قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

تهمت فراماسون بودن دکتر مصدق

تهمت فراماسون بودن دکتر مصدق

 یکی از تهمت­های دیگر به دکتر مصدق هم بحث فراماسون بودن او می­باشد اما کسانی که این اتهام را طرح می­کنند به این توجه ندارند که به فرض هم که این سمبل ملی ایران چنین بوده باشد این هرگز اهمیتی نداشته و بیش از 60 سال مبارزه در راه ایران و آزادی و خدمات او در این زمینه کافی خواهد بود و ضمناً توجه شود که بحث عقاید به ظاهر روشنفکری فراماسون­ها در جهان وطنی با مواردی همچون برخی عقاید دینی تعدادی از نیروهای­ اولیه اینان و خیانت­ها و ... آنها جداست و عمده تاکید بر این مساله از بعد روشنفکری آن و بر بحث جهان وطنی بوده است چنانکه کسی چون سید جمال­الدین اسدآبادی که یک مسلمان معتقد هم بود در این زمره و پیرو بحث جهان وطنی آن قرار گرفته و خدمات خاص خود را هم به ایران و جهان داشت ولی از این گذشته بپردازیم به بحث تهمت فراماسون بودن دکتر مصدق.

باید گفت که دکتر مصدق پس از مشروطه سعی در جهت به وجود آوردن انجمن های مدافع آزادی داشت و در سال ١٢٨٦ برای مدت کوتاهی کمتر از یک سال به عضویت « جامع آدمیت » در آمد و فقط چند جلسه در آن شرکت نمود و سپس  به « مجمع انسانیت » پیوست. بنابر این همین مطلب برای این کافی است که غرض ورزی مخالفان روشن شود. همچنین همان «جامع آدمیت» هم یک تشکل علنی بوده و حال آنکه تشکل­های فراماسون­ها مخفی و زیر زمینی هستند.

دوم جالب است که مشابه سایر اتهامات  و طرح خدمات و ... در سراسر دوران حیات دکتر مصدق هرگز چنین مطالبی عنوان نشده بودند و چون مخالفان با بررسی سراسر عملکرد آن ابر مرد نتوانستند حتی یک لکه کوچک خیانت در زندگی او بیابند تلاش کردند تا شاید پس از مرگش بتوانند این اسطوره و الگوی ایران دوستی را پیش پای دیکتاتورها بشکنند والا چگونه هرگز در دوران ملی شدن نفت این بحث مطرح نشد؟

همچنین در این زمینه توضیحات دیگری هم ماهنامۀ ایران فردا شمارۀ 53 در ویژه نامه مربوط به دکتر مصدق در صفحات 88 تا 90 توسط آقای مهندس میرزاده ارائه شده که برخی موارد آن به اختصار ذکر می­گردد.

قبل از هر چیز باید توجه داشت که توضیحات روشنی در مورد « جامع آدمیت» درکتاب « فکر وآزادی و مقدمه نهضت مشروطیت » تالیف محقق بزرگ ایرانی زنده یاد فریدون آدمیت داده شده و با توجه به اینکه اسناد و مدارک جامع آدمیت در اختیار ایشان بوده این کتاب از مستندترین منابع در این مورد است و در صفحه 247 در توضیح بنیان فلسفه سیاسی جامع آدمیت می­خوانیم که بنیان فلسفه سیاسی این جمعیت سیاسی بر مشروطیت و محدودیت قدرت سلطنت و انفصال قوای دولت بنا شده بود و دکتر فریدون آدمیت در ادامه کتاب در مورد عدم ارتباط جامع آدمیت با تشکیلات فراماسونری به تصریح آورده است :« اولین لژ فراماسونری در ایران به نام «لژ آزادی» در 12 آوریل 1906 تشکیل گردید... آن شعبه­ای از تشکیلات فراماسون فرانسه بود و هیچ ارتباط با فراموشخانه ملکم و جامع آدمیت که پیروان ملکم بنا نهادند نداشت.» ( فکر وآزادی و مقدمه نهضت مشروطیت / دکتر فریدون آدمیت / انتشارات سخن / مهر 1340)

و در مورد مرام و اصول جامع آدمیت چنین توضیح داده است:«اصول آدمیت پیامی در رستاخیز بنی­آدم و دین انسان دوستی و قیام علیه جور و بیدادگری است و دفتر حقوق اساسی یا صراط­المستقیم در شناسائی و تشریح حقوق اساسی فرد است»(همان / ص 210) و حتی محمدعلی شاه هم در لیله الفطر 1325 شرحی مبنی بر تائید اصول آدمیت نزد رئیس جامع فرستاده بود.(همان ص 283)

