گروه اجتماعی: بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، از همان آغاز فعالیتهای انقلابی، بر نقش مهم زنان در پیشبرد اهداف انقلاب تاکید میکردند. ایشان این نگاه خود به زنان را بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بارها در دیدارهای مختلف تکرار و بر حفظ حقوق زنان تاکید کردند.
حضرت آیتالله امام خمینی در تبیین نگاه خود به زن به صراحت گفتهاند: «اینجانب به زنان پرافتخار ایران، مباهات میکنم که تحولی آنچنان در آنان پیدا شد که نقش شیطانی بیش از پنجاه سال کوشش نقاشان خارجی و وابستگان بیشرافت آنان، از شعرای هرزه گرفته تا نویسندگان و دستگاههای تبلیغاتی مزدورانش بر آب نمودند و اثبات کردند که زنان ارزشمند مسلمان دچار گمراهی نشده و با این توطئههای شوم غرب و غربزدگان آسیب نخواهد پذیرفت».
ایشان میافزایند: «هرچند در طول سلطنت غاصبانه پهلوی با آن بوق و کرناهای تبلیغاتی، به جز مشتی زنان مرفه طاغوتی و وابستگان ساواکی و سرسپردگی آنان دیگر قشرهای میلیونی زنان متعهد که اساس ملت مسلمانند، در دام فریب دلباختگان به غرب نیفتاده و با عمل خود در طول 50 سال سیاه با روی سفید نزد خدا و خلق شجاعانه مقاومت نمودهاند، لکن در این تحول الهی اخیر، امید کوردلانی که قبلهگاه خود را غرب میدانستند و اکنون هم میدانند، به طور قاطع و برای همیشه قطع نمودهاند».
رهبر کبیر انقلاب با بیان اینکه در جامعه زنها تحولی ایجاد شده که در مردها نیست، میفرمایند: «در جامعه زنها یک جور تحول عجیبی میبینم که بیشتر از تحولی است که در مردها پیدا شده و آنقدری که این جامعه محترم به اسلام خدمت کردند و در این زمان، بیشتر از این مقداری است که مردها خدمت کردند».
ایشان به زنان سفارش میکنند: «زنان باید همه از حریم خود و اسلام دفاع کنند. من امیدوارم که شما (خواهران ) ...هم در میدان تحصیل که یکی از امور مهم است مجاهده کنید و هم در میدان دفاع از اسلام، این از مهماتی است که بر هر مردی، بر هر زنی، بر هر کوچک و بزرگی جز واجبات است. دفاع از اسلام، دفاع از کشور اسلامی، احدی از علمای اسلام، احدی از اشخاص که در اسلام زندگی کردهاند و مسلم هستند، در این جهت خلاف ندارند که این واجب است. آن چیزی که محل حرف است(قضیه) محل صحبت است، قضیه جهاد اولی است، آن بر زن واجب نیست، اما دفاع از حریم خودش، از کشور خودش، از زندگی خودش، از مال خودش و از اسلام، دفاع بر همه واجب است».
آیتالله خمینی میفرمایند: «بانوان از صدر اسلام، با مردان در جنگها هم شرکت داشتهاند. مقام زن مقام والاست. عالیرتبه هستند، بانوان در اسلام بلندپایه هستند، ما میبینیم و دیدیم که زنها، بانوان محترم همدوش مردان بلکه جلوی مردان در صف قتال ایستادند، بچههای خودشان را از دست دادند، جوانان خودشان را از دست دادن و شجاعانه مقاومت کردند».
ایشان با اشاره به مقاومت و فداکاری زنان بزرگ در جنگ تحمیلی میگویند: «آنقدر اعجابآمیز است که قلم و بیان از ذکر آن عاجز بلکه شرمسار است. اینجانب در طول این جنگ، صحنههایی از مادران وخواهران و همسران عزیز از دست داده دیدهام که گمان ندارم در غیر این انقلاب نظیری داشته باشد».
امام خمینی میفرمایند: «آنچه برای من یک خاطره فراموش نشدنی است، با اینکه تمام صحنهها چنین است، ازدواج یک دختر جوان با یک پاسدار عزیز است که در جنگ هر دو دست خود را از دست داده و از هر دو چشم آسیب دیده بود. آن دختر شجاع با روحی بزرگ و سرشار از صفا و صمیمیت گفت حال که نتوانستم به جبهه بروم، بگذار با این ازدواج دین خود را به انقلاب و به دینم ادا کرده باشم. عظمت روحانی این صحنه و ارزش انسانی و نغمههای الهی آنان را نویسندگان، شاعران، گویندگان، نقاشان، هنرپیشگان، عارفان، فیلسوفان، فقهیان و هر کس را که شماها فکر کنید، نمیتوانند بیان و یا ترسیم کنند، و فداکاری و خداجویی و معنویت این دختر بزرگ را هیچکس نمیتواند با معیارهای رایج ارزیابی کند و این روز مبارک، روز این زن و این زنهاست که خدایشان برای اسلام و ایران عظمت آن پایدار بماند».
رهبر فقید انقلاب میافزایند: «من وقتی که در تلویزیون میبینم این زنان محترم را که اشتغال دارند به همراهی کردن و پشتیبانی کردن از لشگر و از قوای مسلح، ارزشی برای آنها در دلم احساس میکنم که برای کس دیگری نمیتوانم قائل بشوم. آنها کارهایی که میکنند یک کارهایی است که دنبالش توقع اینکه یک مقامی داشته باشند یا یک پستی را اشغال کنند یا یک چیزی را از مردم خواهش کنند هیچ این مسائل نیست. بلکه سربازان گمنامی هستند که در جبههها باید گفت مشغول به جهاد هستند و ما اگر فایدهای از این جمهوری اسلامی نداشتیم، الا همین حضور ملت به همه قشرهایش در صحنه و نظارت همه قشرها در امور همه، این یک معجزهای است که جایی دیگر من گمان ندارم تحقق پیدا کرده باشد و این یک هدیه الهی است که بدون اینکه دستهای بشر در آن دخالت داشته باشند، خدای تبارک و تعالی به ما اعطا فرموده است. و ما باید قدر این نعمت را بدانیم و اقتدا کنیم به این زنها و بانوان و بچههای پشت جبهه و آنهایی که در خود شهرهایی مخروبه، نیمه مخروبه حاضرند. ماها باید از اینها اخلاق اسلامی و ایمانی و توجه به خدا را یاد بگیریم».
