قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

اوباما در نخستین سفر خود به کابل:

اوباما در نخستین سفر خود به کابل:
مبارزه با فساد و مواد مخدر اولویت‌های دولت افغانستان باشد


رئیس‌جمهورى آمریکا در جمع سربازان آمریکایى در پایگاه هوایى «بگرام» تاکید کرد که نیروهاى آمریکایى تا رسیدن به پیروزى در افغانستان باقى می‌مانند/ باراک اوباما از حامد کرزى دعوت کرد روز ۱۲ ماه می به آمریکا سفر کند.


ایلنا: «باراک اوباما»، رئیس‌‌جمهوری آمریکا در نخستین سفر خود به افغانستان با بیان این که عملیات نظامى علیه شبه‌نظامیان طالبان با پیشرفت همراه بوده است از «حامد کرزى»، رئیس‌جمهوری افغانستان خواست با فساد و قاچاق مواد مخدر در این کشور مبارزه کند.
به گزارش ایلنا به نقل از رویترز، رئیس‌جمهوری آمریکا که عصر روز یکشنبه بدون اعلام قبلى به افغانستان سفر کرده بود در دیدار با رئیس‌جمهوری افغانستان خواستار مبارزه جدى‌تر با فساد و خرید و فروش مواد مخدر در افغانستان شده است.
وى در حضور خبرنگاران در کاخ ریاست‌جمهورى افغانستان خطاب به حامد کرزى گفت: «مى‌خواهم با قاطعیت بگویم که همکارى میان ایالات متحده آمریکا و افغانستان ادامه خواهد یافت و ما شاهد موفقیت در عملیات نظامى علیه افراطی‌گرایى در منطقه بوده‌ایم.»
رئیس‌جمهوری ایالات متحده افزود: «همچنان خواستار ادامه موفقیت‌ها در زمینه‌هایى چون اداره خوب کشور، حاکمیت قانون و مبارزه با فساد هستیم. این چیزها به شکل‌گیرى افغانستانى منجر مى‌شود که رفاه، امنیت و استقلال بیشترى خواهد داشت.»
باراک اوباما همچنین تاکید کرد که بهبود اوضاع در افغانستان باید براى مردم این کشور نیز محسوس باشد.
کرزى نیز در این دیدار با تشکر از رئیس‌جمهوری آمریکا به خاطر عملیات نظامى علیه شورشیان، ابراز امیدوارى کرد که همکارى کشورش با ایالات متحده در آینده نیز در راستاى تبدیل افغانستان به کشورى با ثبات، قدرتمند و امن ادامه یابد.
باراک اوباما از زمان به قدرت رسیدن راهکار افزایش شمار نظامیان آمریکا در افغانستان را در دستور کار خود قرار داده است.
وى در دسامبر سال گذشته میلادى دستور اعزام حدود 30 هزار سرباز دیگر آمریکایى را به افغانستان صادر و در عین حال اعلام کرد از اواسط سال ۲۰۱۱ روند خروج نیروهاى آمریکایى از افغانستان آغاز خواهد شد.
قرار است تا تابستان سال جارى شمار سربازان آمریکایى مستقر در افغانستان به حدود یکصد هزار سرباز افزایش یابد.
رئیس‌جمهوری ایالات متحده پس از دیدار کوتاهش با حامد کرزى در جمع شمارى از سربازان آمریکایى در پایگاه هوایى «بگرام» حاضر شد و در سخنانى ابراز اطمینان کرد که ایالات متحده و متحدانش در جنگ علیه طالبان و القاعده در افغانستان پیروز خواهند شد.
وى در این پایگاه تاکید کرد که القاعده نه تنها تهدیدى براى آمریکا و افغانستان هستند بلکه سایر کشورهاى جهان را نیز تهدید مى‌کنند.
رئیس‌جمهورى آمریکا افزود که نیروهاى آمریکایى تا رسیدن به پیروزى در افغانستان باقى خواهند ماند.
بر اساس اعلام کاخ سفید، باراک اوباما از حامد کرزى دعوت کرده است در روز ۱۲ ماه می از ایالات متحده دیدن کند و رئیس‌جمهوری افغانستان نیز این دعوت را پذیرفته است.
سفر باراک اوباما به افغانستان تنها دو روز پس از آن صورت مى‌گیرد که «اسامه بن‌لادن»، رهبر القاعده در یک پیام صوتى آمریکا را به انجام حملات تروریستی تازه تهدید کرده بود.  

گوشت در دیگ گرانی سرخ شده است

صنعت دامپروری ایران در مدار شوک و سقوط؛
گوشت در دیگ گرانی سرخ شده است



دامپروری کشور طی چهار سال گذشته در رکود و سراشیبی سقوط قرار گرفته است/ پایان سال 88 و در حال و هوای بد اقتصاد ایران، بار دیگر بازار گوشت قرمز با افزایش نجومی قیمت مواجه و دوباره این محصول خبر ساز شد.


