قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

میرکریمی:عسگرپور بارها از آبروی خود برای دفاع از سینما مایه گذاشت

میرکریمی: عسگرپور بارها از آبروی خود برای دفاع از سینما مایه گذاشت

مدیرعامل سابق خانه سینما تاکید کرد باید از خانه سینما به عنوان یکی از دستاوردهای فرهنگی نظام حفاظت کرد

سیدرضا میرکریمی کارگردان فیلم سینمایی «یه حبه قند» با انتقاد از فضای رسانه‌ای کشور گفت: «مدتی بی‌رحمانه به خانه سینما تاخته شد در صورتی که خانه سینما به عنوان یک نهاد صنفی مدنی موفق و قدیمی در سینمای ما باید مورد حمایت قرار بگیرد.»
 
او در ادامه بیان کرد: «عسگرپور هنرمندی مومن، صادق و انقلابی است. او در طول چند سال گذشته که مدیرعامل خانه سینما بود به شدت مظلوم واقع شد و بارها از آبرو و اعتبار خود برای دفاع از آبروی سینمای ایران مایه گذاشت و با اینکه بارها قصد داشت استعفا کند و خانه سینما را ترک کند، هر بار با اصرار سینماگران منافع شخصی خود را به خاطر منافع جمعی نادیده گرفت.»
 
او خاطرنشان کرد: «متاسفم در فضایی قرار داریم که هر شخصی، اگر حرفی بزند، سیاسی تلقی می‌شود در صورتیکه اینگونه نیست. یک تلاش صنفی در دفاع از منافع جمعی لزوما رنگ و بوی سیاسی ندارد.»
 
این نویسنده و کارگردان تاکید کرد خانه سینما می‌تواند نباشد و تعطیل شود؛ ولی این نه تنها چیزی به افتخارات حوزه فرهنگی کشور ما اضافه نمی‌کند، بلکه با نبود این نهاد صنفی مشکلات بسیاری گریبان مسئولین فرهنگی را می‌گیرد.
 
میرکریمی افزود: «خانه سینما در واقع یک حلقه پیونددهنده اهالی سینما و نظام مدیریتی است. اگر جایی تند حرف می‌زند و از منافع این اعضا دفاع می‌کند در واقع باید برای مسئولان یک هشدار باشد که حرف‌های تندتری هم بوده که خانه سینما این مواضع را تعدیل کرده است.»
 
او در پایان تاکید کرد: «اداره تشکل صنفی فراگیری چون خانه سینما با سلایق و گرایش‌های فکری متنوع به صورت بخش‌نامه‌ای و تک‌سلیقگی امکان‌پذیر نیست و می‌فهمم درک این موضوع برای سیستم غالبا دولتی ما دشوار است. سعی کنیم از این نهاد مدنی به عنوان یکی از دستاوردهای فرهنگی نظام حفاظت کنیم، حتی اگر کاستی‌هایی در آن دیده می شود.»

کسی خط قرمز تعیین نکند که گوش ما بدهکار نیست

آیت الله آملی لاریجانی:

کسی خط قرمز تعیین نکند که گوش ما بدهکار نیست

http://ilna.ir/uploads/1390-7-8/larijan7np.jpg
رضایتمندی مردم نباشد مشروعیت ومقبولیت نظام از بین می‌رود/مواردی که رییس جمهور با عنوان مفسدان اقتصادی به قوه قضاییه داد یک کار تبلیغاتی و بی‌مستند بود/مردم شاید با فقر و نداری بسازند اما قطعا با ظلم نمی‌توانند بسازند.

  ایلنا: رئیس قوه قضائیه با بیان اینکه دستگاه قضایی در برخورد با عاملان فساد اقتصادی اخیر که قطعا با کمک‌های برخی افراد صورت گرفته با قدرت برخورد خواهد کرد، گفت: کسی در این رابطه خط قرمز برای ما در دستگاه قضایی تعیین نکند که گوش ما بدهکار نیست.

به گزارش خبرنگار ایلنا‏، آیت الله صادق آملی لاریجانی، در جلسه شورای اداری استان زنجان اظهار داشت: نظام ما با پیروزی انقلاب اسلامی، حاکمیتی برپا کرد که مبتنی برپا کرد که مبتنی بر ارزش‌های دینی و انسانی بود.

وی افزود: قانون اساسی ما سر تا سر تأکید بر ایمان، دین و ارزش‌های الهی دارد و این نکته‌ای است که امام راحل هم به آن تأکید داشتند.

رئیس قوه قضائیه گفت: همین قانون اساسی ما، حاکمیت را موظف کرده که بر اساس ارزش‌های دینی حکمرانی کند و اکنون هم اگر این نظام بخواهد استوار باشد کما اینکه تا کنون استوار بوده، باید به‌‌ همان آرمان‌ها و ارزش‌ها متکی باشد.

وی گفت: در حال حاضر نظام در یک اقتداری است که با ۳۰سال گذشته آن قابل مقایسه نیست، به گونه‌ای که در چند ماه گذشته تأثیر این انقلاب را در کشور‌ها دیده‌ایم.

آملی لاریجانی گفت: اگر بخواهیم این انقلاب و نظام باقی بماند باید اصول و آرمان‌هایی که مردم برای آن انقلاب کردند زنده بماند.

وی افزود: اخلاص، ایمان، و مجاهده در راه خداوند را هر‌گاه فراموش کردیم به اقتدار نظام خویش خدشه وارد کرده‌ایم.

رئیس قوه قضائیه گفت: نباید هیچ‌گاه فراموش کنیم که در دروه اصلاحات چه بلایی بر سر این ارزش‌های انقلاب آوردند به گونه‌ای که برخی خجالت می‌کشیدند از دفاع مقدس و ارزش‌های آن دفاع کنند. ما متأسفیم که این برهه از انقلاب این مسئله پیش آمد و البته این مسئله ممکن است دوباره پیش بیاید.

وی خاطرنشان کرد: محور و چیزی که راه را نشان می‌دهد امامت و ولایت است و نباید آن را فراموش کرد.

آملی لاریجانی گفت: بر اساس تعلیمات دینی و نص قانون اساسی اعتقاد به ولایت فقیه داریم و اکنون هم باید آن را در مجرای نظام فعلیت بخشیم.

وی با بیان اینکه احدی از فق‌ها در اصل ولایت فقیه تردیدی ندارد، گفت: تنها اختلاف برخی از فق‌ها با هم در مطلقه بودن ولایت فقیه است اما در عین حال عده زیادی از فق‌ها تصریح می‌کنند که حکومت بدون اذن فقیه مشروعیت ندارد.

رئیس قوه قضائیه در ادامه سخنان خود با اشاره به شرایط فعلی جامعه گفت: کسانی که در مقام تضعیف ولایت فقیه به لحاظ عملی و نظری گام بر می‌دارند قطعا نظام و قانون اساسی را قبول ندارند چون برخلاف آن حرکت می‌کنند.

وی گفت: همه باید توجه کنند که این برای ما قابل قبول نیست که اصلی از اصول قانون اساسی ما و برای مثال امر به معروف و نهی از منکر که شرع هم بر آن تأکید کرده مخدوش شد.

آملی لاریجانی با بیان اینکه مسئولین باید جلوی انحرافات را بگیرند، گفت: نباید نظامی که به این هزینه گران بنا شده، تخریب شود.

وی تأکید کرد: استحکام نظام به رضایتمندی مردمی است که خودشان به استحکام این نظام کمر همت بستند.

رئیس دستگاه قضاء خاطرنشان کرد: اگر رضایتمندی مردم نباشد مشروعیت و مقبولیت نظام از بین خواهد رفت.

وی با بیان اینکه مسئولین سه قوه باید رضایتمندی مردم را در نظر بگیرند، گفت: انتظارات مردم از قوه قضائیه دارای بخش‌های زیادی است که بسیاری از آن‌ها به حق است و برای مثال اینکه انتظار دارند اگر ظلمی به آن‌ها شده توسط دستگاه قضائی آن ظلم جبران شود و این انتظار قابل قبولی است.

آملی لاریجانی گفت: امیدواریم با برنامه‌های صحیح به حد مطلوب برسیم.

