قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

سرفه کن؛ هوای عدالت ابری‌ست

/گزارش ایلنا به بهانه بزرگداشت روز جانباز/
سرفه کن؛ هوای عدالت ابری‌ست



قوانین بین جانبازهای زیر 50 درصد و بالای 50 درصد تبعیض قائل می‌شوند/ پارسال 14انفجار مین داشته‌ایم که 3 نفر را شهید کرده‌اند‌/ بنیاد شهید داروهای ایرانی را بیمه می‌کند/ همسران جانبازان بیشتر به همراهی روحی نیاز دارند.


ایلنا: جانباز کسی است که ایرانی‌های امروز از کودکی، از وقتی دست چپ و راستشان را شناخته‌اند او را می‌شناختند، ایرانی‌ها صدا و سیما را با داستان شهدا و جانبازان به یاد می‌آورند، دیوار خیابان‌ها را با عکس شهدا، برنامه‌های مدرسه را با جانبازانی که از خاطرات جنگ و جانبازیشان می‌گویند، ایران کشوری است که در آن هر کس در خانواده یا آشنایانش جانبازی را می‌شناسد.
به‌گزارش خبرنگار ایلنا، بر اساس آمار جانبازان کشور در سال 1386، تعداد جانبازان 256 هزار و 396 نفر است و استان‌های خراسان‌رضوی با 51 هزار و 362 جانباز، اصفهان با 45 هزار و 802 جانباز، تهران بزرگ با 42 هزار و 67 جانباز و فارس با 36 هزار و 676 جانباز و خوزستان با 33 هزار و 896 جانباز، بیشترین جانبازان کشور را دارند.
بنابراین آمار، جانبازان همچنین یک میلیون و 200 هزار و 624 نفر را تحت تکلف دارند، اما با این وجود بنیاد شهید و امور جانبازان که مکلف است به مسائل مربوط به جانبازان رسیدگی کند، چقدر در جلب رضایت این خانواده بزرگ موفق بوده‌است؟! در زیر گزارشی می‌خوانیم از برخی مسائلی که جانبازان با آن دست به گریبانند.

***
«کمال» در آخرین حمله به شلمچه وقتی سربازان ایرانی محاصر شده بودند، جانباز می‌شود، او را به بیمارستانی در شیراز انتقال می‌دهند، نماینده بنیاد شهید اسم و مشخصاتش را می‌نویسد، یک ماه بعد به شهر منتقل می‌شود، 2 ـ 3 ماهی را آنجا بستری می‌ماند، پس از مرخص شدن از بیمارستان درگیری با پزشک و رفت و آمد به بیمارستان و هزینه‌های درمان همچنان ادامه دارد، با پیشنهاد خانواده به بنیاد شهید مراجعه می‌کند به او می‌گویند: ارتش اسمش را به عنوان جانباز فرستاده است. پس از سازماندهی بنیاد شهید و تشکیل کمیسیون برای تعیین درصد جانبازی در مرحله اول به ارومیه فرستاده می‌شود و 57 درصد جانباز شناخته می‌شود؛ دو سال بعد بنیاد شهید اعلام می‌کند، جانبازان باید مجددا تعیین درصد شوند، این بار 40 درصد جانباز شناخته می‌شود و به اواعلام می‌شود، که تا دو سال اجازه اعتراض ندارد. این در حالی است که قوانین تبعیض‌های بسیاری بین جانبازهای زیر 50 درصد و بالای 50 درصد قائل می‌شود، برای مثال به جانبازان بالای 50 درصد خودرو تعلق می‌گیرد، فرزندان و همسران جانبازان بالای 50 درصد در کلیه مقاطع تحصیلی مشمول سهمیه می‌شوند و در خصوص تقسیم حقوق نیز بین این دو گروه عدالت رعایت نمی‌شود، در حالی‌که آنها کار واحدی انجام داده‌اند، از جان خود برای کشورشان گذشته‌اند و این‌گونه تبعیض‌ها در شان آنها نیست.
کمال پس از گذشت دو سال در سال 76 مجددا برای تعیین درصد اقدام می‌کند، در تهران و در بیمارستان کوثر کمیسیون تشکیل می‌شود و به او می‌گویند: «درصد جانبازیش از آنچه گفته شده بیشتر است و بعد به او ابلاغ می‌شود.» پس از دو ماه به او 70 درصد جانبازی می‌دهند و اکنون با گذشت 13 سال حقی که از زمان جانبازی تا سال 76 از او ضایع شده‌بود به او پرداخت نکرده‌اند.
کمال از ناحیه شکم مجروح است نمی‌تواند زیاد راه برود، زیاد بنشیند، نمی‌تواند هر غذایی را بخورد، در مکان‌های پرازدحام در هوای آلوده و در گرد و غبار نمی‌تواند خوب نفس بکشد، کمال هنوز خانه ندارد و سال‌هاست در تهران مستاجر است، وقتی بنیاد شهید در شهر زادگاهش به او خانه می‌دهد، به آنجا اعلام می‌کند که ساکن تهران است و از آنها می‌خواهد، آن خانه‌ را پس بگیرند و جایی را در تهران برای سکونت او در نظر بگیرند، این اتفاق نمی‌افتد تا در و پنجره خانه را هم دزد می‌برد، کمال خانه را می‌فروشد تا خانه‌ای در تهران بخرد، اما اکنون سال‌هاست که از این خانه به آن خانه اسباب‌کشی می‌کنند، مگر می‌شود با فروختن خانه‌ای در یک شهرستان کوچک در کلان‌شهر گرانی همچون تهران، خانه خرید، هر چند کوچک!

