شورای نگهبان در پاسخ به نامه رئیسجمهور اعلام کرد که مصوبههای الحاق موادی به قانون ساماندهی، حمایت از تولید و عرضه مسکن و پذیرش دانشجو در آموزشکدههای فنی و حرفهای،مراکز تربیتمعلم و دانشگاه شهید رجایی از نظر این نهاد، قانون تلقی شده و لازمالاجرا است.
به گزارش ایلنا ، در پی نگارش نامه از سوی محمود احمدینژاد به دبیرکل شورای نگهبان امروز شورای نگهبان اعلام کرد که پاسخ مشروح این نامه در چند روز آینده اعلام خواهد شد.
احمدینژاد در نامه مذکور ضمن انتقاد به چند مصوبه مجلس که به تائید شورای نگهبان رسیده است تاکید کرده است که طرح الحاق موادی به قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن در واقع اصلاح ماده 133 قانون برنامه چهارم است که موجب میشود قلمرو ماده مذکور از بافت مسکونی روستاها به کل محدوده روستاها و نیز محدوده شهرهای زیر بیست و پنج هزار نفر جمعیت تسری یابد.
همچنین رئیسجمهور معتقد است؛ طرح پذیرش دانشجو در آموزشکدههای فنی و حرفهای، مراکز تربیت معلم و دانشگاه شهید رجایی، از یک طرف مجلس شورای اسلامی در مقام تعیین ظرفیت پذیرش دانشجو در مراکز و دانشگاه فوقالذکر قرار میدهد که از مصادیق بارز امور اجرایی است و از این جهت با اصل شصتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ناسازگار به نظر میرسد و از سوی دیگر طرح یاد شده با مفاد اصول هفتاد و پنجم، سیام و پنجاه و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قابل جمع به نظر نمیرسد.
البته در این اعلام شورای نگهبان تاکید شده است که چنانچه رییسجمهور درباره برخی اصول قانون اساسی بررسی بیشتری را احساس میکنند میتوانند از شورای نگهبان تقاضای تفسیر اصول قانون اساسی را نمایند.
http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=128842
ایلنا: در جلسه امروز مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس و اعضای این مجمع با محکوم کردن قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی ایران، آن را زیادهخواهی و زورگوییهای بیشتر قدرتهای استکباری برای محروم کردن ایران از حقوق مسلم خود ارزیابی کردند.
به گزارش ایلنا، آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی در ابتدای این جلسه در سخنانی گفت: این روزها شاهد مسائل جدیدی در شیوه برخورد استکباریون با جمهوری اسلامی ایران هستیم و در آستانه صدور قطعنامه تحریم دور چهارم، مسائل غیرباوری پیش آمد. وی افزود: بعد از اینکه ایران بیانیه تهران را منتشر کرد و آمادگی خود را برای تبادل اورانیوم حداقل در آن سطحی که زمان مذاکره تعیین شده بود، اعلام کرد، انتظار میرفت که مذاکره را شروع و معین کنند و اگر توقع اضافی دارند بگویند، ایران هم پاسخ بدهد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: گروه وین جواب را ندادند تا بعد از صدور قطعنامه که این غیرطبیعی بود، گفتند ما نمیپذیریم و ادلهای هم آوردند. آقای آمانو قبل از شروع اجلاس شورای حکام برخلاف همه دورههای قبل، چند نکته گفت که دو مورد آن خیلی بد بود. یکی اینکه ایران مورد ویژهای است به علاوه ایشان همان جا اشاره کرد که شورای امنیت این مسائل را به عهده دارد و کار میکند. اینکه شورای حکام به شورای امنیت ارجاع بدهد و از آنها انتظار داشته باشند که مشکل اینها را حل کنند، یک حرف بدیعی بود.
هاشمی رفسنجانی تصریح کرد: اجماع پنج قدرت دارای حق وتو بر سر یک پیشنهاد، با وجود چین و روسیه موضوع تازهای بود، محتوای قطعنامه نیز یک بحث دیگری است و محتوای موذیانهتری از گذشته دارد. گرچه لحن آنها این است که ما راهی برای مذاکره داریم باز میکنیم که در نوع خود ریاکاریهایی است که معمولاً میکنند و سعیشان این است که خودشان را به نحوی ملایم نشان بدهند که عملاً غیر از این هستند.
وی خاطرنشان کرد: اظهارات بعد از تصویب این تحریم نیز بیسابقه است که هم بیانیه 1+5 مشترکاً و بعد تکتک این شش کشور جداگانه برای حرفهای تند و تهدیدهای اضافه، مسابقه گذاشتند. اتحادیه اروپا یکجور به میدان آمده برای تحریم اضافی، آمریکاییها کنگرهشان یکجور دیگر. با اینکه قبلاً صحبت بود اگر تحریم بینالمللی باشد، دیگر نیازی به کار کنگره نیست، آیتالله هاشمی رفسنجانی تاکید کرد: همه اینها باز میتواند جنگ روانی باشد که ما را یک قدم به طرف تسلیم تهدید کنند البته تجربهشان این است که ایران تسلیم نمیشود. اکنون سی سال است از قبل از پیروزی انقلاب هم، مبارزاتمان در بایکوت بود و عملاً همه جا حرفهای ما سانسور میشد. رسانههای غربی در جهت حرکت انقلاب ما حرف نمیزدند، بعد از انقلاب هم ایران تقریباً همیشه تحریم بوده است، هیچ وقت از تحریم بیرون نیامدیم، جز در حد مسائل مثلاً توسعه و سازندگی و وام گرفتن و بعضی کارهای غیرنظامی و غیرامنیتی.
