چراغ از بهرخاموشی نگه دار
1- آرزوی «رستم» همه این بود که فرزند گمشده خود «سهراب» را بیابد و سهراب در جستجوی پدر پای در سفر نهاده و همه جا را می کاوید. سرانجام، روزی فرا رسید که پدر و پسر به هم رسیدند و کوه و دره و رودخانه ای در میان نبود. اما، «افراسیاب» که ماندگاری خود را در جدایی آن دو می دید، حیله ای اندیشید. رستم را گفت؛ مژده باد که دوران فراق به سر رسیده و اگر این پهلوان جوان را از میان برداری با فرزند گمشده ات فاصله چندانی نداری و آن پهلوان جوان «سهراب» بود! افراسیاب در گوش سهراب نیز به نجوا نشست که دیدار پدر نزدیک است و فاصله ای در میان نیست، مگر این پهلوان سپید موی که سد راه است. و آن پهلوان سپید موی «رستم» بود! در پی این نجوای شیطانی، رستم و سهراب به هم آویختند... ساعتی بعد، رستم بر پهلوان جوان غلبه کرد. پشت او را به خاک کشاند و با همه توان، خنجر بر پهلویش نشاند و در حالی که سرمست از این پیروزی به پیکر نیمه جان حریف می نگریست، بازوبند مخصوص خویش را که به نشانه نزد پسر گمشده اش بود، بر بازوی پهلوان جوان دید. سر از ندامت به سنگ کوبید که «سهراب» را کشته بود! نوشدارو طلب کرد تا بر زخم پسر نهد، اما دیگر کار از کار گذشته بود و نوشدارو بعد از مرگ سهراب چه سود؟!
چند روز پیش، در نشست جمعی از دانشجویان با برادر عزیزمان جناب آقای دکتر احمدی نژاد، یکی از حاضران طی سخنی که بوی تند فتنه از آن به مشام می رسید، خطاب به رئیس جمهور محترم می گوید «امروز روزنامه هایی مثل کیهان و شرق دائما دولت را مورد هجمه های سنگین خود قرار می دهند» و جناب رئیس جمهور در پاسخ اظهار می دارند «خوشبختانه، نه کیهان می خوانم و نه شرق»!
در این نوشته از مواضع روزنامه شرق سخنی به میان نمی آوریم، ضمن آن که حملات بی اساس و خصمانه این روزنامه زنجیره ای به دولت را انکار نمی کنیم و درباره کیهان و این توهم که «دائماً دولت را مورد هجمه های سنگین قرار می دهد»!! نیز سخن به اختصار می گوئیم، چرا که این یادداشت در پی پرداختن به موضوع دیگری است و آن، هشداری جدی و صدالبته دوستانه و دلسوزانه به رئیس جمهور محبوب و محترم کشورمان است که «مواظب افراسیاب باشید»!
2- نسخه های یک روزنامه، گویاترین سند برای نشان دادن مواضع و خط مشی آن است، بنابراین، فقط مروری گذرا بر مواضع کیهان که ثبت و مکتوب است، تردیدی باقی نمی گذارد که این روزنامه از اصلی ترین مدافعان آقای دکتراحمدی نژاد و دولت ایشان در مقابل بدخواهان و بداندیشان بوده و هست و البته، بدیهی است که هرجا میان مواضع دولت یا دولتمردان و خط روشن و تعریف شده اصولگرایی، زاویه ای دیده و یا ببیند، با نگاهی دلسوزانه به آن پرداخته و می پردازد، بی آن که در انتقادهای هر از چندگاه خود از مرز انصاف عبور کند و یا مرزبندی مشخصی با دشمنان نداشته باشد. نگاهی به انتقادات هر از چندگاه- و البته کم شمار کیهان- و مقایسه آن با رخدادهای بعدی به وضوح نشان می دهد که در انتقادهای مورد اشاره، حق با کیهان بوده و دغدغه های دلسوزانه این روزنامه بی علت نبوده است.
