بازخوانی یک سخنرانی رهبر انقلاب در سال 69
اگر کسانى خیال مىکنند راه نجات کشور، اعلام پشیمانی از راهمان در برابر گردن کلفتهاست اشتباه میکنند.
به گزارش خبرآنلاین رهبر معظم انقلاب در اول مرداد 1369 در دیدار با مسؤولان وزارت امور خارجه و سفرا و کارداران جمهورىاسلامىایران بیانات مهمی ایراد کردند که امروز و پس از بیست سال، نکات آن همچنان خواندنی است.
بخشهایی از این سخنرانی به شرح زیر است:
ـــ ما از زمان حضرت امام(ره) فهمیده بودیم و امروز واضحتر مىفهمیم که یکى از مقاصد و اهداف استکبار جهانى در مقابله با جمهورى اسلامى و حکومت انقلابىِ قرآنى ما، عبارت از این است که در سطح ملتهاى عالم، بخصوص ملتهاى مسلمان، وانمود کند که ایران اسلامى، از شعارهاى خودش دست کشیده است.
ـــ من بسیارى از تقرب ها و علىالظاهر منتکشیهاى غرب و بعضى از اقطاب آنها از خودمان را با این دید تحلیل مىکنم.
ـــ اینطور نیست که در بعضى از موارد فرض کنیم فلان کشور غربى یا فلان قطب غربى، دیگر تشنه و مردهى رابطهى با جمهورى اسلامى است و احتیاج مبرمى به آن دارد؛ براى اینکه اگر نباشد، آسمانش به زمین خواهد آمد! معلوم نیست همه جا اینطورى باشد. در موارد متعدى، این تقرب ها و این نزدیکشدنها به جمهورى اسلامى و آنچه که در این روال از تبلیغاتشان مشاهده مىشود، براى این است که این طرف قضیه را خراب کنند؛ یعنى به دنیا وانمود بشود که جمهورى اسلامى، دیگر آن جمهورى اسلامىِ انقلابىِ ده سال قبل نیست و همه چیز تمام شد.
ـــ استکبار جهانى و جناح دشمن ما در دنیا، از این قضیه منتفع است. دلیلش هم خیلى واضح است. دلیلش این است که اگر معلوم شد اینجا - که پایگاه و مادر حرکتهاى مردمى بر اساس اسلام در سراسر دنیا بوده - دچار تجدیدنظر در منش و روش انقلابى خود شده، آن حرکتها به خودى خود خشک خواهد شد و از بین خواهد رفت.
ـــ لذا اینها این موضوع را تبلیغ مىکنند. آنچه را که به اصطلاح آنها و در تعبیراتشان «تندروى» نام دارد، به صورت جریانى منعزل و جدا از روال کلى جامعه در جمهورى اسلامى معرفى مىکنند و سعی شان این است آن جریانى را که آنها مىخواهند بگویند بازماندهى دوران امام است، یک جریان کوچک و محدود وانمود کنند.
ـــ اینها ترفندهاى عجیبى است و تعجب این است که در جمهورى اسلامى هم، بعضى باورشان مىآید. وقتى که رادیوهاى استکبارى، در اظهاراتشان مىگویند و اسم مىآورند که میراث و راه امام در ایران، روى دوش چند نفر قرار دارد و دستگاه و روش کلى از این جدا شده است، خود آن چند نفر - اگر چند نفر فرضى نباشند و واقعیتى در جمهورى اسلامى داشته باشند - باورشان مىآید و خیال مىکنند که اینطورى است. این، خیلى سادهلوحى است.
ـــ آنچه که امروز متن جامعهى ماست، همان خط و راه امام است. آنچه که ما آن را به صلاح دین و دنیاى خودمان مىدانیم، همان چیزى است که با انگشت اشارهى امام در مقابل ما باز شده و قدم در آن گذاشتیم و یازده سال باقدرت در آن حرکت کردیم و باز هم تا جان در بدن داریم، آن راه را ادامه خواهیم داد.