وی ادامه داد: ایران تا این مدت، همیشه ثابت کرده که روی منافع انقلاب و مردم میماند و مقاومت میکند و اینها هم این تجربه را دارند.
هاشمی رفسنجانی گفت: اما ما باید چکار کنیم؟ کارهایی است که مسئولان مجلس، دولت و بقیه مسئولان خودشان وظایفشان را انجام میدهند. نیروهای مسلح آمادگی خودشان را حفظ میکنند. نیروهای امنیتی مواظب هستند. همه اینها هست، اما یک کاری که برای همه باید انجام دهیم آن است که در این شرایط، مهمترین عامل بازدارنده، وحدت و همدلی جامعه است که ما همیشه با این نیرو در مقابل هجمهها مقاومت کردهایم و دلمان هم محکم بوده است. به خاطر اینکه یک ملتی وقتی یکپارچه یک مسئلهای را میگوید، سخت است برای دیگران که نفوذ بکنند.
وی تاکید کرد: فکر میکنم حفظ این یکپارچگی اگر حتی مقداری مخدوش شده باید سعی کنیم برگردیم، و همدلی ایجاد کنیم. از حوادثی که میتواند وضع را بدتر کند، پرهیز کنیم.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام یادآور شد: اتفاقی که در مراسم سالگرد امام(ره) در حرم اتفاق افتاد، انصافاً از آن نوع کارهای نامعقولی بود که در آستانه بحثهای تحریم اتفاق افتاد. نبایست اینجور بشود. حالا افرادی که این کار را کردند چه کسانی بودند؟ چرا این کار را کردند؟ ما نمیدانیم. اما هیچ کس از دوستان انقلاب و داخل کشور، سود نبردند مردم اهانت به بیت امام(ره) را تحمل نمیکنند. شخص حسن آقای خمینی، یک عالم جلیلالقدر و حقیقتاً دانشمند جامعی است از تبار امام(ره) که اهانت به او، معلوم است که در جامعه سخت است.
وی خاطرنشان کرد:مردم فراموش نمیکنند که تصاویر فرزند حاج احمد آقا را در کنار امام با چه فضای محبتآمیزی منتشر میکنند. و آنها را در خانههایشان دارند. اینجور رفتار، رنجاندن بیت امام(ره) کار درستی نبود، کار بدی بود. من آن روز در اتاق انتظار، خدمت مقام معظم رهبری نشسته بودم، میدیدم ایشان ناراحتند. یک وقت که حسن آقا پیشنهاد صلوات داد و صدای بسیار بلندی از جمعیت به گوش رسید که برخلاف آن شعارها، یک دفعه انبوه جامعه، در آنجا صلوات فرستادند. رهبری معظم انقلاب، خوشحال شدند. به من گفتند ببین، این جمعیت است، نه آن صدایی که از یک معدودی درمیآید. جمعیت وفادار است.
رئیس مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: قبل از سخنرانی حسن آقا رنجیده بود. میخواست صحبت نکند. باز همان جلوی من بود که رهبری معظم به ایشان گفتند که مناسب نیست شما صحبت نکنید. مردم انتظار دارند از شما مطالبی بشنوند. و ایشان را ترغیب کردند که بروند. آن کاری که جلوی تریبون در انظار کردند، خیلی معنادار بود. خوب این سالها، این مراسم تکرار شده، مقام معظم رهبری هیچ وقت حسن آقا را جلوی مردم نبوسیده بودند آنهایی که این را میدیدند، باید درس میگرفتند، میفهمیدند، این یک اشارهای داشت. ایشان در این حد، اینگونه رمزگونه نظرشان را اعلام کردند. من میبینم بعد از آن هم، همانهایی که محرک این جمعیت بودند، هنوز دارند مقاله مینویسند، سخنرانی میکنند، تحریک میکنند، این چه چیزی است؟ چه نفعی از آن میبریم؟ اما حقیقتاً نباید این کارها تکرار شود. یعنی همه متعهد باشند در این شرایط، ندای وحدت و همدلی خیلی مقدم است بر اینکه کسی کینهاش را بر سر فردی خاص خالی کند. یا حرفی به یک کسی بزند.
وی با بیان اینکه انتقادها در حد زبانهای لطیف و منطقی جواب میدهد،گفت:استدلال در حد یک مقاله، در حد یک صحبت، خیلی مؤدبانه میتواند باشد اما اینگونه برخوردها جواب نمیدهد. من خواهش میکنم از اعضای محترم که حالا خدمتشان هستیم، هر جا دستشان میرسد، سعی کنند، فضا را فضای همدلی کنند به جای فضای برخورد و طرد و خصومت و کینه. که تفرقه برای ما سم است. انشاءالله که خداوند همان وحدت کلمه که انقلابمان را پیروز کرد و از همه گردنهها عبور داد، دوباره به ما هدیه بفرماید که بتوانیم خودمان را برای مراحل توسعه انقلاب آماده کنیم.
