سایت موسوی: سبز باش دین نداشتی ، نداشته باش! (خبر ویژه)
سایت کلمه ماهیت ضد دین فتنه سبز را آشکار کرد.
این سایت که مواضع رسمی میرحسین موسوی را منعکس می کند، با انتشار مقاله ای با عنوان «جایگاه دین در جنبش سبز» به قلم فرزاد کمانگیر و بهزاد راد به تخطئه باورهای دینی پرداخت و به صراحت نوشت که بدنه جریان سبز به چنین اموری باور ندارد.
در این مقاله آمده است: «طرح منشور چارچوبی است جهت یافتن حداقل های مشترک تمام کسانی که برای «نیل به آزادی، عدالت اجتماعی، استقرار موازین حقوق بشر و تحقق حاکمیت ملی» مبارزه می کنند. تنها حول محور این اصول اساسی است که گروه های مختلف می توانند اتفاق نظر داشته باشند. مهم التزام نظری و عملی به چنین اصولی است. اینکه جریان های مختلف درون جنبش این اصول اساسی یک نظام دموکراتیک را از چه متونی استخراج می کنند و چگونه توجیه می کنند اهمیت چندانی ندارد. شاید آقای موسوی از متون دینی به این استخراج برسد و دیگر گروه ها از سایر متون، از جمله «منشور بین المللی حقوق بشر». مهم این است که جریانهای مختلف درون جنبش بر سر این اصول اساسی به عنوان یک مخرج مشترک به توافق برسند».
این مقاله ادامه می دهد: «خواسته جدایی دین از سیاست در سطح کلان در برگیرنده استقلال متقابل نهادهای دینی و روحانی از حکومت است و نه به معنی عدم حضور دین در جامعه».
نویسنده در بخش دیگری از مقاله اش به صراحت اسلام سیاسی را زیر سؤال برده و می نویسد: «با در نظر گرفتن تکثر گرایی جنبش سبز نمی توان از «اسلام سیاسی جنبش سبز» سخن گفت چرا که این تنها اعتقاد بخشی از جنبش است، هر چند که این بخش بزرگ باشد. این بخش می تواند در نهایت عملاً در «حوزه عمومی» با تشکیل احزاب دموکراتیک اسلامی شرکت کند و مبلغ چنین اسلام سیاسی ای باشد. ولی به هیچ وجه خواسته های این بخش نمی توانند جزء حداقل های مورد توافق تمام اعضای جنبش سبز قرار گیرند».
کلمه به دلایلی که حدس زدن آن سخت نیست، نگفته است که موضع موسوی در مقابل چنین ایده هایی چیست؟!
گفتنی است که ائتلاف اپوزیسیون روی یک نقطه، پیشنهاد «ریچارد هاس» مسئول شورای روابط خارجی آمریکا به سران فتنه و سایر گروههای ضد انقلاب بوده است. ریچارد هاس از این طرح خود با عنوان «ائتلاف سفید» یاد می کرد و معتقد بود نقطه ائتلاف باید براندازی جمهوری اسلامی ایران باشد تا همه گروههای مخالف جمهوری اسلامی ایران بتوانند در آن حضور داشته باشند. این طرح پیشنهاد جرج سوروس نیز بوده است که با موافقت سران فتنه و گروههای مدعی اصلاحات روبرو شد و در پی آن ائتلاف مدعیان اصلاحات با منافقین و بهایی ها و سلطنت طلبان و نیز همراهی و دنباله روی جریان فتنه از مدیریت بیرونی شکل گرفت.
سه گمانه عوامل فتنه درباره محمدرضا خاتمی (خبر ویژه)
یک عضو حزب مشارکت سعی کرد نشان دهد غیب گویی هم به دیگر هنرهای جریان فتنه اضافه شده است.
محمدرضا خاتمی که با روزنامه شرق گفت وگو می کرد با اطمینان تاکید کرد که 95 درصد مردم ایران مخالف و معترض هستند ولی جرأت بیان اعتراض خود را ندارند. برادر همکار جرج سوروس در ایران بی آن که توجه کند در حال توهین به هواداران ادعایی خود است، گفت: «به جرأت می توان گفت 95 درصد جریان محافظه کار(!!) ناراضی است و پنج درصد هستند که گرفتاری ها را برای مملکت ایجاد می کنند اما آن 95 درصد قدرت و شهامت آنکه آن پنج درصد را مهار کنند ندارند و همه امور مملکت در دست آن پنج درصد افتاده است».
خاتمی در این باره چیزی نگفت که اولا چگونه چنین برآوردی را به دست آورده و آیا شیوه محاسبه ایشان به شیوه نبوغ آمیز پیرزن اصلاحات در استدلال برای پیروزی همسرش در انتخابات ربطی دارد یا نه و ثانیا چگونه امکان دارد که یک جمع 95 درصدی قادر به غلبه بر حریفان 5 درصدی خود نباشند؟!
گفتنی است که محمدرضا خاتمی و تاجزاده در میان گروه های اصلاح طلب به «گنده گو» شهرت دارند و بارها برخی از عوامل فتنه از آنها خواسته اند در مصاحبه ها و اظهارنظرهای خود حرفی نزنند که به سوژه ای برای تمسخر اصلاح طلبان تبدیل شود.
اظهارات کودکانه و مضحک محمدرضا خاتمی به احتمال زیاد با برخورد شدید برخی از عوامل فتنه روبرو خواهد شد. مخصوصا آن که در میان گروه های مدعی اصلاحات، خودداری نظام از بازداشت محمدرضا خاتمی به یک معمای سؤال برانگیز تبدیل شده است. برخی با کنایه های گزنده معتقدند که وی برای نظام ارزش دستگیری و بازداشت نداشته است و استدلال می کنند که چگونه افراد دیگری که در حزب مشارکت جایگاه بسیار پایین تر و کم اهمیت تری از محمدرضا خاتمی داشته اند در جریان فتنه بازداشت شده اند ولی محمدرضا خاتمی که از ابتدای تشکیل این حزب برای چند سال متوالی دبیرکل آن بوده است بازداشت نشده است؟! شماری از مدعیان اصلاحات نیز در این توهم به سر می برند که محمدرضا خاتمی با دستگاه های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران همکاری پنهان دارد و اینگونه اظهارات وی با اشاره وزارت اطلاعات و برای بدنام کردن(!!) حزب مشارکت صورت می پذیرد! در میان مدعیان اصلاحات یک نظر دیگر نیز درباره وی وجود دارد و آن، این که مراکز اطلاعاتی نظام با آگاهی از بی تجربگی و خام بودن محمدرضا خاتمی در امور سیاسی، عمداً وی را آزاد گذاشته اند تا از طریق او به لایه های پنهان و روابط پشت پرده اصلاح طلبان با کانون های بیرونی پی ببرند!
این گمانه ها در حالی است که گفته می شود محمدرضا خاتمی به علت گنده گویی های رسواکننده اساسا در چرخه پنهان حزب مشارکت چندان به کار گرفته نمی شد که عضو بااهمیتی تلقی شود.
گاف مشترک خاتمی و بهاءالله مهاجرانی (خبر ویژه)
گاف یکی از سران فتنه در ارسال نامه برای یکی از بازداشت شدگان آشوب های خیابانی سال گذشته، روند صدورنامه و بیانیه در میان این طیف را مشخص کرد.
سایت جرس- حلقه ماسونی لندن- نامه ای از خاتمی خطاب به یکی از بازداشت شدگان آشوب های سال گذشته را منتشر کرد که تاریخ آن مربوط به ماه آینده است!
این نامه در حالی دیروز منتشر شده که تاریخ امضا شده توسط محمد خاتمی روز 17 مرداد امسال را نشان می دهد.
این نامه که نمونه های مشابه دیگری نیز داشته است، تأکید چند باره ای بر این نکته است که بسیاری از نامه ها و بیانیه های منتسب به سران فتنه، پیشاپیش از سوی محافل دیگری تهیه و به آنان دیکته می شود.
چند ماه قبل سردبیر سابق روزنامه آفتاب یزد که به انگلیس پناهنده شده و با بی بی سی همکاری می کند، پیش نویس یک بیانیه را که برای مهدی کروبی تهیه کرده بود اشتباهاً به آدرس دیگری ایمیل زد که انتشار خبر آن، رسوایی گسترده ای را در پی داشت.
و یا شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» دو روز قبل از روز قدس از سوی سایت وزارت خارجه اسرائیل طراحی و به فتنه گران تجویز شده بود.
گفتنی است رسواترین نمونه ها از این دست، بیانیه های حزب مشارکت بود. این بیانیه ها در حالی با نام حزب مشارکت منتشر می شد که دبیر کل، مسئول دفتر سیاسی و تقریباً تمامی اعضای شورای مرکزی حزب در بازداشت به سر می بردند!!
سیانیوز: اگر می خواهید آمریکا حمله نکند حکومت را به سبزها بدهید! (خبر ویژه)
سیانیوز تنها راه جلوگیری از حمله نظامی آمریکا به ایران را واگذاری دولت به اصلاح طلبان دانست!
پایگاه اینترنتی گویا (سیا) نیوز در مقاله ای به قلم فردی با هویت مستعار «ش-فردا» نوشت: «مشکل اصلی که عموماً از آن غافل مانده اند و یا کمتر به آن پرداخته اند، نه اثرات تحریم ها بر اقتصاد ایران بلکه جنبه تهاجمی و روح ستیزه جویانه در این تحریم هاست که بی شک هدف از آن زمینه سازی برای حمله نظامی است».
نویسنده در ادامه طی تحلیلی نبوغ آمیز! می نویسد؛ قبول دارد در صورت حمله به ایران مردم ایران جلوی آمریکا خواهند ایستاد ولی تأکید می کند آمریکایی ها مشکل مقاومت مردمی را حل کرده اند: «درباره ایران تحلیل استراتژیست های نظامی عموماً بر این اساس است که به علت احتمال بسیار بالای مقاومت مردمی و نیز مسایل و مشکلات دیگر همچون وضعیت سیاسی منطقه و شرایط جغرافیایی ایران و نیز مسأله حساس نفت و تأثیر یک جنگ دامنه دار بر قیمت جهانی آن، چنین عملیاتی هرگز نمی بایست با هدف اشغال نظامی صورت گیرد. واضح است که بمباران مراکز نظامی و هسته ای و سایت های موشکی هدف حملات هوایی و موشک هایی خواهد بود که توسط ناوگان آمریکا و از فواصل بعید شلیک خواهند شد. پس می توان گفت مقاومت مردم از دید طرفداران سناریوی حمله نظامی به ایران از ابتدا بر اساس چنین مدل و برنامه جنگی حل شده است». در مقاله ارگان فارسی سیا چیزی در این باره نیامده که تکلیف آمریکا با توان پاسخ دهی سهمگین ایران و خشمی که پس از هر نوع دست درازی سراسر جهان اسلام را فراخواهد گرفت، چیست؟ و آمریکایی ها که در همین حوالی در دسترس و تیررس ایران اسلامی هستند چه فکری برای آن روز کرده اند و یا رژیم صهیونیستی که به آسانی می تواند کانون آتشباری رزمندگان اسلام باشد چه خاکی بر سر خود خواهد ریخت؟! و...
جالب ترین نکته اما این است که نویسنده راه علاج همه این مشکلات (بخوانید خیالات) را در این می داند که جریان فتنه داخل ایران کار را به دست بگیرد. وی می نویسد: «چنانچه جنبش دموکراسی خواهی در فرآیند دستیابی به اهداف خود موفق شود تا قبل از اجرایی شدن طرح حمله نظامی فتح سنگر اول را که همان خلع ید از دولت احمدی نژاد است محقق سازد، آنگاه امید است که دولت میانه روی جایگزین آن امکان یابد تا مذاکرات با 1+5 را از بن بست خارج نموده و مانع از این فاجعه شود». در این مقاله پاسخی به این سؤال داده نشده که مگر در سبزها چه خصلتی هست که آمریکا با وجود آنها دیگر نیازی نمی بیند به خود زحمت بدهد و به ایران حمله کند؟!
گفتنی است برخی از خبرها و شواهد موثق حکایت از آن دارد که اینگونه تحلیل ها و تفسیرها را عوامل داخلی فتنه برای ابراز وجود! و یا به خیال خود، مرعوب کردن جمهوری اسلامی ایران تهیه کرده و در سایت های اختصاصی سازمان سیا- نظیر گویانیوز که وابستگی خود به سازمان سیا را نفی نمی کند- انتشار می دهند!
http://kayhannews.ir/890426/2.htm#top