز منبع اطلاعاتی محدود نداشتند و از زمان حضور ایشان در نجف نیز اینگونه بود.
این استاد پژوهشکده امام خمینی تصریح کرد: در زمان حضور امام خمینی در نجف استفاده از رادیو در این شهر متداول نبود به همین دلیل امام خمینی به چند نفر ماموریت داده بودند که اخبار را از طرق مختلف بشنوند و بنویسند وبرای ایشان بیاورند که این چند همدیگر را نمی شناختند و بیت امام خمینی نیز همه انان را نمی شناخت و امام خمینی در این زمینه بسیار تیزهوش بودند.
طباطیایی خاطر نشان کرد: در زمان جنگ نیز از منابع اطلاعاتی مختلف برای ایشان خبر می‌آوردند و امام علاوه بر این که از اخبار منابع داخلی که به صورت ویژه برای ایشان اخبار و گزارش‌هایی را می آوردند، استفاده می‌کردند از اخبار رادیوهای بیگانه مانند بی بی سی، رادیو اسرائیل و حتی رادیو عراق که بیشتر فحاشی می‌کرد نیز استفاده می‌کردند و حتی در یک مورد خبری از یکی از این رسانه‌ها شنیدند که در گزارش‌های دیگر مشاهده نشده بود و با اینکه می‌دانستند رسانه دشمن است، دستور بررسی موضوع و ارسال گزارش در آن خصوص را صادر کردند.  

منبع:http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=108736