مراقب کفش هایتان باشید !
1- اگر این سوال در میان باشد که از دو پاره خط «مستقیم» و «خمیده» کدامیک را بیشتر می پسندید؟ به یقین، همه کسانی که در مقابل این پرسش قرار می گیرند و یا، اکثریت نزدیک به تمامی آنها «پاره خط مستقیم» را ترجیح می دهند و درباره چرایی انتخاب این گزینه، دلایل قابل قبولی نیز دارند، مثل این که پاره خط مستقیم کوتاهترین فاصله میان دو نقطه است و... حالا اگر از آنها بپرسید؛ آیا حاضرید ابروی شما به جای آن که «خمیده» و کمانی باشد، به شکل و حالتی شبیه خط مستقیم درآید؟! پاسخ به یقین «منفی» خواهد بود، چرا...؟! برای آن که «ابروی کج ار راست بدی کج بودی» و ؛
«جهان چون چشم و خال و خط و ابروست
که هرچیزش به جای خویش نیکوست»
بسیاری از «مقوله »های متضاد، اینگونه هستند که یک سوی آن به طور مطلق و در حالت کلی- نظر و تئوری- بر دیگری ترجیح داشته و پسندیده تر است ولی هنگامی که پای «مصداق» به میان کشیده می شود، گزینه مطلوب و پسندیده در نقطه مقابل گزینه مطلق و اولیه قرار می گیرد. مانند دوستی و دشمنی، وحدت و جدایی، جذب و دفع که در هر سه مورد دوستی، وحدت و جذب بر دشمنی و جدایی و دفع، برتری دارد، اما دوستی با دشمنان مردم، نه فقط دوستی نیست که دشمنی با مردم است و یا جذب خیانت کاران و جنایت پیشگان، مفهومی جز تن دادن به خیانت و پذیرش و ترویج جنایت ندارد و...
2- در میانه فتنه اخیر که به گواهی تمامی شواهد و قرائن و اسناد غیرقابل انکار موجود، از سوی سرویس های اطلاعاتی بیگانه مدیریت می شد و فریب خوردگی و توهم شماری از هموطنان عزیزمان را نیز به دنبال داشت، رهبرمعظم انقلاب طی سخنانی در جمع طلاب، روحانیون و فضلای حوزه علمیه- 22/9/88- تاکید فرمودند که «اختلاف دیدگاهها نباید به نزاع منجر شود و برخورد نظام جذب حداکثری و دفع حداقلی است» در این فرمول حکیمانه، ضمن آن که بیشترین تاکید بر «جذب» است، از ضرورت «دفع» نیز، آنجا که چاره دیگری نیست، سخن به میان آمده است. به بیان دیگر، در پاره ای از موارد، «دفع» نه فقط ناپسند نیست، بلکه اقدامی ضروری و اجتناب ناپذیر برای «جذب بیشتر» خواهد بود. زیرا، به عنوان مثال، نادیده گرفتن جرایم کسانی که دست به وطن فروشی، و فریب افکارعمومی زده اند و بازگرداندن دوباره آنها به چرخه قانونمند نظام و مردم نتیجه ای جز «مار در آستین پروریدن» نخواهد داشت و این اقدام در صورت انجام، ضمن آن که دست جنایتکاران را برای جنایت بیشتر باز می گذارد و به افراد دیگری از این دست، جرأت خیانت می دهد، توده های مردم را نیز نسبت به «عدالت نظام» و حق جویی و مردم دوستی آن با تردیدهای جدی روبرو می کند، بنابراین، پی آمد جذب تعداد اندکی از این مجرمان ، «دفع» احتمالی تعداد فراوانی از مردم خواهد بود و دقیقاً به همین علت می توان نتیجه گرفت که این «دفع» حداقلی و ضروری نیز در راستای «جذب حداکثری» صورت می پذیرد.