ایشان با اشاره به لزوم تعالیم نظامی برای زنان میفرمایند: «اگر دفاع بر همه واجب شد، مقدمات دفاع هم باید عمل بشود، از آن جمله قضیه این که ترتیب نظامی بودن، یاد گرفتن انواع نظامی بودن را برای آنهایی که ممکن است، این طور نیست که واجب باشد بر ما که دفاع کنیم و ندانیم چه جور دفاع کنیم، باید بدانیم چه جور دفاع کنیم...البته در آن محیطی که شما تعلیم نظامی میبینید باید محیط صحیحی باشد، محیط اسلامی باشد، همه جهات عفاف محفوظ باشد، همه جهات اسلامی محفوظ باشد».
امام خمینی میافزایند: «زنان همانطور که قبلا گفتم، میتوانند در ارتش باشند. آنچه اسلام با آن مخالف است و آن را حرام میداند، فساد است، چه از طرف زن باشد و چه از طرف مرد فرقی نمیکند».
ایشان همچنین به زنان سفارش میکنند: «از شماست که مردان و زنان بزرگ تربیت میشود. در دامن شما مردان و بانوان بزرگ تربیت میشود. شماها عزیز ملت هستید، پشتوانه ملت هستید، شماها در تحصیل کوشش کنید که برای فضایل اخلاقی، فضایل اعمالی مجهز شوید. شما برای آتیه مملکت ما جوانان نیرومند تربیت کنید، دامان شما یک مدرسهای است که در آن باید جوانان بزرگ تربیت شود. شما فضایل تحصیل کنید تا کودکان شما در دامان شما به فضیلت برسند».
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با اشاره به اینکه تربیت فرزند یک امر الهیست، میگویند: «دامن مادر بزرگترین مدرسه است که بچه در آنجا تربیت میشود، آنچه که بچه از مادر میشنود غیر از آن چیزی است که از معلم میشنود، بچه از مادر بهتر میشنود تا از معلم، در دامن مادر بهتر تربیت میشود تا در جوار پدر، تا در جوار معلم، یک وظیفه انسانی است، یک وظیفه الهی است، یک امر شریف است، انسان درست کردن است».
ایشان تربیت اولاد را از مسئولیتهای بانوان میدانند و میگویند: «همه مسئولیم. همه شما مسئول تربیت اولادها هستید، شما مسئولید که در دامنهای خودتان اولادهای متقی بار بیاورید، تربیت کنید، به جامعه تحویل بدهید، همه مسئول هستیم که اولادها را تربیت کنیم لکن در دامن شما بهتر تربیت میشوند. دامن مادر بهترین مکتب برای اولاد است».
ایشان تاکید میکنند: «در تربیت فرزندانتان به آیه شریفه «اقرا باسم ربک» توجه داشته باشید شماها که مربی هستید یا میخواهید تربیت بکنید فرزندان خودتان را یا جامعه را، باید توجه به این آیه شریفه داشته باشید که «اقرا باسم ربک» میخواهید آموزش بدهید، آموزش پیدا کنید، قرائت کنید، با اسم رب باشد. با توجه به خدا باشد، با تربیت الهی باشد. اگر یک انسانی هم علت داشت و هم تربیت الهی داشت، این مفید خواهد شد برای مملکت خودش، و هرگز یک مملکتی از دست آن که آموزش و پرورش صدمه نمیبیند صدمههایی که وارد میشود بر مملکت غالبا از این متفکرین بیپرورش، آموزشهای بیپرورش واقع میشود. علم را تحصیل میکنند لکن تقوا ندارند، لکن پرورش باطنی ندارند، از این جهت عمال خارجی میشوند، از این جهت نقشهها را برای فنای مملکت خودشان میکشند».
ایشان میافزایند: «زنان تا وقتی که از غرب تقلید میکنند مستقل نخواهد شد تا این خانمها شما را نمیگویم شما توده هستید، آن خانمها را میگویم تا اینها توجهشان به این است که فلان چیز باید، فلان مد از غرب به اینجا بیاید، فلان زینت باید از آنجا به اینجا سرایت بکند، تا یک چیزی آنجا پیدا میشود اینجا هم تقلید میکنند، تا از این تقلید بیرون نیایید نمیتوانید آدم باشید و نه میتوانید مستقل باشید اگر بخواهید مستقل باشید، اگر بخواهید شما را به اینکه یک ملتی هستید بشناسند و بشوید یک ملت، از این تقلید غرب باید دست بردارید. تا در این تقلید هستید، آرزوی استقلال را نکنید».
آیتالله خمینی میفرمایند: «آنها که زنها را می خواهند ملعبه مردان و ملعبه جوانهای فاسد قرار بدهند خیانتکارانند. زنها نباید گول بخورند، زنها گمان نکنند که این مقام زن است که باید بزک کرده بیرون برود، با سر باز و لخت. این مقام زن نیست. این عروسک بازی است، نه زن».
ایشان با اشاره به اینکه زن در رژیم پهلوی به منزله یک کالا بود، میفرمایند: «قلمهای مسموم خطاکار و گفتار گویندگان بیفرهنگ در این نیم قرن سیاه اسارت بار عصر ننگین پهلوی زن را به منزله کالایی خواستند درآوردند و آنان را که آسیبپذیر بودند به مراکزی میکشیدند که قلم را یارای ذکر آن نیست. هر کس بخواهد شمهای از آن جنایات مطلع شود، به روزنامهها و مجلهها و شعرهای اوباش و اراذل زمان رضاخان از روزگار تباه کشف حجاب الزامی به بعد مراجعه کند و از مجالس و محافل و مراکز فساد آن زمان سراغ بگیرد. رویشان سیاه و شکسته باد قلمهای روشنفکرانه آنان و گمان نشود که آن جنایات با اسم آزاد زنان و آزاد مردان بدون نقشه جهانخواران و جنایتکاران بینالمللی بود».
