

ایلنا: روزهایی که قطر داشت خود را برای سرمایهگذاری در پارس جنوبی آماده میکرد، ایران به نفت میاندیشید و نه حوزه مشترک گازی دغدغهاش بود و نه گاز، جمعیت تحت پوشش گاز طبیعی بسیار اندک بود و کسی فکر نمیکرد گاز اگر خانههای مردم را روشن کند، روزگاری نوین فرا میرسد. آن روزها برای گرم کردن خانهها بخاریهای نفتی روشن میشد و نفت که کمیاب میشد کرسیها به کمک میآمدند. این وصف حال شهری بود که مردمانش میدانستند بر سرزمین بیکران نفت خانه دارند. اما در بالاتر، در میان تصمیمگیران نیز دغدغه نفت بود و در بودجه هر سال مثل حالا قیمتی برای نفت تخمین زده میشد و هر سال همه آنچه از نفت در میآمد خرج میشد چه در بودجه جاری و چه عمرانی. نگاه به نفت نگاهی نبود که حالا خیلی از کارشناسان و برخی تصمیمگیران تبلیغ میکنند. نگاهی بود صادرات محور. دلیل این مدعا به کارگیری همین واژهای است که هنوز کاربردش مرسوم است . "تولید نفت". بسیاری معتقدند به جای عبارت تولید نفت ضروری است که عبارتی دیگر به کار گرفته شود ." استخراج نفت".
آن روزها هنوز کسی به استخراج فکر نمیکرد و در ادبیات اقتصادی این گونه معمول بود که نفت تولید میشود و به فروش میرسد و حاصل این تولید و فروش دلاری است که به کشور میآید و خرج میشود. در همان دوران بود که قطر، کشور کوچکی که با ایران در خلیج فارس مرز آبی دارد آماده سرمایهگذاری در پارس جنوبی میشد. قطر قراردادهای مهمی را بست و تولید گاز را آغاز کرد. یازده سال بعد بود که یاران اقتصاد ایران پارس جنوبی را دریافتند ولی با گذشت از آن روزها تازه وزیر نفت در آخرین مصاحبه خبری خود در سال گذ88 و در جمع نمایندگان رسانههای گروهی اعلام میکند سال آینده هیچ فازی از پارس جنوبی خالی نمیماند. ایران در پارس جنوبی 24 فاز تعریف کرده است که از این تعداد فاز هنوز برخی خالیاند و برخی حضور پیمانکارانی را برای توسعه پذیرفتهاند. اگر سال آینده به گفته وزیر برای توسعه همه 24 فاز پارس جنوبی قرارداد امضا شود و همه فازها مشغول به کار شوند میتوان گفت 20 سال پس از به بهرهبرداری رسیدن پارس جنوبی ایران تمامی فازهای خود را تکمیل میکند. وزیر نفت بارها در سخنرانیهای خود گفته است: گاز؛ پیشران توسعه.
تمرکزی که بر پارس جنوبی در این سالها صورت گرفته و تلاشی که برای جذب سرمایهها میشود نیز دلیلی بر این مدعاست. خصوصا آن که وزارت نفت نسبت به اولویت بندی پروژههای خود اقدام کرده و در صدر اولویتهای خود نام پارس جنوبی را نشانده است.