***
رسول 14 ساله بود، که با خواهرش برای گشت و گذار به دشت‌های اطراف سردشت رفتند، آخرین روز نوجوانی‌اش جمعه‌ای بود در سال84، دست چپ، چشم راست و پای چپ در حین دویدن روی تپه ماهورها، روی مین می‌دود، مین منفجر می‌شود و رسول می‌شود یک جانباز 70 درصد، جانبازی که بدون دخالت در جنگ قربانی آن است و پس از 2ـ3 سال دویدن در بنیاد شهید سال گذشته درصد جانبازیش تائید می‌شود، رسول در روستا زندگی می‌کند و باید خرج پدر پیر و سه خواهرش را نیز بدهد و معتقد است: حقوقی که دریافت می‌کند با کفالتی که دارد، تقارن ندارد.
عثمان مزین با اشاره به قانون حمایت از قربانیان مین می‌گوید: ما معتقدیم مین یک سلاح دفاعی است، زمانی استفاده از مین در ایران برای دفاع از کشور لازم بوده و این مین کاشته شده است، اکنون هم بر اساس قانون و هم از نظر فقهی کسی که از مال سودی می‌برد باید ضرر آن را هم پرداخت کند.
این حقوقدان می‌افزاید: مین‌ها زمانی برای سودی که در راستای دفاع به کشور می‌رساندند، کاشته شده بودند پس حالا دولت ایران موظف است آنها را جمع‌آوری کند.
وی با اشاره به این‌که دولت در سال 87 اعلام کرد کل مناطق آذربایجان پاکسازی شده گفت: این در حالی است که سال گذشته، 14 مورد انفجار مین داشته‌ایم که از میان 3 نفر کشته شده‌اند‌.
وی تصریح کرد: این افراد در اثر سهل‌انگاری دولت در جمع‌آوری مین‌ها قربانی می‌شوند و در آن روزهای اولیه که بیش از همیشه احتیاج به حمایت، به خصوص حمایت مالی دارند، کسی به داد آنها نمی‌رسد، تا پرونده آنها مورد تائید کمیسیون قرار بگیرد.
مزین می‌گوید: از طرفی اصلاح این قانون در سال 87 اشکالاتی را به آن اضافه می‌کند که طی آن سختی رسیدگی به پرونده‌ها دوچندان می‌شود، برای مثال انتقال کمیسیون از استانداری به فرمانداری، تنها باعث افزایش بروکراسی شده‌است ضمن اینکه تعداد افرادی که به فرمانداری‌ها مراجعه می‌کنند بسیار کم است و تا این پرونده‌ها به حد نصاب برسد تا کمیسیونی تشکیل شود، زمان بسیاری می‌گذرد، کوچک‌ترین کاری که می‌شد کرد این بود که همچون جانبازان شیمیایی برای رسیدگی به پرونده‌ها محدوده زمانی قائل شوند.

***
بهمن آزاده جانباز 70 درصد است، او هفت سال در خاک عراق اسیر بوده‌است، از آن سال‌ها تاکنون ویلچر رفیق جدانشدنی اوست، اما تحمل این دوست(ویلچر) به تنهایی به همان اندازه سخت است که تحمل او با دیگران.
بهمن نه می‌تواند به تنهایی از خانه خارج شود، نه حتی برخی از مکان‌ها را می‌تواند برود، به این خاطر که حمل ویلچر برای همراهان او کار دشواری است از رفتن به بسیاری مکان‌ها، حتی‌مهمانی‌ها اجتناب می‌کند زیرا آگاهی دارد به کمک همراهانش نیازمند می‌شود و تصور می‌کند باعث آزار آن‌ها می‌شود.
بهمن می‌گوید: هر بار که کسی این ویلچر را بلند می‌کند و از جایی به جای دیگر می‌گذارد، از خجالت دیگر سرم را بلند نمی‌کنم تا چشمانم با چهره نفس‌زنان او برخورد کند.
بهمن از ناکامی‌هایش در تنها بیرون رفتن، خاطرات زیادی دارد روزی که برای رسیدن به یک پل عابر پیاده مجبور می‌شود مسافت‌ زیادی را از کنار اتوبان برود و وقتی به پل می‌رسد، به خاطر گاردی که در کنار اتوبان است، نمی‌تواند ازآن استفاده کند، تمام راه را از کنار اتوبان بازمی‌گردد و ماشین‌هایی که سرشان را از پنجره بیرون می‌کنند و به او تهین می‌کنند، او از رفتن پشیمان می‌شود و به خانه باز می‌گردد یا روزی که برای گذر از پیاده‌رو و رسیدن به خیابان مدت‌‌ها دنبال پلی بر روی جوی می‌گردد، یا وقتی که برای استفاده از نمازخانه محل کارش، سعی می‌کند از قسمتی که در کنار پله نمازخانه برای معلولان طراحی شده بالا برود، اما از آنجایی که آن قسمت برای معمارش تنها به عنوان کاری در نظر گرفته شده بود که برای پروانه ساختمان به آن نیاز داشت و از زاویه استاندارد برخوردار نبود، ویلچرش به عقب بازمی‌گردد و زمین می‌خورد.
او مانند دیگر ویلچرنشینان از این‌گونه خاطرات بسیار دارد واین در حالی است که قانون مناسب‌سازی محیط شهری می‌گوید طراحی‌ها باید طوری باشد که آحاد جامعه بتوانند از هر محیطی استفاده کنند و در سطح شهر اماکن خصوصی و عمومی مسکونی چهار واحد به بالا (اماکن عمومی مانند مساجد، سینماها، پارک‌ها و مراکز تجاری) شرایطی داشته باشند که تمام افراد جامعه با هر شرایط فیزیکی بتوانند در آن حضور پیدا کنند.
در بین سال‌های 1983 تا 1993 که توسط سازمان ملل دهه معلولان نامیده شد، در دستور کار همه دولت‌ها قرار گرفتند در کشور ما هم با وجود درصد قابل توجهی جانباز و معلول، بر اساس مصوبه شورای عالی معماری و شهرسازی و به استناد بند (ج) ماده 193 برنامه توسعه کشور که در سال 1379 آیین‌نامه اجرایی آن به تصویب هیات وزیران رسید اما در عمل اجرای آن با چالش‌ها و درگیری‌هایی روبرو بود.
همان‌طور که در اماکن عمومی دیده می‌شود با گذشت ده سال از آغاز اجرایی شدن قانون فوق هنوز تفاوت چندانی در این باره احساس نمی‌شود، برای مثال خیابان ولیعصر، خیابانی مناسب‌سازی شده است، اما وقتی در آن راه می‌روی، هر چند که کارشناس هم نباشی ضعف‌های آن را می‌بینی، پیاده‌روی کنده شد، ستون‌های کوتاهی که ناگهان سر از خاک بیرون آورده‌اند‌، غیر هم سطح بودن کوچه‌ها و پیاده‌رو‌ها از نمونه‌های این ضعف‌ها هستند، همچنین در حالی که به مناسب‌سازی فضاهای شهری و روستایی برای جانبازان و معلولان جسمی ـ حرکتی و اعمال ضوابط آن در اماکن و ساختمان‌های دولتی تا پایان برنامه چهارم توسعه تاکید شده، حتی مشاهده می‌شود در برخی از ساختمان‌های خود بنیاد شهید هم تغییری ایجاد نشده‌است، آنجا که روزانه صدها جانباز نیازمند رسیدن به طبقات مختلف آن هستند.

***
خس‌خس‌ نفس‌‌ها، پوست‌های تاول‌زده، چشمان نابینا مشخصات جانبازان شیمیایی است، نشانه‌هایی که در نقاطی که بمباران شیمیایی شده‌است، برای همه آشنا هستند.
سارا جانباز شیمیایی است که نشانه‌های آن کاملا مشهود است، سارا فرزند شهید هم هست، در دومین کمیسیون‌ تعیین درصد جانبازان شیمیایی، درصد جانبازی‌اش ده درصد اعلام شد، در حالی که در اولین کمیسیون او را جانباز 30 درصد شناخته بودند، بنا بر تسهیلاتی که بنیاد شهید برای جانبازان شیمیایی در نظر گرفته است، جانبازان زیر 25 درصد تنها تحت پوشش بیمه درمانی قرار می‌گیرند، این در حالی است که به جانبازان بالای 25 درصد حقوق تعلق می‌گیرد.
سارا نه تنها از حقوقی برخوردار نشده است بلکه برای تهیه بسیاری از داروها مجبور است خودش هزینه کند، سارا می‌گوید: بنیاد شهید تنها داروهای ایرانی را بیمه می‌کند، در حالی که کیفیت داروهای ایرانی و داروهای خارجی واقعا متفاوت است و در برخی موارد واقعا لازم است از داروهای خارجی استفاده کرد.
سارا معتقد است: جانبازان شیمیایی و جانبازان اعصاب و روان همیشه مظلوم واقع می‌شوند زیرا جانبازی اینها قابل رویت نیست به همین خاطر کسی که آنها را می‌بیند، از ظاهر سالم آنها نتیجه می‌گیرد که سالم هستند و خبر از ریه‌های به هم چسبیده‌ و اعصاب ضعیف آن‌ها ندارد.

***
آنچه که باید درباره جانبازان به آن توجه کرد خانواده‌های آنها هستند، مسائلی که خانواده‌های جانبازان با آن درگیرند، کمتر خانواده‌ای حتی به آن فکر می‌کند، استرس همیشگی از شدت یافتن بیماری، ترس از مرگ و فکر این که هیچ کاری نمی‌شود کرد، از یک طرف و شناختن و کنار آمدن با مسائل روحی جانباز از طرف دیگر، حس‌های ناشناخته‌ای است که گاهی حتی در خانواده جانبازان هم جدید است و افراد خانواده نحوه برخورد را در برخی شرایط خاص نمی‌دانند.
نتایج تحقیقی با عنوان «بررسی مشکلات همسران جانبازان قطع نخاع» نشان می‌دهد این‌گونه افرادی که با فرد پس از جانباز شدن ازدواج کرده‌اند تنها به وضعیت جسمی جانباز فکر کرده‌اند و با انگیزه ادای تکلیف الهی، خواستار تشکیل زندگی با جانباز شده‌اند اما با گذر زمان متوجه می‌شوند، زندگی با جانباز هم روال عادی خود را دارد، یعنی عدم توجه به مشکلات و تبعات طبیعی زندگی و شرایط روحی جانباز که از برخورد اطرافیان با وضعیت فعلی او نشات می‌گیرد، ممکن است خانواده را دچار بحران کند.
در این‌گونه خانواده‌ها زن‌ها بعد از ازدواج متوجه می‌شوند جانباز علاوه بر مشکلات جسمی و شرایط روحی خاص ناشی از آن، فردی است با تمام خصوصیات یک همسر در زندگی مشترک و ممکن است تفاوت‌هایی که بین همه زوج‌ها است در این خانواده‌ها هم وجود داشته باشد، اما از آن جایی که این زوج پیش از ازدواج تنها روی مسائل جسمی جانباز تمرکز کرده‌است، پس از مواجه با این اختلاف‌ها نمی‌دانند باید چه رفتاری نشان دهند و در واقع غافلگیر می‌شوند.
نتیجه اینکه همسران جانبازان بیشتر نیازمند هم‌فکری روحی هستند و دولت نیزمی‌تواند با پاک کردن فکرهای اضافه از ذهن این خانواده‌ها مثل دغدغه مسکن،‌ تحصیل، تهیه دارو و از این قبیل از خانواده جانبازان حمایت کند و راه را برای مقابله با دیگر مشکلات هموارتر سازد.
http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=135422

اخبار ویژه کیهان ۲۶ تیر

سایت موسوی: سبز باش دین نداشتی ، نداشته باش! (خبر ویژه)
سایت کلمه ماهیت ضد دین فتنه سبز را آشکار کرد.
این سایت که مواضع رسمی میرحسین موسوی را منعکس می کند، با انتشار مقاله ای با عنوان «جایگاه دین در جنبش سبز» به قلم فرزاد کمانگیر و بهزاد راد به تخطئه باورهای دینی پرداخت و به صراحت نوشت که بدنه جریان سبز به چنین اموری باور ندارد.
در این مقاله آمده است: «طرح منشور چارچوبی است جهت یافتن حداقل های مشترک تمام کسانی که برای «نیل به آزادی، عدالت اجتماعی، استقرار موازین حقوق بشر و تحقق حاکمیت ملی» مبارزه می کنند. تنها حول محور این اصول اساسی است که گروه های مختلف می توانند اتفاق نظر داشته باشند. مهم التزام نظری و عملی به چنین اصولی است. اینکه جریان های مختلف درون جنبش این اصول اساسی یک نظام دموکراتیک را از چه متونی استخراج می کنند و چگونه توجیه می کنند اهمیت چندانی ندارد. شاید آقای موسوی از متون دینی به این استخراج برسد و دیگر گروه ها از سایر متون، از جمله «منشور بین المللی حقوق بشر». مهم این است که جریانهای مختلف درون جنبش بر سر این اصول اساسی به عنوان یک مخرج مشترک به توافق برسند».
این مقاله ادامه می دهد: «خواسته جدایی دین از سیاست در سطح کلان در برگیرنده استقلال متقابل نهادهای دینی و روحانی از حکومت است و نه به معنی عدم حضور دین در جامعه».
نویسنده در بخش دیگری از مقاله اش به صراحت اسلام سیاسی را زیر سؤال برده و می نویسد: «با در نظر گرفتن تکثر گرایی جنبش سبز نمی توان از «اسلام سیاسی جنبش سبز» سخن گفت چرا که این تنها اعتقاد بخشی از جنبش است، هر چند که این بخش بزرگ باشد. این بخش می تواند در نهایت عملاً در «حوزه عمومی» با تشکیل احزاب دموکراتیک اسلامی شرکت کند و مبلغ چنین اسلام سیاسی ای باشد. ولی به هیچ وجه خواسته های این بخش نمی توانند جزء حداقل های مورد توافق تمام اعضای جنبش سبز قرار گیرند».
کلمه به دلایلی که حدس زدن آن سخت نیست، نگفته است که موضع موسوی در مقابل چنین ایده هایی چیست؟!
گفتنی است که ائتلاف اپوزیسیون روی یک نقطه، پیشنهاد «ریچارد هاس» مسئول شورای روابط خارجی آمریکا به سران فتنه و سایر گروههای ضد انقلاب بوده است. ریچارد هاس از این طرح خود با عنوان «ائتلاف سفید» یاد می کرد و معتقد بود نقطه ائتلاف باید براندازی جمهوری اسلامی ایران باشد تا همه گروههای مخالف جمهوری اسلامی ایران بتوانند در آن حضور داشته باشند. این طرح پیشنهاد جرج سوروس نیز بوده است که با موافقت سران فتنه و گروههای مدعی اصلاحات روبرو شد و در پی آن ائتلاف مدعیان اصلاحات با منافقین و بهایی ها و سلطنت طلبان و نیز همراهی و دنباله روی جریان فتنه از مدیریت بیرونی شکل گرفت.

سه گمانه عوامل فتنه درباره محمدرضا خاتمی (خبر ویژه)
یک عضو حزب مشارکت سعی کرد نشان دهد غیب گویی هم به دیگر هنرهای جریان فتنه اضافه شده است.
محمدرضا خاتمی که با روزنامه شرق گفت وگو می کرد با اطمینان تاکید کرد که 95 درصد مردم ایران مخالف و معترض هستند ولی جرأت بیان اعتراض خود را ندارند. برادر همکار جرج سوروس در ایران بی آن که توجه کند در حال توهین به هواداران ادعایی خود است، گفت: «به جرأت می توان گفت 95 درصد جریان محافظه کار(!!) ناراضی است و پنج درصد هستند که گرفتاری ها را برای مملکت ایجاد می کنند اما آن 95 درصد قدرت و شهامت آنکه آن پنج درصد را مهار کنند ندارند و همه امور مملکت در دست آن پنج درصد افتاده است».
خاتمی در این باره چیزی نگفت که اولا چگونه چنین برآوردی را به دست آورده و آیا شیوه محاسبه ایشان به شیوه نبوغ آمیز پیرزن اصلاحات در استدلال برای پیروزی همسرش در انتخابات ربطی دارد یا نه و ثانیا چگونه امکان دارد که یک جمع 95 درصدی قادر به غلبه بر حریفان 5 درصدی خود نباشند؟!
گفتنی است که محمدرضا خاتمی و تاجزاده در میان گروه های اصلاح طلب به «گنده گو» شهرت دارند و بارها برخی از عوامل فتنه از آنها خواسته اند در مصاحبه ها و اظهارنظرهای خود حرفی نزنند که به سوژه ای برای تمسخر اصلاح طلبان تبدیل شود.
اظهارات کودکانه و مضحک محمدرضا خاتمی به احتمال زیاد با برخورد شدید برخی از عوامل فتنه روبرو خواهد شد. مخصوصا آن که در میان گروه های مدعی اصلاحات، خودداری نظام از بازداشت محمدرضا خاتمی به یک معمای سؤال برانگیز تبدیل شده است. برخی با کنایه های گزنده معتقدند که وی برای نظام ارزش دستگیری و بازداشت نداشته است و استدلال می کنند که چگونه افراد دیگری که در حزب مشارکت جایگاه بسیار پایین تر و کم اهمیت تری از محمدرضا خاتمی داشته اند در جریان فتنه بازداشت شده اند ولی محمدرضا خاتمی که از ابتدای تشکیل این حزب برای چند سال متوالی دبیرکل آن بوده است بازداشت نشده است؟! شماری از مدعیان اصلاحات نیز در این توهم به سر می برند که محمدرضا خاتمی با دستگاه های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران همکاری پنهان دارد و اینگونه اظهارات وی با اشاره وزارت اطلاعات و برای بدنام کردن(!!) حزب مشارکت صورت می پذیرد! در میان مدعیان اصلاحات یک نظر دیگر نیز درباره وی وجود دارد و آن، این که مراکز اطلاعاتی نظام با آگاهی از بی تجربگی و خام بودن محمدرضا خاتمی در امور سیاسی، عمداً وی را آزاد گذاشته اند تا از طریق او به لایه های پنهان و روابط پشت پرده اصلاح طلبان با کانون های بیرونی پی ببرند!
این گمانه ها در حالی است که گفته می شود محمدرضا خاتمی به علت گنده گویی های رسواکننده اساسا در چرخه پنهان حزب مشارکت چندان به کار گرفته نمی شد که عضو بااهمیتی تلقی شود.
گاف مشترک خاتمی و بهاءالله مهاجرانی (خبر ویژه)
گاف یکی از سران فتنه در ارسال نامه برای یکی از بازداشت شدگان آشوب های خیابانی سال گذشته، روند صدورنامه و بیانیه در میان این طیف را مشخص کرد.
سایت جرس- حلقه ماسونی لندن- نامه ای از خاتمی خطاب به یکی از بازداشت شدگان آشوب های سال گذشته را منتشر کرد که تاریخ آن مربوط به ماه آینده است!
این نامه در حالی دیروز منتشر شده که تاریخ امضا شده توسط محمد خاتمی روز 17 مرداد امسال را نشان می دهد.
این نامه که نمونه های مشابه دیگری نیز داشته است، تأکید چند باره ای بر این نکته است که بسیاری از نامه ها و بیانیه های منتسب به سران فتنه، پیشاپیش از سوی محافل دیگری تهیه و به آنان دیکته می شود.
چند ماه قبل سردبیر سابق روزنامه آفتاب یزد که به انگلیس پناهنده شده و با بی بی سی همکاری می کند، پیش نویس یک بیانیه را که برای مهدی کروبی تهیه کرده بود اشتباهاً به آدرس دیگری ایمیل زد که انتشار خبر آن، رسوایی گسترده ای را در پی داشت.
و یا شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» دو روز قبل از روز قدس از سوی سایت وزارت خارجه اسرائیل طراحی و به فتنه گران تجویز شده بود.
گفتنی است رسواترین نمونه ها از این دست، بیانیه های حزب مشارکت بود. این بیانیه ها در حالی با نام حزب مشارکت منتشر می شد که دبیر کل، مسئول دفتر سیاسی و تقریباً تمامی اعضای شورای مرکزی حزب در بازداشت به سر می بردند!!
سیانیوز: اگر می خواهید آمریکا حمله نکند حکومت را به سبزها بدهید! (خبر ویژه)
سیانیوز تنها راه جلوگیری از حمله نظامی آمریکا به ایران را واگذاری دولت به اصلاح طلبان دانست!
پایگاه اینترنتی گویا (سیا) نیوز در مقاله ای به قلم فردی با هویت مستعار «ش-فردا» نوشت: «مشکل اصلی که عموماً از آن غافل مانده اند و یا کمتر به آن پرداخته اند، نه اثرات تحریم ها بر اقتصاد ایران بلکه جنبه تهاجمی و روح ستیزه جویانه در این تحریم هاست که بی شک هدف از آن زمینه سازی برای حمله نظامی است».
نویسنده در ادامه طی تحلیلی نبوغ آمیز! می نویسد؛ قبول دارد در صورت حمله به ایران مردم ایران جلوی آمریکا خواهند ایستاد ولی تأکید می کند آمریکایی ها مشکل مقاومت مردمی را حل کرده اند: «درباره ایران تحلیل استراتژیست های نظامی عموماً بر این اساس است که به علت احتمال بسیار بالای مقاومت مردمی و نیز مسایل و مشکلات دیگر همچون وضعیت سیاسی منطقه و شرایط جغرافیایی ایران و نیز مسأله حساس نفت و تأثیر یک جنگ دامنه دار بر قیمت جهانی آن، چنین عملیاتی هرگز نمی بایست با هدف اشغال نظامی صورت گیرد. واضح است که بمباران مراکز نظامی و هسته ای و سایت های موشکی هدف حملات هوایی و موشک هایی خواهد بود که توسط ناوگان آمریکا و از فواصل بعید شلیک خواهند شد. پس می توان گفت مقاومت مردم از دید طرفداران سناریوی حمله نظامی به ایران از ابتدا بر اساس چنین مدل و برنامه جنگی حل شده است». در مقاله ارگان فارسی سیا چیزی در این باره نیامده که تکلیف آمریکا با توان پاسخ دهی سهمگین ایران و خشمی که پس از هر نوع دست درازی سراسر جهان اسلام را فراخواهد گرفت، چیست؟ و آمریکایی ها که در همین حوالی در دسترس و تیررس ایران اسلامی هستند چه فکری برای آن روز کرده اند و یا رژیم صهیونیستی که به آسانی می تواند کانون آتشباری رزمندگان اسلام باشد چه خاکی بر سر خود خواهد ریخت؟! و...
جالب ترین نکته اما این است که نویسنده راه علاج همه این مشکلات (بخوانید خیالات) را در این می داند که جریان فتنه داخل ایران کار را به دست بگیرد. وی می نویسد: «چنانچه جنبش دموکراسی خواهی در فرآیند دستیابی به اهداف خود موفق شود تا قبل از اجرایی شدن طرح حمله نظامی فتح سنگر اول را که همان خلع ید از دولت احمدی نژاد است محقق سازد، آنگاه امید است که دولت میانه روی جایگزین آن امکان یابد تا مذاکرات با 1+5 را از بن بست خارج نموده و مانع از این فاجعه شود». در این مقاله پاسخی به این سؤال داده نشده که مگر در سبزها چه خصلتی هست که آمریکا با وجود آنها دیگر نیازی نمی بیند به خود زحمت بدهد و به ایران حمله کند؟!
گفتنی است برخی از خبرها و شواهد موثق حکایت از آن دارد که اینگونه تحلیل ها و تفسیرها را عوامل داخلی فتنه برای ابراز وجود! و یا به خیال خود، مرعوب کردن جمهوری اسلامی ایران تهیه کرده و در سایت های اختصاصی سازمان سیا- نظیر گویانیوز که وابستگی خود به سازمان سیا را نفی نمی کند- انتشار می دهند!
http://kayhannews.ir/890426/2.htm#top

چه معنی دارد در کشور خود تئوری‌هایی درباب روانشناسی و .....

لاریجانی با اشاره به ناهمخوانی علوم انسانی غربی با پیش‌فرض‌های دینی؛
چه معنی دارد در کشور خود تئوری‌هایی درباب روانشناسی و جامعه شناسی ترویج کنیم؟


افرادی مثل مارکس و فروید دین را افیون بشر می‌دانند/ متاسفانه عده‌ای تلاش کردند قرآن را به گونه‌ای تفسیر کنند که از معرفت بخشی و شمول از معارف تهی شود/ قرآن جز برای افراد مطهر قابل لمس و درک نیست.


ایلنا: رییس‌قوه قضاییه با انتقاد از افرادی که قرآن را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که از معرفت بخشی و شمول از معارف تهی شود، اظهارداشت: ادعای عده‌ای از روشنفکران مبنی بر اینکه معارف قرآنی تماما مصرف‌کننده معارف عصری هستند، یک خبط عظیم است و جز اینکه موجب حرمان عده‌ای افراد از مفاهیم قرآنی شود، نتیجه دیگری ندارد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، شب گذشته آیت‌الله صادق لاریجانی در مراسم اختتامیه بیست و هفتمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن کریم، قرآن کریم را کتاب زندگی و برنامه زندگی انسان‌ها عنوان کرد و گفت: قرآن‌کریم کتاب حقی است که هیچ باطلی در او راه ندارد و ما برای رسیدن به قله‌های سعادت باید متمسک به این کتاب عظیم‌الشان شویم.
رئیس قوه‌قضاییه اظهار داشت: باید توجه کنیم که قرآن کریم صرفا الفاظ و کتابت نیست. بلکه ظهور حق در همه مسائل است و موجب اشتیاق بیشتر انسان به یافتن این کتاب الهی می‌شود.
وی قرآن کریم را دریای سعادت در شناخت انسان‏، ‌معارف الهی و شناخت راه خداوند مطرح کرده و ادامه داد: متاسفانه در دوره ما عده‌ای تلاش کردند قرآن را که دریای نور است را به گونه‌ای تفسیر کنند که از معرفت بخشی و شمول از معارف تهی شود.
صادق لاریجانی خاطرنشان کرد: در دنیای اسلام و حتی کشور خودمان عده‌ای از روشنفکران ادعا کردند معارف قرآنی تماما مصرف‌کننده معارف عصری هستند. چگونه بگوییم تمام این معارف مصرف‌کننده معارف عصری و بشری هستند؟ کتابی که از مالک حقیقی عالم آمده چگونه ممکن است در رساندن حقایق به بشر نیازمند معارف عصری باشد. این یک خبط عظیم است که چه تعمدا وچه قصورا حاصل شود. جز اینکه موجب حرمان عده‌ای افراد از مفاهیم قرآنی شود نتیجه دیگری ندارد.
وی در ادامه سخنان خود به مشکلات علوم انسانی اشاره کرد و گفت: نمی‌خواهم بگویم که استفاده از تولیدات کشورهای غیر مسلمان و غربی را منع کنیم، بلکه بحث این است در کشوری که بنای آن توحید و ایمان به حق تعالی بوده و براساس قرآن شکل گرفته، آیا درست است بر علوم انسانی اتکا کند که پیش فرض‌های آن به هیچ وجه الهی نیست؟ چه معنی دارد در کشور خود تئوری‌هایی درباب روانشناسی و جامعه شناسی ترویج کنیم که بر پیش فرض‌هایی استوار است که به هیچ‌وجه با پیش فرض‌های دینی ما هماهنگی و همخوانی ندارد؟
رئیس قوه قضاییه به نگاه روانشناسی به نام فروید درباره موضوع رویا اشاره کرده و گفت: کیفیت تفسیر رویا و اصل توجه این روانشناس به این مساله خوب است. اما باید توجه کرد وقتی وی مساله رویا را مطرح می‌کند آن را براساس مادیات تفسیر می‌کند. اما بحث رویا در قرآن کریم گاهی انکشاف از واقعیت است.
لاریجانی با تاکید بر اینکه میان دیدگاه قرآنی و غربی فاصله بسیار است، اظهار داشت: در نگاهی که انسان را تنها این بدن مادی می‌داند با دیدگاه قرآنی که انسان را متشکل از جسم و روح می‌داند بسیار متفاوت است.
وی تصریح کرد: افرادی مثل مارکس و فروید دین را افیون بشر می‌داند. اما در دیدگاه دینمداران، دین تنها راه نجات بشر و راه رسیدن به کمال است.
رئیس قوه قضاییه با تاکید بر اینکه قرآن نوری به سمت سعادت بشر است، خاطرنشان کرد: در اینکه ما با پیش فرض‌هایی شروع کنیم که از تلاش‌های بشر نشات گرفته است یا پیش فرض‌های الهی فرق بسیاری وجود دارد.
لاریجانی قرآن را دارای مراتبی دانست و ادامه داد: در کتاب حق تعالی و هم در روایت اهل بیت اشارات متعددی وجود دارد که حقیقت قرآن عظمتی عظیم‌تر، غیر از کتابت و تلاوت آن است. قرآن در مرحله‌ای است که جز افراد مطهر نمی‌توانند آن را لمس کنند. اما اینکه برخی افراد غیر مطهر هم آن را لمس می‌کنند، منظورنیست. بلکه مراد واقعیتی از قرآن است که جز برای افراد مطهر قابل لمس و درک نیست.
وی ادامه داد: مسلما قرآن حقایقی دارد که اگر بر کوه نازل شود کوه خاضع و خاشع می‌شود و مرده‌ها به سخن در می‌آیند. اگر کسی به این معارف دست پیدا کند این امور برای او میسر می‌شود.
رئیس قوه قضاییه حقیقت انسان را نیز دارای مرتبه دانست و گفت: برای همه ما وجودی در عوالم دیگر وجود دارد که آن حق است بر این وجود مادی. حقیقت انسان به بدن نیست؛ قرآن می‌فرماید اگر خدا را فراموش کردید، خود انسانی نیز فراموش می‌شود.
لاریجانی تاکید کرد: انسان‌ها به اندازه‌ای که تزکیه نفس می‌کنند به مراتبی از وجود حقیقی قرآن دست می‌یابند و هر قدر از تزکیه نفس پایین باشند دستان آنها نیز از حقایق قرآنی کوتاه‌تر خواهد شد.
وی با طرح این پرسش که اهل بیت با قرآن هستند یعنی چه؟، ادامه داد: قرآن کریم در همه عوالم با حقیقت ائمه اطهار است و این اتحاد قرآن و حقیقت ائمه مگر در پی طهارت باطنی حاصل نشده است.
رئیس قوه قضاییه در پایان گفت: هر مقدار در عمل به قرآن صعود کنیم به باطن عالم و ائمه اطهارنزدیک می‌شویم و به همین دلیل است که برخی از افراد بدون اینکه خود متوجه شوند به حقیقت قرآن نزدیک شده و با ائمه اطهار قریب هستند. 

اعتماد دختر، دردسرساز شد

اعتماد دختر، دردسرساز شد
من چند روز مرخصی گرفتم تا کمی از نظر روحی آرام بشوم، اما سینا دست بردار نیست و حتی شماره تلفنم را نیز به فرد ناشناسی داده است و آنها مدام با تهدید برایم ایجاد مزاحمت می کنند. نمی دانم چه کار کنم و نگران آینده ام هستم.
نگاه شیطانی و لبخند مرموزی داشت و با پیشنهادی شرم آور می خواست مرا طعمه هوس های پلید خود کند. اما قبل از آن که در اتاق را به رویم ببندد با عجله بیرون آمدم و با چشمانی گریان به خانه رفتم. اصلا توقع نداشتم کسی که مورد اعتمادم بود این چنین تحقیرم کند و قصد فریبم را داشته باشد.

به نوشته «خراسان»، دختر جوان در بیان داستان زندگی اش گفت: ۲۴ سال سن دارم و پس از اخذ مدرک تحصیلی فوق دیپلم به استخدام یک شرکت بزرگ درآمدم. از حدود یک سال قبل با جوانی در محل کارم آشنا شدم که چون می دانست دختری معتقد هستم، هر وقت صحبتی می شد خودش را فردی باایمان نشان می داد.سینا با ظاهر فریبنده خود توانست اعتمادم را به خودش جلب کند تا جایی که هر زمان به مشکلی برمی خوردم به سراغش می رفتم و کمک می گرفتم. حتی چند بار نیز او با خودرو مرا تا نزدیک خانه مان رساند. ما در اثر این ارتباط شغلی پس از مدت کوتاهی به یکدیگر علاقه مند شدیم و سینا اجازه خواست تا به خواستگاری ام بیاید. اما حدود سه هفته قبل او گفت قبل از آن که به خواستگاری ات بیایم باید یک وام بانکی بگیرم تا بتوانم شرایط عروسی مان را مهیا کنم.

سینا با این نیرنگ و به بهانه این که نیاز به ضامن دارد شناسنامه، کارت ملی و یک سری مدارک دیگر همراه ۳ میلیون تومان وجه نقد از من گرفت و از فردای آن روز نیز به مرخصی رفت. دو هفته از این ماجرا گذشت و او از مسافرت برگشت.من با گلایه مندی به اتاقش رفتم تا مدارکم را بگیرم اما او با پیشنهادی شرم آور گفت: بهتر است مدتی به طور مخفیانه با هم ارتباط داشته باشیم در غیر این صورت نه تنها از مدارک خبری نیست بلکه نوار ضبط شده تماس های تلفنی مان را نیز برای پدرت می فرستم تا...با این تصور که او شوخی می کند لبخندی زدم و گفتم: مثل این که در مسافرت سرت به سنگ و صخره ای خورده است که این طوری حرف می زنی.

در این لحظه سینا با به کار بردن جملات رکیکی به سمت در اتاق رفت تا در را قفل کند اما من با سرعت از داخل اتاق بیرون آمدم و بدون آن که به کسی حرفی بزنم به خانه رفتم. افسوس که نمی توانستم در این باره به پدر و مادرم چیزی بگویم چون آن ها آدم های متعصب و سخت گیری هستند و اگر متوجه بشوند چه مشکلی برایم به وجود آمده مرا از تمام حقوق اجتماعی محروم می کنند.

دختر جوان در دایره اجتماعی کلانتری جهاد مشهد افزود: من چند روز مرخصی گرفتم تا کمی از نظر روحی آرام بشوم، اما سینا دست بردار نیست و حتی شماره تلفنم را نیز به فرد ناشناسی داده است و آنها مدام با تهدید برایم ایجاد مزاحمت می کنند. نمی دانم چه کار کنم و نگران آینده ام هستم.

«حمید نجات» دکترای روان شناسی عمومی در این باره معتقد است در روان شناسی ۳ نوع «خود» داریم که شامل (خود واقعی) یعنی همانی که هستیم، (خود آرمانی) همانی که باید باشیم و (خود کاذب) یعنی ماسک و نقابی که بر چهره می زنیم می باشد. متاسفانه بسیاری از افراد در جامعه (خود کاذب) را به نمایش می گذارند و اشتباه این دختر جوان نیز این است که بدون تحقیق و فقط براساس مشاهده، به سینا اعتماد کرده است و اشتباه دیگر او پرهیز از مشورت با خانواده و تنها اکتفا کردن به عقل خود است. لذا باید به این دختر جوان و جوانان دیگر بگوییم در هر واقعه ای از تجربه والدین خود بهره ببرند، تفکر نقاد داشته باشند و هر مسئله ای را ساده و به سرعت قبول نکنند و همچنین مهارت های حل مسئله را به روش صحیح و منطقی با کمک والدین و مشاوران متخصص یاد بگیرند تا دچار مشکل و آسیب نشوند.  

وقوع 2 انفجار مقابل مسجد جامع زاهدان

شب گذشته رخ داد؛
وقوع 2 انفجار مقابل مسجد جامع زاهدان


انفجار اول در محل ورودی مسجد به وقوع پیوست و انفجار دوم نیز هنگام تجمع آمبولانس‌ها و خدمت رسانی بـه مجروحـان در خیابـان آزادی جنب مسجد جامع اتفاق افتاد و براثر این 2 انفجار شماری از هموطنانمان شهید و مجروح شدند.


ایلنا: شب گذشته 2 انفجار ، مقابل مسجد جامع زاهدان روی داد.
به گزارش ایلنا ،انفجار اول در محل ورودی مسجد بوقوع پیوست و انفجار دوم نیز هنگام تجمع آمبولانس‌ها و خدمت رسانی بـه مجروحـان در خیابـان آزادی جنب مسجد جامع اتفاق افتاد و بر اثر این 2 انفجار شماری از هموطنانمان شهید و مجروح شدند.
هنوز از تعداد شهدا و مجروحان این 2 انفجار خبر رسمی در دست نیست .
گفتنی است این انفجارها در هنگام دعای کمیل در مسجد زاهدان رخ داد که به مناسبت میلاد امام حسین (ع) در این مسجد برپا بود .
http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=135374