ایلنا: پایان سال 88 و در حال و هوای بد اقتصاد ایران، بار دیگر بازار گوشت قرمز با افزایش نجومی قیمت که در طی چندین مرتبه از سال 88 اتفاق افتاده بود، خبر ساز شد.
بر همین اساس کارشناسان از افزایش قیمت گوشت در سال جاری نیز سخن می‌گویند و بر این باورند که گوشت در دیگ گرانی سرخ می‌شود.
واردات گسترده، عامل نابودی صنعت دامپروری کشور
انتقادهای بی‌شماری به دولت دهم مبنی بر واردات گسترده گوشت قرمز است به گونه‌ای که منتقدان، واردات را عامل نابودی صنعت دامپروری در درازمدت توصیف کرده‌اند.
این کارشناسان بر این عقیده‌اند که باید واردات گوشت قرمز هدفدارتر و برای مواقعی خاص صورت بگیرد اما دولت دهم که ادامه‌دهنده راه دولت نهم است درطول سال مبادرت به واردات گسترده گوشت قرمز به کشور کرده است.
عدم تدبیر برنامه‌ریزان اقتصادی و سیاسی کشور به خصوص در طی دولت نهم و تداوم آن در دولت دهم موجب گردیده تا صنعت دامپروری کشور نه تنها در برابر عولمل طبیعی آسیب پذیر شود بلکه سیاستگذاری ناکارآمد دولتمردان عرصه را بر تولید کنندگان و مصرف کنندگان تنگ کرده است.
واردات گسترده از کشورهای مختلف چه به صورت دام زنده و چه به صورت گوشت منجمد، قاچاق دام از کشور و همچنین صادرات بی رویه دام زنده از عواملی بوده که بر بازار بی سامان گوشت تاثیر نامطلوب گذاشته است.
پرسشی که ذهن همه منتقدان و کارشناسان و همچنین برخی از فعالان بازار را به خود مشغول کرده آن است
که این همه‌حجم ورود گوشت قرمز و تولید کشور چرا نمی تواند بازار گوشت را ساماندهی کند؟
در طی یک ماه گذشته و به خصوص در طی چند روز گذشته افزایش عرضه گوشت تازه و گوساله با نرخ مصوب نه تنها تاثیری بر کاهش قیمت این فرآورده ها در بازار نداشته بلکه زمینه های زیان بیشتر تولید کنندگان را فراهم ساخته است.
در حال حاضر قیمت در بازار گوشت قرمز، به ازای هر کیلو بین 12 هزار و 500 تا 17 هزار تومان در نوسان است.
گوشت گوساله نیز با اندکی تفاوت بین 10 تا 14 هزار تومان در بازارتهران معامله می‌شود.
هر چند که توزیع گوشت قرمز در میادین شهرداری به قیمت کیلویی 10 هزار تومان توزیع می‌شود اما هیچ‌گاه تاکنون نتوانسته نیاز مصرف کنندگان تهرانی را برآورده کند.
تناقض در اظهارات وزارت بازرگانی و کشاورزی
در حالی‌که صادق خلیلیان وزیر تازه نفس وزارت کشاورزی توقف روند افزایش قیمت گوشت قرمز را، افزایش صادرات عوارض گوشت گوسفندی اعلام کرده است، وزارت بازرگانی همچنان اصرار به واردات بی‌رویه گوشت قرمز می‌کند؟!
چندی پیش احمد سجادی معاون وزیر اموردام کشاورزی در گفت‌وگو با ایلنا، از افزایش تولید گوشت قرمز در سال جاری خبر داد و بیان کرد: کشور نیازی به واردات گوشت قرمز ندارد.
او به خبرنگار ایلنا گفت: این موضوع رسانه‌ای نشود چرا که وزارت کشاورزی تنها متولی تولید گوشت قرمز است و توزیع و تنظیم گوشت بر عهده وزارت بازرگانی بوده و این وزارتخانه در این زمینه دخالتی نمی‌کند.
جنگ زرگری مدیران کشاوری در بلوار کشاورز با مدیران بازرگانی در میدان ولی عصر هر چند که تاکنون رسانه‌ای نشده اما تداعی‌گر عدم هماهنگی مدیران ارشد دولت در امر برنامه‌ریزی اقتصادی است. آیا واقعا تولید گوشت قرمز نیاز بازار داخلی را تامین می‌کند یا این که تولید گوشت قرمز تنها بخشی از نیاز بازار داخلی را تامین می‌کند؟ پرسش‌هایی است که پاسخ آنها به صورت تناقض آمیز و متفاوت از سوی برنامه‌ریزان اقتصادی ارایه می‌شود.
آنچه که در این میان خودنمایی می‌کند، نبود یک سیاستگذاری منسجم و کارآمد از سوی دولت است.
صدور سالانه یک و نیم میلیون راس دام زنده به کشورهای عربی و نزدیک 500 هزار راس دام زنده به صورت قاچاق شاید به گفته‌های مسوولان وزارت کشاورزی مبنی بر بی‌نیازی بازار از گوشت وارداتی به واقعیت نزدیکتر باشد.
وجود مافیای واردات گوشت قرمز
برخی از منتقدان بر این باورند: وجود مافیای وارداتی یکی از عواملی بوده که بازار گوشت قرمز را متاثر کرده است.
انگار که مافیای واردات در همه محصولات نفوذ کرده به گونه‌ای که به نظر می‌رسد حتی دولت نیز توان مقابله با آنان را ندارد.
به راستی این وارد کنندگان محصولات خارجی چه کسی و یا چه اشخاصی هستند که حتی نهادهای قضایی و اجرایی یارای مقابله با آنها را ندارند.
از آن سو فعالان بازار، قاچاق را یکی از بزرگترین معضلات صنعت گوشت قرمز ذکر می‌کنند.
به اعتقاد کارشناسان، افزایش قیمت گوشت قرمز دارای دلایل متفاوتی بوده که باید برای ریشه‌یابی آن ابتدا مولفه‌های برنامه‌ریزان اقتصادی را تحلیل کرد و سپس به مسائل دیگر بازار پرداخته شود.
عدم سیستم عرضه و ناکارآمدی نظارتی
بسیاری از کارشناسان اقتصادی بر این باورند که سیستم عرضه و توزیع و همچنین نبود اهرم‌های نظارتی مطلوب یکی از عوامل اصلی تلاطم قیمتی در بازار گوشت قرمز است.
احمد مقدسی، عضو هیات مدیره مرکز همکاری‌های امور دام ایران در گفت‌وگو با ایلنا می‌گوید: سیستم توزیع گوشت قرمز دارای نواقص زیادی است و این سیتم قدیمی و ناکارآمد در هزاره سوم دیگر جوابگوی نیاز بازارگوشت نخواهد بود.
وی نبود اهرم‌های نظارتی مطلوب را یکی دیگر از دلایل اصلی نابسامانی بازار گوشت قرمز عنوان کرد.
عدم حمایت بانک‌ها از دامداران
معضل دیگر موجود پیش روی دامداران سیاست به ظاهر حمایتی بانک‌ها از دامداران بود که بنا به دستور هیات دولت استمهال وام بانکی دامداران مطرح شد ولی بانک‌ها به جای طولانی کردن دوره بازپرداخت وام‌ها، در سال اول اقدام به بخشودگی پرداخت اقساط وام‌ بانکی کردند ولی در سال دوم تمامی اقساط سال اول و دوم را یکجا دریافت می‌کنند.
دامدارانی که به طور مثال در سال اول قادر به پرداخت 10میلیون تومان وام بانکی نیستند در سال دوم باید ماهانه 20 میلیون تومان پرداخت داشته باشند که پرداخت این رقم برای دامداران با توجه به شرایط موجود در صنعت دامپروری کشور غیرممکن است و انتظار می‌رود بانک‌ها با طولانی کردن مدت بازپرداخت از چهار سال به پنج سال و یا از دو سال به سه سال امداران را یاری کنند.
کاهش 30 درصدی گاوهای مولد در کشور
بازار گوشت قرمز، در حالی روند افزایشی خود را طی می‌کند که دامپروری کشور طی چهار سال گذشته در رکود و سراشیبی سقوط قرار گرفته است. به گفته کارشناسان، کشتار حدود 30درصد از گاوهای مولد دامداران در سال گذشته و تدوام آن در سال جاری به دلیل افت قیمت شیر و نابسامانی بازار آن، باعث شد تا گوشت قرمز به یکباره عرضه آن کاهش یابد و بازار گوشت قرمز که از عدم توزیع مناسب از سوی وزارت بازرگانی رنج می‌برد، با موج‌هایی سنگین گرانی مواجه شد. به اعتقاد کارشناسان، افزایش کنونی نرخ گوشت قرمز ناشی از بحران سال گذشته و کنونی بازار شیر است.
شاید هرگز به ذهن کسی خطور نمی‌کرد که کشور ایران روزی وارد کننده دام از کشوری کوچک چون ارمنستان با وسعت 29 هزار کیلومتری باشد. کشوری که زمانی قسمتی از کشور پهناور ایران بوده‌است.
به عبارتی می‌توان گفت در حال و هوای واپسین روزهای سال 88 اقتصاد ایران(که کارشناسان می‌گویند دچار بحران شده است) بازار گوشت قرمز‌، گرانی را به مصرف کنندگان عیدی داد و این گرانی در سال جاری نیز باز همراه مصرف کنندگان خواهد بود.  

درجا زدن ادبیات میان فریاد و سکوت

نویسندگان و شاعران در سالی که گذشت
درجا زدن ادبیات میان فریاد و سکوت

شاید نویسندگان و شاعران نیز سکوت کتاب در سال 88 را گمان نمی‌بردند. وقتی صحبت از چاپ آثار می‌شود همه؛ داغی از ممیزی بر دل دارند که گاه ترجیح می‌دهند سکوت پیشه کنند و گاه با حسرت از کتاب‌های درانتظار مجوزشان می‌گویند.


شاید اهالی قلم خود نیز باور نمی‌کردند سال 88 برای ادبیات ایران هیچ ارمغانی جز سکوت نداشته باشد. اینکه این سکوت و خالی بودن ویترین ادبی ایران از کجا نشات می‌گیرد؛ خود جای بحث و بررسی دارد. شاید واژه سکوت برای ادبیات ایران درست نباشد چون هنوز شاعران و نویسندگانی هستند که این پوسته را شکسته و اثری درخور توجه به بازار ارائه می‌کنند اما اینکه این اثر چقدر در انتظار آمدن؛ بوده و چه مراحلی را طی کرده تا به ویترین رسیده، نکته دیگری است.
اما آن دسته از شاعران و نویسندگان که از انتشار کتاب‌هایشان انصراف دادند؛ ناخواسته ضربه بزرگی به نسلی که می‌خواهد ادبیات داشته باشد، وارد آوردند.
در ماه‌های پایانی این سال تنها نامی که پس از سال‌ها ویترین‌های ادبی را شگفت‌زده کرد، نام محمود دولت آبادی بود که با کتاب «نون نوشتن» پس از سال‌ها سکوت بازار ادبی ایران را متحول کرد.
«نون نوشتن» مجموعه‌ای از خاطرات نویسنده است که به گفته خودش؛ احوال سال‌های 59 تا 74 اوست و تا امروز (سال88) یعنی چیزی حدود 14سال، اجازه انتشار نداشته است. ناگفته نماند که دولت آبادی اثر دیگری در ارشاد دارد که 25 سال است اجازه انتشار نیافته است. پرواضح است که این چنین در تنگنا ماندن دست‌نوشته‌های بزرگان چه لطمه‌ای به ادبیات ما خواهد زد. جوانی از این نسل که عطش ادبی دارد و به دنبال دانستن ادبیات می‌رود؛ چند سال باید انتظار بکشد تا نامی از خالق کلیدر در ویترین کتاب فروشی‌ها دوباره ببیند؟!
این همه که پتانسیل بالایی در سرخوردگی ادبی جوانان دارد؛ گاه سمت و سوی آنها را به فضاهایی دیگری می‌برد که در آنجا تن به خواندن هر اثری بدهند تا تنها از خواندن دور نمانند...
در این میان وقتی پای صحبت‌ اهالی قلم می‌نشینیم آنقدر شکوه از شدت سانسورها و ممیزی‌ها دارند که بیان آن هم گاه برایشان دشوار است.
فتح الله بی نیاز یکی از همین نویسندگان است که در سال 88 به خاطر فشار زیاد سانسور حاضر نشد هیچ کدام از آثارش را به دست ناشر بسپارد و هنوز هیچ تصمیمی برای چاپ آنها ندارد. می‌گوید: 8 کتاب آماده چاپ دارم که شامل 5 رمان و 3 مجموعه داستان است اما فقط به خاطر ممیزی‌های زیاد حاضر نیستم فعلا آنها را منتشر کنم
یادمان نرود این اتفاق؛ لطمه سنگینی به ادبیات ما خواهد زد. وقتی آثار امثال بی نیاز یا نام‌های دیگر در خانه بماند و بازار پر از کتاب‌های نوقلمان و تازه‌کاران باشد؛ خیلی‌ها هم علاقه‌ای به خواندن آنها نخواهند داشت. این گفته به این معنا نیست که جوانان درگیر سانسور نشوند ولی طبیعی است که خیلی ساده‌تر از بزرگان موفق به چاپ آثارشان می‌شوند که ویترین کتابفروشی‌ها از همین واقعیت خبر می‌دهد.
کسان دیگری چون ابوتراب خسروی هم با چاپ مجموعه داستانی در اواخر سال رونقی دیگر به این بازار بخشیدند ولی شاید کوتاه شدن مرحله بررسی و چاپ آثار بتواند کمکی به بزرگان ادبیات بکند که سرمایه‌های این مملکت هستند و سکوت آنها را نابود می کند. مترجم دیگری چون بابک تبرایی در سال 88 هیچ اثر تازه‌ای به بازار کتاب ارائه نکرد و آنچه از او به دست خواننده رسید؛ تجدید چاپ آثار گذشته او بوده است.
کم کاری قباد آذرآیین نیز به خوبی مشهود بود. ولی آنچه امسال نام او را بیشتر سر زبان‌ها آورد انصراف از شرکت در جایزه ادبی جلال آل احمد بود به رغم اینکه کتاب «هجوم آفتاب»‌اش در این جشنواره درشمار انتخاب‌شدگان بود.
آدرآیین تنها امسال همین اثر را به بازار داد و اثر دیگرش که مجموعه داستانی است؛ در درست انتشارات مانده وسرنوشت آن مشخص نیست. او حتی نمی‌داند اثرش به ارشاد ارائه شده یا نه.
این همه سرخوردگی و بی تفاوتی در پیگیری آثار ناشی از ترس ممیزی و سانسوری است که گربیانگیر همه نویسندگان شده است.
محمد بقایی ماکان، از نویسندگان پرکار امسال که 11کتاب به بازار ارائه کرد، که کتاب «می نگریم و می رویم»‌اش پس از یک سال و نیم با حذف 32 مورد ممیزی منتشر شد؛ ‌و البته تاکنون 64 اثر از وی در زمینه‌های فلسفه شرق و غرب، ادبیات، تاریخ و اقبال پژوهی منتشر شده، سال گذشته را مشمول تعریف مارکس از فلسفه هگل می‌داند. یعنی سال وارونه درست مثل خود عدد88، دستهایش بر زمین بوده و پاهایش در هوا.
ماکان می‌گوید: پا در هوا بودن و وارونگی نه تنها موجب کشمکش میان اهل قلم با ناظران قلم شد، بلکه بر ارتباط میان ناشر و مولف نیز تاثیر نامطلوب گذاشت. با این همه پدیدورندگان کتاب دست از طلب نکشیدند، زیرا هنری بهتر از این ندارند. این سال برای امثال ما که مانوس با طمانینه درون و فارغ از قیل و قال بیرون‌اند مثل هر سال نگذشت. ذهن ساکنان کوی معرفت دچار طوفان تشویش شد. چنین شد که آرامش پیشین واژه‌های کنار هم غنوده نیز متلاطم شد.از این تلاطم بود که بسیاری از کتاب ها ازجمله «می‌نگریم و می‌رویم» مشمول کم لطفی بی‌اندازه ناظران قلم قرار گرفت چندان که 32 مورد آن از چند سطر تا سه صفحه در مضیق ممیزی افتاد،آن هم چه ممیزی! ممیزی که حکایت از داشت که چرا به نام تحریف شده خلیج فارس ایراد گرفته‌اید؟!
کتاب می‌نگریم و می‌رویم ماکان پس از دو سال زمان؛ از پل ممیزی گذشت تا سرانجام از سر اکراه مجوز گرفت. اکنون بقایی ماکان مانده است و ناشر که با آن چه باید کرد؟! آیا باید نگریست و رفت یا نگریست و ماند؟!
اما درمیان خیل نویسندگان؛ ناشناسانی از راه می‌رسند که با یک کتاب؛ ره صدساله می‌پیمایند. در کمتر از یکسال به صد چاپ می‌رسد. سیده زهرا حسینی که به واقع روایتگر انقلاب و جنگ است؛ با نوشتن خاطرات خود به شکل یک کتاب «دا» در مدت زمان کوتاهی موفق شد این کتاب را برای صدمین بار در بازار کتاب داشته باشد. حضور این کتاب و توفیق ناگهانی آن جدا از بحث کیفی آن هنوز جای بحث و بررسی دارد.
هاشم اکبریانی هم امسال چند اثر در حوزه شعر و داستان چاپ کرد. اکبریانی می‌گوید: دو مجموعه داستان و شعر درکنار دو کتاب ازمجموعه تاریخ شفاهی ادبیات ایران منتشر کردم.
این آمار نشان می دهد که هنوز نویسندگان و شاعرانی هستند که دست از کار نکشیدند و باوجود همه فشارها ترجیح دادند در انتظار چاپ آثارشان بمانند و به هر شکل آنها را منتشر کنند.
آرش سنجابی از نویسندگان جوان کرد که در حوزه ترجمه و داستان‌نویسی چندین کار منتشر کرده، درباره آثار منتشر شده یا در ارشاد مانده خود می‌گوید: 4 کتاب از من در سال88 منتشر شد اما یکی از رمان‌هایم بعداز 2سال نه تنها مجوز نگرفت بلکه رد شد. ایراد وارد بر کتاب ظاهرا ساختاری بود برای همین سعی دارم با رفع آن دوباره برای دریافت مجوز اقدام کنم. از کتاب دیگرم پس از اصلاحیه؛ فقط دو داستان باقی ماند که از چاپ آن منصرف شدم و این دو کتاب به علاوه آثار دیگری است ارشاد دارم اماچند ماه است بدون تکلیف رها شده‌اند.
سنجابی هم مثل بسیاری نویسندگان درگیر ممیزی‌هاست. پس باید پرسید آیا نتیجه این اتفاقات؛ ضربه بزرگی به نسل عاشق مطالعه نخواهد زد؟!
علیرضا بهنام، شاعر و مترجم جوان اما سالی پربار داشت و توانست دو کتاب منتشر کند اگرچه ماجراهای به وجود آمده فرصت نداد برخی کارهای نیمه تمامم را به اتمام برساند.
عاشقانه‌های شاعر گمنام او 80 مورد ممیزی داشت حال آنکه وی معتقد است؛ این شعرها هیچ نکته غیرقانونی و غیراخلاقی نداشته‌اند.
واقعیت‌های موجود نشان می‌دهد امسال برای ادبیات ایران سال پرماجرایی بوده و شاید کتاب‌های پرفروش نویسندگان جوان هم رونقی داشته است.