آیتالله هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از سخنانش گستاخی رژیم اشغالگر قدس در حمله به کاروان آزادی را که از کشورهای مختلف و عمدتاً از ترکیه بودند و اقدامات بعدی در مورد کشتی ایرلندی را یکی از دیگر پدیدههای زشت وقایع اخیر دانست و گفت: اینگونه اقدامات وحشیانه جز با پشتیبانی آمریکا و کشورهای غربی همسو قابل انجام نیست. ایشان انحراف وجدان بشری توسط صهیونیستها را ظلمی بزرگ علیه مردم غزه و فلسطین دانست که سالهاست در محاصره و محرومیت از ابتداییترین نیازهای خود هستند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پایان گفت: خوشبختانه با این اقدامات ضدانسانی اسرائیل، وجدان بشریت رو به بیداری بیشتر است و اربابان و پشتیبانان رژیم اشغالگر قدس باید جوابگوی اینگونه ددمنشیها در آینده باشند. ایشان آمادگی جمهوری اسلامی ایران را برای انجام وظایف انسانی، اسلامی خود در قبال مردم مظلوم فلسطین و غزه اعلام داشت.
ایلنا: خبر رفتن منوچهر صهبایی برای هرکس که دغدغه فرهنگ بومی سرزمین مادریاش را دارد، نگرانکننده بود. نگرانکننده نه از آن جهت که صهبایی برکنار شده یا به گفته مدیران؛ زمان قراردادش به پایان رسیده بلکه نگرانکننده از آن جهت که نکند این زمزمه و مقدمهای باشد برای اینکه ارکستر سمفونیک تهران هم به سرنوشت ارکستر ملی دچار شود.
بعد از دو ماه بیخبری از ارکستر سمفونیک تهران؛ حضور شهرداد روحانی بهعنوان رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران رسما اعلام شد. این خبر خوشحالکننده بود از این رو که بعداز حدود پنج سال شاهد رهبری دوباره روحانی در ایران بودیم و نگرانکننده از این جهت که شاید با روحانی هم همان رفتاری شود که با علی رهبری صورت گرفته بود. و او که با هزاران دلگرمی برای سفر به سرزمین مادری؛ چمدان بست خیلی زود از ناملایمیها به خانه خود بازگشت.
نام شهرداد روحانی برای مخاطبان خاص موسیقی کلاسیک، اجرای کنسرت یانی در فضای باز معبد پارتنون آکروپلیس آتن که با رهبری و تکنوازی ویلن روحانی را یادآور میشود.
شهرداد روحانی، آهنگساز؛ ویولنیست؛ پیانیست و رهبر ارکستر ایرانی است. سبک وی معاصر و موسیقی عصر نو است. وی همچنین از دانشآموختگان هنرستان هنرهای زیبا(کنسرواتوار) وین در اتریش است که جوایز و بورسیههای تحصیلی مختلفی هم در اروپا و هم در آمریکا نظیر A.K.M Scholarship در وین پایتخت اتریش و ASCAP Scholarship در لس آنجلس در ایالت کالیفرنیای آمریکا دریافت کرده است.
این هنرمند، رییس و رهبر ارکستر سمفونی COTA لس آنجلس بوده است. وی؛ رهبری بسیاری از ارکسترهای سمفونی معتبر را به طور مهمان برعهده داشته که از آن جمله میتوان ارکستر سلطنتی فیلارمونیک لندن، ارکستر سمفونی مینسوتا، سمفونی کلرادو، سمفونی سن دیگو، سمفونی ایندیاناپولیس، سمفونی نیوجرسی، سمفونی فیلا رمونیک زاگرب، سمفونی جوانان آمریکا، ارکستر مجلسی اتریش و غیره را نام برد.
روحانی در سال ۱۹۹۸ توسط دولت تایلند مامور ساخت قطعه موسیقی مراسم افتتاحیه سیزدهمین دوره بازیهای آسیایی شد که این قطعه بهعنوان محبوبترین آهنگ این بازیها انتخاب شد.
در گفتگوی ایلنا با شهرداد روحانی که قبل از اجرای ارکستر سمفونیک تهران انجام شده؛ درباره مسایل مختلف مطرح شد.
* بیش از دوماه از رفتن آقای صهبایی میگذرد و ارکستر امروز بدون رهبر ثابت مانده است. وضعیت ارکستر سمفونیک را چگونه ارزیابی میکنید؟
ــ تقریبا مدت دوهفته است که تمرینهای خود را شروع کردهایم و طبیعتا هرچه بر میزان تمرینها افزوده میشود؛ پیشرفت اعضا هم در مقایسه با دفعات قبل زیادتر میشود. من اطمینان دارم با افزایش دفعات تمرینات، برنامه خوبی را ازپیش خواهیم برد.
* پیش از این ارکستر سمفونیک؛ یکسری ناهماهنگیهایی در بخش بادی میان نوازندگان خود داشت که گفته میشد آنها هماهنگ با ارکستر نیستند. چه دلیلی برای این ناهماهنگی وجود داشت؟
ــ اصولا تمرین برای رفع این مشکلات است. این مشکل غیرعادی نیست و در تمام ارکسترها وجود دارد. وظیفه رهبر ارکستر هم این است که ناهماهنگیها را تشخیص داده و میان نوازندهها هماهنگیهای لازم را ایجاد کند.