وی گفت: ما هر بار که برخورد با قضات متخلف صورت می‌گیرد به حرمت دستگاه قضایی اسامی آن‌ها را اعلام نمی‌کنیم. اما کارمان را می‌کنیم.

رئیس دستگاه قضایی گفت: امنیت اجتماعی و اقتصادی که جزو وظایف دستگاه قضایی و از انتظارات به حق مردم است که باید نسبت به اجرای کامل آن همیشه توجه داشته باشیم.

وی با بیان اینکه عزم مسئولان دستگاه قضیی برای ایجاد امنیت، همیشه جزم است، خاطرنشان کرد: برخوردهای قوه قضائیه در مدت اخیر برخوردهای درست و قاطعی بوده است.

آملی لاریجانی با بیان اینکه دستگاه قضائی هیچ‌گاه برای برخورد با متخلفان و مجرمان بنای کار تبلیغاتی نداشته است، گفت: لیست اخیری که ریاست محترم جمهوری با عنوان مفسدان اقتصادی به قوه قضاییه دادند یک کار تبلیغاتی بود، چرا که آن ۳۰۰نفر از قبل، در قوه قضاییه پرونده داشتند و حتی برخی از آن‌ها مدتی است که محکوم هم شده‌اند و برخی هم پرونده‌‌هایشان در حال پیگیری است.

وی افزود: ‌ انتظار ما از دستگاه قضایی این نیست که لیستی که بعد از چند سال کار تبلیغاتی به ما اعلام شده به صورتی باشد که بسیاری از پرونده‌های آن مختومه باشد.

رئیس قوه قضائیه افزود: مواردی که گفته شده بی‌مستند است چرا که ما بسیاری از موارد مطرح شده را بررسی کردیم.

وی خاطرنشان کرد: در برخورد با مفاسد اقتصادی نباید شعاری برخورد کنیم و قوه قضائیه قطعا این گونه عمل نمی‌کند.

آملی لاریجانی با اشاره به اختلاس اخیر صورت گرفته در کشور گفت: پرونده فساد اقتصادی اخیر کشور، از تاریخ ۱۵مردادماه سال جاری در دستگاه قضایی در جریان است.

وی با تشکر از مسئولان قضایی در اهواز اضافه کرد: این پرونده، پرونده پیچیده‌ای است که فردی با استفاده از رانت‌های دولتی و غیر دولتی، توانسته ۳۹شرکت تأسیس و با ال سی‌هایی که گرفته این اختلاس بزرگ را انجام دهد.

رئیس قوه قضائیه تصریح کرد: این اختلاس، یک فساد اقتصادی کلان است که در حال حاضر هم آن را پیگیری می‌کنیم.

وی خاطرنشان کرد: قطعا این فساد خود به خود پدید نمی‌آید و قطعا تا کمک‌هایی نباشد نمی‌شود این اتفاق بیافتد.

آملی لاریجانی، گفت: چطور می‌شود که یک نفر برای ۲میلیون تومان وام باید راه سختی را طی کند و به دنبال این ضامن و آن ضامن باشد اما یک نفر با استفاده از ۳۹شرکت و ال سی‌هایی که گرفته میلیارد‌ها تومان وام بگیرد که قطعا این طبیعی نیست.

وی تصریح کرد: ‌ برخورد ما در این پرونده قاطع خواهد بود و تمام کسانی که کمک به این اختلاس کرده‌اند نیز شاهد برخورد دستگاه قضایی خواهند بود.

رئیس قوه قضائیه گفت: کسی خط قرمز برای ما در دستگاه قضایی تعیین نکند که گوش ما بدهکار نیست و با هر کسی که در این پرونده دست داشته باشد برخورد خواهیم کرد.

وی تأکید کرد: ‌قطعا تخریب‌ها نسبت به دستگاه قضایی از همین حالا شروع می‌شود ولی این پرونده فساد اقتصادی بزرگ چیزی نیست که ما از آن بگذریم چرا که در غیر این صورت کل نظام زیر سؤال خواهد رفت.

آملی لاریجانی گفت: مردم برخورد با عاملان اختلاس اخیر را مطالبه می‌کنند و ما هم در پیگیری آن کوتاه نمی‌آییم.

وی خاطرنشان کرد: مردم شاید با فقر و نداری بسازند اما قطعا با ظلم نمی‌توانند بسازند.

رئیس قوه قضاییه گفت: قطعا اگر مردم در این پرونده برخورد دستگاه قضایی با متخلفان را ببینند در ‌‌نهایت به اقتدار نظام خواهد انجامید.

وی با بیان اینکه سرپوش گذاشتن بر فساد اقتصادی اخیر قدرت نیست، گفت: نظام قطعا قدرت برخورد با فساد اقتصادی اخیر را دارد و با هرکسی که در این پرونده دست داشته برخورد می‌کند.

آملی لاریجانی خاطرنشان کرد: ‌ برای اینکه این پرونده سر و سامان پیدا کند باید از اظهار نظرهای بیهوده خود داری کرد.

وی در بخش پایانی سخنان خود از برخی خدمات دولت و به ویژه در اجرایی کردن هدفمندی یارانه‌ها تشکر کرد ولی در عین حال خاطر نشان کرد: گران کردن حامل‌های انرژی، بار سنگینی را بر دوش کارخانه‌ها و مردم گذاشته که البته دیده نشده برای رفع این مشکلات مردم کاری شود.

رئیس قوه قضائیه با بیان اینکه برخی از کارخانه‌ها به همین دلایل در حال تعطیلی هستند، گفت: بحث تعطیلی کارخانه، فقط تعطیلی کارخانه یا کار کارخانه دار نیست، بلکه بعد از آن بیکاری در جامعه ایجاد می‌شود.

وی در پایان سخنان خود همه مسئولان اجرایی کشور را به وحدت و انسجام بیشتر برای خدمت به مردم دعوت کرد و گفت: هر کجا که انسجام بیشتر باشد خدمات بهتری به مردم عرضه خواهد شد و در این صورت مردم راضی ترند.

http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=210368

اگر امروز شهدا بودند، تحمل خیلی از مسایل را نداشتند

مصاحبه تفصیلی برادر شهید هاشمی‌نژاد با ایلنا:

اگر امروز شهدا بودند، تحمل خیلی از مسایل را نداشتند

http://ilna.ir/uploads/1390-7-8/has010.jpg
جریان انحرافی به انجمن‌های حجتیه‌ای‌ که مورد ‏خشم امام وشهدا بودند باز می‌گردد ‏/ انقلاب نکردیم که امروز به نام عدالت و اجرای عدالت هزاران میلیارد تومان سرمایه ملی خیلی راحت ‏از دست برود.

  ایلنا: هفتم مهرماه جاری سی‌امین سالگرد شهادت آیت‌الله سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد بود که در سال‌های ‏نخست انقلاب به دست منافقین ترور شد. مردی که امام (ره) درباره‌اش فرمود «مرد جوانمرد، عالم، فاضل و مجاهد» و ‏آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب نیز در پیامی‌که به مناسبت شهادت وی صادر کردند فرمودند «مردم خراسان پدری ‏دلسوز و برادری فداکار را از دست دادند و ملت ایران هم فرزند کم نظیر را». ‏آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی نیز شهید‌هاشمی‌نژاد را از استوانه‌های مبارزات انقلابی نامید. ‏

به همین مناسبت در گفت‌وگویی با برادر این شهید، خاطرات ‏و آرمان‌های او را جویا شده‌ایم که در ذیل می‌آید. ‏

حجت‌الاسلام والمسلمین سید احمد هاشمی‌نژاد تک بیت شعر «هرشب ستاره‌ای به زمین می‌کشند و باز*** این آسمان غم زده غرق ستاره‌هاستْْ» را با بیان ویژگی‌های برادر شهیدش ‏پیوند می‌دهد و در سالگرد شهادت ایشان از آرمان‌های شهدای بزرگ انقلاب و دفاع مقدس یاد ‏می‌کند. ‏

آقای هاشمی‌نژاد ابتدا در مورد شاخصه‌های اخلاقی و اعتقادی برادرتان توضیح دهید.