* در جوایز ادبی چه گذشت؟!
یازدهمین دوره جایزه کتاب فصل ویژه بررسی آثار منتشر شده پاییز؛ آخرین جایزه کتاب در سال 88 بود که بدون برگزیده داستان برگزار شد. در این دوره 4152 کتاب ارزیابی شد که 198عنوان به مرحله دوم راه یافت در ادامه 14 کتاب برگزیده و 38 کتاب شایسته تقدیر شد و نهایتا مصطفی محقق دامغانی با کتاب «نظریه عموم شروط و التزامات در حقوق اسلام» شایسته تقدیر و شراره کامرانی برگزیده بخش شعر این دوره برای کتاب «خاطرات بی‌تأویل» شد.
جایزه شعر نیما هم در مراحل پایانی جمع‌آوری آثار خود است. درحال حاضر 130کتاب جمع‌‌آوری شده است. جایزه نیما امسال از یک کتاب شعر الکترنیک و یک فعال عرصه نشریات اینترنتی تقدیر می‌کند.
جایزه مهرگان ادب اما در دو بخش رمان و مجموعه داستان برگزار شد. 77 رمان از سال 86 و 92 رمان و مجموعه داستان از سال 87 در این دوره بررسی شد که درنهایت مونالیزاى منتشر نوشته شاهرخ گیوا، پرى فراموشى نوشته فرشته احمدى برف و سمفونى ابرى نوشته پیمان اسماعیلى و هجوم آفتاب نوشته قباد آذرآیین تقدیر شدند.
در جایزه شعر خبرنگاران هم مجموعه‌ شعر «خرده‌ریز خاطره‌ها و شعرهای خاورمیانه» حافظ موسوی برنده نهایی اعلام شد. در بخش ویژه برای شاعران بدون کتاب هم مصطفی غضنفری برگزیده و از علی اسداللهی تقدیر شد.
دومین دوره جایزه ادبی «جلال آل احمد» هم برندگان خود را به شرح زیر اعلام کرد: در بخش مستندنگاری کتاب «دا» اثر «سیده زهرا حسینی، در بخش نقد ادبی کتاب‌های «زبان عرفان»، تألیف «علیرضا فولادی» و «تماشاخانه اساطیر» تألیف «نغمه ثمینی» و در بخش جنبی و ویژه کتاب «اطلس شیعه» اثر «رسول جعفریان انتخاب شدند.
اما در همین سال، 7 نویسنده درگذشتند: محمد ایوبی‌فر ، محمدامین ریاحی، مهدی آذریزدی، اسماعیل فصیح، محمود شاهرخی، بیژن ترقی، مهدی سحابی، جعفر کوش‌آبادی، میرخسرو فرشیدورد و سیدرضا سیدحسینی.