البته برخی اعضای این جامع آدمیت بعدها به فراماسون ها پیوسته بودند چنانکه آقای محمود کتیرائی نویسنده کتاب « فراماسونری ایران از آغاز تا تشکیل لژ ایران» که درباره جامع آدمیت تحقیقاتی کرده بود در این مورد می­نویسد: کسانی چون سید نصرالله تقوی اخوی و محمد علی فروغی ذکاالملک و چند تن دیگر در این جامع نام نوشته بودند که پس از اینکه مجلس به توپ بسته و طومار جامع آدمیت در هم نوردیده شد ، به همراهی چند تن لژ فراماسونی در تهران برپا کردند و کسان دیگری نیز در جامع آدمیت بودند که شیوه سیاسی دیگری در پیش گرفتند مانند میرزا محمود خان احتشام السلطنه و سلیمان میرزا و یحیی میرزا و کمال­الملک و میرزا محمد خان مصدق السلطنه. و در ادامه در مورد سرنوشت عباسقلی خان که بنیانگذار آن بوده می­نویسد که وی مردی ناسیونالیست بود و با بیگانگان داد و ستدی نداشت ، به خاموشی زندگی خویش را به انجام رسانید ، پیکار او در راه آزادی و درافتادن با خودکامگی و نیروهای ارتجاعی و بی باکی او در گفتن و بی باکی او در گفتن باور اندیشه خود در خور ستایش است.( فراماسونری ایران از آغاز تا تشکیل لژ ایران / اقبال / 1355 / چاپ دوم / ص 95) و البته باید بدانیم که این تشکیلات که توسط عباسقلی خان آدمیت تاسیس شده بود به حدی زیر نفوذ او بود که حتی اسم آن هم از نام خانوادگی او اقتباس شده بود.

همچنین اسماعیل رائین در پاسخ موج اعتراض علیه این مطلب گفته بود :«این کار پاسپورت انتشار کتاب بوده است» و سازمان امنیت انتشار کتاب را منوط به آن جمله در زیر آن تعهدنامه کرده است. ( به نقل از آیا مصدق فراماسون بود / محمد ترکمان / ابوذر / ص 40)

حال بگذریم از اینکه همین جناب رائین چه روابط نزدیکی با دربار داشته و همین فراماسون ها تا چه میزان در دوران دولت ملی دکتر مصدق در سقوط دولت کوشا بودند و با تمام این تفاسیر کسانی که هیچ حربه­ای در جهت تخریب آن ابرمرد تاریخ ایران ندارند به چنین موارد پوچ و بی­ارزشی متوسل می­شوند اما به این سوال پاسخی ندارند که حتی اگر هم دکتر مصدق مدت یک سال یا حتی در تمام عمر فراماسون هم بوده است این چه تاثیری در ابعاد بزرگ خدمات او در راه استقلال و آزادی ایران و اینکه تمام وجود خود را فدای ایران کرد داشته و اصلاً این مباحث چه ارزشی دارند؟

خوانندگان محترم برای دریافت اطلاعات بهتر در این مورد می­توانند به ماهنامۀ ایران فردا شمارۀ 53 ویژه نامۀ دکتر مصدق و مطلب «فراماسون بودن مصدق ، دشنام سیاسی با واقعیت تاریخی» به قلم آقای مهندس میرزاده مراجعه فرمایند.

 *************************************

 * توضیحی در مورد فراماسون­ها:

فراماسون­ها اول گروهی از بناها بودند که نام بناهای آزاد را بر خود نهادند و به دنبال جهان وطنی بودند. شاخص عمده کلی اینان را می­توان در همان بحث جهان وطنی و روشنفکری دانست که البته بحث عقاید اولیه خرافی برخی از آنها و مسائل اعتقادی و ... برخی بنیانگذاران جداست و قابل تعمیم کلی نخواهد بود و شاید بتوان عمدۀ این افراد را کسانی دانست که به دنبال برخی افکار به ظاهر روشنفکری بودند و تنها برای افراد معدودی مواردی همچون اعتقادات خاص عقیدتی و ... را در نظر گرفت و همچنین اینکه بعداً اینان به شدت در چنگال استعمار قرار گرفته و به مهره­ای در دست بیگانگان برای خیانت تبدیل شده بودند. به عنوان مثال سید جمال­الدین اسدآبادی از جمله کسانی بود که به بحث وطن و ... اعتقادی نداشت و در این رده بود اما خدمات خاصی هم داشت. اما بجز این موارد اندک باید گفت که عمده اینان به شدت به خیانت به ایران مبادرت نموده بودند.