رئیس جمهور محترم در پاسخ به ادعای یکی از حاضران که کیهان را به هجوم سنگین و دائمی علیه دولت متهم کرده بود، می فرمایند«خوشبختانه، نه کیهان می خوانم و نه شرق» و سوال این است که اگر کیهان نمی خوانید از کجا می دانید مواضع این روزنامه هجوم سنگین علیه دولت است؟! تنها پاسخ منطقی ریاست محترم جمهوری به این پرسش آن است که گزاره «هجوم کیهان به دولت» را دیگران به ایشان گزارش داده اند! و این دقیقاً همان نکته مورد نظر در یادداشت پیش روی است و این نگرانی و دغدغه جدی را پیش می آورد که آن «دیگران» چه کسانی هستند؟! و آیا نباید احتمال داد که در سایه روشن اطراف ایشان «افراسیاب» به کمین نشسته است. افراسیابی که وظیفه- و شاید مأموریت- او فتنه انگیزی و تفرقه افکنی میان اصولگرایان است. آیا حضور احتمالی این افراسیاب در کنار احمدی نژاد نگران کننده نیست؟!
3- کاش برادر عزیزمان جناب آقای دکتر احمدی نژاد نگاهی به اطراف خویش می انداخت و مشخصات و هویت برخی از این اطرافیان را که امروزه در شمار نزدیکترین افراد به ایشان هستند، با کسانی که طی چند سال گذشته در کنار وی بوده اند به مقایسه می نشست. برخی از آنان- تاکید می شود که فقط برخی از آنها نظیر آن آقای اخراجی فلان وزارتخانه و...- چگونه آمده اند؟ و برخی از یاران فداکار، اصولگرا و کارآمد قبلی چرا در کنار ایشان نیستند؟! بی آن که- خدای نخواسته- قصد مقایسه مثل به مثل در میان باشد، و فقط به عنوان یک هشدار منطقی باید گفت که ماموریت عوامل نفوذی دشمن تنها ترور و انفجار نیست، بلکه مهره چینی بی خاصیت های گوش به فرمان و دور کردن کارآمدهای متعهد از کنار مسئولان یکی از اصلی ترین و شناخته شده ترین مأموریت آنهاست. اینگونه نفوذی ها را چگونه می توان شناخت؟! به یقین نباید در جیب و کیف آنها، کارت شناسایی سازمان های ماموریت دهنده را جستجو کرد! آنان بعد از نفوذ و جایگزینی دست به کار ماموریت خود می شوند، و از جمله بااهمیت ترین و شناخته شده ترین انواع ماموریت آنها علاوه بر خالی کردن اطراف یک مسئول بلندمرتبه از نیروهای وفادار و متعهد که به آن اشاره شد، تنگ کردن دایره دوستان، متهم کردن یاران متعهد و دلسوز به دشمنی، دست زدن به اقدامات ضدارزشی و نسبت دادن آن به مسئولان و هنجارشکنی های دیگری از این دست نیز هست.
اکنون باید پرسید که آیا برخی از نزدیکان ریاست محترم جمهوری با بهره گیری از حسن نیت و اعتماد ایشان دست به اینگونه اقدامات نزده اند؟! کسی که آشکارا از پایان دوران اسلامگرایی سخن می گوید، صهیونیست های غاصب را «مردم اسرائیل»! و مستحق دوستی! می داند، ناسیونالیسم را به جای مکتب اسلام می نشاند و... به عنوان نماینده ویژه رئیس جمهور محترم در امور خاورمیانه به آن سامان گسیل می شود! خاورمیانه ای که اصلی ترین هویت آن اسلامی بودن آن است و حضور و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در آن منطقه صرفاً و تنها به دلیل نمایندگی اسلام ناب محمدی(ص) است. آیا این گزینش بی آن که احمدی نژاد عزیز بخواهد، همان خواست همیشگی دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب نیست؟! و یا، آن دیگری که از کمترین سابقه، تجربه و دانش دیپلماتیک نیز برخوردار نیست به نمایندگی ویژه رئیس جمهور در امور آسیا گسیل می شود و در اولین مأموریت به ترکیه با اظهارنظرسخیف و نسنجیده خویش، مردم مسلمان ترکیه ای را که با حضور اسلامگرایان در کانون تصمیم سازی و سیاست پردازی آن به ایران اسلامی نزدیک شده، علیه جمهوری اسلامی ایران برمی انگیزد! و یا...
خوش بینانه ترین احتمال آن است که این نمایندگان ویژه، فقط ناآگاه و ناشی هستند! ولی متاسفانه در پرونده عملیاتی و مواضع آنان سوابقی دیده می شود که راه را بر خوشبینی می بندد و این دغدغه و نگرانی جدی را پیش می کشد که مبادا به جای «حمل بر صحت» به «صحت» حمله شده باشد.
آیا این نمونه ها و دهها نمونه دیگر این نگرانی را پدید نمی آورد که مبادا پای افراسیابی در میان باشد و این افراسیاب هرکه هست و هر نام دیگری که دارد، وظیفه یا خدای نخواسته ماموریت جدایی رئیس جمهور اصولگرا از اصولگرایان و تنها گذاشتن او در میانه میدان را دنبال می کند؟!
4- در میان دشمنان احمدی نژاد، افراد و جریاناتی هستند که صرفا به علت اصولگرایی رئیس جمهور، پاکدستی، پرکاری، مردم گرایی، ایستادگی در مقابل دشمنان بیرونی و... با ایشان دشمنی می ورزند و رئیس جمهور محترم نیز هر از چندگاه به سختی و به حق علیه این دشمنان موضع گرفته و به آنان می تازد. اکنون به مواضع و عملکرد افراسیاب مورد اشاره و احتمالی نگاهی بیندازید. میان مواضع او و مواضع دشمنان تابلودار چه تفاوت عمده ای می بینید؟! عبرت انگیز و درس آموز نیست؟! هست.
5- و بالاخره در این باره اگرچه گفتنی بسیار است ولی به این نکته پایانی بسنده می کنیم و خطاب به برادر عزیزمان جناب دکتر احمدی نژاد می گوئیم؛ برادر بزرگوار! جنابعالی به یقین نمونه های فراوانی از پیش بینی های کیهان را که به واقعیت پیوسته است، شاهد بوده اید که نزدیکترین آنها در جریان فتنه 88 بود. کیهان با رصد کردن حرکات دشمن و مراجعه به فرمول شناخته شده آنان، تمامی مراحل فتنه 88 را قبل از وقوع پیش بینی کرده بود و همه آن مراحل بی کم و کاست به وقوع پیوست و اکنون، با توجه به مسیر حرکت «افراسیاب» و مراجعه به فرمول بارها به کار گرفته شده از جانب اینگونه جریانات، پیش بینی کیهان آن است که افراسیاب یاد شده به زودی و شاید طی چند هفته آینده به حضرتعالی پیشنهاد می کند که آشکارا و بی پرده با دوستان واقعی خویش و جریان اصولگرا و حتی دو قوه دیگر اعلام مرزبندی کنید! شاید هم تا به حال این پیش بینی را ارائه کرده باشد! افراسیاب از شما می خواهد که مثلا در یک مصاحبه و یا سخنرانی و یا به هر شکل دیگری اعلام کنید که فقط خودتان هستید و هیچ رابطه و پیوندی با سایر اصولگرایان ندارید، دوستان را به دشمنی متهم کنید و در یک کلمه خود را تنها در میانه میدان بدانید! و....
آقای احمدی نژاد عزیز! اگر به شما چنین پیشنهادی شد، آن را نپذیرید و چنانچه تاکنون این پیشنهاد ارائه شده است، از انجام آن خودداری ورزید. شما برخاسته از اصولگرایی هستید و نه- آنگونه که افراسیاب ادعا می کند- ایجاد کننده آن. افراسیاب جدا کردن شما از دوستان واقعی و توده های مردمی را که به آنان خدمت کرده اید و می کنید، دنبال می کند. نگارنده باتجربه ای که دارد تردیدی ندارد که پیشنهاد یاد شده به حضرتعالی ارائه خواهد شد. پس این پیش بینی هشداردهنده را جدی بگیرید و بلافاصله بعد از ارائه آن پیشنهاد در هویت پیشنهاددهنده تردید کنید. شما برادر عزیز متعلق به مردمی هستید که دوستشان دارید و دوستتان دارند. پس؛
چو ب ه گشتی طبیب از خود میازار
چراغ از بهر خاموشی نگه دار.