بیژن ترقی
بیژن ترقی؛ زاده ۱۲ اسفند سال ۱۳۰۸ خورشیدی در شهر تهران و شاعر و ترانه‌سرای ایرانی است. بیژن ترقی ترانه‌های به یاد ماندنی بهار دلنشین، آتش کاروان و برگ خزان را سروده‌است. او از سال ۱۳۳۵ با رادیو ایران نیز همکاری می‌کرد.
ترقی فعالیت ادبی خود را با استادانی چون ملک‌الشعرای بهار، امیری فیروزکوهی، نیما یوشیج و شهریار آغاز کرده بود و با هنرمندان و آهنگسازان نامی روزگار خود چون ابوالحسن صبا، رضا محجوبی، علی تجویدی، داریوش رفیعی و پرویز یاحقی همکاری نزدیک داشت. وی، پنجم اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸ مطابق با ۲۵ آوریل ۲۰۰۹ در سن ۸۰ سالگی در منزلش درگذشت. این ترانه‌سرای پیشکسوت که در تابستان سال ۱۳۸۷ سکتهٔ قلبی کرد و بیماری‌اش تشدید شد، زمانی گفته بود:«با این‌که مردم هنوز ترانه‌های مرا زمزمه می‌کنند، از یادها رفته‌ام. از وقتی مریض شدم، کسی احوالی از من نمی‌پرسد.

سیدرضا سیدحسینی
سیدرضا سیدحسینی، 22 مهر 1305 در اردبیل به دنیا آمد. دوره دبیرستان را در زادگاهش گذراند. کار ترجمه را از ۱۶ سالگی با ترجمه از ترکی قفقازی و ترکی استانبولی شروع کرد. او صبح روز جمعه 11 اردیبهشت، در 83‌سالگی درگذشت.
از آثار او می توان به کتاب های زیر اشاره کرد: «رؤیای عشق» ماکسیم گورکی، «لایم لایت» چارلی چاپلین، «طاعون» آلبر کامو، «آخرین اشعار ناظم حکمت»، «ضد‌خاطرات» و «امید» آندره مالرو، «در دفاع از روشنفکران» ژان پل سارتر و «آبروباخته»ی جک لندن است. او علاوه بر اینها، یک کتاب روان‌شناسی نیز با نام «پیروزی فکر» در جوانی ترجمه کرده است.

محمدامین ریاحی
ادیب، مورخ، محقق و نویسنده معاصر ایرانی است. آرا و آثار پژوهشی او در زمینه ادبیات فارسی، فردوسی و شاهنامه، غزلیات حافظ، زبان کهن آذربایجان، و تاریخ روابط ایران و عثمانی دارای اعتبار خاصی در تحقیقات ایران‌شناسی است.
محمدامین ریاحی در خرداد ۱۳۰۲ در یکی از خانواده‌های قدیمی در شهر خوی متولد شد. تحصیلات ابتدایی و دوره اول دبیرستان را در خوی، و سپس دوره‌های دانشسرای مقدماتی و دانشسرای عالی را در تهران گذراند. طی دوره تحصیل در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران از درس نسل اول اساتید برجستۀ این دانشگاه ازجمله ملک‌الشعرا بهار، عباس اقبال آشتیانی، بدیع‌الزمان فروزانفر، احمد بهمنیار، عبدالعظیم قریب و ابراهیم پورداود بهره گرفت. دوره لیسانس زبان و ادبیات فارسی را در سال ۱۳۲۷ به پایان رساند و در سال ۱۳۳۷ پس از دفاع از رساله دکتری خود به راهنمایی فروزانفر به درجه دکتری در زبان و ادبیات فارسی رسید. ریاحی در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۸۶ سالگی در تهران درگذشت.

مهدی آذر یزدی
نویسنده معروف داستان‌های کودکان در سال ۱۳۰۱ در خرمشاه حومه یزد متولد شد. در ۱۳۲۲ به تهران آمد و مقیم تهران شد. تحصیلات او بیشتر در حوزه های علمی و دینی قدیم انجام شده است . قبل از آنکه به کار نگارش داستانهای کودکان به پردازد به مشاغل گوناگون و ازجمله عکاسی و کتابفروشی اشتغال داشته است
یکی از مجموعه داستان‌های او برنده جایزه یونسکو در ایران و دیگری برنده عنوان کتاب برگزیده سال از طرف شورای کتاب کودک شده است. او متولد سال ،۱۳۰۰ است. او در آستانه هشتاد سالگى پشت میزى مى نشیند و فقط کتاب مى خواند، کتاب هایى درباره همه چیز، تاریخ، سفرنامه، ادبیات و حتى کتاب هایى درباره طب؛ مى خواهد در تنهایى پرستار خودش باشد.
تعدادى از نوشته های او عبارتند از:
قصه هاى خوب براى بچه هاى خوب: قصه هاى کلیله و دمنه، قصه هاى مرزبان نامه، سندبادنامه و قابوسنامه، قصه هاى مثنوى مولوى، قصه هاى قرآن، قصه هاى شیخ عطار، قصه هاى گلستان و ملستان، قصه هاى چهارده معصوم، قصه هاى تازه از کتابهاى کهن: خیر و شر، حق و ناحق، ده حکایت، بچه آدم، پنج افسانه، مرد و نامرد، قصه ها و مثل ها، هشت بهشت، بافنده دانا اصل موضوع و دوازده حکایت دیگر‎ و کتاب های دیگری مانند: فرهنگ یزدى، دستور طباخى و خانه دارى، لبخند، گربه ناقلا، شعر قند وعسل، مثنوى بچه خوب‎، خاله گوهر، فالگیر، مکتبخانه، قصه هاى ساده‎، گربه تنبل‎، چهل حدیث و ...
او ازدواج نکرد و هیچ‌گاه به کار دولتی هم مشغول نشد. او افزون بر نویسندگی به امور غلطگیری و فهرست اَعلام‌نویسی تا سال‌های آخر زندگی‌اش ادامه داد. او مدتی پیش از مرگ‌اش گفته بود که نوشته‌های دیگری هم دارد که به دلیل عدم صدور مجوز انتشار ازسوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انگیزه تکمیل‌شان را از دست داده و آنها را ناتمام گذاشته است. او در ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۸ در سن ۸۷ سالگی در بیمارستان آتیه تهران درگذشت.