همچنین ادامه میدهند: «زنان در زمان پهلوی آسیبپذیرترین قشر جامعه بودند، من میتوانم بگویم که در زمان این پدر و پسر به زنان ما بیشتر ظلم شد تا به سایر اقشار. شما شاید اکثرا یادتان نباشد که در زمان رضاشاه با بانوان چه کردند اینها، چه مصیبتهایی به بار آوردند با اسم اینکه میخواهیم ایران را نظیر اروپا مثلاً بکنیم، ایران را متجدد بکنیم، نصف از جمعیت ایران را میخواهیم در جامعه بیاوریم. با بانوان نمیدانید چه کردند. آزادی زن مسلمان مغایر است با کشف حجاب مبتذل مگر میشود یک نفر مسلمان باشد و با این سطور کشف حجاب مبتذل موافق باشد؟ زنهایی ایران هم قیام کردند بر ضدش و تودهنی به او زدند که ما نمیخواهیم این طور چیزی را، ما باید آزاد باشیم و این مردک میگوید، آزادید اما باید حتماً- بدون چادر و بدون روسری توی مدارس بروید. این آزادی است»؟
ایشان میافزایند: «کشف حجاب زن بر خلاف مصلحت مملکت ما بود. اساس بر این بود که انحراف درست کنند، اساس بر اصلاحات نبود. اساس این بود که نگذارند یک مملکتی رشد بکند و لهذا از آن میفهمیم که آن کشف حجابی که رضا خان به ترکیه غرب و به ماموریتی که داشت، آن بر خلاف مصلحت مملکت ما بود و نقشه این بود که با توطئه کشف حجاب مفتضح در زمان قلدر نافهم، رضاخان این قشر عزیز را که جامعه را باید بسازند تبدیل کنند به یک قشری که فاسد کنند جامعه را و این نقشه نه اختصاصی به شما بانوان داشت بلکه جوانان مرد را هم همین طور بکشانند به مراکز فساد و آنطور که میخواهند آنها را تربیت کنند که اگر چنانچه کشورشان به دست هر کس بیفتد بیتفاوت باشند یا موید. زنان ما در عصر پهلوی مصیبتهای زیادی را تحمل کردند. در رژیم پهلوی آن نظامی که به بانوان محترم ایران شد، به مردها آن ظلم نشد. بانوانی که مقید بودند به اینکه بر طبق اسلام عمل کنند و موافق آنچه که اسلام امر کرده است زی خودشان را قرار بدهند، در آن رژیم در زمان رضا شاه به وضعی و در زمان محمدرضا به وضع دیگر زمان رضاشاه، که من یادم است و خوب است که شماها یادتان نیست آنچه بر بانوان گذشت قابل توصیف نیست. آن ظلمی که بر این قشر از ملت در آن دوران گذشت نمیشود بیان کرد. آن فشاری که بر اینها وارد شد و آن مصیبتها که اینها تحمل کردند در زمان آن شاه فاسد نمیشود گفت که چه اندازه بود. در زمان محمدرضا آن عصر و آن وضع تبدیل شد به یک وضع دیگر که عمق جنایت زیادتر بوده از زمان او. او با قلدری و فشار و زدن و گرفتن و چادر پاره کردن و دست به گیسهای زنها گرفتن و کشاندن و اینها گذراند و این اساساً برخلاف عفت زنها قیام کرد، یعنی بر خلاف همه چیز ایران، یکیاش هم زنهای ایران بودند که اینها با یک وضع خاصی و با یک توطئه خاصی اینها را میخواستند که به فساد بکشند و عفت را از جامعه ما بردارند و به حمدا... بانوان ایران مقاومت کردند و جز یک دستهای که جز دارو دسته خود آنها بودند و غربزده بودند و با رژیم او مناسب بودند، سایر خواهرها مقاومت کردند».
حضرت امام خمینی در وصیتنامه خود نیز خطاب به زنان مینویسند: «ما مفتخریم که زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنههای فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر، و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند؛ و آنان که توان جنگ دارند، در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است شرکت، و از محرومیتهایی که توطئة دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بیاطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نمودهاند؛ و آنان که توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندی که دل ملت را از شوق و شعف به لرزه درمیآورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب میلرزاند، اشتغال دارند. و ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری زینبگونه ـ علیها سلامالله ـ فریاد میزنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر؛ و میدانند آنچه به دست آوردهاند بالاتر از جنات نعیم است، چه رسد به متاع ناچیز دنیا». http://ilna.ir/newscontext.aspx?ID=126701
گروه اجتماعی- ساناز اللهبداشتی، مرضیه نوری
در میان هیاهوی عصر پنجشنبه شهر قم، ابتدای کوچهی نهچندان خلوت نزدیک به مرقد حضرتمعصومه(س) در کوچکی است که با تابلویی سبز رنگ، دفتر آیتاللهالعظمی صانعی را نشان میدهد. از راهروهای کوچک و پلههای باریک بیت آیتالله که عبور کنی، به اتاقی پر از صندلیهای چیدهشده میرسی که محل دیدار آیتالله با میهمانان است، اتاقی ساده، پر از کتابهای تالیفشده این مرجع.
بهغیر از کتابخانههای بزرگی که دو دیوار این اتاق را پر از کتاب کرده، یکی از دیوارها محل نصب دو تابلو است که نشان از اندیشه این مرچع تقلید دارد. اولین تابلو عکسی از امامخمینی(ره) است که به نقل از ایشان به سهزبان، فارسی،انگلیسی و عربی آمده:«من آقای صانعی را مثل یک فرزند بزرگ کردهام. این آقای صانعی، وقتی که سالهای طولانی در مباحثاتی که ما داشتیم تشریف میآوردند، ایشان بالخصوص میآمدند با من بحث میکردند و من حظ میبردم از معلومات ایشان، و ایشان یکنفر آدم برجستهای بین روحانیون است و یک مرد عالمی است». در کنار این تابلو، تابلوی سهزبانه دیگری هم بهچشم میخورد که اینبار جملهای از آیتالله صانعی است: «باید به همگان اعلام داریم که در اسلام نه تبعیض وجود دارد و نه تضییع حقوق و نه ظلم به افراد و همه انسانها مکرماند و محترم «ولقد کرمنا بنیآدم» کما اینکه در حقوق اسلام تبعیض نژادی نیست و سفید و سیاه برابرند، تبعیض نژادی،جنسیتی و ملیتی نیز وجود ندارد».
رویخوش آیتالله با صدای پر التهاب ایشان در کنار این تابلو و کتابخانهای پر از کتابهای فقهی از تحقیقها و بررسیهای ایشان، فضایی را فراهم کرد تا ایشان با نگاهی به دین اسلام و نقش زن در اسلام، وضعیت امروز زن در جامعه ایران را بهخوبی تشریح کنند، آنچه منتشر میشود، مطلبی است که دفتر آیتالله صانعی از مصاحبه خبرنگاران ایلنا با ایشان تنظیم کرده:
حضرت آیتالله العظمی صانعی در این دیدار که در آستانه هفته بزرگداشت مقام زن انجام شد، فرمودند: «بنده معتقدم امتیازاتی که در اسلام برای زن قرار داده شده، دنیای بشریت تا به امروز به آن نرسیده است و نخواهد هم رسید.»
ایشان افزودند: «این مدعی یک شاهد زنده دارد و آن این که اسلام خواسته است استمرار همه هدایتها و همه رهنمودهایش به واسطه یک زن صورت پذیرد، براین اساس میبینیم رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) با این که فرزند پسر داشته اما آنها قبل از وفات حضرت رسول بر اساس حکمت الهی و اراده خداوند از دنیا میروند؛ یعنی سلسله علل و عوامل را خدا طوری قرار داده که اینها از دنیا بروند و تنها فاطمه(سلام الله علیها) بماند و نسل پیامبر و جانشینان ایشان یعنی ائمه معصومین (علیهم السلام) که هدایتگر بشریت تا روز قیامت هستند از فاطمه و فرزندان فاطمه باشند و شما میبینید که ائمه معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) عنایت داشتهاند که به عنوان ابن رسول الله خوانده بشوند. با این که پسر امیر المومنیناند اما میخواستند به آنها بگویند یابن رسول الله و دشمنان آنها هم یعنی حکومتهای ظالم مخصوصا بنیعباس اصرار داشتند که واژه یابن رسول الله از بین برود و لذا با ائمه و یا شاگردان آنها محاجه میکردند که اینها فرزندان دختر پیغمبرند و فرزند دختر، فرزند نمیشود!
آیتالله صانعی افزودند: «این نکته گویای این است که اسلام تا چه حد به زن و حقوق زن عنایت داشته است. نمیخواهم تنها مدح و تعریفی کرده باشم و کلیگویی کرده باشم. کلیگویی خیلی آسان است اما واقعیت این است که در اسلام با این حرکت از نظر عمل تمام ارزشها به زن داده شده است. یعنی نمیشود یک کسی ابن رسول الله باشد به واسطه حضرت زهرا و بعد بیاید حقی را از زنها از بین ببرد، چون فیالواقع حق را از مادر خودش از بین برده است و این از یک انسان عادی سر نمیزند چه برسد از ائمه معصومین (علیهم السلام).
در قانونگذاری اسلام، هیچ کجا نداریم که حق زن مراعات نشده باشد
آیتالله صانعی با بیان اینکه مطالعه در احکام اسلام موید این معنا است که اسلام حقوق زن را رعایت کرده و محال است که رعایت نکرده باشد، افزودند: «در سراسر قانونگذاری اسلام و فقه اسلامی، هیچ کجا نداریم که حق زن مراعات نشده باشد بلکه به زن ارفاقهایی هم شده است؛ مثلا در باب مجازات و در باب ارتداد. در ارتداد به این معنی اگر زن مرتد شود این جور نیست که مثل مرد مرتد فطری فورا کشته بشود، بلکه زنی که مرتد فطری شده مثل مرتد ملی زندانش میکنند تا شاید توبه کند با اینکه در مرد بعضی گفتهاند که قابل توبه نیست ولی در زن گفتهاند که زندانش میکنند تا توبه کند.»
صرف داشتن عقیده مجازات ندارد
آیتالله صانعی در ادامه سخنان خویش با بیان اینکه توجه داشته باشید که صرف داشتن عقیده مجازات ندارد، افزودند: «کسی که نمیفهمد و یا در تحقیقاتش به نتیجه ناثوابی رسیده است، نمیتوان گفت که این مرتد است. نمیشود توی سر این آدم زد که باید بفهمی. این طبیعی است که اگر من از یک کسی خوبی دیدهام او را دوست بدارم، من خدمتگزاران به بشریت را دوست دارم. نمیشود بگویی که چرا دوست داری، من همه وجودم فدای امام خمینی (سلام الله علیه) است. خوب من دوستش میدارم، سالیان دراز با او زندگی کردهام و او به من لطف کرده، حالا نمیشود مرا مجبور کنی که او را دوست نداشته باشم، صفات درونی قابل جبر نیست. متوکل عباسی به ابن سکیت، معلم بچههایش که از شیعیان علی بن ابی طالب (علیه السلام) بود، گفت: بچههای مرا بیشتر دوست داری یا حسنین را؟ گفت: چه مقایسه غلطی، من قنبر را از بچههای تو بیشتر دوست دارم. همان جا زبانش را از پشت سرش در آوردند، متوکل متوجه نبود اگر زبان ابن سکیت را از پشت سرش در بیاورد این کار سبب علاقه نمیشود. او متوجه این معنا نبود که مردم اسیر خدمتند، به هر کس خدمت کنی دوستت میدارد، هر که را دارای عدالت باشد دوستش میدارند.
در اجرای احکام باید ملاحظه کنیم کدامیک به نفع جامعه و اسلام است
ایشان افزودند: و یا در مورد محارب، یعنی کسی که امنیت جامعه را به هم بزند کسی که با اسلحه امنیت جانی مردم را از بین ببرد، جامعه را به خطر بیندازد، به این چنین کسی محارب میگویند که احکام خاصهای دارد. با این وصف در این مساله بعضیها گفتهاند که زن محارب حکم مرد محارب را ندارد. نمیخواهم بگویم درست است، میخواهم بگویم آن جا ارفاق کردهاند و در برخی موارد دیگر که در فقه به تفصیل بیان شده است. لذا اگر عنایت داشته باشید میبینید در هیچ کجای فقه این طور نبوده است که تبعیض جنسیتی در کار باشد و حقوق زنان نادیده گرفته شده باشد، دو مورد محل بحث بوده یعنی بحث ارث و طلاق که پاسخ شبهات مطرح شده در این بحث داده شده است.
در دفاع از حقوق زنان مایوس نشوید
حضرت آیتالله صانعی در ادامه سخنان خویش با بیان اینکه بشریت امروز دنبال حقایق است، فرمودند: «هرچه میتوانید مسائل مربوط به حقوق زنان را در جامعه مطرح و از آن دفاع کنید. هرچه میتوانید تلاش کنید مأیوس هم نشوید.
ایشان افزودند: من 16-15 سال قبل مباحث مربوط به ارث زن را در مدرسه فیضیه مطرح کردم، آن وقت حرف سید مرتضی را انتخاب کردم که اخیراً در مجلس تصویب شده ولی امروز معتقدم زن از عین مال ارث میبرد نه از قیمت، 15 سال قبل گفتم اما چه کسی باور میکرد که این مسئله فقهی روزی به صورت قانون در بیاید، اما امروز میبینید که به صورت قانون در آمده است، لذا بنده معتقدم از حقوق زنان باید دفاع کرد. حرفها و مسایل را باید گفت و از گفتن نباید مأیوس شد این گفتنها اثر میگذارد.»
آیتالله صانعی در بخش دیگری از سخنان خویش با بیان اینکه اختلاف فتوا امری مذموم نیست و سیره علماست، به نظر میرزای قمی در بحث اجرای حدود اشاره کردند و فرمودند: «میرزای قمی اعلی الله مقامه درباره اجرای حدود میگوید حدود در زمان غیبت نباید اجرا بشود بلکه مجرم باید تعزیر بشود. البته سید احمد خوانساری آن عارف متقی، بالاتر از این را معتقد است و میگوید، در زمان غیبت، نه حدود باید اجرا بشود و نه تعزیرات، خود مردم باید خوب بشوند، حالا شما ببیند تفاوت ره از کجاست تا به کجا. آسید احمد فقیه عالم متقیای که امام به تقوایش در قضیه شطرنج اقرار کرد، میگوید نه حدود و نه تعزیرات.»
هنر اجتهاد، حل مشکلات زمانه مطابق با موازین اسلام است
این مرجع عالیقدر با بیان اینکه هنر اجتهاد، حل مشکلات زمانه مطابق با موازین اسلام است، فرمودند: «نباید شرایط به گونهای باشد که هر حرفی را که آقایان نمیپسندند بگویندآن حکم الله نیست و این حکم الله است، بلکه هر دو حکم الله است منتهی شما از کتاب و سنت این طور برداشت میکنی و دیگری به گونهای دیگر، مگر غیر از این است که فقه پویا پاسخگوی نیازها و شبهات جامعه است. با این وصف چطور بگوییم که وقتی پای زن شکسته، پای مرد هم شکسته است دیه این دو با هم فرق دارد؟ وقتی پا شکسته، استخوان شکسته و مثلا زانو را عوض میکنند دیگر نمیگویند که زانوی زن را 5 میلیون میگیرم عوض میکنم و زانوی مرد را 10 میلیون، تخت بیمارستان که دیگر زن و مرد نمیشناسد، پزشک که زن و مرد نمیشناسد. به نظر میآید این امر با عدالت سازگار نباشد در حالیکه خود خدا دستور به عدالت میدهد «إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ» «وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقاً وَعَدْلاً» بنده این بحث تساوی دیه را سالها قبل در مدرسه فیضیه مطرح کردم و مباحث فقهی مفصلی را با فضلا داشتیم و نظر فقهی بنده نیز بر تساوی است. امروز هم ظاهراً در بحث شخص ثالث بیمهها موظف به پرداخت یکسان دیه شدهاند.
ایشان افزودند: «بشر امروز، بشر درک و فهم است، مسایل را مطرح کنید تا بطلان آن حرفها و یا بطلان حرف خودتان روشن شود. البته بنده معتقدم که بشر دنبال حقوق است و امروز راه ترویج اسلام، بحث حقوق بشر است، امروز راه این است».
در برخی شرایط زن هم اختیار طلاق دارد
حضرت آیتالله صانعی در ادامه این گفتوگو و در پاسخ به این سوال که پاسخ شما در بحث ارث و طلاق که برخی معتقدند در این دو مورد به حق زن ظلم شده چیست؟ فرمودند: «اگر چه طلاق را اسلام در اختیار مرد قرار داده است و طبق فتوای فقها "الطلاق بید من اخذ بالساق"، است و از نظر عقلایی هم درست است، منتهی زن هم اختیار طلاق دارد به این معنی که زن نمیخواهد با این مرد به هر دلیل موجهی زندگی کند و درخواست طلاق میکند، مرد در این جا میتواند پاسخ مثبت بدهد و میتواند پاسخ منفی بدهد اما این که باید پاسخ مثبت بدهد، آن جایی است که زن میگوید مهریهام را نمیخواهم و آن را میبخشد. به نظر بنده مرد مجبور است که طلاق بدهد و اگر نداد از باب نفی حرج و نفی مشکل برای زن محکمه او را طلاق میدهد، پس میتواند طلاق بگیرد. اما اگر زن بگوید که هم طلاقم بده و هم مهریهام را، این که ظلم به مرد است، لذا زن اگر میخواهد طلاق بگیرد، اگر مهریه را نخواهد، مرد موظف است که او را طلاق بدهد و اگر نداد، محکمه باید طلاق بدهد، اما اگر هم مهر را میخواهد و هم طلاق را، این ظلم به مرد است و با عدالت سازگار نیست.»
پاسخ آیتالله به قانون ارث
ایشان در ادامه افزودند: اما ارث، جوابش این است که ما ارث را باید با موازین اسلامی حساب کنیم؛ یعنی مجموع قوانین اسلام را نگاه کنیم و حساب کنیم. همان جوابی که علامه طباطبایی دارد، دیگران هم دارند. در روایات هم ظاهرا به آن اشاره شده است با این تفصیل که ما اگر کل ثروت دنیا را 3 تومان فرض کنیم یک مرد و یک زن هم فرض کنیم، از این ثروت دنیا 2 تومانش را به مرد بدهیم و یک تومان هم به زن بدهیم، این جا ظاهراً نسبت به زن حقش از بین رفته است یعنی مرد یک تومان اضافه برده است. اما باید توجه داشت که بر اساس جریان طبیعی این زن و مرد باید ازدواج کنند، ازدواج که کردند، اسلام میگوید که خرج زن به عنوان قانون به عهده مرد است، حالا یک وقت نخواهد بگیرد یک بحث دیگر است، ولی قانونش این است که خرج زن را باید مرد بپردازد، خوب در نتیجه آن 2 تومان را مرد با آن کار میکند درآمدی پیدا میکند و این درآمد را در زندگی مشترک خرج میکند، در نتیجه زن از مالکیت اسمی، یک تومان داشت ولی از نظر درآمد که لب مالکیت است، 15 ریال دارد، بدون اینکه کاری کرده باشد در حالیکه مرد با فعالیت اقتصادی و کار 15 ریال دارد. بنابراین یا زن بیشتر گرفته و یا برابر با هم شدهاند از نظر لب مالکیت، با این تفصیل به نظر من غیر از این و بهتر از این نمیشده قانون وضع کنند.
مضافا به این که این مرد خرجهای دیگری هم دارد که آنها را باید بپردازد و یا وظایفی بر عهده دارد که باید انجام بدهد. مثلا بر این مرد جهاد ابتدایی واجب است به خلاف زن. البته در بحث ارث این وضعیت نسبت به اولاد است اما در طبقات بعدی معمولا زنان بیشتر ارث میبرند یا در کلاله امی مساوی با مردها ارث میبرند که در قانون ارث آمده و آن جا دیگر محل بحث نیست.
یک فتوای جالب در دفاع از حقوق زنان
آیتالله صانعی در ادامه گفتند: یک مورد دیگر هم بگویم. یک مورد در فتاوای فقهاست و روایت هم دارد که اگر زنی مهریهاش را به شوهرش بخشید در حالیکه هنوز به خانه شوهر نرفته و عروسی هم نکرده، اگر مرد این زن را طلاق داد فتوای معروف و ظاهر روایات و قانون مدنی میگوید نصف مهریه را باید به شوهر پس بدهد، یعنی مهریه زن صد تومان بوده اما آن را بخشیده حالا شوهر آمده طلاقش داده با اینکه هنوز هم عروسی نکردهاند این زن باید پنجاه تومان به مرد بدهد، باید نصف مهر را به شوهر بدهد. خوب این زن پای منبر یک روحانی بزرگوار رفته نشسته و شنیده که بر حسب روایات هر زنی مهریهاش را ببخشد عذاب قبر ندارد، با این تصور مهریهاش را بخشیده یا خواسته است که صفا و وفا بینشان حاکم باشد، آمده مهریه را بخشیده است حالا مرد آمده طلاق داده اینکه بگوییم باید نصف مهریه را پس بدهد، آیا این عادلانه است؟ این انصاف است؟
حدود 16سال قبل آقای دکتر کاتوزیان که آدم بسیار ملایی است و حقوقدان است به این قانون اشکال کرده بود که اشکال ایشان درست بود. من همان جا مراجعه فقهی کردم استدلالات فقهیاش را دیدم و نوشتم که زن در این مورد چیزی بدهکار نیست و فتوا را مستند کردم به مبانی که از امام(سلام الله علیه) داشتم و حکم را مخصوص جایی میدانم که زن این قانون را میدانسته و با علم به آن مهریهاش را بخشیده است.
موازین اسلام؛ راهحل قانون اساسی برای اصلاح قوانین
آیتالله صانعی در ادامه و در پاسخ به این سوال که شما میفرمایید هیچ تبعیض جنسیتی در اسلام وجود ندارد. آیا واقعیت جامعه امروز این مدعا را تایید میکند؟ فرمودند: من آنچه را که گفتم راجع به قانون اسلام بود و به نظرم اگر اشکالی هست متوجه قانون فعلی است که باید اصلاح و برطرف بشود. البته اصل 4 قانون اساسی میگوید همه چیز باید منطبق با موازین اسلام باشد. در مساله حقوق زنان هم که رسیده، میگوید در حقوق زنان و خانواده باید منطبق با موازین اسلام عمل بشود، اما توجه داشته باشید که موازین اسلام معنایش این نیست که آنچه دیروز فتوای فقها بوده همان مسئله موازین اسلام است و بس، بلکه موازین اسلام یعنی منطبق باشد با فتوای مجتهدی که با معیارهای اسلامی فتوی میدهد و آزادانه استنباط میکند و حرف میزند. خوب اگر شما این را بگویید بسیاری از این مشکلات که در قوانین هست حل میشود، البته بعضیهایش را دارند حل میکنند، منتهی با فتوای خاص دارند حل میکنند. حالا بنده نباشم، یک فقیه دیگر باشد، مرحوم فیض باشد، ابن جنید باشد. به سراغ فتاوای آنها بروند، مشکلات حل میشود. اگر میرزای قمی میگوید حدود نباید در زمان غیبت اجرا شود، خوب این موازین اسلام است. تعزیرات هم یعنی حکومت، حکومت هم شخص نیست، حکومت یعنی روانشناس، جامعهشناس، جرمشناس باید بنشینند مطلب را بررسی کارشناسی کنند بعد برود مجلس نمایندگان محترم ببینند پذیرش کدام در جامعه بیشتر است، هر موردی که پذیرشش بیشتر است همان را تصویب کنند. اکثریت رأی بدهد قابلیت اجرا هم پیدا میکند، بنابراین از نظر قانون اساسی مساله قابل حل است لذا اگر امروز این راهی را که من میگویم، نمایندگان محترم و بزرگان قوم نمیروند و یا مصلحت نمیدانند این راه را بروند، نباید بگوییم مشکل از اسلام است.
در بحث تفکیک جنسیتی وقتی به توصیه امام اعتنا نمیشود، به جواب بنده و جناب عالی اعتنا میشود؟
آیتالله صانعی همچنین در پاسخ به این سوال که در بحث لایحه حمایت از خانواده جواز ازدواج مجدد و موقت مرد را با برداشت اسلامی مطرح میکنند، حتی تفکیک جنسیتی و سهمیهبندی جنسیتی را مستند به احکام اسلام میکنند، در این موارد چه پاسخی وجود دارد، فرمودند: جواب روشن است، این که موازین اسلام نیست.
ایشان افزودند: در بحث تفکیک جنسیتی وقتی به توصیه امام (سلام الله علیه) توجه نمیشود؛ وقتی به جواب امام اعتنا نمیشود به جواب بنده و جناب عالی اعتنا میشود؟ در این مساله که شما میفرمایید میخواهند آن را اجرا کنند حسن ظن این است که مصلحت نمیدانند و سوء ظن این است که استعمار فکری، عوامفریبی است. چاره چیست؟ به نظرم میآید در این خصوص بدون مصلحتاندیشی باید به نظر امام و توصیه ایشان مراجعه کنیم.
طواف خانه خدا بهترین پاسخ برای بحث تفکیک جنسیتی است
این فقیه نواندیش در ادامه و در پاسخ به این سوال که آیا استناد تفکیک جنسیتی به دین کار درستی است یا خیر؟ فرمودند: این سوال را از آنهایی که استناد میکنند بپرسید. من که چنیین اعتقادی ندارم من در باب طبابت آن هم تبعا للشهید فتوی دادهام که مرد مریض اگر بخواهد به زن مراجعه کند یا زن به دکتر مرد مراجعه کند، که ضرورت نمیخواهد، حاجت کافی است. اگر یک زن میخواهد به زن رجوع کند و متخصص نیست، اما مرد متخصص است رجوع کند به مرد. اینها چیزهایی است که ما درآوردهایم، حالا یا سوءظن داشتهایم یا مصحلت دیدهایم. در طواف چطور است؟ طواف مقدسترین عمل است، زن و مرد با هم دارند طواف می کنند. جوان و پیر دارند طواف میکنند، در عرفات زن و مرد هستند، در منی، در رمی جمرات زن و مرد هستند، در اماکن مترکبه زن و مرد با هم بودهاند، حالا آمدهایم جدا کردهایم، اینکه بیاییم یک دیوار بکشیم میان مسجدالحرام و بگوییم که طرف صبح مردها و بعداز ظهر هم زنان بیایند خوب روشن است این پایین آوردن شان انسانهاست؛ یعنی کسی که دارد طواف میکند، ما باید بنا بگذاریم که تمام توجهش به خداست. یک کسی وقتی دارد درس میگوید و درس میخواند باید بگوییم که تمام توجهش به خداست با این روحیه باید وارد بشویم، که اسلام هم با همین روحیه وارد شده است. حالا یک کسی ممکن است خلاف کند، خوب بله، این همه قدرتمندان در باب حقوق مردم دچار خلاف میشوند، چیزی نیست، "محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت، به محتسب گفت تو مستی من با هوشم تو بیهوشی"، اصلا این حرفها در اسلام مطرح نبوده، سرش هم این است که اسلام، مردم را بالاتر و در جایگاه بالاتر میبیند. اسلام میخواهد مردم با اراده خودشان به کمال برسند و نه با اجبار.
آیتالله صانعی متذکر شدند: شما ببینید هر بحثی که در زمان امام نبوده و بعداً داغ میشود، بدانید ممکن است خیلی برای خدا نباشد. حسن ظنش این است که مصلحت را این جور میبینند، وگرنه امام که از اینها بهتر و راحتتر میتوانست این کارها را انجام دهد.
هر ناامنی از دروغ سرچشمه میگیرد
آیتالله صانعی در پاسخ به این گفته که مسئولان در توجیه اقدامات خود میگویند جامعه ناامن است و برای حفاظت از زنان این کار را میخواهند انجام بدهند، فرمودند: اگر ناامنی هست باید جامعه را امن کرد. هر ناامنی از دروغ سرچشمه میگیرد. دروغ و خلاف وقتی از بالا شروع شد بنده هم خلاف دیگری انجام میدهم. وقتی به راحتی تمام مثل آب خوردن دروغ میگوییم، دروغ اقتصادی میگوییم، پایین دستی میگوید چه ضرورتی دارد که من چنین بکنم یا نکنم؟ این اگر اسلام است آنهایی که دم از قدرت اسلامی میزنند چرا دروغ میگویند؟ باید با ناامنی مبارزه کرد اما چطور جلوی یک ناامنی را میگیرید؟ آیا ما جلوی اعتیاد به مواد مخدر را که ناامنی میآورد و برای مبارزه با آن این همه کشته میدهیم و عزیزانمان شهید میشوند، گرفتهایم؟ توانستهایم جلویش را بگیریم؟
هیچکس عقوبت دیگری را بهدوش نمیکشد
آیتالله صانعی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه میگویند به خاطر بدحجابی بلایای طبیعی در مملکت میآید و این را باید جلوگیری کنیم، فرمودند: این مساله جوابش روشن است که اگر بیحجابی زلزله میآورد، موارد دیگری هم هست که الان در جامعه وجود دارد و میتواند زلزله بیاورد. اما قضاوت ناحق مفسده ندارد، ضمن اینکه متوجه باشیم که منطق قرآن این است که"وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى" هیچ کس عقوبت دیگری را به دوش نمیکشد.
مشروط کردن ثبت ازدواج موقت به تولد فرزند، تضییع حقوق زنان است
ایشان همچنین در پاسخ به این سوال که در لایحه حمایت از خانواده در بحث مهریه متعارف و نامتعارف آیا دولت اجازه دارد اعمال نظر کند؟ فرمودند: من کار به دولت و غیردولت ندارم، این کار دخالت در امور شخصی مردم است. اینکه دادسرا فقط مهریه متعارف را رسیدگی میکند این خلاف قانون اساسی است، برای این که قانون دادرسی مرکز رسیدگی به تظلمات است. نمیتواند بگوید من رسیدگی نمیکنم، وقتی خلاف قانون اساسی شد، میشود خلاف شرع. چون در قانون اساسی میگوید مرکز تظلمات، دادگستری است دادگستری نمیتواند یک پرونده را قبول بکند و پرونده دیگری را قبول نکند، زن مظلومه شده، میآید میگوید مهریهام را میخواهم، میگوید پرونده نصف مهریهات را قبول میکنیم نصف دیگرش را خودت برو بگیر. این خلاف قانون اساسی است و خلاف قانون اساسی که شد به نظر من خلاف شرع است.
ایشان در پایان و در پاسخ به این سوال که در ازدواج موقت میگویند در صورتی این ازدواج باید ثبت شود که فرزندی متولد بشود، در غیر این صورت ثبتش اصلا نیاز نیست، شما فکر نمیکنید که این مساله باعث بشود که حقوق زنان تضییع بشود؟ اظهار داشتند: قطعا این امر سبب تضییع حقوق زنان است و مسؤلین باید متوجه باشند که جامعه با این مسایل و تصویب این گونه قوانین اصلاح نخواهد شد.
ایلنا:رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی، حمله جنایتکارانه و قساوت آمیز رژیم صهیونیستی به کاروان دریائی امدادی و بشردوستانه را ، حمله به افکار عمومی و وجدانهای بشری از سراسر جهان خواندند و تاکید کردند: امروز فلسطین دیگر نه مسئله عربی و حتی نه فقط اسلامی، بلکه مسئله حقوق بشری جهان معاصر است و حامیان این رژیم سفاک و گستاخ بویژه آمریکا، انگلیس و فرانسه جداً باید پاسخگو باشند.