* باتوجه به تجربههای مختلف شما در رهبری ارکسترهای بزرگ دنیا، داشتن یک رهبر دائمی در ارکستر چقدر ضروری است؟
ــ شکی نیست که داشتن یک رهبر دایم برای ارکستر ضروری است ولی درباره تمام ارکسترهای دنیا این اتفاق افتاده که در برهههایی از زمان؛ بدون رهبر دایم بودهاند. اصولا یکی از راههای تعیین رهبر دایم برای ارکستر، این است که از چند رهبر مهمان دعوت شود تا رهبری ارکستر را بهعهده بگیرند و ازمیان آنهاست که یک رهبر دایم برای ارکستر انتخاب میشود. این روش در تمام ارکسترهای دنیا که شاید هم خیلی معتبر باشند؛ مورداستفاده است.
* در کشورهای خارجی انتخاب رهبر ارکستر چگونه است؟
ــ در این کشورها، اول از رهبرهای مهمان دعوت میشود تا رهبری ارکستر را بهعهده گیرند درعین حال نظر نوازندهها در تشخیص اینکه آیا با این رهبر میتوانند کار کنند و آیا او؛ قابلیت پیشبرد گروه را دارد نیز مهم است. آنجا درمیان گروه؛ هیات مدیرهای وجود دارد که کارهای اداری گروه را انجام میدهد و تعیین رهبر هم برعهده این هیات است تا درکنار نظرخواهی از موزیسینها، خود هم دخیل باشد.
* باتوجه به فضای حاکم بر موسیقی کشور و اینکه شما موقعیتی مشابه آقای علی رهبری در ایران و در محافل بینالمللی دارید، اگر به شما پیشنهاد رهبر دایمی در فضای مدیریتی کشورمان داده شود، آن را قبول میکنید؟
ــ باید فکر کنم ولی هماکنون از من بهعنوان رهبر مهمان دعوت شده و من تمام تمرکزم روی این برنامه است تا بهعنوان رهبر مهمان کار کنم. من هیچ مشکلی با کار کردن با ارکستر سمفونیک تهران ندارم. این ارکستر؛ نوازندههای خوبی دارد و مطمئنم اگربا آنها کار کنم در سطح خیلی بالایی در آسیا مطرح خواهند شد.
* بسیاری از اعضای ارکستر سمفونیک تهران از آقای صهبایی رضایت نداشتند و از اینکه وی؛ استادان آنها را زیرسوال میبرد؛ ناراضی بودند. سختگیری در حضور بهموقع اعضا نیز مطرح بود، شما ابعاد فنی و تخصصی کار ایشان را چگونه ارزیابی میکنید؟
ــ آقای صهبایی برای دوسال رهبری گروه را بهعهده داشتند و طبیعا زحمت زیادی کشیدهاند. وی با استفاده از افراد جوان در ارکستر به جوانتر شدن آن کمک کرد با این حال زمانیکه شخصی؛ رهبری ارکستر را بهعهده میگیرد؛ باید تغییراتی هم انجام دهد. من بهعنوان رهبر ارکستر درقبال هر ارکستری که رهبری آن با من باشد، وظایفی دارم فرقی هم نمیکند که این ارکستر، ارکستر افغانستان باشد یا لندن! ارکستر لندن هرچند هم زیبا باشد من باید با آن کار کنم و آن را بسازم. یک رهبر خوب درقبال هر ارکستری و با هر درجهای مسئول است و باید بهعنوان رهبر؛ نکات مثبت و منفی آن را تشخیص دهد. در هر ارکستری، نوازندهها؛ تواناییهایی دارند. در ارکسترهای درجه یک این تواناییها در همه نوازندهها تقریبا در یک سطح است ولی در بیشتر ارکسترها، درجه این تواناییها درمیان نوازندگان فرق میکند و در یک سطح نیستند.
در ارکستر سمفونیک تهران نیز وضعیت همینگونه است و باید تلاش کنیم نوازندهها به یک سطح برسند و صدای خوبی از ارکستر درآورند. اینها و ظیفه رهبر است که من سعی کردهام آن را انجام دهم.
* باوجود داشتن کارهای خوب؛ شما فقط زمانی به ایران میآیید که دعوتی صورت گیرد. مثلا رهبری موقتی گروهی را بهعهده بگیرید. مهمترین دلیل این امر چیست؟
ــ این وضعیت در تمام دنیا همینگونه است. از رهبران دعوت میشود تا رهبری گروهی را برعهده گیرند. عین همان روش را ما در ایران داریم. بعضی وقتها این دعوتها یک سال زودتر، بعضی وقتها یک هفته قبل و در برخی اوقات یک شب قبل از اجرا به عمل میآید پس غیرطبیعی نیست.
* باتوجه به اینکه ایرانی هستید، چرا تمایلی ندارید به فعالیتهای موسیقایی خود در ایران ادامه دهید؟
ــ اولا، بیشترعمر من در خارج از کشور سپری شده است. دوم اینکه، من بهعنوان یک رهبر نمیتوانم امورات زندگی خودم را تنها با کار کردن در ایران بگذرانم بنابراین از هر پیشنهادی که در این زمینه شود چه خارج یا داخل ایران استقبال میکنم. طبیعی است که اینجا مملکت من است ولی من در اینجا زندگی نمیکنم و تجربههایی که شما از مشکلات اینجا دارید با من که اینجا زندگی نکردهام؛ خیلی فرق میکند. من همیشه باید در این مسیر و حرفه فعال باشم چون حرفهام این است ولی کسی از آینده خبر ندارد شاید سال دیگر ایران باشم. بنظر من این رفت و آمدها به کشورهای مختلف مشکلی برای من ایجاد نمیکند. لازم نیست که من حتما جای خاصی باشم تا بتوانم به مردم مملکتم خدمت کنم. از طریق تلفن و اینترنت هم میتوانم در هر کجای دنیا که باشم؛ کار کنم.
* شما آثار موسیقایی بیشماری در کارنامه خود دارید که هنوز آنها را به صورت منسجم و یکپارچه منتشر نکردهاید. آیا قصد انتشارآنها را ندارید؟
ــ بله. ولی اولا وقت انتشار آنها را درحال حاضر ندارم. ثانیا اکثر کارهایم متاسفانه به صورت قاچاق و با کیفیت پایین در ایران وجود دارد.
* باتوجه به نبود اطلاعات درباره فعالیتهای شما در حوزه آهنگسازی فیلم، در این زمینه هم توضیحاتی دهید؟
ــ در این زمینه من کار زیادی انجام ندادهام فقط در یک کمپانی انیمیشنسازی به نام والتدیزنی برای یکسال کار کردهام. بهعنوان نمونه این کمپانی برنامهای درباره آداب و رسوم هفت کشور درست کرده بود که در آن پسربچه یا دختربچهای درباره آن صحبت میکرد و من هم آهنگسازی، رهبری و نگارش موسیقی متن آن را برعهده داشتم.
من با اینکه دوست دارم موسیقی فیلم بنویسم حتی در این زمینه تحصیلات هم دارم ولی پروژههایی که برایم جذاب باشند؛ خیلی کم بوده و من ترجیح میدادم کارهایی که دوست داشتم انجام بدهم درنتیجه خیلی کار فیلم انجام ندادهام. بیشتر موسیقی فیلمهایی را که آهنگسازهای بزرگی مانند جان ویلیامز، میکوس روشا، برنارد هرمن و ...در آنها کار کردهاند را رهبری کردهام.
* بسیاری از آهنگسازان فیلم معتقدند صنعت کامپیوتر عرصه را برای نوشتن آثار بدیع در حوزه موسیقی فیلم ازمیان برده و تهیهکنندگان فیلم ترجیح میدهند که هزینههای فیلم را پایینتر ببرند. ارزیابی شما از فضای آهنگسازی فیلم در ایران چیست؟
ــ باتوجه به اینکه هزینه آهنگسازی بسیار گران است؛ امروزه ترجیح میدهند بجای صرف این هزینه سنگین با استفاده از کامپیوتر و سینتیسایزر این کار را-هرچند با کیفیت پایین- انجام دهند؛ البته این مسئله خاص ایران نیست و در تمام دنیا همین روند وجود دارد. بنظرم در بیشتر حوزههای هنری وضعیت ازهمین قرار است و در بیشتر موارد این کارها؛ به کیفیت اثر ضرر میرساند.
* شما با تنظیمهای خوب و استاندارد خود در کنسرت یانی تاثیر زیادی در کیفیت کار بهوجود آوردید؛ به نظر شما تفاوت تنظیمکننده و آهنگساز در چیست؟
ــ آهنگساز؛ شخصی است که هم بتواند ملودی بنویسد و هم آن را برای ارکستر تنظیم کند. همچنین وی باید برای سازهای مختلف؛ ارکستراسیون بنویسد و هر سازی را بشناسد؛ زیرا هر سازی توانایی خاص خود را دارد. نوابغ موسیقی مانند موتزارت، چایکوفسکی، بتهوون و.... ازجمله آهنگسازهایی بودند که هم ملودیهای خوب مینوشتند و هم برای ارکستر تنظیم میکردند. یک آهنگساز میتواند خوب ملودی بنویسد ولی اگر شما این ملودی را به دو نفر تنظیمکننده بدهید هرکدام میتوانند دواثر متفاوت از این ملودیها بوجود آورند که شاید از یکی بسیار خوشتان بیاید ولی از دیگری اصلا. بنابراین نقش تنظیمکننده بسیار مهم است اما من ترجیح میدهم یک آهنگساز هم بتواند ملودی بنویسد و هم آن را برای ارکستر تنظیم کند.
* بسیاری معتقدند دلیل ناموفق بودن کنسرت تاج محل یانی درمقایسه با کنسرت آکروپلیس استفاده نکردن از یک تنظیمکننده ماهر بود!
ــ به یقین یکی از دلایل مهم در این موفقیت؛ تنظیمکننده و رهبر ارکستر بود. شاید برای مردم این قضیه آنقدرها مهم نباشد، چون موقعیت رهبر در ارکستر طوری بوده که همیشه پشت به مردم بوده بنابراین مردم نمیدانند که یک رهبر چقدر در اجرا تاثیرگذار است. یک رهبرعلاوه بر هماهنگی ارکستر باید با گروه خود تمرینهای زیادی داشته باشد. از وظایف رهبر؛ تشخیص این است که چه چیزهایی را و چقدر تمرین کند. بهنظر من در این دو کنسرت؛ بودن رهبر و چگونگی کار آنها خیلی موثر بود.
* آیا برای سازهای ایرانی هم اثری خلق کردهاید؟
ــ بله. من کاری را برای سازهای ایرانی تنظیم کردهام که تلفیقی از سازهای ایرانی مثل تنبور و ارکستر سمفونیک است که ملودیهایش را آقای پورناظری آماده کرده و من آنها را برای ارکستر تنظیم کردهام. یکسری کارهای دیگر هم انجام شده که در زمان مناسب توضیح خواهم داد.
*بسیاری معتقدند آثار کلاسیک؛ تاثیرگذاری لازم را در مخاطبان و بهویژه شنودههای ایرانی ندارد یا بهتر است بگوییم مردم ما علاقه زیادی به موسیقی کلاسیک ندارند، چرا؟
ــ این امر طبیعی است. موسیقی کلاسیک همیشه شنوندههای خاص خودش را داشته است. بهنظر من هرکس به موسیقی کلاسیک گوش میدهد باید یک آشنایی قبلی با آن داشته باشد. به یکباره و در همان دفعات اول نمیتوان ارتباط عاطفی با موسیقی کلاسیک برقرار کرد مخصوصا اگر این موسیقی، موسیقی کلاسیک غرب مثل آثار بتهوون، موتزارت و چایکوفسکی باشد.
شاید یکی از دلایلی که آهنگسازان ایرانی نمیتوانند با مخاطب خود ارتباط برقرار کنند؛ این باشد که آنها درنوشتن آهنگهایشان به مخاطب و نیازهای او توجه نمیکنند. باید گفت که در همه جای دنیا؛ قشری که به موسیقی علمی توجه میکنند بسیار کم است. مثلا در وین که پایتخت موسیقی کلاسیک دنیا است، درصد بالایی از مردم به موسیقی کلاسیک علاقه ندارند و درصد بیشتری موسیقی راک و پاپ را میپسنددند. موسیقی راک و پاپ همیشه بود و همیشه خواهد بود. بهنظر من؛ موسیقی کلاسیک فهم و شعور خاصی میخواهد و باید به آن علاقه داشت. درکل میتوان گفت که میزان توجه مخاطبان ایرانی به موسیقی کلاسیک امیدوارکننده است.
http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=128368
ایلنا: نخستوزیر روسیه گفت که کشورش تحویل موشکهای S-300 به ایران را به حالت تعلیق درمیآورد.
به گزارش ایلنا به نقل از بیبیسی، «ولادیمیر پوتین»، نخستوزیر روسیه در جریان دیدار با «نیکلا سارکوزی»، رئیسجمهوری فرانسه گفت که مسکو در راستای همراهی با قطعنامه تازه شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران، تحویل سیستمهای دفاعی S-300 به این کشور را به حالت تعلیق درمیآورد.
پیش از این «سرگئی لاوروف»، وزیر خارجه روسیه گفته بود که فهرست انواع تسلیحاتی که فروش آنها به ایران ممنوع است، در حکمی توسط رئیسجمهوری روسیه مشخص خواهد شد.
لاوروف در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای در تاشکند به خبرنگاران گفت که تدوین این حکم بلافاصله بعد از تصویب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران آغاز شده است.
این درحالی است که سخنگوی وزارت خارجه روسیه پیش از این گفته بود که قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران، شامل قرارداد فروش موشکهای پیشرفته S-300 به این کشور نخواهد شد.
«آندره نسترنکو» با اشاره به قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل متحد که بهرغم اثبات همکاری و حسننیت هستهای ایران صادر شد، تاکید کرد که این قطعنامه سیستم دفاع موشکی را در بر نمیگیرد.
در همین زمینه «میخائیل دیمتریف»، رئیس سرویس همکاری نظامی-تکنولوژیک که کار نظارت بر قراردادهای نظامی را برعهده دارد نیز گفت که چهارمین قطعنامه تحریمی شورای امنیت شامل صدور سیستمهای تدافعی مانند موشکهای ضدهوایی S-300 نمیشود.
دیمتریف تاکید کرد که قرارداد فروش این سیستمهای دفاعی به ایران در مسیر اجرا قرار دارد.
وی همچنین گفت که قطعنامه جدید، زمینههای همکاری در عرصه نظامی بین روسیه و ایران را محدود نکرده است.
قرارداد عرضه سیستمهای S-300 به ایران ماه دسامبر سال 2005 میلادی امضا شده بود اما بهطور رسمی از اجرایی شدن این قرارداد گزارشی منتشر نشده است.
مقامهای روس تاکید میکنند که عرضه سیستمهای رهگیری موشکی به ایران جنبهای کاملا دفاعی داشته و با هیچکدام از قوانین بینالمللی تناقضی ندارد.
سامانه دفاع هوایی S-300 ویژه دفاع از موسسات صنعتی، نهادهای دولتی، پایگاههای نظامی و مقرهای فرماندهی در برابر حملات هوایی و فضایی دشمن است.
این سیستم قادر به نابود کردن اهداف بالستیک بوده و از قابلیت وارد کردن ضربه به اهداف زمینی نیز برخوردار است. جدیدترین مدل سیستم S-300 میتواند هواپیماهای دشمن را در فاصله 150 کیلومتری و ارتفاع 27 کیلومتری نابود کند.
پیش از این روسیه مجموعههای ضدهوایی موشکی تور-ام1 را با برد شلیک 12 کیلومتر و ارتفاع پرواز موشک 6 کیلومتر به ایران عرضه کرده بود.
فصل هشت ماهه !
روز چهارشنبه 20 خرداد 88 یعنی دو روز قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، تیتر اول روزنامه کیهان را به این خبر اختصاص داده و با حروف درشت در صفحه اول نوشتیم «این هشدار جدی است! آخرین پرده سناریوی افراطیون، آشوب پس از شکست». آن روز پس از انتشار روزنامه، با تماس های فراوانی روبرو بودیم. برخی از کسانی که پیش بینی های قبلی کیهان درباره مسیر حرکت فتنه گران را خوانده و تحقق آن را به چشم دیده بودند، در صحت این پیش بینی هم تردیدی نداشتند و تنها چگونگی آن را جویا می شدند. پاسخ ما به این عده از خوانندگان - که چند تن از مسئولان کشور نیز در شمار آنان بودند- بازگویی فرمول مشترک جرج سوروس، جین شارپ و ریچارد رورتی بود و برای آنها توضیح می دادیم که سران فتنه از آغاز فعالیت انتخاباتی خود تاکنون دقیقا و بی کم و کاست از این فرمول پیروی کرده اند و نتیجه می گرفتیم که فاز ششم این فرمول اعلام دروغین پیروزی در انتخابات و فاز هفتم آن، آشوب های خیابانی است. چند تن از آنها با تعجب می پرسیدند «آیا شما معتقدید که موسوی و خاتمی و کروبی در پی مقابله با اسلام و انقلاب هستند؟» پاسخ ما به این سؤال مثبت بود و البته از کروبی با عنوان «نخودی» که در این فرمول نقش دم دستی دارد یاد می کردیم. پرسش بعدی این بود که «با چه جرأتی موسوی و خاتمی را مامور بیگانگان و دشمن امام و انقلاب و نظام معرفی می کنید؟ و از کجا معلوم که هدف نهایی آنها مقابله با اساس نظام باشد؟» در پاسخ به این پرسش، ابتدا پرسش کنندگان را به یادداشت همان روز کیهان با عنوان «شمع که خاموش شد...» ارجاع می دادیم. در آن یادداشت به انحراف تلخ طلحه و زبیر اشاره شده بود و برای پرسش کنندگان توضیح می دادیم وقتی افرادی نظیر طلحه و زبیر با آن سوابق درخشان جهاد و فداکاری در رکاب پیامبرخدا(ص)، به چرب و شیرین دنیا آلوده می شوند، انحراف و استحاله افرادی نظیر موسوی و خاتمی که هیچکدام سابقه درخشانی در کارنامه خود ندارند، به آسانی امکان پذیر است و در ادامه به طیف ائتلاف کنندگان و هویت متفاوت و در مواردی متضاد آنها با یکدیگر اشاره می کردیم و توضیح می دادیم که «وقتی موسوی و خاتمی و کروبی و... با منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها و کومله و دموکرات و گروههای مارکسیست و نهضت آزادی و... ائتلاف می کنند و این ائتلاف مورد حمایت جدی مالی، تبلیغاتی، سیاسی و اطلاعاتی مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس قرار می گیرد، اولین سوال منطقی آن است که این طیف به ظاهر ناهمگون و با هویت های بعضاً متضاد در کدام نقطه اشتراک نظر دارند که روی آن به ائتلاف رسیده اند؟» به یقین مساله «ریاست جمهوری» و «انتخابات» نمی تواند نقطه اشتراک یا همان محور و نقطه ائتلاف آنها باشد، چرا که گروههایی مانند منافقین، بهایی ها، سلطنت طلب ها و سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل و انگلیس و... که در این ائتلاف شرکت کرده اند، اساساً به اسلام و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران اعتقادی ندارند که «انتخابات ریاست جمهوری دهم» موضوع ائتلاف آنها باشد. بنابراین به آسانی و بدون کمترین تردیدی می توان درک کرد که هدف نهایی این ائتلاف نقطه ای بیرون از دایره نظام و اسلام و انقلاب است و ائتلاف یاد شده فقط در این نقطه قابل ارزیابی است. نگارنده یکی از شخصیت های سیاسی را به خاطر می آورد که عصر چهارشنبه 20خرداد88 به کیهان آمده و درباره تیتر آن روز کیهان با یکدیگر به گفت وگو نشسته بودیم. در این نشست گعده مانند علاوه بر توضیحات مورد اشاره درباره ائتلاف، سندی از دیدگاه اعلام شده «ریچارد هاوس» رئیس شورای روابط خارجی آمریکا به ایشان ارائه شد. «ریچارد هاوس» تاکید می کند که اگر محور ائتلاف بیش از یک نقطه باشد، دایره آن کوچک خواهد بود، چرا که اشتراک نظر گروه های اپوزیسیون روی چند نقطه، به سختی امکان پذیر است ولی چنانچه محور ائتلاف فقط «یک نقطه» باشد- بخوانید مقابله با اساس نظام اسلامی- تمامی گروه های اپوزیسیون روی این نقطه اشتراک نظر دارند و ائتلافی با دامنه گسترده و فراگیر شکل خواهد گرفت. ریچارد هاوس از این فرمول ائتلاف با عنوان «ائتلاف سفید»! یاد می کند و آن را راهبرد جدیدی در مقابل راهبرد «فوکویاما» می داند. راهبرد فوکویاما، عنوان «مهندسی معکوس» داشت و ریچارد هاوس معتقد است مهندسی معکوس فوکویاما در صحنه عمل نتیجه معکوس داده است.