‏ضمن گرامیداشت هفته دفاع مقدس، یاد شهدا و امام شهیدان؛ شهید هاشمی‌نژاد در زمان شهادت ۴۹ ‏سال بیشتر نداشت، اما با این حال از دست دادن او ضایعه بزرگی بود زیرا تواضع، فروتنی، دروی از تکلف ‏و مدافع مردم بودن را به معنای واقعی کلمه دارا بود. ‏وی از صمیم قلب به توده‌های مردم به خصوص مستضعفان علاقه شدید داشت تا جایی که در بین ‏مردم و با آن‌ها صمیمی‌بود، در شرایط آن وقت جامعه که فشارهای زیادی برای استفاده از خودروی ضد ‏گلوله وجود داشت وی با‌‌ همان خودرو ناچیز خود تردد می‌کرد. ‏این شهید همچنین الگوی متعالی از نظر صداقت، شجاعت، ‌ مقاومت در بیان حقایق و واقعیت‌های ‏جامعه به شمار می‌رفت. ‏

وی ساده زیست به معنای واقعی کلمه بود، در حالی که برخی تظاهر به ساده زیستی می‌کنند و زندگی ‏اشرافی داشته و دارند و متاسفانه زندگی اشرافی امروز دامن خیلی‌ها را گرفته است. ‏
البته رهبری نیز به اینکه اشرافی‌گری دامن خیلی‌ها را گرفته اشاراتی داشتند و برداشت بنده نیز در این ‏رابطه پس از اظهار نظر ایشان در دیدار با سران و مسوولان نظام تقویت شد. به اعتقاد من ‏این مساله اعتماد مردم را نسبت به مسئولانی که در این زمینه سکوت کنند و اعتراض نکنند کاهش ‏می‌دهد. ‏
شهید هاشمی‌نژاد بدون طمع و نسبت به پست و مقام بی‌اعتنا بود هرگز حاضر شد مناصبی که دیگران ‏برای بدست آوردن آن ولع دارند و طمع می‌کنند را اختیار کند. ‏
به‌همین دلیل برای خود بنده واقعا سوال است که چرا باید منافقان او را می‌کشتند؛ وی همیشه با مردم ‏و دلسوز مردم بود، کشتن و به شهادت رساندن چنین شخصیتی جز ذلت کشندگان چیز دیگری نبود. ‏

او در حالی که یک مدرس بی‌نظیر بود یک سخنران بی‌بدلیل هم بود، به صورتی که در زمان شاه در ‏اثر موضع گیری‌های دقیق و شفافش لرزه بر اندام رژیم می‌انداخت، مناظره دکتر و پیر نمونه‌ای از ‏آثار ماندگار و ممتاز او است. ‏

‏**امروز نیاز به تحمل کلام مخالف داریم‏


به خاطر ویژگی‌های والای این شهید خداوند وی را به مرحله‌ای رساند که امروز می‌بینیم حتی افرادی ‏که او را ندیده‌اند به وی علاقه‌مند هستند. ‏آنچه که امروز از ویژگی‌های فردی آن شهید نیاز داریم تحمل کلام مخالف است، با این توضیح که ‏برخی از مخالفین می‌آمدند در منابر او اصل دین را زیر سوال برده و به ائمه اهانت می‌کردند اما وی با ‏آرامش خاطر و متانت تمام پای بحث با آن‌ها می‌نشستند و به توجیه منطقی و عقلانی آن‌ها می‌پرداخت. ‏تحمل بالای وی موجب شده بود که حتی اعضای سازمان مجاهدین خلق هم در جلسات بحث با او ‏شرکت می‌کردند. ‏


هاشمی‌نژاد معتقد به آزادی فکر، اندیشه، قلم و بیان بود


وی هرگز به صرف انتقاد، اعتراض و انکار، فردی را متهم به نفاق و انحراف و... نمی‌کردند، این موضوع در انقلاب ما امروز فراموش شده است. هاشمی‌نژاد معتقد به آزادی فکر، اندیشه، قلم و بیان بود زیرا باور داشت که آزادی عالیترین موهبت ‏الهی و جوهره انسانیت است.آزادی در ابعاد مختلف از سوی مراجع و علمای هم عصر و همچنین روشن فکران هم عصر مورد تاکید ‏بود، به عنوان مثال دکتر شریعتی که من به وی بسیار علاقه‌مندم و در زندان نیز با هم بودیم و وی ‏شکنجه‌های مرا حتی در زندان دیده بود؛ در کتابی می‌نویسد «‌ای آزادی تو را دوست دارم به تو ‏نیازمندم و به توعشق می‌ورزم، بی‌تو زندگی دشوار است بی‌تو من هم نیستم، موجودی توخالی، ‏پوک، ‌سرگردان، سرد، تلخ، بی‌تاب، بی‌روح و... خواهم بود». ‏

شهدای ما نیز برای آزادی فکر و بیان در جامعه مبارزه کرده و جان خود را هدیه دادند
بنابراین بحث آزادی در جامعه و زندگی انسان‌ها در اشکال مختلف خود حائز اهمیت است، در قانون ‏اساسی مصوب ملت ایران؛ آزادی قلم، بیان، اندیشه، فکر و... تصریح شده و نباید با شنیدن لفظ آزادی ‏بلافاصله ذهن‌ها برود به سمت انحراف و براندازی و... زیرا این حرف‌ها اصلا مطرح نیست. ‏
شهدای ما نیز برای آزادی فکر و بیان در جامعه مبارزه کرده و جان خود را هدیه دادند؛ اگر امروز ‏شهید‌هاشمی‌نژاد و بزرگواران دیگر می‌بودند تحمل خیلی از این مسایل از قبیل اختلاس را داشتند؟

‏**برخورد قاطع، جدی و بدون ملاحظه در پرونده اختلاس ۳ هزارمیلیاردی ضروری است‏

حضرت علی می‌فرمود «ای مالک برای حفظ بیت المال قلم‌ها را تیز کن» اما احکامی‌ از این دست ‏متاسفانه امروز تنها داستان شده است. ‏
همچنین اجرای عدالت، حفظ بیت‌المال و توجه به مردم از آرمان‌های شهدای ما بود اما در رابطه با ‏اختلاس بانکی اخیر در کشور چگونه می‌توان اجرای عدالت را محقق دانست؟
متاسفانه شاهدیم بسیاری از آقایانی که باید نسبت به این موضوع اختلاس ۳ هزار میلیاردی صحبت ‏می‌کردند سکوت کرده‌اند؛ آیا نهی از منکر واجب نیست؟ بعضی از مراجع نیز که حتی نسبت به جزئی ‏‌ترین مسایل اعتراض می‌کنند آیا نباید در مساله به این مهمی‌حرفی بزنند و ‏اعتراض کنند. ترس آن وجود دارد که همانند خیلی از پرونده‌های دیگر یک سروصدا و بگیر و ببند ‏شعاری به راه افتد اما بعد از مدتی آرام آرام همه چیز فراموش شود. ‏
برخورد قاطع، جدی و بدون ملاحظه در پرونده اختلاس ۳ هزارمیلیاردی برای حفظ خوش بینی و ‏اعتماد مردم به انقلاب ضروری است. ‏
ما انقلاب نکردیم که امروز به نام عدالت و اجرای عدالت هزاران میلیارد تومان سرمایه ملی خیلی راحت ‏از دست برود. آیا این‌‌ همان حکومتی است که ما برای آن مبارزه کرده و به زندان افتادیم. ‏
والله ما امروز در مقابل مردم پاسخی نداریم آیا ما هم باید مثل شیخ انصاریان عذرخواهی کنیم. ‏

‏**نباید به خاطر از دست دادن جایگاه و منصب سکوت کرد

افرادی امروز به خاطر حفظ جایگاه‌شان به نام شهید‌هاشمی‌نژاد‌ها و دیگر عزیزان شهید حرف می‌زنند و ‏فریاد سر می‌دهند درحالی که باید به مواضع او در برابر ناعدالتی‌ها، تضییع حقوق و تجاوز به بیت المال ‏رجوع کنند. آیا باید شهید‌هاشمی‌نژاد را خلاصه کنیم در طلبه‌ای که به منبر می‌رفت؟ آیا امثال ‏شهید‌هاشمی‌نژاد که از اجرای عدالت علوی در جامعه سخن گفتند و طرفدار مستضعفین و محرومین ‏‏‌بودند امروز در برابر پرونده ۳ هزار میلیارد تومانی سکوت می‌کردند؟ چرا افردی که امروز سنگ ‏شهید‌هاشمی‌نژاد را با هر عنوانی به سینه می‌زنند از مواضع انقلابی و اقتصادی وی یاد نمی‌کنند و زمانی ‏که برای احقاق حق مظلومین و کمک به ستمدیدگان خطابه‌ها و مقالات آتشین سر می‌داد را فراموش ‏کرده‌اند؟ چرا از سکوت او در برابر انتقاد مخالفین نمی‌گویند و دل خوش کرده‌اند که وابسته به ‏شهید‌هاشمی‌نژاد هستند!؟
افرادی که به نام شهدا حرف می‌زنند و فریاد سر می‌دهند باید در برابر این مسایل سکوت نکنند و به ‏خاطر از دست دادن جایگاه‌شان نگران نباشند. ‏

شما پیش‌تر گفته‌اید که جریان انحرافی یک بازی سیاسی است در این رابطه توضیح دهید. ‏

اساسا جریان انحرافی که امروز مطرح می‌کنند به انجمن‌های حجتیه‌ای‌هایی که در اوایل انقلاب مورد ‏خشم و نفرت امام و شهدایی چون ‌شهید هاشمی‌نژاد قرار گرفت و آن بزرگواران نسبت به امام ‏زمانی‌های دروغین هشدار دادند باز می‌گردد.‏

‏**از دست دادن جایگاه سیاسی و کرسی‌های مجلس دغدغه آقایان است نه مکتب و انقلاب‏

اما همانطور که گفته‌ام انحراف و مسایلی از این دست بازی سیاسی است، زیرا چطور این جریان ۶ سال ‏در درون دولت حضور و فعالیت داشته اما به محض اینکه موضوع کسب اکثریت کرسی‌ها در مجلس را ‏مطرح می‌کند متهم به انحراف می‌شود؟ چطور افرادی که مدعی بصیریت هستند انحراف فکری، ‌اعتقادی ‏و انقلابی این جریان را در طول مدت مذکور ندیده‌اند بنابراین معلوم می‌شود که از دست دادن جایگاه ‏سیاسی و کرسی‌های مجلس دغدغه آقایان است نه مکتب و انقلاب؛ به عبارت دیگر درد، درد انتخابات ‏است نه ارزش‌ها، اساسا اتفاقات امروز اصولگرایان از جمله تاسیس جبهه پایداری، ایستادگی و امثال آن ‏حکایت ازچنین دل مشغولی دارد. ‏
البته نمی‌خواهم بگویم جریان موسوم به انحرافی، انحراف فکر و عقیده ندارند؛ چرا دارند و حتی برخی ‏دارای پیشنیه‌ای هم در این رابطه هستند اما چرا تمام انتقادات بعد از قضیه ورود به مجلس این جریان ‏مطرح شد؟ ‏ آقایان با بصیریت چرا انحراف را در طول۶ سال نمی‌دیدند؟

شهید‌هاشمی‌نژاد هم همیشه نگران انجمن حجتیه‌ها بودند و هشدار می‌دادند بنده نیز سال‌ها قبل ‏گفتیم که این‌ها به مثابه موریانه انقلاب هستند. ‏

اظهارات اخیر چهره‌های اصولگرا در خصوص اصلاح‌طلبان را چگونه ‏ارزیابی می‌کنید.

مشکلی که در رابطه اصول گرایان وجود دارد مواضع دوگانه آنهاست، یکی مثل باهنر خواهش می‌کند ‏که اصلاح طلبان باید به صحنه بیایند و درمقابل یکی دیگر مثل جواد لاریجانی آن گونه موضع می‌گیرد ‏که البته وی حداقل باید به اظهارات همفکران خود که گفته‌اند اصلاح طلبان همه یک شکل نیستند توجه ‏کند، در مجموعه این طرز رفتار بی‌انصافی و در عین حال فاجعه است. البته این‌ها فکر می‌کنند اصلاح طلبان تشنه قدرت هستندکه این گونه در برابرشان در می‌آیند؛ درحالی ‏که هنوز اصلاح طلبان تصمیم به حضور یا عدم حضور به انتخابات را نگرفته‌اند. ‏

-امروز به نظر می‌رسد برخی از دلسوزان نظام و خانواده‌های شهدای بزرگ انقلاب به حاشیه رفته‌اند و ‏اظهار نظر نمی‌کنند، دلیل آن را در چه می‌دانید؟

این‌ها تقصیری ندارند زیرا در چارچوب قانون و آزادی بیان حرف می‌زنند، این کم ظرفیتی برخی مسئولان است که تحمل نمی‌کنند و خودی را غیرخودی می‌کنند.باید پرسید برای چه خانواده شهدای بزرگ چون بهشتی‌ها، مطهری‌ها و سرداران ‌جنگ غیر خودی ‏می‌شوند؟ آیا به صرف حمایت از یک کاندیدای خاص که مورد تایید نظام هم بود؟ ‏


‏**جریان ۸۸ برای خیلی‌ها تجارت سیاسی شده است‏


به نظر من امروز جریان ۸۸ برای خیلی‌ها تجارت سیاسی شده است که باکوبیدن مجموعه اصلاح طلبان ‏بخواهند جایگاه خود را حفظ کنند. ‏


-تحلیل شما از آینده فعالیت‌های سیاسی همفکران خود چیست؟

گاهی من صحبتی می‌کنم و دوستان بزرگ اصلاح طلبی به من می‌گویند حالا زود است و ما تصمیم ‏نگرفته‌ایم. اما رفتارهای کنونی اصلاح طلبان که بعضا اظهار نظر و بعضا در سکوت می‌گذرد جز ‏استراتژی ما بوده و برخی دوستان در مجلس و خارج از آن هم مواضعی را اعلام می‌کنند. ‏

‏**چرا برخی از کلمه اصلاحات وحشت می‌کنند؟

همانطور که اشاره شد مشکلی که در رابطه اصول گرایان وجود دارد مواضع دوگانه آنهاست، یکی مثل ‏باهنر خواهش می‌کند که اصلاح طلبان باید به صحنه بیایند و درمقابل یکی دیگر می‌گوید نمی‌گذاریم اصلاح‌طلبان وارد قدرت شوند و ....اما باید پرسید چرا برخی از کلمه اصلاحات وحشت می‌کنند؟ مگر جز این است که کلام امام حسین ‏‏ (ع) است، آیا آقایان دوستار اصلاحات نیستند؟ اگر اصلاحات نشود که در مقابل آن انقلاب خواهد بود، ‏نه به این معنا که تهدید تلقی شود بلکه اصلاحات ضرورت هر نظام و حکومتی است و اینکه برخی ‏ازاصولگران اظهار نظر می‌کنند اصلاح طلبان حتی اگر توبه هم کنند دیگر پذیرفته نیست و بی‌فایده ‏است؛ این یعنی دوستان اصولگرا خود را از خدا هم بالا‌تر می‌دادنند.

همه در‌ها را به روی اصلاحات می‌بندند و خودشان از همه تریبون‌ها و فرصت‌ها ‏استفاده می‌کنند. به یقین می‌دانم چنانچه اصلاح طلبان تنها در یک ‏فرصت چند روزه وارد عرصه رقابت‌های سیاسی شوند به لحاظ پایگاه اجتماعی و اقبال عمومی‌که دارند ‏پیروزی چشمگیری به دست خواهند آورد، فقط کافی است ما اعلام کنیم که در انتخابات شرکت ‏می‌کنیم و به عنوان مثال افرادی نیز کاندیداهای ما هستند، مردم کار خود را خواهند کرد. ‏

http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=210109

خانه‌سینما از اعضای خود دفاع می‌کند اما درنهایت تسلیم قانون است

محمدمهدی عسگرپور اعلام کرد:
 
خانه‌سینما از اعضای خود دفاع می‌کند اما درنهایت تسلیم قانون است
http://www.ilna.ir/uploads/1390-7-4/asgarpoor104art.jpg

مدیرعامل خانه‌سینما؛ دفاع این خانه و صدور بیانیه در حمایت از مستندسازان را تنها با هدف بیان حقوق قانونی مستندسازان بازداشت شده، عنوان و اعلام کرد: در مرحله دادگاه و رسیدگی؛ همه ملزم به تبعیت از حکم دادگاه هستیم.

  ایلنا: محمدمهدی عسگرپور معتقد است؛ دفاع خانه‌سینما و صدور بیانیه در حمایت از مستندسازان را با هدف بیان حقوق قانونی مستندسازان بازداشت شده عنوان کرد. وی تاکید کرد که درنهایت همه‌ی ما ملزم به تبعیت از حکم دادگاه هستیم.

به گزارش خبرنگار ایلنا، محمدمهدی عسگرپور(مدیرعامل خانه سینما) در نشست تازه‌ی خود؛ با اشاره به وضعیت بازداشت مستندسازان و بیانیه‌های صادر شده توسط خانه‌سینما گفت: متاسفانه عده‌ای به دنبال تبدیل جامعه به صفر و صد هستند. زمانی که یک بیانیه‌ی روشن با نگاه حقوقی صادر می‌شود، بعضی رسانه‌ها با تحلیل‌های خود فضای سوء‌تفاهم را بوجود می‌آورد درحالی‌که خانه سینما دفاع از وضعیت معیشتی و امنیتی اعضای خود را وظیفه خود می‌داند.

وی ادامه داد: آنچه که ما در بیانیه خود گفتیم؛ این بود که؛ اگر هرکدام از همکاران ما متهم به مساله‌ای می‌شوند و تحت تعقیب قرار می‌گیرند ما به‌عنوان خانه سینما مسایل آنها را پیگیری می‌کنیم. هدف دوم ما مراقبت از گسترش الصاق چنین اتهاماتی به اهالی سینماست. هدف ما این است که این مساله را با همکاری نهادهای امنیتی رصد و مدیریت کنیم اما تمامی این مراحل تا زمانی است که دادگاه تشکیل نشده باشد. در زمان تشکیل دادگاه؛ همه مااز نظر دادگاه تمکین می‌کنیم و دفاع ما نیز از همکارانمان تا مرحله تشکیل دادگاه است.

وی با اشاره به بعضی مشکلات قانونی در چنین بازداشت‌هایی گفت: متاسفانه امروز فضایی به وجود آمده که فرد را بدون محاکمه متهم و مجازات می‌کنند مثلا اگر کسی به جرم اتهام بابیگانگان بازداشت می‌شود؛ یک نفر که مسوولیت قضایی ندارد و مثلا در قوه مجریه و مجلس است، سریعا حکم برانداز یا معاند را به او می‌دهد درحالی‌که باید دادگاه تشکیل شود و بعد جرم او محرز و اعلام شود.

عسگرپور با اشاره به اینکه او؛ شبکه‌های VOA و BBC را قبول ندارد، گفت: من همیشه معتقد بودم که این دو شبکه به‌دلیل آنکه با نظام خوب نیستند و توسط بهایی‌ها اداره می‌شوند، کانال‌های مناسبی برای اظهارنظرو نمایش آثار سینماگرا نیستند. خود من نیز به شخصه آنها را قبول ندارم اما باید برای چنین شبکه‌هایی و همکاری نکردن با آنها قانون مصوب شود و خلا قانونی پرشود. نمی‌توان بصورت مجهول و کلی درباره این شبکه‌ها صحبت کرد زیرا وضعیت این شبکه‌ها و تعداد آنها و نیز موضع آنها در قبال ایران درحال تغییر است.

مدیرعامل خانه سینما با انتقاد از سوء‌برداشت‌های غیرمنصفانه درباره‌ی بیانیه‌های این خانه گفت: بازتاب و برداشتی که از بیانیه‌های در شبکه‌های خارجی می‌شود؛ در دست ما نیست. این شبکه‌ها با بیانیه‌ها براساس سلایق خود رفتار می‌کنند. آنها همانگونه که از صحبت‌های رییس‌جمهور؛ هر گونه که دوست دارند؛ استفاده می‌کنند، از سخنان ما نیز استفاده می‌کنند. ما هم با بی‌انصافی مواجه هستیم. گاهی دیده می‌شود که یک خبرگزاری داخلی و شبکه BBC هر دو یک بخش را پررنگ می‌کنند و هر دو نیز به یک میزان تیشه به ریشه بنیان‌های نظام می‌زنند. نتیجه این امر ایجاد سوء‌تعبیر و امنیتی کردن فضاست که افراد را به جان یکدیگر می‌اندازد و آرامش را از بین می‌برد. معتقدم آنچه که به‌عنوان تشویش اذهان عمومی مردم مطرح است؛ همین بخش است.

عسگرپور با اشاره به فضایی که از دو سال پیش توسط بعضی رسانه‌ها به وجود آمده، گفت: دو سال پیش نامه‌ای به سجادپور نوشتم و در آن اعلام کردم؛ فضایی که درحال بوجود آمدن است؛ انسان را یاد تفتیش عقاید می‌اندازد. اینکه فضایی به وجود بیاید و بعضی رسانه‌ها نیز در تشکیل این فضا سهیم باشند و افراد هم به صفر و صد تقسیم شوند، خوب نیست. امروز فضای روانی بد ایجاد شده است. معتقدم در این مساله هم BBC به دنبال اهداف مشخص خود است و هم برخی رسانه‌های داخلی که دنبال اهداف دیگری هستند.

وی ادامه داد: BBC دنبال این است که بگوید در ایران خفقان وجود دارد و گروه دیگر نیز به دنبال آن است که فریاد بازداشت جاسوس‌ها را سر بدهد. درحالی‌که اصل باید قانونمنداری باشد.

مدیرعامل خانه‌سینما بخشی از این اظهارنظرها را به اختلافات سابق بعضی مدیران با خانه‌سینما ربط داد و گفت: معتقدم که بیانیه‌ها و اظهارنظرهایی از پیش آماده علیه خانه‌سینما وجود دارد و عده‌ای به دنبال این هستند تا اتفاقی را بهانه صدور این بیانیه‌ها کنند.

وی با اشاره به عدم ورود هنرمندان به مباحث سیاسی گفت: جامعه هنر نباید خود را به مباحث سیاسی پیوند بزند ما باید به دنبال مباحث قانونی باشیم و از دید ما دوستان نظام کسی است که به قانون پایبند است و دنبال راه حل‌های قانونی است.

http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=209464

دلم می‌خواهد درباره حقایق اشغال سفارت آمریکا فیلم بسازم



کمال تبریزی کارگردان سینما که قرار است در روز ملی سینما مورد تقدیر قرار بگیرد، متولد 1338 است.آن طور که کارنامه کاریش نشان می‌دهد،سه دهه از پنج دهه زندگی‌اش را در سینما فعال بوده است.

این کارگردان در گفت‌وگویی با خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،مروری بر بخشی از دوران کودکی، نوجوانی و فعالیت‌های سه دهه‌ حضورش در سینما دارد.

کمال تبریزی برخلاف نام فامیلش در تهران به دنیا آمده و بزرگ شده پایتخت است.

وی گفت: درزایشگاه «اقبال» در خیابان آذربایجان تهران به دنیا آمدم و سپس به شرق تهران رفتیم و الان هم در غرب تهران زندگی می‌کنیم!

تبریزی یادآور شد: اغلب اقوام ما در تبریز زندگی می‌کنند. اولین کسی که از فامیل به تهران آمد، پدرم بود که در تهران ازدواج کرد و کم کم بعضی اقوام هم به دلیل کشش و جاذبه آن موقع تهران، به این شهر آمدند.

ساخت فیلم‌های سیاه‌مشقی در 20 سالگی

وی یادآور شد:در دهه‌ی دوم زندگی پراکنده عکاسی می‌کردم. یاد می‌آید وقتی وارد دبیرستان شدم تقریبا فعالیت هنری‌ام را شروع کردم. این فعالیت‌ها را نباید خیلی جدی بگیریم به خاطر اینکه کار حرفه‌ای، ویژگی خاص خودش را دارد.

تبریزی ادامه داد: از 20 سالگی به بعد فیلم‌هایی را بصورت سیاه مشق ساختم و جدی‌تر وارد فعالیت‌های هنری شدم. اولین فیلم‌هایی که می‌ساختم فیلم‌های کوتاهی بود که با دوربین سوپر 8 میلیمتری و بعدها 16 میلیمتری می‌گرفتم.