اسماعیل فصیح‌زاده
در سال ۱۳۱۳ در محله‌ درخونگاه تهران (شهید اکبرنژاد فعلی) زاده شد. او دوران تحصیلات خود را در دبستان عنصری و سپس در دبیرستان رهنما سپری کرد.
فصیح پس از تحصیلات عالی در آمریکا به ایران برگشت و از سال ۱۳۴۲ درشرکت ملی نفت ایران در مناطق نفت خیز جنوب به‌عنوان کارمند بخش آموزش، به کار پرداخت و در سال ۱۳۵۹ با سمت استادیار دانشکده نفت آبادان بازنشسته شد. فصیح در مجموع به مدت ۱۹ سال در این شرکت به خدمت مشغول بود.
فصیح از آن به بعد به دلیل تخریب منزل مسکونی‌اش در آبادان به تهران مهاجرت کرد. او گهگاه در بخش برنامه‌های آموزشی زبان تخصصی و گزارش نویسی صنعت نفت خدمت می‌کرد. وی در ۲۵ تیر ۱۳۸۸ در بیمارستان شرکت نفت تهران به دلیل مشکل عروق مغزی درگذشت. آثار فصیح بگفته خودش از احمد محمود، محمدعلی جمال‌زاده و بزرگ علوی تأثیر پذیرفته‌است که خودش مستقیم به این مسئله اشاره کرده است. او همچنین علاقه زیادی به آثار صادق چوبک، فروغ فرخ‌زاد، و ارنست همینگوی داشت.
کتاب های زیر از نمونه آثار او هستند: شراب خام ،دل کور، داستان جاوید، ثریا در اغما ترجمه انگلیس در لندن ترجمه عربی در قاهره، درد سیاوش، زمستان ۶۲ ترجمه آلمانی، شهباز و جغدان، فرار فروهر، باده کهن، اسیر زمان، پناه بر حافظ، کشته عشق طشت خون، بازگشت به درخونگاه، کمدی تراژدی پارس، لاله برافروخت، نامه‌ای به دنیا، در انتظار، گردابی چنین حایل، تلخکام، خاک آشنا، دیدار در هند، عقد و داستان‌های دیگر، برگزیده داستان‌ها، نمادهای دشت مشوش، وضعیت آخر...

مهدی سحابی
مهدی سحابی در 15 بهمن سال ۱۳۲2 در قزوین به دنیا آمد. وی پس از طی دوره‌ی دبیرستان در شهر تهران و ورود به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته‌ی نقاشی، تحصیل را نیمه‌کاره رها می‌کند و برای تحصیل در رشته‌ی کارگردانی سینما به ایتالیا عزیمت می‌کند و در فرهنگستان هنرهای زیبا ی رم مشغول تحصیل می شود، اما پس از مدتی آن را نیز رها کرد. مدتی هم به سراغ روزنامه‌نگاری، بازیگری، عکاسی و کارهای مشابه رفت و در آخر به سراغ ادبیات، نقاشی و ترجمه ادبی رفت. تسلط او به زبان‌های ایتالیایی، فرانسه و انگلیسی سبب شده که نویسندگان متفاوتی را به ایرانی‌ها معرفی کند. وی آثاری را از زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی به فارسی برگردانده است و رمان عظیم مارسل پروست بی‌گمان مهم‌ترین ترجمه اوست. او دوره نقاشی و کارگردانی را نیمه تمام نهاد و به روزنامه‌نگاری روی آورد. او روزنامه‌نگار شدن خود را تصادفی می‌داند.
ناگهان سیلاب، پیچک باغ کاغذی، خیابان مارگوتا شماره ۱۱۰ از داستان های او هستند.
از ترجمه‌های او نیز می توان به کتاب های زیر اشاره کرد: انقلاب مکزیک- ماریو دمیکلی، گارد جوان - الکساندر فادایف، دانه زیر برف - اینیاتسیو سیلونه، مکتب دیکتاتورها - اینیاتسیو سیلونه، خروج اضطراری - اینیاتسیو سیلونه، مرگ آرتمیو کروز - کارلوس فوئنتس توفان در مرداب - لئورناردو شاشا، همه می‌میرند - سیمون دوبووار، مزدک - موریس شیماسکو، سمبولییسم - چارلز چرویک، دیوید کاپرفیلد - چارلز دیکنز، آرزو های بزرگ - چارلز دیکنز، بارون درخت‌نشین - ایتالو کالوینو، خوشی‌ها و روزها - مارسل پروست، مجموعهٔ در جستجوی زمان از دست رفته - مارسل پروست، بچه‌های نیمه‌شب- سلمان رشدی،شرم- سلمان رشدی، مرگ قسطی- لویی فردینان سلین دسته‌ی دلقک‌ها- لویی فردینان سلین، قصر به قصر - لویی فردینان سلین، لویی فردینان سلین- دوید هیمن، مرگ وزیر مختار- یوری نیکالایویچ تینیانوف، مونته دیدیو کوه خدا- آری دلوکا، مادام بواری - گوستاو فلوبر،تربیت احساسات- گوستاو فلوبر،آب، بابا، ارباب - گاوینو لدا،دوست من مون - آلن فورنیه، مون بزرگ - آلن فورنیه،تقسیم - پیرو کیارا،جامعه شناسی هنر - ژان دو وینیو،سرخ و سیاه – استاندال،باباگوریو - انوره دو بالزاک،واتیکان و فاشیسم ایتالیا - جان فرانسیس پالارد، نخستین شهر - روت وایت هاوس،جامعه شناسی هنر - ژان دووینیو،دور دنیا در هشتاد روز - ژول ورن،دوست بازیافته - فرد اولمن،توفان در مرداب - لئوناردو شیاشا،نقاشی دیواری و انقلاب مکزیک - ماریو دمیلکی،دانته آلیگیری - ماک موسا. سحابی ۱۸ آبان ۱۳۸۸ در پاریس در سن ۶۵ سالگی بر اثر نارسایی قلبی، درگذشت.

محمود شاهرخی
محمود شاهرخی متولد سال 1306 در شهر بم کرمان است. اوعلاوه بر تحصیل مقدمات در حوزه‌های علمیه کرمان و یزد، دوره سطح را نیز درحوزه علمیه نجف اشرف گذرانده است. او شاعر آیینی و انقلاب است که 24آبان در سن ۸۲ سالگی دار فانی را وداع گفت.
غبار کاروان، خلوتگاه عشق، آئینه آفتاب، آئینه عصمت، آئینه صبر، آئینه ایثار، آئینه رجا، آئینه عفت، سیمای پیامبر در ادب فارسی، درسی که از قرآن آموختیم و شعر جنگ ازجمله کتاب‌های شاهرخی اند. شاهرخی شاعری است که مقدمه دیوان حضرت امام(ره) را نیز تحریر کرده است.