گفتنی است که در آغاز فعالیت انتخاباتی فتنه گران و در حالی که هنوز نامزد اصلی خود را اعلام نکرده بودند، آقای کرباسچی در مصاحبه ای گفته بود برنامه ما- مدعیان اصلاحات- آن است که در انتخابات ریاست جمهوری دهم روی یک «نقطه» ائتلاف کنیم و توضیح داده بود که آن نقطه «مخالفت با وضع موجود» است. آقای کرباسچی در آن مصاحبه اشاره ای نکرده بود که منظورش از «وضع موجود» چیست؟ آیا حضور اصولگرایان در دولت را «وضع موجود» می داند که قرار است ائتلاف مورد نظر برای مخالفت با آن شکل بگیرد؟ و یا مخالفت با «نظام موجود»! را نشانه رفته اند؟!
یکی از پرسش کنندگان آن روزها، بعد از شنیدن توضیحات کیهان و اسنادی که از فرمول یاد شده حکایت می کرد، این نکته را پیش کشیده و پرسید؛ «از کجا معلوم که موسوی و خاتمی در پی اطلاع از این که فرمول دیکته شده به آنها لو رفته است، تغییر مسیر ندهند و برای پیشگیری از رسوایی وطن فروشی و همراهی با دشمنان بیگانه، در بخش هایی از برنامه خود تجدیدنظر نکنند؟!» جواب ما، این بود که آنها از خود اختیاری ندارند و «گزک»ها و «آتو»هایی نزد قدرت های بیگانه دارند که آنان را به گروگان مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس تبدیل کرده است و نمی توانند بیرون از خواست و اراده دیکته شده این مثلث بیگانه تصمیمی بگیرند. برای این عده از دوستان- که برخی از آنها نیز چندان دوست نبودند- به بیانات 4 سال قبل رهبرمعظم انقلاب اشاره می کردیم که وقتی اشتباهات آمریکا را برمی شمردند، به این نکته اشاره فرمودند که ممکن است گفته شود اشاره به این اشتباهات می تواند آمریکا را هوشیار کرده و اشتباهات خود را تصحیح کند، ولی این اشتباهات برخاسته از هویت آمریکاست که نمی تواند از آنها دست بردارد (قریب به همین مضمون).
و اما... بعدها، وقتی فتنه انگیزی فتنه گران-بخوانید پروژه آمریکایی،انگلیسی، اسرائیلی آنها- با هوشیاری و درایت رهبرمعظم انقلاب و بصیرت و فداکاری توده های میلیونی مردم روبرو شد سران فتنه گام های بعدی را با سرعت بیشتری برداشتند. حمایت آشکار از آمریکا و اسرائیل، نفی وجود مبارک امام زمان(عج)، اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسین(ع)، توهین مکرر به حضرت امام(ره)، تاکید بر جمهوری ایرانی و نفی «اسلام» از ساختار نظام، حمایت از تروریست های منافق و سلطنت طلب و... برای دیرباورترین افراد نیز کمترین تردیدی باقی نگذاشت که در جریان فتنه 88 با خط نفاق جدید و ستون پنجم سال ها پنهان شده دشمنان بیرونی روبرو بوده اند. فتنه ای 8ماهه که از 22 خرداد آغاز شده و در 22 بهمن همراه با سران فتنه به خاک سپرده شد. چیزی شبیه جنگ تحمیلی 8 ساله. دشمنان بیرونی این بار صدام های حقیر و بزدل داخلی را کوک کرده و با ساز بد صدای خود که از آن سوی مرزها می نواختند به رقص آورده بودند.
وقتی فتنه آغاز شد، اگرچه توده های عظیم و پا به رکاب اسلام و انقلاب می دانستند در حالی که آمریکا با آنهمه ادعا نتوانسته و نمی تواند هیچ غلطی بکند، از مهره های دست چندم آن کاری ساخته نیست ولی شاید کمتر کسی تصور می کرد که این فتنه در ادامه خود به یک موهبت بزرگ الهی برای انقلاب اسلامی، نظام و مردم این مرز و بوم تبدیل شود، که شد.
و بالاخره چه زیبا و حکیمانه است این کلام معصوم علیه السلام که گاه خداوند تبارک و تعالی به دست افراد فاسق، دین خود را یاری می کند.
حسین شریعتمداری
http://kayhannews.ir/890322/2.htm#other200