حسین شریعتمداری
سپاه محمد رسولالله (ص) تهران بزرگ:
حاشیهسازی در برابر منزل کروبی حادثهای ساخته و پرداخته عناصر بیتدبیر و خودسر بود
سپاه محمد رسولالله (ص) تهران بزرگ درباره « حاشیهسازی برخی عناصر خودسر در راهپیمایی روز قدس» بیانیهای منتشر کرد.
به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در این بیانیه آمده است: /font>
به حول و قوه الهی، یومالله شکوهمند و دشمنشکن روز قدس با حضور آگاهانه و کمنظیر امت حزبالله در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، بار دیگر هیمنه دروغین استکبار جهانی و صهیونیزم بینالملل را فرو ریخت و همه فکرها و دلها را متوجه مهمترین مساله جهان اسلام یعنی مساله فلسطین کرد. /font>
سپاه محمد رسولالله (ص) تهران بزرگ، ضمن تبریک این حضور میلیونی و موثر به مقام معظم رهبری «مدظله العالی» و آحاد ملت غیور و شهیدپرور ایران اسلامی، حاشیهسازی برخی عناصر خودسر را در تجمع در برابر منزل کروبی که منجر به تیراندازی از سمت منزل وی و زخمی شدن چند تن گردید، حادثهای ساخته و پرداخته عناصر بیتدبیر و خودسر دانسته و به شدت محکوم مینماید. /font>
از آنجا که فرصتطلبان و نفاق داخلی در پی بهرهبرداری از هر حاشیهسازی بوده و احتمالا در مورد این حادثه خودسرانه متوسل به تحلیلها و نظرات پریشان و عاری از حقیقت شده و در پی دستیابی به اهداف پلید خود میشوند؛ لذا فرماندهان، مدیران، کارکنان و بسیجیان غیور و ولایتمدار سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ اینگونه حرکتهای حاشیهای و عاری از تدبیر را محکوم کرده و اعلام مینماید که در شرایط حاضر همه باید با آگاهی و بصیرت و برای حفظ وحدت از هرگونه ایجاد خوراک فکری برای نفاق داخلی و فتنهگران خودداری نمایند. /font>
سپاه محمد رسولالله (ص) تهران بزرگ با دعوت آحاد مردم مومن اسلامی به هوشیاری و بصیرت مضاعف، مسببان این حاشیهسازی را افرادی خودسر و کاملا بیارتباط با نهاد مقدس بسیج و سپاه دانسته و بر این حقیقت ماندار پای میفشارد که بهترین و برترین پاسخ و محاکمه فتنهگران، محاکمه طبیعی و مردمی و عناصر سبکسر فتنه میباشد که مورد انزجار و تنفر عمومی ملت قرار گرفتهاند و هرگونه ایجاد حادثهی خودسرانه آب به آسیاب دشمن ریخته است و سخن آخر اینکه همه آگاهان و اهل بصیرت اوج هوشمندی و تدبیر بسیجیان دریادل را باور داشته و هیچگاه تحت تاثیر تبلیغات بیاساس دشمنان قسمخورده خارجی و نفاق کور داخلی قرار نخواهند گرفت. انشاءالله.
یکی از تهمتهای دیگر به دکتر مصدق هم بحث فراماسون بودن او میباشد اما کسانی که این اتهام را طرح میکنند به این توجه ندارند که به فرض هم که این سمبل ملی ایران چنین بوده باشد این هرگز اهمیتی نداشته و بیش از 60 سال مبارزه در راه ایران و آزادی و خدمات او در این زمینه کافی خواهد بود و ضمناً توجه شود که بحث عقاید به ظاهر روشنفکری فراماسونها در جهان وطنی با مواردی همچون برخی عقاید دینی تعدادی از نیروهای اولیه اینان و خیانتها و ... آنها جداست و عمده تاکید بر این مساله از بعد روشنفکری آن و بر بحث جهان وطنی بوده است چنانکه کسی چون سید جمالالدین اسدآبادی که یک مسلمان معتقد هم بود در این زمره و پیرو بحث جهان وطنی آن قرار گرفته و خدمات خاص خود را هم به ایران و جهان داشت ولی از این گذشته بپردازیم به بحث تهمت فراماسون بودن دکتر مصدق.
باید گفت که دکتر مصدق پس از مشروطه سعی در جهت به وجود آوردن انجمن های مدافع آزادی داشت و در سال ١٢٨٦ برای مدت کوتاهی کمتر از یک سال به عضویت « جامع آدمیت » در آمد و فقط چند جلسه در آن شرکت نمود و سپس به « مجمع انسانیت » پیوست. بنابر این همین مطلب برای این کافی است که غرض ورزی مخالفان روشن شود. همچنین همان «جامع آدمیت» هم یک تشکل علنی بوده و حال آنکه تشکلهای فراماسونها مخفی و زیر زمینی هستند.
دوم جالب است که مشابه سایر اتهامات و طرح خدمات و ... در سراسر دوران حیات دکتر مصدق هرگز چنین مطالبی عنوان نشده بودند و چون مخالفان با بررسی سراسر عملکرد آن ابر مرد نتوانستند حتی یک لکه کوچک خیانت در زندگی او بیابند تلاش کردند تا شاید پس از مرگش بتوانند این اسطوره و الگوی ایران دوستی را پیش پای دیکتاتورها بشکنند والا چگونه هرگز در دوران ملی شدن نفت این بحث مطرح نشد؟
همچنین در این زمینه توضیحات دیگری هم ماهنامۀ ایران فردا شمارۀ 53 در ویژه نامه مربوط به دکتر مصدق در صفحات 88 تا 90 توسط آقای مهندس میرزاده ارائه شده که برخی موارد آن به اختصار ذکر میگردد.
قبل از هر چیز باید توجه داشت که توضیحات روشنی در مورد « جامع آدمیت» درکتاب « فکر وآزادی و مقدمه نهضت مشروطیت » تالیف محقق بزرگ ایرانی زنده یاد فریدون آدمیت داده شده و با توجه به اینکه اسناد و مدارک جامع آدمیت در اختیار ایشان بوده این کتاب از مستندترین منابع در این مورد است و در صفحه 247 در توضیح بنیان فلسفه سیاسی جامع آدمیت میخوانیم که بنیان فلسفه سیاسی این جمعیت سیاسی بر مشروطیت و محدودیت قدرت سلطنت و انفصال قوای دولت بنا شده بود و دکتر فریدون آدمیت در ادامه کتاب در مورد عدم ارتباط جامع آدمیت با تشکیلات فراماسونری به تصریح آورده است :« اولین لژ فراماسونری در ایران به نام «لژ آزادی» در 12 آوریل 1906 تشکیل گردید... آن شعبهای از تشکیلات فراماسون فرانسه بود و هیچ ارتباط با فراموشخانه ملکم و جامع آدمیت که پیروان ملکم بنا نهادند نداشت.» ( فکر وآزادی و مقدمه نهضت مشروطیت / دکتر فریدون آدمیت / انتشارات سخن / مهر 1340)
و در مورد مرام و اصول جامع آدمیت چنین توضیح داده است:«اصول آدمیت پیامی در رستاخیز بنیآدم و دین انسان دوستی و قیام علیه جور و بیدادگری است و دفتر حقوق اساسی یا صراطالمستقیم در شناسائی و تشریح حقوق اساسی فرد است»(همان / ص 210) و حتی محمدعلی شاه هم در لیله الفطر 1325 شرحی مبنی بر تائید اصول آدمیت نزد رئیس جامع فرستاده بود.(همان ص 283)
البته برخی اعضای این جامع آدمیت بعدها به فراماسون ها پیوسته بودند چنانکه آقای محمود کتیرائی نویسنده کتاب « فراماسونری ایران از آغاز تا تشکیل لژ ایران» که درباره جامع آدمیت تحقیقاتی کرده بود در این مورد مینویسد: کسانی چون سید نصرالله تقوی اخوی و محمد علی فروغی ذکاالملک و چند تن دیگر در این جامع نام نوشته بودند که پس از اینکه مجلس به توپ بسته و طومار جامع آدمیت در هم نوردیده شد ، به همراهی چند تن لژ فراماسونی در تهران برپا کردند و کسان دیگری نیز در جامع آدمیت بودند که شیوه سیاسی دیگری در پیش گرفتند مانند میرزا محمود خان احتشام السلطنه و سلیمان میرزا و یحیی میرزا و کمالالملک و میرزا محمد خان مصدق السلطنه. و در ادامه در مورد سرنوشت عباسقلی خان که بنیانگذار آن بوده مینویسد که وی مردی ناسیونالیست بود و با بیگانگان داد و ستدی نداشت ، به خاموشی زندگی خویش را به انجام رسانید ، پیکار او در راه آزادی و درافتادن با خودکامگی و نیروهای ارتجاعی و بی باکی او در گفتن و بی باکی او در گفتن باور اندیشه خود در خور ستایش است.( فراماسونری ایران از آغاز تا تشکیل لژ ایران / اقبال / 1355 / چاپ دوم / ص 95) و البته باید بدانیم که این تشکیلات که توسط عباسقلی خان آدمیت تاسیس شده بود به حدی زیر نفوذ او بود که حتی اسم آن هم از نام خانوادگی او اقتباس شده بود.
همچنین اسماعیل رائین در پاسخ موج اعتراض علیه این مطلب گفته بود :«این کار پاسپورت انتشار کتاب بوده است» و سازمان امنیت انتشار کتاب را منوط به آن جمله در زیر آن تعهدنامه کرده است. ( به نقل از آیا مصدق فراماسون بود / محمد ترکمان / ابوذر / ص 40)
حال بگذریم از اینکه همین جناب رائین چه روابط نزدیکی با دربار داشته و همین فراماسون ها تا چه میزان در دوران دولت ملی دکتر مصدق در سقوط دولت کوشا بودند و با تمام این تفاسیر کسانی که هیچ حربهای در جهت تخریب آن ابرمرد تاریخ ایران ندارند به چنین موارد پوچ و بیارزشی متوسل میشوند اما به این سوال پاسخی ندارند که حتی اگر هم دکتر مصدق مدت یک سال یا حتی در تمام عمر فراماسون هم بوده است این چه تاثیری در ابعاد بزرگ خدمات او در راه استقلال و آزادی ایران و اینکه تمام وجود خود را فدای ایران کرد داشته و اصلاً این مباحث چه ارزشی دارند؟
خوانندگان محترم برای دریافت اطلاعات بهتر در این مورد میتوانند به ماهنامۀ ایران فردا شمارۀ 53 ویژه نامۀ دکتر مصدق و مطلب «فراماسون بودن مصدق ، دشنام سیاسی با واقعیت تاریخی» به قلم آقای مهندس میرزاده مراجعه فرمایند.
*************************************
* توضیحی در مورد فراماسونها:
فراماسونها اول گروهی از بناها بودند که نام بناهای آزاد را بر خود نهادند و به دنبال جهان وطنی بودند. شاخص عمده کلی اینان را میتوان در همان بحث جهان وطنی و روشنفکری دانست که البته بحث عقاید اولیه خرافی برخی از آنها و مسائل اعتقادی و ... برخی بنیانگذاران جداست و قابل تعمیم کلی نخواهد بود و شاید بتوان عمدۀ این افراد را کسانی دانست که به دنبال برخی افکار به ظاهر روشنفکری بودند و تنها برای افراد معدودی مواردی همچون اعتقادات خاص عقیدتی و ... را در نظر گرفت و همچنین اینکه بعداً اینان به شدت در چنگال استعمار قرار گرفته و به مهرهای در دست بیگانگان برای خیانت تبدیل شده بودند. به عنوان مثال سید جمالالدین اسدآبادی از جمله کسانی بود که به بحث وطن و ... اعتقادی نداشت و در این رده بود اما خدمات خاصی هم داشت. اما بجز این موارد اندک باید گفت که عمده اینان به شدت به خیانت به ایران مبادرت نموده بودند.