اما پارس جنوبی چه زمانی اهمیت یافت؟ این میدان گازی که با وسعت 10700 کیلومتر مربع دارای 1180 تریلیون فوت مکعب ذخایر گازی است، به تنهایی 19درصد از کل ذخایر گازی جهان را در خود جای داده است. دو سوم از این میدان در مرزهای آبی قطر و مابقی متعلق به ایران است. قطر با بهرهبرداری از سکوی آلفا در سال 1991، تولید خود را از میدان شمالی (پارس جنوبی) به میزان 883 میلیون فوت مکعب در روز آغاز کرد و پس از آن مجتمعهای بهرهبرداری برآوو و چارلی در سالهای 1996 و 1998 با هدف تامین خوراک کارخانههای LNG شرکتهای QATARGAS و RASGAS با ظرفیت 1200 و 880 میلیون متر مکعب در روز در مدار تولید قرار گرفتند. در سال 2005 نزدیک به 100 حلقه چاه فعال در میدان گازی پارس جنوبی در مدار تولید بوده است که با فرض میانگین بهرهدهی 58 میلیون فوت مکعب در روز برای هر حلقه چاه، پیشبینی میشود، قطر در سال 2005 به طور متوسط روزانه 5.8 میلیارد فوت مکعب گاز از میدان گازی پارس جنوبی تولید کرده است که 5.46 میلیارد فوت مکعب آن خوراک مجتمعهای تولید 25.5میلیون تن LNG بوده است.
بر اساس برنامههای اعلام شده وزارت نفت قطر، این کشور از سال 2011 عرضه سالانه 77 میلیون تن LNG را به بازار بینالمللی هدف گذاری کرده است که نیازمند برداشت روزانه 16.47 میلیارد فوت مکعب گازطبیعی (معادل 16 فاز پارس جنوبی ایران) است.
همین برنامهریزیهاست که پارس جنوبی را برای ایران در اولویت قرار داده است چرا که میدان مشترک در حوزه نفت و گاز چندان هم مشترک نیست. این طور نیست که هر کدام از شرکا سهمی مساوی از میدان داشته باشند. هر که بیشتر ببرد سهم بیشتری دارد و هیچ گاه یک طرف معطل طرف دیگر نمیماند تا او هم بتواند سهمی را ببرد. ایران میخواهد انقلابی عظیم در حوزه گازی پارس جنوبی به راه بیندازد. اما آیا میتوان در صورت تحقق همه برنامهها نفسی به راحتی کشید؟
هر چند بسیاری از تحلیلگران آینده بازار انرژی را از آن گاز میدانند اما تحرک یک کشور همسایه ایران سبب شده است نگاهها دوباره به نفت معطوف شود. نفت حداقل در پنجاه سال آینده همچنان پیشران بازار خواهد بود و اهمیت فراوانی در محاسبات و مناسبات سیاسی و اقتصادی خواهد داشت. مشکل فقط در اینجا نیست که عراق میخواهد میادین نفتی خود را توسعه دهد. قضیه آنجایی حساس میشود که 28 میدان نفتی عراق با ایران مشترک است. اگر ایران اهمالی در این حوزهها داشته باشد تجربه تلخ پارس جنوبی در خشکی نیز تکرار خواهد شد. این روزها باید پیش از آنکه نگران پارس جنوبی بود. یا بهتر بگوییم، به اندازهای که نگران پارس جنوبی هستیم نگران حوزههای مشترک با عراق باشیم که اگر به تولید برسند. که حتما میرسند، از سهم ما برداشته میشود و توسعه همزمان حوزهها با عراق است که میتواند از تکرار تجربه تلخ ایران و قطر در این حوزه جلوگیری کند.
آن زمان که ایران به نفت میاندیشید، قطر به گاز فکر میکرد و حالا که عراق به نفت فکر میکند، ایران به گاز. ما هم از گاز قطر سهم داریم و هم از نفت عراق. حفظ این ثروت بدون تردید حساسیت ویژهای را طلب میکند. کاش وزیر نفت میگفت سال آینده همزمان با عقد قرارداد در همه فازهای پارس جنوبی، عقد قرارداد در حوزههای مشترک با عراق نیز در دستور کار قرار میگیرد.
بگذار این نوشته، پاره پاره باشد و کلام، بریده بریده... که سخن از عشق و حرف و حریف دل است. حکایت غریبی است بهار و باران. مثل خود نوروز، ساعتی آفتابی و ساعتی ابری و بارانی. لب به خنده گشوده و چشم به اشک، تر. این ذات بهاران است و کس از این سایه روشن و ابر و آفتاب نمی رنجد که هر دو در ذات بهار است، تابیدن و باریدن و جان دادن و رویاندن. حکایت غریبی است بهار و باران. و غریب تر، دلی که «جان بهار و باران» را بهانه می گیرد. بهار من، بارانم، خرّمی روزگاران، سلام! السلام علی ربیع الانام¤ و نضره الایام. سلام بر بهار جان ها و طراوت و خرّمی روزگاران.