3-روز پنج شنبه هفته گذشته، رهبرمعظم انقلاب، باز هم مانند همیشه، و این دفعه، بنا به دلایلی با صراحت بیشتر، خواسته منطقی و عدالت خواهانه ملت را به میان کشیدند و در جمع اعضای خبرگان رهبری، با اشاره به فتنه اخیر و تشریح گناه بزرگ و جرایم خسارت آفرین عوامل اصلی فتنه، تاکید فرمودند؛ «افرادی که حاضر نیستند قانون و رأی اکثریت را قبول کنند و نقطه قوتی همچون انتخابات افتخارآفرین چهل میلیونی را تبدیل به نقطه ضعف می کنند، عملاً خود را از این کشتی نجات- انقلاب اسلامی- خارج می کنند و صلاحیت حضور در چارچوب نظام اسلامی را از دست می دهند که از دست داده اند» رهبرمعظم انقلاب، پیش از این هم برای بیداری عوامل فتنه، اشارات هشداردهنده ای از این دست داشته اند. ایشان بعد از راهپیمایی عظیم و مثال زدنی 9دی، فرمودند «مردم نشان دادند که دنبال چه چیزی هستند و مسئولان باید وظیفه خودشان را بدانند» و در پی راهپیمایی بی نظیر و مثال زدنی 22بهمن ماه تاکید داشتند که «مردم حجت را تمام کردند».
4-خدا بر درجات استاد شهید آیت الله مطهری بیفزاید که می فرمودند «اشاعره در تاریکی کلاه معتزله را برداشتند» و ماجرا به قول استاد اینگونه بود که «اشاعره» و «معتزله» دو گروه از مسلمانان بودند با اختلاف نظرهایی درباره «عدل الهی»، «حسن و قبح عمل» و امثال آن، اشاعره در گرماگرم بحث و فحص پیرامون این مسائل، به ناگاه گروه خود را «اهل حدیث» نامیدند و با انتخاب این «نام» که به قول استاد شهید «کلاهبرداری» بود، کوشیدند طرف مقابل خود را بی اعتقاد به احادیث معرفی کنند! و حال آنکه- بازهم به قول استاد مطهری- معتزله اعتقاد بیشتری به احادیث داشتند و در مباحث خود بیشتر از اشاعره به احادیث و روایات استناد می کردند.
کسانی که این روزها، از وحدت و آشتی با سران فتنه و عوامل اصلی آن دم می زنند و با قیافه حق به جانب، خود را صلح دوست و اهل وحدت معرفی می کنند، چه بخواهندو بدانند و چه نخواهند و ندانند، در پوشش «وحدت»، نسخه «تفرقه» می پیچند! این آقایان اگر خیلی اهل «وحدت» هستند باید از آنها پرسید که اولا؛ چرا به وحدت مردم نمی اندیشند و مگر راهپیمایی 9 دی و حضور بی نظیر مردم در 22 بهمن، نشانه اتحاد یکپارچه و مثال زدنی ملت نبوده است و ثانیاً؛ آیا نمی دانند که سران و عوامل فتنه، تا آخرین نفس برای مقابله با همین وحدت و یکپارچگی مردم تلاش کرده اند؟! وحدت با چه کسانی؟ با مردم که در وحدت هستند؟ یا با دشمنان مردم که دشمنی آنان با وحدت مردم غیرقابل انکار است و اساساً به فرموده رهبر معظم انقلاب، مقابله با وحدت مردم هدف اصلی فتنه بوده است. لطفاً خود را اهل وحدت معرفی نفرمائید! و به وحدت ملت لطمه نزنید.
5- تمامی شواهد موجود و اسناد غیرقابل تردید حکایت از آن دارد که سران و عوامل اصلی فتنه، نه فقط در چارچوب نظام و مردم جای ندارند بلکه «ستون پنجم» دشمن گویاترین واژه برای معرفی آنان است. بنابراین، بدیهی است که مطابق قوانین جاری که در همه کشورهای دیگر نیز پذیرفته شده است هیچکدام از آنها نمی توانند و نباید در هیچیک از پست ها و مسئولیت های نظام به کار گرفته شوند و از جمله، شورای نگهبان نباید و حق ندارد صلاحیت هیچیک از آنان را در هیچیک از انتخابات تایید کند. توبه و بازگشت، اگرچه پسندیده است و از سوی خدای مهربان به تمامی مجرمان و گناهکاران توصیه شده است ولی توبه مانع از محاکمه و مجازات مجرم نیست و اگر چنین بود، هر جنایتکاری می توانست با ادعای توبه از مجازات بگریزد و در نتیجه دست جانیان برای همیشه بر جان و مال و نوامیس مردم باز بماند! و بالاخره، تردیدی نیست که عوامل فتنه بعد از محاکمه و مجازات قانونی می توانند به عنوان یکی از اعضای جامعه از مواهب حضور در جامعه اسلامی برخوردار باشند، به بیان دیگر، «کفش دزد» را اگرچه بعد از مکافات به مسجد راه می دهند، اما چهار چشمی مراقب او و کفش های نمازگزاران هستند، چه رسد به آن که کفش دزد را پیشنماز و یا حتی خادم مسجد کنند!
حسین شریعتمداری
خبرگزاری فارس: مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران گفت: من مدیر مسئولیام را از خاتمی در کیهان گرفتم اما هیچ وزیری را در وزارت ارشاد دیکتاتورتر از مهاجرانی ندیدم.
به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس عباس سلیمینمین عصر سهشنبه در نشست "سرانجام انقلاب " در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه با توجه به مواضع سیدحسن خمینی، آیا آینده وی شبیه به سیدحسین خمینی میشود؟ گفت: آرزوی ما و ملت ایران این نیست که سید حسن خمینی از صحنه سیاست حذف شود و توانمندیهای خود را از دست بدهد بلکه همه باید آرزو کنیم سرمایههای انسانی در مسیر مصالح جامعه حفظ شوند همچنین باید توجه داشت که برخی احزاب سیاسی تمایل دارند ضعفهای رقبای آنها منجر شود تا کاملا از عرصه سیاسی حذف شوند ولی این امر تمایل آحاد جامعه نیست و احزاب سیاسی هستند که میخواهند رقیبشان کم شود تا راه برای آنها باز شود.
وی اضافه کرد: به طور مسلم سیدحسن خمینی اشتباهاتی داشته و فضای جامعه تا حدی این واقعیت را روشن میکند و نامه وی به ضرغامی با وجود استدلالهای دو طرف، موجب ایجاد جمعبندی برای مردم میشود که این جمعبندی ارزش دارد.
سلیمینمین با بیان اینکه نامه اخیر سیدحسن خمینی که بر اساس اقوال دیگران بود، جامعه را نسبت به شخصیت او به رشد واقعی رساند، گفت: وقتی مردم نامه او به ضرغامی را کامل میخوانند و توضیحات ضرغامی را میشنوند، از شخصیت سیدحسن خمینی به یک جمعبندی میرسند، البته ما آرزو نمیکنیم سیدحسن سرنوشت سیدحسین را پیدا کند و دوست داریم او در راه امام و منشا خیر بزرگ برای جامعه باشد البته بستگی دارد که او چطور راه خود را انتخاب میکند.
رئیس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه علت تن ندادن برخی خواص به قانون چیست؟ گفت: این موضوع دلایل مختلف دارد و ما همیشه زیادهخواهی را نباید محدود به مسائل اقتصادی بدانیم چراکه برخی از شخصیتها زیادهخواهی اقتصادی ندارند بلکه در زمینه مقام و یا قانون زیادهخواه هستند چراکه برخی خواص را در عرصههای مختلف و در طول تاریخ امتحان کردیم، به طور مثال منتظری زندگی سادهای داشت و هرگز زیادهخواهی اقتصادی نداشت؛ اما در مورد قانون زیادهخواه بود و معتقد بود که قانون نباید همان طور که در مورد آحاد معمولی جامعه اعمال میشود در مورد او نیز اعمال شود و همین موضوع علت ایجاد اختلاف امام و منتظری بود همچنین در مورد محاکمه مهدی هاشمی که موجب اختلاف بین منتظری و امام شد، میگفت که محاکمه مهدی هاشمی یعنی محاکمه شخصیت من و قانون نباید به حریم من وارد شود.
وی ادامه داد: برخی از خواص نیز در عنوان زیادهخواه هستند پس ما باید خواص را به صورت فرد به فرد بررسی کنیم که در چه زمینههایی زیادهخواه هستند و اینکه آیا میتوان زیادهخواهیشان را مهار کرد یا خیر.
* هاشمی به لحاظ استدلالی دچار تناقض است
سلیمینمین در ادامه تصریح کرد: جامعه ما در زمان ریاست جمهوری هاشمی از او شناختی پیدا کرد که در مسائل اقتصادی آدم منضبطی نیست اما همین جامعه در مسائل مشورتی و فکری به هاشمی رای میدهد و او در انتخابات خبرگان رهبری رای قابل توجهی را کسب میکند و جالب است که هاشمی این انتخابات را که دولت نهم اجرا کرد، خوب میداند و این موضوع نشان میدهد که هاشمی به لحاظ استدلالی دچار تناقض است چراکه انتخاباتی را که توسط دولت نهم اجرا میشود و او رای میآورد را خوب میداند اما انتخاباتی که از سوی دولت نهم اجرا میشود اما طیف مورد علاقه او رای نمیآورد را بد میداند.
وی با بیان اینکه هاشمی بر اساس شناختی که مردم نسبت به شخصیت او به دست آوردند، در جایی رای میآورد و جای دیگر رای نمیآورد، گفت: امروز جامعه نسبت به خواص خود اشراف پیدا کرده است و آنها را در جایگاههای مهم بر اساس شناختی که نسبت به آنها پیدا میکند قرار میدهد پس امروز میتوانیم به راحتی نسبت به توانمندیها در عرصه نیروهای انسانی به قضاوت منطقی برسیم، البته خواص نیز باید به رای مردم تن دهند و خاضعانه و متواضعانه در برابر رای مردم حاضر شوند.
* مشایی با تملق توانسته در دل رئیسجمهور جا باز کند
مدیر مرکز مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا مشایی با شما مناظره نکرد و ارزیابی شما از عملکرد مشایی در دولت چیست؟ خاطرنشان کرد: مشایی از جمله ضعفهای دولت اخیر است و ملت با علم به اینکه احمدینژاد در این زمینه ضعف دارد به او رای دادند.
وی در ادامه گفت: من مشایی را آدم متملقی میدانم و اینکه بخواهیم او را شخصیتی تئوریک بدانیم را قبول ندارم و این موضوع مورد پذیرش جامعه نیست چراکه معتقدم مشایی با یکسری تملقات توانسته در دل رییسجمهور جا باز کند البته ملت این شیوه را نمیپسندد. چون شاهدیم بسیاری از نخبگان در گذشته با این شیوه از مسیر جامعه خارج شدند، به عنوان مثال هاشمی توسط تملقهای جریان چپ از دایره بهرهبرداری مردم به دور رفت و مردم نتوانستند از این توانمندی به طور شایسته استفاده کنند.
سلیمینمین اضافه کرد: تفاوت امروز در این است که مردم با علم به ضعف احمدینژاد به او رای دادند. علیرغم اینکه احمدینژاد دلبستگی خاصی به تملقگویی مشایی دارد البته تملقگویی مشایی در مورد احمدینژاد با تملقگوییهای جریان چپ در مورد هاشمی در گذشته تفاوت دارد چراکه تملق آنها در زمینههای مادی بود و مشایی از منظر دینی تملق میکند و آدمهای متملق میدانند با هر کسی از چه زاویهای برخورد کنند.
مدیر مرکز مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران با بیان اینکه ملت ایران نسبت به کارایی تملق حساسیت دارند و با این شناخت کارایی افرادی مثل مشایی به حداقل میرسد، اظهار داشت: جامعه از توانمندی کسی که انتخاب کرده است بهره میگیرد و از ضعفهای او دور میماند.
سلیمی نمین در ادامه در پاسخ به اینکه آیا خطر تملق دینی در درازمدت، صدها برابر بیشتر از تملق مادی برای نظام جمهوری اسلامی نیست؟ گفت: اگر جامعه شناخت نداشته باشد حرف شما درست است، اما امروز در این زمینه کسانی که احمدینژاد را انتخاب کردهاند بسیار بیشتر از دیگران حساس هستند و شاهدیم نمایندگان مجلس و روزنامههای حامی دولت در این زمینه واکنش نشان دادند به طور مثال کیهان دیروز با شکایت مشایی به دادگاه رفت. روزنامهای که بیشترین دفاع از احمدینژاد را داشت، بیشترین حساسیت را به موضوع مشایی دارد.
وی تصریح کرد: وقتی میدانید ضعفها و قدرتها کجاست با درایت میتوانید از قدرتها استفاده کنید و ضعفها را مهار کنید. باید بگویم نمیتوان در عرصه سیاسی افرادی را پیدا کرد که ضعف نداشته باشند و اگر در مورد مشایی در جامعه آگاهی وجود داشته باشد لطمههای این مشکل به حداقل ممکن میرسد.
* نشریه همت توسط مشایی شکل گرفت
مدیر مرکز مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران در پاسخ به اینکه چرا شما مانند نشریه همت جامعه را به یاران هاشمی و یاران مقام معظم رهبری تقسیم میکنید، گفت: من قبلا نیز گفتهام که نشریه همت توسط خود مشایی شکل گرفت که البته با هوشمندی مردم با آن برخورد شد و من نه تنها در این قضیه نقشی نداشتم بلکه نسبت به آن حساسیت نیز داشتم.
* آگاه شدن مردم از وضعیت فائزه و مهدی هاشمی از دستگیر شدن آنها مهمتر است
وی همچنین در مورد اینکه چرا فائزه و مهدی هاشمی دستگیر نمیشوند، گفت: در چند ماه گذشته حرفهایی در جامعه مطرح بود که چرا سران فتنه دستگیر نمیشوند و غیر از این دو خواهر و برادر، بحث از دستگیری میرحسین موسوی، کروبی، شخص هاشمی و دیگران نیز به میان آمد اما باید این سوال را پرسید اینکه جامعه توانست نسبت به یک حرکت گسترده که نظم را در جهان به هم زد هوشمندانه عمل کند، حاصل چه بود؟
مدیر مرکز مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران افزود: اگر وقتی عناصر سادهاندیش در مسائل سیاسی مطالبهای را مطرح کردند تا از قدرت اکثریت استفاده کنند و بلافاصله آنها دستگیر میشدند حاصلی جز غامضتر شدن مسائل سیاسی نداشت چراکه اگر امروز جامعه نسبت به حسن خمینی شناختی پیدا میکند به این خاطر است که او میتواند حرف بزند و صحبتهایش در روزنامهها منتشر میشود و مردم میتوانند تشخیص دهند که آیا او پختگی سیاسی لازم را دارد یا خیر.
وی ادامه داد: این موضوع موجب شکلگیری آگاهی در جامعه شده و موجب میشود که دشمن به اهداف خود نرسد لذا باید بگویم که با دنبال کردن دستگیریها مسئله حل نمیشود چراکه آنچه امروز اتفاق افتاد این بود که وقتی افراد خودشان را به جامعه عرضه میکنند دچار مشکل میشوند و مردم با افکار آنها آشنا میشوند همانطور که امروز دعوای گنجی و مهاجرانی سودبخش شد چراکه مردم با شنیدن صحبتهای آنها از واقعیت آگاه میشوند.
سلیمی نمین اضافه کرد: جامعه با آگاهیهایی که به دست میآورد متوجه میشود برخی سردمداران مطالبات به حق مردم حرف واقعیشان چیست و حقیقت برای جامعه روشن میشود.
مدیر مرکز مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران مهاجرانی را مستبدترین آدم در وزارت ارشاد معرفی کرد، افزود: مهاجرانی ظاهری دموکرات دارد و طبیعی است اگر جوانان ما امروز از واقعیت آگاه نشوند نمیتوانند آگاهانه تصمیم بگیرند.
وی در جواب صحبتهای یکی از دانشجویان که ادعا میکرد آزادی مطبوعات در دوره وزارت ارشاد مهاجرانی به اکثریت رسید، گفت: من به عنوان علاقمند به شما میگویم که این طور نیست که در زمان مهاجرانی آزادی در بالاترین حد بوده است چراکه مهاجرانی در دوران وزارت خود یک جریان سیاسی را در عرصه مطبوعات ایجاد کرد و برای آن جریان سیاسی رسانههای متعدد رقم زد در حالیکه از من که در آن زمان روزنامهنگار بودم بپرسید چرا روزنامهام متوقف شد؟ و من به شما میگویم که این موضوع به خاطر آزادطلبی مهاجرانی نبوده است و آزادطلبی با باند بازی او تفاوت میکند.
* هیچ وزیری را دیکتاتورتر از مهاجرانی ندیدم
سلیمی نمین با اشاره به اینکه من مدیر مسئولیام را از خاتمی در کیهان گرفتم اما هیچ وزیری را در وزارت ارشاد دیکتاتورتر از مهاجرانی ندیدم، گفت: از نظر سابقه کار تنها مدیر مسئول رسانهای هستم که از مراحل پایین کار رسانهای را تا مدیر مسئولی پیش رفتم، من جواز روزنامه دیدار را در پایان دوره هاشمی گرفتم ولی در دوران خاتمی، مسجدجامعی به من گفت که مهاجرانی نخواهد گذاشت که شما روزنامه راه بیندازید پس این طور نبود که او آزادیطلب باشد بلکه میخواست تفکر خود را از طریق کثرت رسانهها القا کند و در این راه به نیروهای سیاسی مدنظر خود مجوز میداد تا از طریق کثرت پیام رسانی منویات خود را القا کند.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8812041764