کارگردان «لیلی با من است» یادآور شد: در 18 سالگی وارد دانشگاه شدم. سه ترم که گذراندم به خاطر انقلاب فرهنگی، دانشگاه‌ها تعطیل شد.

دانشجوی دانشگاه پلی‌تکنیک (امیرکبیر فعلی) بودم. رشته عمران می‌خواندم که آن موقع به رشته‌ی ما راه و ساختمان می‌گفتند.

در تعطیلات دانشگاه، درگیر یادگیری فیلم‌سازی شدم و بعد از انقلاب فرهنگی که دوباره دانشگاه‌ها باز شد دیگر رشته‌ام را ادامه ندادم و پرونده‌ام را گرفتم و به دانشگاه پشتی دانشگاه پلی تکنیک یعنی دانشگاه هنر رفتم.

 اگر دانشگاه‌ها تعطیل نمی‌شد،مهندسی عمران می‌خواندم

تبریزی گفت:شاید اگر دانشگاهها تعطیل نمی‌شد، همان مهندسی عمران را می‌خواندم و از طریق دیگری وارد دنیای فیلم‌سازی می‌شدم.

وی با اشاره به تعطیلی دانشگاه‌ها یادآور شد: یک بخشی به نام جذب نیرو در دانشگاهها بود و کسانی را که در رشته‌های مختلف، تخصص داشتند را جذب نهادهای مختلف می‌کرد. بنابراین اینگونه نبود که همه به گرایش‌های هنری روی بیاورند.

در دانشگاه پلی تکنیک، کمیته‌ای به نام کمیته هنری بود که ما در آن فعال بودیم.اعضا این کمیته جذب بخشی به اسم فعالیت‌های فرهنگی تلویزیون شدند.

کارگردان «شیدا» خاطرنشان کرد: در همین سال‌های تعطیلی دانشگاه بود که یک دوره آموزشی را در «تل فیلم» که الان شده «سیما فیلم» دیدم.یکی از اساتید ما دکتر اکبر عالمی بود. در میان آن دانشجویان، اولین کسی که یک فیلم کوتاه ساخت، من بودم.

بعد از باز شدن دانشگاه‌ها دوباره به کلاس‌های درسی رشته‌ی عمران رفتم ولی دیدم هیچ چیز در کلاس‌ها برایم جذاب نیست.چون در تمام آن روزها همه فکرم این بود که آدم چطور می‌تواند فیلم بسازد؟! بنابراین به دانشگاه هنر رفتم.

 وقتی پدر دوربین عکاسی‌ خرید

کمال تبریزی در بخش دیگری از این گفت وگو از علاقه‌های اولیه‌اش به سینما گفت.

وی یادآور شد:علاقه من به سینما از کلاس دهم دبیرستان می‌آید. پدرم به خاطر علاقه‌ای که به عکاسی داشتم یک دوربین عکاسی برایم خرید.

در مدرسه «هدف» درس می‌خواندم و معلمی روشنفکر و آگاه داشتم به نام آقای ابوترابی که به ما جبر و مثلثات و ریاضی درس می‌داد.

او مرا به برگزاری نمایشگاهی از عکس‌هایم، تشویق کرد. همین تشویق‌های آقای ابوترابی، انگیزه‌ای شد که به جنوب شهر بروم و از «یاغچی آباد» عکاسی کنم. نمایشگاه عکس‌هایم را در مدرسه برپا کردم که مورد استقبال قرار گرفت.

 یواشکی به سینما نمی‌رفتم

تبریزی ادامه داد:اگر بخواهیم به عقب‌تر برگردیم علاقه اصلی من به سینما، از سینما رفتن شروع شد. در جایی که پدرم کار می‌کرد، بلیت‌های فوق العاده سینما می‌دادند و من و پدرم صبح‌های جمعه به سینما می‌رفتیم و فیلم می‌دیدیم. سینما رفتن در منزل ما متداول بود؛ بنابراین من هم از آن دست بچه‌ها نشدم که یواشکی با دوستانم به سینما بروم.

 وقتی کمال تبریزی فیلم خوب تعریف می‌کرد!

کارگردان‌ «مارمولک» گفت: در پی سینما رفتن‌های متداول، علاقه‌ی عجیبی به سینما پیدا کردم. ممکن است موضوع فیلم‌هایی را که در آن مقطع می‌دیدم؛ خیلی به خاطر نیاورم ولی فضای فیلم‌ها بر من تاثیر می‌گذاشت.

تبریزی ادامه داد:من در فیلم دیدن یک ویژگی داشتم و بواسطه آن همه می‌گفتند؛ «کمال» خیلی خوب فیلم را، تعریف می‌کند! چون گاهی یک فیلم را آنقدر جذاب تعریف می‌کردم که خانواده علاقمند می‌شدند فیلم را ببیند اما بعد که از سینما بیرون می‌آمدند، می‌گفتند: تعریف تو خیلی بهتر از خود فیلم بود! من در خیال خودم چیزهایی را که فکر می‌کردم جذاب ترند؛ در تعریف، به فیلم‌ها اضافه می‌کردم.

وی درباره اینکه در آن سال‌ها چه نوع فیلم‌هایی اکران می‌شد،گفت: در آن مقطع بیشتر فیلم‌های خارجی اکران‌می‌شد. از میان تعداد محدودی فیلم ایرانی، که اکران می‌شد، فقط تعداد کمی مورد توجه ما قرار می‌گرفت.مثلا فیلم های «گنج قارون» یا «خانه خدا» مورد استقبال و توجه قرار گرفت و البته یادم هست، پدرم اگر فیلمی از ساموئل خاکیچیان اکران می‌شد،حتما ما را به دیدن آن می‌برد!

بزرگتر که شدم در صف‌های شلوغ جشنواره فیلم تهران برای فیلم دیدن، ساعت‌ها می ایستادیم.

کمال تبریزی ادامه داد:علاقه‌ام به سینما و فیلم دیدن با گرفتن عکس و عکاسی جدی شد. به هرحال می‌دانستم علاقه کافی نیست و باید تمرین کنم و ببینم می‌توانم در این رشته دوام بیاورم یا نه!

این کارگردان با بیان اینکه هیچگاه عکاسی را رها نکرده است،ادامه داد: الان هم اگر در موقعیتی باشم و شرایط فراهم باشد، عکاسی می‌کنم.

وی در پاسخ به اینکه پس همیشه یک دوربین عکاسی همراه دارد،گفت: دوربین خودم که همیشه همراهم نیست و بیشتر با دوربین بچه‌ها عکاسی می‌کنم!

حکایت عکس‌ها و فیلم‌های دوران انقلاب که در پلی‌تکنیک ماند

کمال تبریزی در بخش دیگری از این گفت وگو درباره عکس‌هایی که از دوران انقلاب گرفته است هم توضیح داد:زمان انقلاب، عکس‌های زیادی گرفتم. در هیچ تیم و گروه عکاسی نبودم و فقط شخصی و فردی عکاسی می‌کردم چون نمی‌توانستم با جمع حرکت کنم!

وقتی می‌دیدم در مجموعه‌ای همه دارند یک کار انجام می‌دهند.لزومی نمی‌دیدم، من هم همان کار را بکنم.

مثلا زمانی که امام خمینی (ره) از پاریس به ایران آمدند همه برای عکاسی به فرودگاه رفتند. اما من تصورم این بود که اگر من هم مثل بقیه به فرودگاه بروم، عکس‌هایم شبیه آنها می‌شود. بنابراین من از زاویه دیگری نگاه

می‌کردم مثلا به سراغ کسانی می‌رفتم که نمی‌توانستند آن لحظه در فرودگاه باشند و این استقبال را از طریق تلویزیون یا رادیو پیگیری می‌کردند.

وی یادآور شد: آن موقع دوربین و امکانات را از دانشگاه گرفته بودیم و من هم چون احساس می‌کردم دارم از امکانات عمومی استفاده می‌کنم، عکس‌ها را متعلق به جایی می‌دانستم که دوربین را از آنجا گرفتم.بنابراین بخش عمده‌ای از عکس‌ها و فیلم‌هایی که از انقلاب گرفتم؛ در دانشگاه پلی تکنیک باقی مانده است و در آن مقطع این ضرورت را احساس نکردم که این عکس‌ها در آینده می‌تواند گنجینه با ارزشی باشد تا پیگیر جمع‌آوری آنها بشوم.

 مسوولیت در مرکز اسلامی فیلم‌سازی

این کارگردان در ادامه این گفت وگو درباره مقطعی که مسوول مرکز اسلامی فیلم‌سازی آماتور بوده است، توضیح داد: من و آقای حاجی میری به واسطه آموزش‌هایی که در «تل فیلم» دیده بودیم یکسری کلاس‌ها را آنجا طراحی کردیم.

آنجا کلاس‌ها بصورت کارگاه‌های آموزشی و تجربی بود و در کلاس‌ها آقایان حاتمی کیا، خیرالدین، آفریده، شهاب الدین صدر، حیدریان، نوری زاد و .... خیلی دیگر از دوستان حضور داشتند.مهمترین استادمان آقای اکبر عالمی بود که تمام اصول سینما را برای ما تدریس می‌کرد‌.

در پی تجربیات مرکز اسلامی و آموزش‌هایی که در «تل فیلم» دیده بودم، بعدها وقتی دانشگاه‌ها باز شد و من به دانشگاه هنر تغییر رشته دادم آنچه در دانشگاه تدریس می‌شد؛ برایم تازگی نداشت!

بسیاری از اساتید نیز به خاطر تجربیاتی که ما از قبل داشتیم می‌گفتند، بروید و فقط آخر ترم برای امتحان بیایید.

کمال تبریزی درباره تجربیات مختلفش در عالم سینما پیش از کارگردانی، یادآور شد:ما در مقطعی که در مرکز فیلم‌سازی بودیم، شرایطی فراهم بود که می‌توانستیم،تجربیات مختلفی انجام دهیم. من در آن مقطع می‌دانستم اگر قرار است، فیلم ساز شوم باید اجزای دیگر سینما را نیز بشناسم و از اصول آن اطلاع کافی داشته باشم. مثلا اگر می‌خواهم به تدوین گر بگویم چگونه فیلم مرا تدوین کند، باید بدانم تدوین چیست؟ فیلمبردار چه محدودیت‌هایی دارد؟ یا مدیر تولید چه دغدغه‌هایی دارد؟!

یادم هست در مقطعی، تجربه ساخت موسیقی برای فیلم آقای حاجی میری را هم انجام دادم. البته این گونه نبود که بخواهم بطور حرفه‌ای کار کنم اما به شکلی آماتور، موسیقی فیلم هم ساختم تا قادر باشم برای موسیقی فیلم خودم ، با آهنگساز ارتباط برقرار کنم.

دلم نمی‌خواهد در ژانر خاصی محدود شوم

کمال تبریزی در بخش دیگری از این گفت‌وگو در پاسخ به سوال ایسنا مبنی بر اینکه پس از سه دهه فیلم‌سازی کجا ایستاده است؟ گفت: بعد از این سه دهه فیلم سازی، هنوز دلم نمی‌خواهد خودم را در ژانر خاصی محدود کنم. بنابراین هنوز این روحیه سرکشی و رفتن به فضاهای مختلف در من وجود دارد.

وی ادامه داد: نمی‌خواهم در سینما دستور زبان مشخص سینمایی برای خودم تعریف کنم و بگویم حالا که کمال تبریزی به اینجا رسیده دیگر بهتر است مثلا فقط فیلم کمدی بسازد. بنابراین هر فیلمی که می‌سازم احساس می‌کنم اولین فیلمی است که می‌سازم و هنوز مشتاقم به ژانر‌های مختلف سر بزنم و اگر ساخت فیلمی در ژانری پیشنهاد شود که تا به حال کار نکرده‌ام، حتما استقبال می‌کنم.

کارگردان «گاهی به آسمان نگاه کن» گفت: در سینما رویاهای زیادی دارم و اینگونه نیست که بتوانم بگویم همه چیز را تجربه کرده‌ام و از این پس فقط در یک ژانر معین فیلم می‌سازم.

دایره‌ی معلومات بشر آنقدر بزرگ شده است که آدمی فکر می‌کند فقط به همه چیز نوک زده است! بنابراین همچنان سرزمین‌های ناشناخته وجود دارند. مثلا همین اواخر که بحث سینمای سه بعدی باب شده بود، فکر می‌کردم چطور می‌شود به این عرصه وارد شد یا چگونه می‌توان به واقع فیلم ترسناکی ساخت که مردم را واقعا بترساند!

کمال تبریزی با بیان اینکه هنوز شاگردی است که دارد تجربه می‌کند،ادامه داد: سینما علمی است که پایانی ندارد. همیشه وجود داشته و از درونش تئوری‌های جدید بیرون می‌آید. به نظرم هنوز یکی از ویژگی‌های اصلی سینما این است که برای بیننده دنیای تازه‌ای خلق می‌کند و میزان تاثیرگذاری آن در مرحله بعدی است.

سینما بازیگوشی است که آدم را سرحال نگه می‌دارد

کارگردان «خیابان های آرام» در عین حال گفت: با این ویژگی‌هایی که مطرح کردم سینما برایم لذت بخش است چون پایانی ندارد و یک جور بازیگوشی است که خود به خود آدم را سرحال نگه می‌دارد!

با این شرایط اگر بتوانم کنجکاوی جوانی را در این سن و سال نگه دارم خیلی کارهای دیگر را نیز که هنوز در رویاهایم دارم ؛ می‌توانم انجام بدهم.

تبریزی ادامه داد: روزگاری را سپری می‌کنم که بیشتر با جوانان احساس نزدیکی دارم چون جوانان نوآورند. وقتی با آنها کار می‌کنم احساس خوبی دارم و شهامت و شجاعت آنها را می‌پسندم.

 نباید از باخت بترسیم

کارگردان «لیلی با من است» کار در سینما را به ورزش کشتی تشبیه کرد و گفت: نکته‌ای که در سینما هست،سنگین بودن پرهیبت بودن حریف است. سینما مثل کشتی می‌ماند که با یک حریف پرقدرت روبرو هستی!، نباید از باخت بترسیم و از اینکه ممکن است این غول بزرگ، شما را زمین بزند.

این تفکر، به شما شجاعت و دل نترس می‌دهد و برعکس ، هرچه در سینما کهنه کارتر شوید؛ برای کسب تجربیات بیشتر، روحیه محتاط‌تری پیدا می‌کنید.

کمال تبریزی ادامه داد:متاسفانه یا خوشبختانه من این حس را ندارم. یعنی وقتی فیلم می‌سازم به این فکر نمی‌کنم، منتقدان،مخاطبان و جامعه سینمایی این فیلم را دوست دارند یا نه؟! آنچه برای من اهمیت دارد، تجربه‌ای است که در این زمینه پیدا می‌کنم.بنابراین بیشتر علاقه‌مندم وارد مسیرهایی شوم که پیش از این تجربه نشده است.

فیلم‌ساز تجربی‌ام نه کلاسیک!

وی تصریح کرد: من خودم را یک فیلم ساز تجربی می‌دانم و نه فیلم‌سازی کلاسیک که با یک ژانر بخصوصی جا افتاده و سینمای مولف خودش را دارد؛ اگر اینطور فکر می‌کردم، باید «لیلی با من است» 2 و 3 را هم می‌ساختم. 

 «وقتی همه خوابیم»

کمال تبریزی در ارزیابی‌اش از شرایط فعلی سینما معتقد است: الان بدترین شرایطی است که می‌توانیم برای سینمای ایران تصور کنیم. سینما دارد به سمت نابودی پیش می‌رود و تقریبا از تفکر و فرهنگ خالی می‌شود.

وی پیش‌بینی کرد: اگر شرایط اینگونه ادامه پیدا کند به جایی می‌رسیم که تقریبا می‌توان گفت از نظر هنری و فرهنگی متوقف شده‌ایم! مگر اینکه دوباره انقلابی در سینما بوجود آید.

تبریزی ابرازعقیده کرد: متاسفانه مسوولان فرهنگی دارند سینما را به سمت توقف کامل پیش می‌برند!به نظرم اسم فیلم آقای بیضایی،تعبیر خوبی است،«وقتی همه خوابیم».

باید برخی از خواب بیدار شوند و بدانند راه تعامل با سینماگران این نیست! و باید راه درستی را پیش بگیرند. واگر به این بیداری برسند؛ هم خودشان و هم سینما را نجات داده‌اند!

تبریزی در عین حال معتقد است: این روند فقط محصول چند سال اخیر نیست، در دوره‌های مختلف سینمای ایران شرایط مختلفی را تجربه کرده است اما در سال‌های اخیر، شدت افت و ابتذال آن بیشتر شده است و نمی‌توان برای آینده ، شرایط خوبی متصور شد.

«خیابان‌های آرام» و «پاداش» اکران می‌شوند؟!

این کارگردان در بخش پایانی گفت‌وگویش با ایسنا درباره‌ی سرنوشت اکران «خیابان‌های آرام» و «پاداش» به ایسنا گفت: در مورد «خیابان‌های آرام» به نظر می‌رسد که با اصلاحات مورد نظر شورای پروانه نمایش که همگی انجام شده‌اند؛ بالاخره قرار است که پروانه نمایش این فیلم علیرغم طولانی شدن بی‌دلیل زمان رسیدگی و بررسی آن که بعید هم هست به صورت طبیعی اتفاق افتاده باشد! سرانجام صادر شده و در گروه سینمای «آزادی» به نمایش درآید.

وی ادامه داد: اما در مورد «پاداش» هنوز که هنوز است مرغ یک پا دارد! و ظاهرا قرار نیست که به صورت شفاف و روشن در مورد اشکالات فیلم از نظر شورا گفتگو شود و هربار دلایلی واهی و متغیر در مقاطع زمانی مختلف به تهیه‌کننده بی نوا ابلاغ می‌شود! و تمایلی در مجموعه حاضر برای نمایش عمومی این فیلم وجود ندارد و در توقیفی ناخواسته و البته ناعادلانه قرار دارد. تصور من در مورد فیلم «پاداش» این است که باید صبر کنیم تا نوبت ظفر آید!

 دلم می‌خواهد درباره حقایق اشغال سفارت آمریکا فیلم بسازم

کمال تبریزی در پاسخ به اینکه آرزویش ساخت چه نوع فیلمی است،گفت: دلم می خواهد روزی در این مملکت فرا برسد که همه فیلمسازان این مرز و بوم بتوانند آنچه را که در ضمیرشان است،در قالب یک فیلم ، بیان کنند؛ و من نیز در چنین شرایطی بتوانم فیلمی درباره حقایق اشغال سفارت امریکا در ایران بسازم.

به گزارش ایسنا،کمال تبریزی، ( کمال مصفای تبریزی ) متولد سال 1338 در تهران و فارغ التحصیل رشته سینما و تلویزیون از مجتمع دانشگاهی هنر است. وی فعالیت هنری خود را از سال 1356 با کمیته فرهنگی دانشجویان پلی تکنیک آغاز کرد و پس از آن وارد بخش فعالیتهای فرهنگی سازمان صدا و سیما گردید. دو روز پس از آغاز جنگ، به عنوان فیلمبردار و کارگردان، اولین تصاویر مربوط به آغاز جنگ را در فیلم مستندی به نام «شهادت طلبان» فیلمبرداری کرد. این فیلم در همان دوران از تلویزیون پخش و بعدها ضمن نمایش در جشنواره تاشکند، موفق به کسب جایزه بهترین مستند جنگی شد.

چندین کار کوتاه و بلند مستند و داستانی تلویزیونی، درباره جنگ، حاصل این دوره از فعالیت اوست.

نگارش فیلمنامه «دیده پنهان»، فیلمبرداری فیلمهای «روایت رزم» و «آوای غیب» که هرسه از اولین فیلمهای داستانی درباره جنگ بودند؛ از جمله این کارهاست.

وی مدتی نیز به عنوان مسئول آموزش سینمای آزاد، دوره‌های مختلف آموزش فیلم را طراحی و راه‌اندازی نمود و خود نیز واحدهای مختلف درسی، از جمله شناخت سینما و کارگردانی را تدریس کرد.

تبریزی، چند سالی نیز مدرس دوره‌های آموزش در سینمای جوان و مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی، وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است.

اولین کار بلند حرفه‌ای تبریزی، فیلم سینمایی «عبور» ( سال 1367 ) است که نویسندگی و کارگردانی آن را به عهده داشته است.

تبریزی، خودش فیلمنامه این فیلم را نوشت که داستان آن کاملا برگرفته از حوادث واقعی جبهه‌های جنگ بود. بعدها این فیلمنامه و خاطرات نگارش آن به صورت یک کتاب، چاپ و موفق به کسب جایزه بهترین کتاب سال در موضوع جنگ شد.

فیلم‌های بعدی تبریزی به ترتیب عبارتند از: «در مسلخ عشق» ( سال 1369)، «پایان کودکی» ( سال 1372) و فیلم سینمایی «لیلی با من است» ( سال 1374) بود.

فیلم «لیلی با من است» ضمن شرکت در جشنواره‌های مختلف جهانی مانند مونترال کانادا ، فوکوئوکای ژاپن و ...... ، دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد و جایزه بهترین فیلمنامه را در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر از آن خود کرد.

همچنین فیلم «پایان کودکی» در جشنواره لینکلن سنتر امریکا،در شهر نیویورک با استقبال مردم به نمایش درآمد.

تبریزی در سال 1377 فیلم سینمایی «مهر مادری» را ساخت که جوایز متعددی در جشنواره‌های مختلف جهانی، از جمله جایزه بهترین فیلم جشنواره برلین در بخش کودکان و نو جوانان و جایزه بهترین فیلم در جشنواره‌های زلین ( چک )، قاهره ( مصر)، المپیا ( یونان )، سئول ( کره جنوبی ) و چهارصد ضربه ( کانادا ) را به دست آورد.

فیلم‌های دیگر کمال تبریزی عبارتند از: شیدا (سال 1379)، «فرش باد» و «گاهی به آسمان نگاه کن» (در سال 1381). «فرش باد» در همین سال جایزه فیلم منتخب تماشاگران و همچنین جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین المللی فیلم فجر وانجمن منتقدان را دریافت کرد.

تبریزی، کارگردانی چند سریال تلویزیونی را نیز در کارنامه خود دارد؛ از جمله سریال «قصه‌های رودخانه» ( سال 1378، پروژه‌ای مشترک میان کشورهای ایران و مالزی ) و سریال «دوران سرکشی» ( سال 1380).

کمال تبریزی در هیات داوران چندین دوره از جشنواره فیلمهای درباره جنگ و دو دوره از جشنواره بین‌المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان ایران و جشنواره بین‌المللی فیلم فجر عضویت داشته و موفق به کسب جوایز متعدد داخلی، شده است.

بعد از این، تبریزی فیلم سینمایی «مارمولک» ( 1382) را می‌سازد که در جشنواره بین المللی فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین فیلم مردمی را از آن خود می‌کند و در سال 1383 فیلم سینمایی «یک تکه نان» که در جشنواره فیلم فجر، جایزه ویژه هیئت داوران را در بخش مسابقه سینمای ایران و جایزه بهترین کارگردانی را در بخش مسابقه بین الملل ( سینمای معناگرا ) به خود اختصاص می‌دهد.

مجموعه بیست و دو قسمتی تلویزیونی از این کارگردان در باره زندگی «شهریار»، شاعر ملی و سرشناس آذری زبان ایرانی در سال 1385 به نمایش درمی‌آید.

سال 1386 فیلم «همیشه پای یک زن در میان است» را می‌سازد و کار سینمایی بعدی او فیلم «پاداش» بود که هنوز به نمایش عمومی درنیامده است.

تبریزی در سال 1388 فیلم سینمایی «دونده زمین» را می‌سازد که بار دیگر پروژه‌ای مشترک میان ایران و ژاپن بوده و هنوز به نمایش عمومی درنیامده است. «دونده زمین» ضمن نمایش در جشنواره اوکیناوا، به نمایش عمومی نیز در سینماهای ژاپن درخواهد آمد.

آخرین فیلم سینمایی تبریزی «خیابان‌های آرام» است که فعلا فقط در جشنواره فجر سال (1389) نمایش داده شده است.

سریال تلویزیونی «سرزمین کهن» که دو فاز اول فیلمبرداری آن به پایان رسیده است؛ فعلا در مرحله پیش تولید فاز نهایی سوم است.

http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1844154&Lang=P