ای که بوی باران شکفته در هوایت
یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت
... جز غمت ندارم به حال دل گواهی
ای که نور چشمم در این شب سیاهی
چشم من به راهت همیشه تا بیایی
باغ من، بهارم، بهشت من کجایی
بهار، بشارت و آیتی از توست. ناگهان جاری می شود در رگ و تن جان و جهان. جای ریزش ها می رویاند و مرده زنده می کند. ناگهان در نهایت خزان و رخوت و مرگ، جهانگیر می شود بهار. و مگر می شود با بهار جنگید؟ بهار، این گونه هم، بشارتی از توست. آن زمان که در جان جهان می دود، خون تازه در رگ هستی جاری می سازد، بی تاب می کند و در جوش و جنبش می آورد.
عشق آمد و شد چو خون، اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پرساخت ز دوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامی است ز من بر من و باقی همه اوست
سهم آدمی از این باران بهاری و از این جنب و جوش و خروش چه می شود؟ دردانه خلقت پیامبر اعظم(ص) فرمود «مثال آن چیزی که خداوند مرا از هدایت و علم برانگیخت مثال باران فراوان است که به زمین می رسد. بخشی از زمین، پاکیزه و نرم و مستعد است، پس آب را می پذیرد و انواع فراوان گیاه و سبزه را می رویاند. و بخشی از زمین، سنگ و سخت است که آب را نگاه می دارد و مردم از آن می نوشند و آبیاری و زراعت می کنند و پاره ای از باران به زمین شوره ]و بی استعداد[ می رسد، نه آب را نگاه می دارد و نه گیاه می رویاند. این مثال کسی است که در دین خدا تعمق کند و خداوند او را به آنچه مرا مبعوث کرده منتفع سازد، پس او بیاموزد و بیاموزاند. و باز مثال کسی است که سرش را بالا گیرد و هدایتی را که خداوند مرا به خاطر آن فرستاده نپذیرد.»
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید و در شوره زار خس
ذات بهار و باران، رویاندن و جان دادن است. بدان شرط که آغوش بگشایی و به جان بخری. همان فرمایش نورانی رسول خداست که «ان لربّکم فی ایام دهرکم نفحات من رحمته الا فتعرّضوا لها فلعلّ احدکم تصیب نفحه فلایشقی بعدها. همانا برای پروردگار در ایام روزگار شما نفحه هایی از رحمت اوست، آگاه باشید و خویش را در معرض آن نسیم ها قرار دهید، باشد که به کسی از شما برسد، پس بعد از آن دچار شقاوت نشود.» بهار را باید چشید، باید شنید و لبیک گفت تا احیا شد. این سنت و فرمان الهی است: «ای کسانی که ایمان آورده اید اجابت کنید خدا و رسول او را آن هنگام که شما را می خوانند به آنچه زنده می کند شما را و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حائل است و اینکه به سوی او محشور می شوید»(آیه 42 سوره انفال). مگر هر کس می تواند «فراخوان رویش و زندگی» را لبیک گوید؟ «تنها کسانی تو را اجابت می کنند که شنوا هستند» (سوره انعام) و «اگر تو را اجابت نمی کنند بدان که آنها فقط از هواهای خود تبعیت می کنند»(سوره قصص). ای پیامبر «آنها که جز خدا را می خوانند، حتی به اندازه پوست نازک هسته خرما را مالک نیستند. اگر آنها را دعوت کنید، صدای شما را نمی شنوند و اگر بشنوند، شما را اجابت نمی کنند... نه کور و بینا برابرند و نه تاریکی و نور و نه آفتاب و سایه. و مساوی نیستند زندگان و مردگان. خداوند هر که را بخواهد شنوا می کند و تو نمی توانی شنوا کنی آنها را که در گور هستند... خداوند از مردم و جنبندگان و چارپایان در گونه های مختلف خلق کرده است، همانا فقط عالمان و دانایان نسبت به خداوند خشیت دارند». (آیات 31 تا 22 سوره فاطر)
قلب انباشته از هوا- از شهوت و غضب- چگونه جایگاه عشق شود، بتخانه کجا جای خداست؟ دل که سنگواره شد، چگونه می تواند پیام زندگی و عاشقی را دریابد؟
گر دل نبود کجا وطن سازد عشق
ور عشق نباشد به چه کار آید دل
قلب را باید میراند تا زنده شود و زنده کرد تا ریسمان های اسارت رخت بربندد. به تعبیر بلند امیرمؤمنان خطاب به امام حسن (علیهماالسلام) «احی قلبک بالموعظه و ام ته بالزّهاده . قلبت را با اندرز زنده کن و با زهد و دامن چیدن از دنیا بمیران». (نامه 31 نهج البلاغه)
دل که وسعت یافت و چنان زیر و رو شد که بذر محبت در آن جوانه کرد، می شود عمار و مالک، می شود ابن تیهان و ذوالشهادتین، می شود عمروبن حمق خزاعی که در بحبوحه حیرت عوام و خواص در آستانه نبرد صفین، سویدای دل خویش را پیش پیشوای حق گشود و گفت «ای امیرمؤمنان! بیعت من با تو نه از روی منفعت خواهی بود و نه در هوای مقام و ریاست. اطاعت و پیروی از تو را بر خود واجب می دارم و هرگز از فرمانت سر بر نتابم چون فضیلت و شرف تو نزد من آشکار است... اطاعت تو بر من واجب و عشق تو در نهادم بر هر سودای دیگری غالب است. اگر در راه رضایت و خرسندی تو کوه ها را از جا برکنم، نزد من بسی آسان است و چنان دانم که یکی از هزاران حق واجبی را که از تو بر گردن دارم، انجام نداده ام. اگر فرمان دهی با پنجه کوه سخت را از جا می کنم.» عمرو با چنین محبتی، محبوب علی(ع) شد و غمگنانه شنید که «کاش در سپاه من صد مثل تو بود». و چه کلام نغزی عارف والا آیت الله احمدی میانجی(ره) فرمود «سئوال شب اول قبر درباره اینکه پیامبرت کیست و امامت کیست، مربوط به آدم های عادی است وگرنه، مالک اشتر حق دارد به ملائک بگوید من- که برای علی جانبازی کردم- و پرسش از اینکه امامت کیست؟!».
روزگار گشت و نوبت عاشقی به ما رسید. نوبت جنبیدن و سربرآوردن و بالیدن قبیله ای که مقدر بود آفتاب را از پس ابر، و بهار را بدون «بهار آور» به تماشا بنشیند. گویا لسان الغیب حافظ همین ساعت از تمنا به تنگ آمده و لبالب طلب شده که سرود:
بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
زلف سنبل چه کشم، عارض سوسن چه کنم
آنچه در این میان بر زخم خار خلیده در چشم قوم منتظر مرهم می نهد، بشارت حضرت دوست(عج) است که فرمود «انا لا ناسین لذکرکم ولا مهملین لمراعاتکم. ما یاد شما را از خاطر نمی بریم و در مراعات و مراقبت شما اهمال نمی کنیم.» و نیز فرمایش اوست که مردم از فقیه پارسا و دیندار که مخالف هوا و مطیع امر مولاست، پیروی کنند. «فاما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً لهواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام أن یقلّدوه.» لبیکی که امت ما به روح خدا خمینی گفت و دست بیعتی که پس از رحلت او به خلاصه خمینی، خامنه ای عزیز داد، بالاترین مرتبه آزمون ولایت و محبت به مراد و مقتدای غایب از نظر(عج) بود. آن «باید» اطاعت از فقیه پارسا را ملت ایران چنان که شاید لبیک گفت. و نامحرمان کجا راه دارند به رمز و راز عاشقی این قوم با بهار جان ها و طراوت روزگاران.
هرگز کسی نگوید بالای چشمت ابرو
تیغ از تو گردن از من، چون و چرا ندارد
هر روز ملتی که اجابت می کند مقتدای خود را، نوروز پیروز است، 22خرداد باشد یا 9دی و 22بهمن. ملت ایران به تاسی از مقتدای نستوه خود رویش را اراده کرده و همت و اهتمام خویش را آشکار ساخته است. پس گشایش و فتح پیاپی ارزانی اوست حتی اگر بدخواهان به غیض آیند. «آنچه خداوند از رحمت برای مردم بگشاید، مانع و بازدارنده ای برای آن نیست... هر کس عزت را بخواهد پس همه عزت برای خداست و کلام پاکیزه و طیب به سوی او صعود می کند و عمل صالح آن را بالا می برد. و کسانی که با بدی ها مکر می ورزند عذابی شدید برای آنهاست و مکر آنان نابود می شود» (آیات 2 و 10 سوره فاطر). ما حقیقت این آیات و ظفرمندی ملت ایران و مقتدای او را در طول سه دهه اخیر و همین یک سال گذشته به عیان مشاهده کردیم. و از جنس همان کلام طیب، «همت مضاعف و کار مضاعف» است.
به یقین این دعوت به یکسان بر جان ها نخواهد نشست. کسانی شاید بشنوند و بگذرند و کسانی شاید اصلا نشنوند یا به روال تاریخ، خلاف جهت هم حرکت کنند. این غریب نیست که سنت تاریخ است. اما در خانه اگر کس است، یک حرف بس است. طرف خطاب این کلام بهاری، جان های مستعدی است که جای تا جای کشور بر بستر انقلاب روییده اند و چشم انتظار باران بودند. آنها امروز بسیار و بی شمارند، اگر در روزگار غربت علی(ع) کم شمار بودند. آن کم شمارها نهال «امت-امامت» را بدین برگ و بار رساندند تا این بی شماران خود، با همت مضاعف، بهار را تا کجا جهانگیر کنند. نه، این کلام طیب بر زمین نخواهد ماند. ذات کلمه طیبه، صعود و بالا رفتن و به بار نشستن است. ما این حقیقت را در بحبوحه گدازان فتنه جفاکاران دیدیم.
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
علی امروز تنها نیست که دست کمیل را بگیرد و بیرون شهر ببرد و بگوید «ای کمیل این دل ها چونان ظرف است و ارزنده ترین آنها پرگنجایش ترین آنهاست... ای کمیل در این سینه من دانش انبوه است اگر حاملانی برای آن می یافتم. افراد باهوش اما امانتدار و دینداران بی بصیرت و مردد در خور این دانش نیستند و نیز آن که افسارش را به شهوت سپرده یا شیفته مال اندوزی است. چنین است که علم با مردن حامل آن می میرد. خداوندا آری زمین از انسانی که با حجت برای خدا قیام کند خالی نمی ماند، در میان مردم ظاهر و شناخته شده باشد یا در حال بیم و پنهان، تا حجت های الهی باطل نگردد. عدد اینان چند است و کجا هستند؟ سوگند به خدا آنان از نظر عدد کم شمارند و از نظر قدر و ارزش، نزد خداوند باعظمت ترین هستند. خدا با آنها حجت ها و نشانه های خود را حفظ می کند تا به مانندهای خود بسپارند و در دل نظایر خود بکارند. علم با حقیقت بصیرت به آنها هجوم آورده و با روح یقین هم نشین هستند. آسان می شمرند آنچه را مترفان مشکل می دانند... آنها جانشینان خدا در زمینند. آه! آه که چه قدر مشتاق دیدار آنها هستم». (کلمات قصار نهج البلاغه، کلمه 147)
آری زمین و زمان از بهار و باران خالی نیست و چون چنین است، پس خواهد رویاند همیشه. عرض خود می برند آنها که با بهار می جنگند. با بهار نمی توان جنگید.
... حکایت غریبی است نوروز و بهار. ساعتی آفتابی و ساعتی ابری و بارانی. بوی باران است که در هوای دوست شکفته است. خود را به بهار بسپاریم، به او که بهار را راه بر است. پروا مکن بشتاب، همت چاره ساز است.ابتدا باید دل را گنجایش و وسعت داد.
محمد ایمانی
¤ ربیع در لغت صرفاً به معنای بهار نیست بلکه همچنین باران آغازین بهار را گویند که ببارد و گیاه سبز و خرم را برویاند.
تهران- رییسجمهور با بیان اینکه انجام اقدامات بزرگ نیازمند شجاعت و تصمیم های بزرگ است، گفت: دولت و مجلس باید با همت والا و همدلی امور کشور را به نفع مردم جلو ببرند و در این مسیر نباید از اتخاذ تصمیم های بزرگ ترسید چرا که ترس موجب شکست میشود. |

ایلنا:رییس قوه قضاییه تاکید کرد:قوه قضاییه هیچگاه تحت تاثیر جوسازیها قرار نگرفته و در راه اجرای قانون تردیدی به خود راه نمیدهد و کارکنان دستگاه قضایی در کل در احقاق حقوق مردم جدی هستند و با تمام توان تلاش میکنند تا عدالت رعایت شود.
به گزارش ایلنا،آیتالله صادق آملی لاریجانی صبح امروز در جلسه مسئولان عالی قضایی با تقدیر و تشکر از استقبال گرم مراجع عظام بر ضرورت توجه مسئولان عالی قضایی به رهنمودهای ایشان تاکید کردند.
رئیس قوه قضاییه با تشریح مباحث مطرح شده در دیدار با مراجع عظام اظهار داشت: خوشبختانه مراجع عظام تقلید نظریاتی جامع و مفید داشتند که برخاسته از توجه دقیق آنان به روند امور و اخبار و اطلاعات روز است.
آیتالله لاریجانی توجه به تاکید مراجع عظام در برخورد با پدیده شوم مفاسد اقتصادی و احقاق حق مظلومان، استقلال قوه قضاییه، کاهش اطاله دادرسی و رعایت قانون در رسیدگیهای قضایی را بسیار ضروری دانست و افزود: منویات مراجع عظام که عمدتا در سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری (دامت برکاته) هم آمده است، باید مورد عنایت کامل مسئولان عالی قضایی قرار گیرد.
وی با تاکید بر ضرورت ارتباط و استفاده از رهنمودهای مراجع عظام تقلید گفت: با توجه به اینکه این بزرگواران در ارتباط دائم و مستقیم با مردم هستند، دیدار مسئولان با مراجع بزرگوار تقلید در روند اجرای اهداف نظام بسیار مفید و لازم است.
رئیس قوه قضاییه بار دیگر با اشاره به برخی از جوسازیهای افراد که قصد دارند نحوه رسیدگی به مفاسد اقتصادی را تحتالشعاع قرار دهند متذکر شد:به مراجع عظام نیز در دیدارهای جداگانه اطمینان داده شد، قوه قضاییه هیچگاه تحت تاثیر جوسازیها قرار نگرفته و در راه اجرای قانون تردیدی به خود راه نمیدهد و کارکنان دستگاه قضایی در کل در احقاق حقوق مردم جدی هستند و با تمام توان تلاش میکنند تا عدالت رعایت شود.
در ادامه مباحث گذشته جلسه مسئولان عالی قضایی، در این جلسه نیز که تعدادی از قضات برجسته دیوان عالی کشور حضور داشتند بحث و بررسی پیرامون نحوه نظارت دیوان عالی کشور بر اجرای صحیح قوانین در محاکم پیگیری شد.
http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=115258