ـــ از هیچیک از آرمانهایى که به وسیلهى امام(رضواناللَّهتعالىعلیه) ترسیم شده، چشم پوشى نخواهیم کرد؛ چه در زمینهى مسایل داخلى، چه در زمینهى عدالت اجتماعى، چه در زمینهى ترجیح پابرهنگان در نظام اسلامى و در کشور ما و نیز ترجیح منافع و خواستها و انگیزهها و احساسات آنها بر مرفهان - و به تعبیر امام، مرفهان بىدرد - چه در زمینهى حمایت مردم از مسؤولان و آن را فریضه دانستن، چه در زمینهى تکیهى مردم بر نیروهاى خودشان و حرکت به سمت جوشاندن سرچشمههاى استعداد در درون کشور و خودکفایى، چه در زمینهى مسایل خارجى، یعنى مقابله با استکبار، خط جدایى از ابرقدرتها و قدرتهاى دخالتکننده. آن چیزى که با عنوان افتخارآمیز «نه شرقى، نه غربى» - در آن روزى که دنیا واقعاً بلوکبندى شرق و غرب داشت - معرفى مىشد، مبارزهى با قدرتهاى ظالم و ستمگر عالم، مقابله و معارضهى حتمى با هر نشانهیى از سلطهگرى که در دنیا مشهود باشد - در هرجاى دنیا فرقى نمىکند، از نظر ما تسلط چنگالهاى نظام سلطه نسبت به هر ملت و هر کشورى و در هرجایى مردود است - و نیز در زمینهى بزرگ واصلى شمردن مسألهى فلسطین و بقیهى خطوط روشنى که امام ترسیم کردند.
ـــ خط جمهورى اسلامى این است. غیر از این، ما راهى نداریم. غیر از این، ما راه نجاتى نمىشناسیم. غیر از این، هیچ تکلیف شرعىیى بر دوش خودمان احساس نمىکنیم. تکلیف شرعى ما این است. استکبار و تبلیغات و رادیوها و مغزهاى فعالش، در درست کردن شکلها و جملههاى تبلیغاتى تلاش مىکنند، تا عکس این را در دنیا معرفى کنند. مىگویند دو جریان وجود دارد: یک جریانِ اصلىِ وسیعِ معتقد به تجدیدنظر در مفاهیم زمان حضرت امام، و یک جریان کوچکِ بىخودى در گوشهیى و متکى به مثلاً چند نفر که به اصول حضرت امام اعتقاد دارد!! چنین چیزى وجود ندارد.
ـــ شما در دنیا باید این ترفند را باطل کنید. نباید بگذارید چهرهى انقلابى جمهورى اسلامى، در آن کشورى که شما هستید، اندکى مخدوش بشود. انقلاب، یک ارزش است. آن کسانى که تلاش مىکنند انقلاب و انقلابگرى را ضد ارزش کنند، همان کسانى هستند که بیشترین ضربه را از انقلاب خوردهاند. تردید در مفاهیم انقلابى، ضد ارزش است. تردید در مبارزهى با قدرتهاى ستمگر و سلطهگر و ظالم، ضد ارزش است. راه نجات ملتها، در استقلال آنها از قدرتهاى ستمگر است. همیشه سعى قدرتهاى ستمگر این بوده که به ملتها ثابت کنند بىخود تکان مىخورند و اشتباه مىکنند. راه نجاتشان این است که زیر بال ما بیایند و پلکان دیگرى از پلکان عروج در امور مادّى و سلطهى نابحق بشوند! این را تفهیم مىکنند. ما باور نمىکنیم و نمىخواهیم بگذاریم ملتهاى دیگر هم باور کنند.
ـــ اگر کسانى خیال مىکنند راه نجات این کشور و این ملت در این است که ما بالاخره جلوى این قدرتهاى گردن کلفت عالم، دم از عدم تعرض و پشیمانى از بعضى از کارهایى که آنها اسمش را تندروى گذاشتند، بزنیم، دروغ مىگویند. نخیر، این راه ذلت و اسارت ماست. اسارت جمهورى اسلامى در این است که با امریکا بسازد. اسارت جمهورى اسلامى و ملت ایران در این است که غرب احساس تسلیم و طوع در جمهورى اسلامى بکند. محال است که جمهورى اسلامى در مقابل دشمنان خدا، چنین حالت طوع و تسلیمى پیدا کند؛ آنگاه دیگر جمهورىاسلامى نخواهد بود.
ـــ آن نظامى که به نام اسلام و به نام قرآن است، ولى در مقابل دشمنان خدا تسلیم مىشود، دیگر جمهورى اسلامى نیست؛ جمهورى اسلامىِ امریکایى است، مکتب قرآن و راه انبیا نیست. آن چیزى که در راهش، جوانیها از بین رفت، جانهاى طیب و طاهر از تنها خارج گردید، خونها ریخته شد، برایش زحمتها کشیده شد، این دیگر آن نخواهد بود. چهرهى جمهورىاسلامى نسبت به دشمنان خدا و متعرضان به حریم ملتها و شرف انسانیت و استقلال ملتها، چهرهى متعرض و عدم تسلیم است. ما بىاعتماد و مخالف و معارض بودیم و هستیم و خواهیم بود. سیاست جمهورى اسلامى و دیپلماسى ما، بر این پایه است.