 

نظرات 2 + ارسال نظر
باقری شنبه 13 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 08:21 http://haqiqat.mihanblog.com

توجه به ظاهر و باطن

خدمت حضرت آیت الله العظمی بهجت (رحمه الله) شرفیاب بودیم و از ایشان درخواست کردم که حضرت آقا ما را نصیحتی فرموده و توصیه ای اخلاقی داشته باشند.

در آینه خود را دیدن:

ایشان فرمودند: وقت دارید؟ عرض کردم: در خدمت شما هستم. آیت الله بهجت (رحمه الله) فرمودند:

"چند دقیقه ای جلو آینه خود را نگاه کنید."

باید دید که آیا این که می نمائیم همانیم که مردم ما را می بینند؟ ببینید آیا این وجود شما و ظاهر و باطن شما، همان است که حضرت مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام) دوست دارد؟ یا نه چیز دیگری می نمائیم و چیز دیگری هستیم.

(((برگرفته از گفتارهای استادبزرگوار آقاتهرانی)))
آیت‌الله مجتهدی: مؤمن کسی است که خودش را موعظه کند
عرض سلام وادب واحترام به شما بزرگوار وآرزوی قبولی طاعات وعبادات

سعید یکشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 20:41 http://palang68@yahoo.com

در مورد خانواده فرمانفرما وسابقه فراماسونی ونوکری انها برای انگلیسیها جای هیچ تردیدی نیست.فرمانفرما که مردم با تام هزاردستان درسریالی به همین نام اشنا هستند که دایی دکتر محمد مصدق بود این دو یک زوج جدایی ناپذیر بودند که با حیله گری کاراکتر دکتر مصدق از سناریوی این فیلم حذف شد چون نمی خواستند او را در نقش یک نوکر انگلیس به تصویر بکشند.قبلا نیز در سریال دلیران تنگستان که در زمان قبل از انقلاب ساخته شده بود نیز کارکتر دکتر مصدق در این سریال سانسور شد؟! البته کارکتر فرمانفرما نیز در این سریال وجود نداشت.این دایی وخواهر زاده که دشمن ریس علی دلواری ویاران میهن دوست او بودند باید از دیده مردم پنهان میماند؟! دکتر مصدق این مردمان باشرف ودشمن استعمار انگلیس را دزد خطاب میکرد وانان را نوکر المان به مردم معرفی میکرد.ولی با وقاحت وبیشرمی از دایی خود که در میلن مردم به نوکر انگلیس بودن شهرت داشت حمایت میکرد.یکبار هم با شارلاتان بازی گفت که اگر شما ها راست نکویید مدرکی کتبی ودر روی کاغذی مارک دار به من سندی نشان بدهید وه فرمانفرما از انگلیسیها پول گرفته؟! این دکتر مصدق بود که با کمک پلیس جنوب کمر حرکت ضد استعماری رییس علی ویارانش را شکست وموجب شد جریان صدور نفت در زمان جنگ جهانی اول برای بریتانیا وهم پیمانانش قطع نشود.تا بتواند نوکری خود را به انگلیس به حد اعلا ثابت کند.بنا بر تشخیص اگاهان اگر ریس علی میتوانست جریان صادرات نفت ایران به انگلیس را در جنگ جهانی اول قطع میکرد متفقین درجنگ پیروز نمیشدند ومجبور بودند که با المان قیصری صلح نمایند.اگر بریتانیا توانست که برتری دریایی خود را در جریان جنگ اول جهانی حفظ کند ان را باید به حساب خیانت مصدق ودایی او بحساب اورد.اما او با زیرکی وشیطنت توانست در مجلس شواری ملی بعد از خاتمه جنگ اول بصورت قانونی جزیره بحرین را در اختیار قوای بریتانیا قرار دهد.و.... شاید مصدق توانست که با شارلاتان گری وحقه بازی وحمایت یاران هم پیمان خودواستعمارگران متفق خود را در تاریخ بعنوان قهرمان ملی ایران معرفی کند اما در روز معاد بابد در پیشگاه خداوند جدابگوی خیانهای خود باشد در لن روز باشکوه دیگر از دست حامیانش کاری ساخته نیست.در انتظار ان روز لحظه شماری میکنم.هر که از پل بگذرد خندان بود زیر پل منزلگه رندان بود.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد