رونویسی مشترک سران فتنه از انشای اسرائیل (خبر ویژه)
میرحسین موسوی یک متن رونویسی شده از تحلیل های رسانه های صهیونیستی درباره قطعنامه 1929 را به عنوان تحلیل خود از این قطعنامه منتشر کرد.
موسوی در این متن که سایت کلمه آن را منتشر کرده نوشت: «سرانجام و متأسفانه قطعنامه 1929 شورای امنیت صادر شد. قطعنامه و قطعنامه هایی که می توانست با تدبیر و عقلانیت بر کشور ما تحمیل نشود. تأکید بر این واقعیت نمک پاشیدن روی زخم نیست؛ بلکه از آن روست که تجاهل در این زمینه پیامدهای آن را وخیم تر خواهد ساخت. اینکه بگوئیم این قطعنامه چون یک دستمال استفاده شده است مصائب ناشی از سیاستهای پرهیاهو و عوامفریبانه را تخفیف نخواهد داد. البته در این میان، فحش و توهین به کشورهای دیگر ممکن است مصرف داخلی برای عده ای کم اطلاع داشته باشد اما در واقعیت بیرونی جز بدتر کردن اوضاع تأثیری نخواهد داشت». وی سپس در حالی که گویی از یک پروژه مشترک میان خود و غربی ها سخن می گوید، اضافه کرد: «برای اینجانب مانند روز روشن است که این قطعنامه بر امنیت و اقتصاد کشور ما اثر خواهد گذاشت». میرحسین موسوی که اسرائیلی ها در بحبوحه فتنه 88 از وی به عنوان بزرگترین سرمایه خود در ایران یاد می کردند، در ادامه با حمله به سپاه در استدلالی درخشان گفته است که سپاه و دولت علاقمند به تحریم ایران هستند چون از این موضوع سود می برند. اینکه میرحسین موسوی پس از حدود یک ماه از صدور قطعنامه 1929 به فکر تحلیل آن افتاده قبل از هر چیز نشان دهنده آن است که اصل صدور 1929 فاز اول از یک پروژه دو مرحله ای بوده که در فاز دوم باید توسط مواجب بگیران غرب در ایران تکمیل می شده است. با توجه به بی محتوا بودن قطعنامه 1929 و اعتراف مقام های عالی رتبه غربی به اینکه چنین تحریم هایی قادر به متوقف کردن ایران نخواهد بود، به نظر می رسد سرویس های اطلاعاتی غربی چاره ای جز این ندیده اند که فاز دوم پروژه را که «عملیات روانی روی مردم توسط عناصر داخلی درباره محتوای تحریم ها»ست را زودتر از موعد مقرر کلید بزنند. به عبارت دیگر داستان از این قرار است که موسوی و دوستانش اکنون مأموریتی به عهده دارند که شکست سیاسی آمریکا و اسرائیل در اعمال تحریم های قوی علیه ایران را با سر و صدای رسانه ای بپوشانند. با این وجود آنچه غربی ها از آن غفلت کرده اند این است که امثال موسوی دیگر در ایران اعتباری ندارند که حرف های آنها درباره قطعنامه یا هر چیز دیگر خریداری داشته باشد.
گفتنی است اشاره موسوی به بهره گیری سپاه از تحریم ها، دقیقاً برگرفته از تفسیر رادیو اسرائیل و سایت وابسته به وزارت خارجه رژیم صهیونیستی است. این به اصطلاح دیدگاه از سوی مهدی کروبی نیز مطرح شده و از طریق خبرگزاری آلمانی دویچه وله و سایت های ضد انقلاب انعکاس یافته است.
پیرزن پرحرف باز هم آبروریزی کرد (خبر ویژه)
زهرا کاظمی(رهنورد) همسر و به تعبیر برخی آگاهان مرشد میرحسین موسوی که با سایت ضد انقلابی روزآنلاین گفت وگو می کرد ادعای خود در مورد محور بودن قانون اساسی در مطالبات جریان فتنه را به محض مواجه شدن با پرسش خبرنگار روز آنلاین پس گرفت.
رهنورد که در محافل خصوصی فتنه گران به گنده گویی درباره خود شهرت دارد، دراین مصاحبه می گوید: « بلکه من به عنوان کسی که تئوری پردازی جزو کارهای اصلی ام است، معتقدم تمام کسانی که در جنبش سبز هستند روی وجه توافق هایشان است و این توافق ها فرصتی است که همه ما را با همه اختلافات سلیقه ای و عقیده ای که داریم، دور هم جمع کرده و تفاوت هایمان هم سر جای خودش است. به طور مثال در همین جنبش سبز، ممکن است یک کسی خیلی مذهبی باشد و کس دیگری نباشد و کسان دیگری در درجات متفاوت از علایق و عقاید مذهبی باشند؛ تفاوت هایمان سر جای خودش است اما سر چیزهایی که توافق داریم با هم هستیم. میخواهم بگویم ما در جنبش سبز با وجود همه تفاوت هایمان، روی توافق هایی که بر جریان تحول داریم در کنار هم هستیم». در این هنگام مصاحبه کننده از رهنورد سوال می کند: «اما بخشی از سبزها به همین قانون اساسی نیز اعتراض دارند. آیا می توانیم بگوییم آنها سبز نیستند»؟ و اینجاست که پیرزن تئوری پرداز بی درنگ کل ادعای خود را پس می گیرد. رهنورد در پاسخ می گوید: «ما حول محور قانون اساسی دور هم جمع شده ایم و نکته توافق ما همین است، اما این بدان معنا نیست که قانون اساسی وحی منزل است و نمی توان تغییری داد. در حقیقت ما می گوییم الان توافق همه ما اجرای بدون تنازل و صحیح همه اصل های قانون اساسی است اما وقتی به موفقیت و پیروزی دست یافتیم می توان روی آن بحث کرد و مورد بررسی و بازنگری قرار داد»!
گفتنی است برخی از عوامل فتنه مصاحبه های رهنورد و اظهار نظرهای وی را باعث «تحقیر» خود می دانند و از او با عنوان «پیرزن پرحرف» یاد می کنند که- به اصطلاح- جنبش سبز را وسیله ای برای خودنمایی یافته است.
اپوزیسیون را آنقدرها هم بی شعور تصور نکنید! (خبر ویژه)
دروغ پراکنی سایت های ضدانقلاب درباره تجاوز به یک دختر جوان و قتل وی توسط 3 تن از بسیجیان با اعتراض برخی از جریانات اپوزیسیون روبرو شد که این دروغ بافی ها را بی احترامی به شعور مخاطبان دانسته اند.
چند روز قبل وب سایتی با نام «هرانا» از قتل یک دخترجوان در تبریز خبر داده و نوشت: خبرهای رسیده نشان می دهد این دختر جوان تبریزی را سه تن از اعضای بسیج ربوده و به قتل رسانده اند! این خبر با آب و تاب فراوان از سوی سایر سایت های حامی فتنه و از جمله سایت وابسته به سازمان منافقین منتشر شد.
بعد از انتشار این خبر، خانواده مقتوله در تماس یکی از کاربران سایت بالاترین، اخبار منتشر شده را کذب محض دانسته و اعلام می کنند که دختر جوان خانواده توسط یک سارق مسلح به قتل رسیده است.
«م-س» دراین باره می نویسد: «روز گذشته خبری منتشر شد در وب سایت «هرانا» با عنوان «قتل یک دختر جوان در تبریز پس از تجاوز نیروهای بسیج به وی»، نحوه تنظیم خبر و استفاده از مسائلی که مردم روی آن حساس هستند (مثل این که یک بسیجی گفته حکم خدا را اجرا می کنم و مساله تجاوز)، از ویژگی های اخباری است که به کرات در این وب سایت و وب سایت هایی مشابه مثل «آژانس ایران خبر» (وابسته به مجاهدین ]منافقین[) و... استفاده می شود. از همان لحظه درج خبر به آن مشکوک بودم. تنها شاهد آن بودم که منتشر کنندگان خبر خودشان به سرعت در بالاترین پشت سر هم لینک این خبر را با استفاده از دامین های مختلف شان می گذارند و اصرار هم در مورد پخش خبر دارند. با این حال زمزمه مشکوک بودن این خبر و غیر واقعی بودن آن کم کم در فیسبوک و برخی منابع پیچید. در همین حال خبر تکمیلی این خبر هم که در واقع همان خبر اول بود باز هم در روی این وب سایت قرار گرفت. با جدی تر شدن مساله با دوستان پیگیر خبر شدیم که اول فیسبوکی وابسته به خانم (ب) به دست آمد. از طریق دوستان بالاخره به شماره منزل خانه «ب» دست پیدا کردیم. صبح امروز در ابتدا، دوستی با خانه تماس گرفت که خانمی با بغض چنین اتفاقی را تکذیب کردند و گفتند که خانم «الف-ب» توسط یک سارق مسلح کشته شده است و این خبرها که منتشر شده کذب است باز هم در مورد قتل این خانم پرسیدم که گفتند یک سارق مسلح بوده و این که «بسیجی» بوده است و به بهانه « برخورد با بدحجابی» بوده است و «پسر یک پاسدار» بوده و از این مسائل را تکذیب کردند». وی در ادامه می افزاید؛ « این ماجرا به شدت شبیه ماجرای ترانه موسوی است. بدون این که خبر منبع موثقی داشته باشد، به سرعت در حال رشد است. منتشرکنندگان خبر هم بنابر عادت مرسوم و مسبوق هیچ توضیحی نمی دهند و در مورد چگونگی دریافت خبر هم حرفی نمی زنند. از این دست شایعات و از این دست خبرها در این ماه ها کم نداشته ایم. جامعه ما هم به سرعت هیجان زده از این خبرها می شود. کافی است بگویید که یک بسیجی چنان کرد، کار دیگر تمام است. دست کم پنجاه سایت می توان الان معرفی کرد که این خبر را کپی -پیست کرده اند، بدون این که از صحت و سقم آن خبری داشته باشند یا تلاشی برای دریافت صحت خبر کرده باشند فقط کپی اند پیست! همین.» اشاره به این نکته ضروری است که «جین شارپ» یکی از معروفترین نظریه پردازان انقلاب های مخملی، از پخش شایعه علیه نیروهای وفادار به نظام حکومتی حریف به عنوان حربه ای موثر یاد می کند و توضیح می دهد که افشای بی اساس بودن اینگونه شایعات اگرچه به حیثیت دست اندرکاران کودتای مخملی آسیب می رساند ولی تکرار انبوه شایعه در یک جمع جبری بر تکذیب آن غلبه دارد و ماجرا نیز در کش و قوس چالش های طرفین به فراموشی سپرده می شود. گفتنی است که نیروهای سپاه و بسیج بیشترین آماج اینگونه تهمت ها از سوی سران و مدیران بیرونی فتنه هستند.
گلایه از دیکتاتورهای کوچولو (خبر ویژه)
یک روزنامه نگار اصلاح طلب سبزها را به اعمال خشونت کلامی علیه خود متهم کرد.
محمدرضا نسب عبداللهی در نامه ای سرگشاده به میرحسین موسوی که سایت گویانیوز آن را منتشر کرده از موسوی خواست حالا که اینقدر از ضرورت تحمل و مدارا و فواید نقد سخن می گوید، اندکی هم طرفداران اینترنتی خود را نصیحت کند تا با کسانی که انتقاداتی به این جریان دارند، چنین با خشونت برخورد نکنند.
وی در نامه خود نوشته است: «بند دوم از راهکارهای بنیادین منشور سبز می گوید که «دیده بانی سیر حرکت و تحول جنبش از سوی همه فعالان و به خصوص صاحبان اندیشه و عمل امری حیاتی است که می تواند جنبش را از لغزش به ورطه تمامیت خواهی و فساد بر حذر دارد.» اما سایت های سبز، نقدهای درون جنبش سبز را اصلاً منتشر نمی کنند. اساساً نقد نکردن رهبران جنبش در سایت های سبز به «قاعده» تبدیل شده است. هر منتقدی هم که در جای دیگری موفق شود تا جنبش سبز و رهبران آن را مورد نقد قرار دهد با انواع اتهام ها و انگ ها از سوی برخی از هواداران جنبش روبرو می شود. این رفتارها برخلاف دیده بانی جنبش سبز است». عبداللهی همچنین در نامه خود آورده است: «اکنون در شبکه های اجتماعی بالاترین و فیس بوک، به نام شما علیه منتقدان تان کینه توزی و دشمنی می شود. شما در بخش ارزش های منشور سبز از «پرهیز از خشونت» سخن گفته اید اما در شبکه اجتماعی بالاترین، انواع خشونت کلامی علیه منتقدان به کاربرده می شود. آستانه تحمل هواداران جنبش سبز در این شبکه اجتماعی آن قدر پایین آمده که بسیاری از نقدها را در این سایت با موج آرای منفی حذف می کنند».
گفتنی است سایت بالاترین از سوی منوشه امیر، مدیر بخش فارسی رادیو اسرائیل اداره می شود. این سایت با عطاءالله مهاجرانی مدیر سایت جرس به طور مستقیم و با سران فتنه از طریق یک واسطه ساکن لندن در ارتباط است.
صد آفرین موساد به کروبی! (خبر ویژه)
حقوق بگیر رسمی موساد از مهدی کروبی به سبب جدیتی که در نقض خطوط قرمز نظام دارد تمجید کرد.
مجید محمدی که وابستگی خود به موساد و سفرش به اسرائیل را نشانه روشنفکری بی تعصب! می داند در مقاله ای ضمن مقایسه موسوی و کروبی می نویسد؛ «کروبی برخلاف موسوی، خود را در مقام یک رهبر اپوزیسیون می بیند به همین لحاظ مرتبا دیدگاه هایش را علاوه بر سایت خود(سحام نیوز) در مصاحبه با رسانه های خارجی در میان می گذارد و متهم کردن کروبی به عامل خارجی بودن نیز هیچ تاثیری در رفتار سیاسی وی نداشته است».
محمدی در ادامه مقاله خود تاکید کرد: «او نیازی نمی بیند تا شعارهای مردم مثل «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را به «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران» تغییر دهد تا به حاکمیت بقبولاند او ضداسرائیلی است. او نیازی نمی بیند در مصاحبه با شبکه های تلویزیونی فارسی زبان خارج از کشور به مجری مودب و متین برنامه توهین و وی را به خاطر یک نقل قول به کیهان منتسب کند، حضور خود را در رسانه های خارجی با مواضع ضدامپریالیستی توجیه کند، یا به اسرائیل بد و بیراه بگوید تا از سوی حاکمیت به عنوان عامل اسرائیل یا آمریکا متهم نشود».
گفتنی است سرویس های غربی مدت هاست به این نتیجه رسیده اند که کروبی به لحاظ روانشناختی فاقد توان تشخیص خیر و صلاح خود از تحریکات دیگران است و بنابراین هر از چندگاه با تحریک او از این عنصر تاریخ مصرف گذشته حداکثر بیگاری را می کشند.
کروبی: اگر مرده بودیم که در سایت ها نبودیم! (خبر ویژه)
«جنبش مردمی ایران جای خود را از خیابان ها، هوشمندانه و معقولانه به درون خانه ها، مدارس، دانشگاه ها و به میان نسل ها و لایه های مختلف اجتماعی برده و این بر آگاهی روز به روز مردم خواهد افزود»!
اظهارات فوق از مهدی کروبی است که در دیدار با خانواده های برخی از بازداشت شدگان فتنه 88 و به منظور دلجویی از آنان ایراد شده است. در این دیدار چند تن از اعضای خانواده بازداشت شدگان از کروبی می پرسند؛ جنبش سبز چه نتیجه ای داشت؟ و اگر به گفته شما این جنبش ماندنی بوده است چرا هیچ نشانه ای از آن دیده نمی شود؟ و کروبی که ظاهرا از این دیدار انتظار دیگری داشت به جای اعتراف به مرگ فتنه، از حضور آن در فضای مجازی سخن می گوید!! و این در حالی است که گردانندگان سایت های حامی فتنه 88 از مدت ها قبل طبل ناکامی این فتنه را به صدا درآورده اند و در مراجعه به این سایت ها آنچه بیش از همه توجه مراجعه کنندگان را جلب می کند، تفسیرها و تحلیل هایی است که از مرگ فتنه خبر می دهد.
گفتنی است چند ماه قبل و در پی اعتراف صریح مقامات آمریکایی و اسرائیلی به شکست فتنه 88 هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا از اختصاص بودجه 400 میلیون دلاری کشور متبوعش برای حمایت سایبری از فتنه سبز خبر داده و اعتراف کرده بود که ادامه حیات- به قول او- جنبش سبز تنها در فضای مجازی امکان پذیر است چرا که فضای مجازی، میدان ادعا و لاف های گزاف است و برای اثبات حیات فتنه به حضور هوادار نیازی ندارد!