محمد ایوبی
او متولد سال ۱۳۲۰ در شهر اهواز بود . وی از معدود نویسندگان دهه چهل است که بعداز انقلاب هم در ایران ماند. او از اعضای قدیمی کانون نویسندگان بود. رمان‌های راه شیری و سفر تا سرطان مغول همچنین سه گانه آواز طولانی جنوب و نیز مجموعه داستان مراثی بی پایان از اوست. او سردبیر مجلهٔ اینترنتی- ادبی خزه بود که گاه به گاه به روز می‌شود.
محمد ایوبی، روز شنبه ۱۹ دی ۱۳۸۸ در سن ۶۷ سالگی و بر اثر بیماری ریوی در بیمارستان ابن سینای تهران از دنیا رفت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. از آثار او می توان از گزیده اشعار نیما یوشیخ، سه گانه رمان آواز طولانی جنوب (غمزه مردگان، سفر سقوط و زیتون تلخ، خرمای گس)، داستان بلند راه شیری، رمان های صورتک های تسلیم، زیر چتر شیطان و راه گراز و مجموعه داستان های مراثی بی پایان، پایی برای دویدن و شکفتن سنگ را نام برد.

میرخسرو فرشیدورد
خسرو فرشید‌ورد متولد ۱۳۰۸ در ملایر بود و پس از اخذ مدرک دکترا در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد. خبر درگذشت او ده روز پس از فوتش 19 دی ماه منتشر شد. فرشیدورد از استادان پیشکسوت دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و دارای شهرت جهانی است که دارای دیدگاه‌های ویژه در عرصه دستور زبان، نقد و تحقیقات ادبی بود. مقالات و کتاب‌های فراوان و ارجمندی در حوزه دستور زبان فارسی و زبان‌شناسی و نقد ادبی و تحقیقات ادبی از وی برجای مانده است.

جعفر کوش‌آبادی
جعفر کوش‌آبادی متولد سال 1320 بود و از کتاب‌های منتشرشده‌اش به «سفر با صداها»، «ساز دیگر»، «اژدهای سیاه»، «چهار شقایق»، «منظومه‌ی کوچک‌خان» و «در آینه» می‌توان اشاره کرد. این شاعر که در سال‌های اخیر به سرطان مبتلا بود و چند بار مورد عمل جراحی قرار گرفته بود، در سن 68سالگی (جمعه، دوم بهمن‌ماه) در منزلش از دنیا رفت.  

گفتگوی کوتاه سردبیر با فاطمه آجرلو

گفتگوی کوتا با سرکارخانم آجرلو: 

 

پایبندی به اصول انقلاب و ولایت فقیه باعث میشود تا از آفت ها و فتنه ها در امان باشیم  این مهم ترین درسی بود که سال ۸۸ به ما داد

با توجه به سخنرانی مقام معظم رهبری در مشهد به نظرم رسید که ایشان خیلی از مجلس گله مند بودند. 

مجلس و دولت باید با هم تعامل داشته باشند. 

ما خودمان در مجلس نگران هستیم نظر مجلس در مورد هدفمند کردن یارانه ها پنجاه/ پنجاه است 

عده ای از نماینده گان معتقدند که اگر مصوبه مجلس اجرا شود کشور شدیدا دچار مشکل خواهد شد  

بالاخره بحث هدفمند کردن یارانه ها یک جراحی بزرگ اقتصادی در کشور است اگر این چاقوی جراحی کند باشد خون ریزی شدیدی به وجود می اید

درس‌های 88؛ بیم‌های 89 در گفتگوی «فرارو» با عماد افروغ

 

 

فرارو- نماینده مردم تهران در مجلس هفتم از جمله کسانی است که در روزهای پس از انتخابات کمتر تن به گفتگو یا اظهار نظر مصداقی می‌داد و تلاش می‌کرد با بیانی تئوریک مواضع خود را بیان نماید. این اصول‌گرای منتقد دولت فهم اتفاقات سال گذشته و ریشه‌یابی آنان را مهم‌ترین کار می‌داند. وی می‌گوید نتیجه یک‌دست دانستن جامعه و اداره آن با وحدت صوری چیزی جز آن‌چه دیدیم نخواهد بود.

عماد افروغ درباره درس‌های سالی که گذشت، به خبرنگار «فرارو» گفت: «یکی از مهم‌ترین درس‌های سال گذشته ریشه‌یابی اتفاقات است و قبل از ریشه‌یابی کردن باید به اتفاق نظر رسید که چه اتفاقی افتاد.»

استاد دانشگاه مدرس ادامه داد: «متاسفانه به دلیل فضای ملتهب و تا حدوی امنیتی، فرصتی به دست نیامد تا روشن شود چه اتفاقی رخ داده و در پیامد آن چه بوده است.» وی افزود: «بسیاری یک‌طرفه قاضی می‌روند، یک‌بعدی می‌نگرند، وجهی از وجوه متنوع و تو در تو را می‌بینند و این یک‌سویه‌نگری را هم تعمیم می‌دهند.»

این فعال سیاسی اصولگرا اظهار داشت: «ما بارها گفته ایم باید فضایی ایجاد شود که افراد مختلف از چهره‌های فرهنگی و سیاسی متعادل، جمع شده و در وهله اول مسئله‌شناسی کنند.» وی اضافه کرد: «خود این مسائل باید ریشه‌یابی شود و پس از آن می‌توانیم به راه‌حل‌هایی برسیم، ولو برای سال 89. هرچند بدون فهم، احصا، دسته‌بندی و ریشه‌یابی مسائل کنونی نمی‌توانیم از حوادث سال 88 عبرت بگیریم.» 

افروغ درباره عبرت‌های سال 88 بیان داشت: «نخستین عبرت این است که به راحتی در دام تفرقه‌افکنی‌های دشمنان نیافتیم. این طور نباشد که نقش بیگانه را فراموش کنیم و به گونه‌ای تمام عوامل مرتبط با این حوادث را در داخل جستجو کنیم و عامل بیرونی را نادیده بگیریم.» او در عین حال عقیده دارد که عدم غفلت از نقش بیگانه نباید منجر به بی‌توجهی به مسئولیت‌های خودمان شود.

وی ادامه داد: «نکته دوم این است که مارک زدن‌ها و انگ زدن‌های بیهوده می‌تواند بر فضای التهابی جامعه بیافزاید. واقعاً باید سعی کنیم با ریشه‌یابی دقیق؛ سهم افراد و گروه‌های محتلف را در پیدایش این حوادث بیابیم. نباید یک‌طرفه قاضی رفت و یک‌طرفه حکم صادر کرد.»

افروغ درس دیگر سال 88 را یادگیری در تفاوت گذاشتن بین نقد یک تفکر و شخصیت یک فرد دانست و گفت: «وقتی با فردی مخالفیم، با الگوی رفتاری او مخالفیم؛ نباید این را به شخصیت فرد و گذشته او تعمیم دهیم. نباید به عنوان نقد؛ عملکرد فرد را نادیده بگیریم و شخصیت او را لجن‌مال کنیم.» وی افزود: «باید نقد را بشناسیم، تعریف ماهوی آن را به دست دهیم و عوامل و موانع مربوط به آن را به خوبی بفهمیم.»

این استاد فلسفه سیاسی درباره عبرت دیگر سال گذشته اظهار داشت: «جامعه را نمی‌توان یک‌دست اداره کرد. جامعه اگر یک‌دست اداره شود و به وحدت در عین کثرت توجهی نداشته باشیم، حاصلی جز آن‌چه رفت، ندارد. ما پیش‌بینی این مسائل را کرده بودیم.»

وی ادامه داد: «وحدت صوری به درد اداره جامعه نمی‌خورد، ما همیشه باید توجه داشته باشیم که سلایق و دیدگاه‌های مختلفی داریم و از سوی دیگر با انقلاب اسلامی مواجه هستیم که مظروفی بسیار گران‌سنگ و با ظرفیتی بالاست.»او سپس بیان داشت: «به جای این که مظروف را متناسب با ظرف محدود خود تنگ کنیم، باید ظرف خود را گسترش دهیم و خود را به فراخنای انقلاب اسلامی نزدیک کنیم.»

به عقیده افروغ درک‌های محدود، سطحی، یک‌سویه و در برخی اوقات متحجرانه یکی از عوامل پیدایش حوادث سال گذشته است. وی در توضیح این نکته گفت: «وقتی در جامعه‌ای مشارکت کافی در ابعاد مختلف دیده نشود، پیامدی جز حوادث اخیر نخواهد داشت.»

این اصولگرای منتقد، نکته قابل توجه دیگر را بحث اخلاق دانست. وی در این‌باره اظهار داشت: «با توجه به هویت ایرانی، فرهنگی و ارزشی انقلاب اسلامی و با توجه به ادعاهایی که همیشه انقلاب مطرح کرده و در اندیشه‌های بنیان‌گذاران اصلی انقلاب از جمله حضرت امام بوده؛ بنا نیست که ما جا پای ماکیاولی بگذاریم و برای رسیدن به قدرت هر کاری را مباح و مجاز بدانیم.»

وی ادامه داد: «اگر بناست اباحه‌گرایی سکه رایج شود، پس شعارهای انقلاب چه می‌شود؟ یکی از عبرت‌ها این است که ما خود را مجاز ندانیم برای حفظ قدرت خود و پیوند زدن منافع گروهی و جناحی با منافع ملی هر کاری را مجاز بدانیم و گمان کنیم این کارها در جامعه ما بی‌پیامد می‌ماند.»

افروغ در کنار وحدت در عین کثرت و نگاه اخلاقی به جامعه، نکته بسیار مهم دیگر را «عقلانیت» دانست و گفت: «کشور را بدون عقلانیت و برنامه و با شعار و برخورد دفعی نمی‌توان اداره کرد. کشور نیازمند استراتژی و عقلانیت است. ما باید به داوری بنشینیم که تا چه اندازه سند چشم‌انداز تحقق پیدا کرد؟ تا چه اندازه برنامه چهارم محقق شده است؟»

وی اضافه کرد: «امروز ما دست‌اندرکار تصویب برنامه پنجم هستیم و این نیازمند بستر آرامی است که بتوانیم ضعف‌های این برنامه را مشخص کنیم و نسبت آن را با سند چشم‌انداز و بودجه معلوم کنیم. در یک فضای آشفته، امنیتی و مصلحتی این معنا گم می‌شود.» وی یکی دیگر از عبرت‌های سال 88 را مصلحتی و امنیتی شدن بیش از حد فضا دانست که به سلب آزادی‌های مشروع انجامیده است.

استاد دانشگاه تربیت مدرس سپس تاکید کرد: «ما مظروف انقلاب اسلامی را به درستی درک نکرده ایم و نگران هستم که اگر این مظروف را به درستی درک نکنیم، ظرف محدود مدنی، تاریخی و اجتماعی ما که از گذشته به ارث رسیده به این مظروف تحمیل و فضاهای نامطلوب قبل از انقلاب اسلامی بازتولید شود.»

وی عبرت دیگر را در این دانست که کمتر به تحول ساختاری می‌پردازیم وبه جابجایی صرف نیروها بسنده می‌کنیم. افروغ گفت: «ما نیازمند تحول ساختاری هستیم، متاسفانه سعی می‌کنیم در ساختار به جا مانده از رژیم پهلوی بسیاری از ارزش‌های انقلاب اسلامی را تحقق ببخشیم.»

این فعال سیاسی مهم‌ترین و مبنایی‌ترین درس سال 88 را یادگیری گفتگو عنوان کرد و اظهار داشت: «ما باید یاد بگیریم گفتگو کنیم، ما هنوز دعوای قاعده‌مند را بلد نیستیم. تا کسی اعتراض و نقد می‌کند، بلافاصله ضدانقلاب و متهم به ارتباط با بیگانه می‌شود. ما هنوز یاد نگرفتیم یک دعوای درون‌خانوادگی را سامان دهیم و آن را بشنویم.»

وی ادامه داد: «خوب است به خاطر حفظ نظام از درخواست‌های خود صرف‌نظر کرده و گذشت کنیم. خوب است کسانی که معترض هستند و فکر می‌کنند حقی از آن‌ها ضایع شده، به مصلحت و حفظ نظام توجه کنند.»

افروغ درباره شیرین‌ترین و تلخ‌ترین اتفاقات سال 88 گفت: «تلخ‌ترین اتفاقات مسائل پس از انتخابات بود و شیرین‌ترین آن هم مشارکت بالای 85 درصدی بود که حکایت از نگاهی متکثر به رقابت‌های انتخاباتی داشت و در هنگامه مبارزات انتخاباتی دعواها درون گفتمانی بود.»

وی درباره حوادث پس از انتخابات اظهار داشت: «کسی پیروز مطلق‌العنان این صحنه نبود، همه شکست خورده هستیم؛ چرا که نمی‌دانیم با پیروزی‌ها و شکست‌هایمان چگونه برخورد کنیم.» او با تاکید بر این‌که خطاها دوسویه و طرفینی بوده، گفت: «در دعواهای سیاسی، نه انقلاب اسلامی را و نه نظام سیاسی را به ثمن بخس در معرض فروش قرار ندهیم. این‌ها نوامیس ما هستند و آسان به دست نیامدند.»

افروغ ابراز امیدواری کرد در سال 89 همه افراد بتوانند در فضایی آرام حرف‌های خود را بزنند و گفت: «اگر این اتفاق رخ دهد، تمام وقایع سال 88 با دردناکیشان می‌توانند بدل به یک فرصت شوند.»

درس‌های 88؛ بیم‌های 89 در گفتگوی «فرارو» با عماد افروغ

اگر بناست اباحه‌گرایی سکه رایج شود، پس شعارهای انقلاب چه می‌شود؟

درس‌های 88؛ بیم‌های 89 در گفتگوی «فرارو» با عماد افروغ

اگر بناست اباحه‌گرایی سکه رایج شود، پس شعارهای انقلاب چه می‌شود؟