به گزارش ایلنا،متن پیام حضرت آیت الله خامنهای به این شرح است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
حملهی جنایتکارانه و قساوتآمیز رژیم صهیونیست به کاروان دریائی امدادی و بشردوستانه، حلقهی دیگری از زنجیرهی جنایتهای بزرگی است که آن حکومت شریر و خبیث، هفتمین دههی حیات ننگین خود را با آن انباشته است. این نمونهئی است از رفتار گستاخانه و بیرحمانهئی که مسلمانان در این منطقه و بخصوص در سرزمین مظلوم فلسطین دهها سال است که با آن دست و پنجه نرم میکنند.
این بار این کاروان، اسلامی یا عربی نبود، بلکه افکار عمومی و وجدانهای بشری از سراسر جهان را نمایندگی میکرد. این حملهی جنایتبار باید برای همه مدلّل کرده باشد که صهیونیزم، چهرهی جدید و خشنتری از فاشیزم است که این بار از سوی دولتهای مدّعی آزادی و حقوق بشر و بیش از همه دولت ایالات متحده آمریکا، حمایت و کمک میشود.
آمریکا و انگلیس، فرانسه و دیگر دولتهای اروپائی که از این جانیان بالفطره، حمایت سیاسی و رسانهئی و نظامی و اقتصادی کرده و همواره پشتسر فاجعهآفرینیهای آنان ایستادهاند، جداً باید پاسخگو باشند. وجدانهای بیدار در سراسر جهان باید جداً بیندیشند که بشریت امروز با چه پدیدهی خطرناکی در منطقهی حساس خاورمیانه روبرو است؟ چه رژیم سفاک و گستاخ و دیوانهئی امروز بر کشور غصب شدهی فلسطین و مردم مظلوم و داغدیدهی آن تحکّم میکند؛ سه سال محاصرهی غذائی و داروئی و حیاتی یک و نیم میلیون زن و مرد و کودک در غزه، به چه معنی است؛ کشتار و حبس و شکنجهی روزانهی جوانان در غزه و ساحل غربی چگونه قابل فهم است .
فلسطین، دیگر نه مسألهئی عربی و حتی نه فقط مسألهئی اسلامی، بلکه مهمترین مسألهی حقوق بشری جهان معاصر است.
کار نمادین و درخشان اعزام کاروان دریائی به غزه، باید در دهها شکل و شیوهی دیگر بارها و بارها تکرار شود. حکومت سفاک صهیونیست و حامیان آن بویژه آمریکا و انگلیس باید قدرتِ شکستناپذیر عزم و بیداریِ وجدان عمومی جهان را در برابر خود ببینند و حسّ کنند.
دولتهای عربی در معرض آزمونی دشوار قرار گرفتهاند. ملتهای بیدار عرب از آنان اقدامی قاطع و جازم مطالبه میکنند. کنفرانس اسلامی و اتحادیهی عرب نباید به کمتر از برداشتن کامل محاصرهی غزه و توقف کامل دستاندازی به خانهها و سرزمینهای فلسطینی در کرانهی غربی و محاکمهی جنایتکارانی چون نتانیاهو و ایهود باراک، قانع شوند.
ملت مجاهد فلسطین و مردم و دولت مردمی غزه نیز بدانند که دشمن خبیث آنان اکنون از همیشه ضعیفتر و آسیبپذیرتر است. جنایت دریائی روز دوشنبه نه نشانهی قدرت، که نشان درماندگی و سراسیمگی رژیم غاصب است. سنت الهی بر این جاری شده که ستمگران در اواخر دوران ننگآلود خود، به دست خویش، سرنوشت محتوم فنا و زوال خود را نزدیکتر کنند. حمله به لبنان و سپس حمله به غزه در سالهای پیش، از جملهی همین اقدامهای دیوانهوار بود که تروریستهای اریکهنشین صهیونیست را به درهی سقوط نهائی نزدیکتر کرد. حمله به کاروان امدادی بینالمللی در آبهای مدیترانه نیز اقدام ابلهانهی دیگری از همان قبیل است.
برادران و خواهران فلسطینی! به خداوند حکیم و قدیر اعتماد کنید، قدرت خود را باور کنید و بر آن بیفزائید. و به پیروزی نهائی یقین داشته باشید و بدانید که : وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ.
http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=127101
سید هادی خامنهای:
ـ انجمن حجتیه محور جریان ضدامام است
ـ مخالفان امام(ره) بسیار پیچیده عمل میکنند
ـ تربیت یافتگان امام(ره)برای تفسیر اندیشههای ایشان اولویت دارند
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام گفت: علم و دانش او بدون اغراق نسبت به ما انسانهای معمولی، چندین مرتبه بالاتر و در واقع دریایی مواج بودند و قدرت ایشان در حل مسایل و پاسخگویی نسل دیروز امروز و حتی فردا، قدرت و توان استثنایی ایشان را نشان میدهد.
به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) حجت الاسلام والمسلمین سیدهادی خامنهای اظهار کرد: طبیعیترین و ارزندهترین راه شناخت خط امام، آشنایی با سیره، تفکرات انسانی و بیانات ایشان است. خوشبختانه بیانات و سیره امام با ذکر مناسبتهای آن باقی مانده و قابل استفاده است. /font>
وی ادامه داد: توجه به سیره عملی امام در ارتباط با مسایل فرهنگی و اجتماعی یکی دیگر از راههای شناخت امام(ره) و تبیین اندیشههای ایشان در دهه چهارم است و موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) که متولی چنین کاری است، آنها را برای استفاده مردم و آشنایی آنان با مبانی اندیشههای امام(ره) منظم کرده است. البته کسانی هم در جامعه امروز هستند که برای تفسیر و توضیح اندیشههای امام نسبت به سایرین اولویت دارند، آنها یاران امام و تربیت یافتگان ایشان هستند. حداقل از سالهای اول دهه چهل این یاران به حسب میزان درگیری خود در مسایل اجتماعی و سیاسی میتوانند توضیح دهند. /font>
وی با تاکید بر اینکه " یکی از آفتها و خطراتی که انقلاب و خط امام را تهدید میکند، حضور کسانی است که در گذشته و پیش از انقلاب دور از امام و در صف مخالفین ایشان بودند" گفت: به شهادت همه یاران امام و انقلاب، این عناصر که هیچ نزدیکی با خط امام نداشتند، امروز به عنوان افرادی در جامعه ظاهر شدهاند که به خود حق میدهند درباره افکار امام نظر بدهند و مفسر خط ایشان باشند و امروز میتوان از آنها به عنوان آفت انقلاب یاد کرد، البته به راحتی نمیتوان درباره شیوه کار آنها نظر داد؛ چراکه بسیار پیچیده عمل میکنند. /font>
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام افزود: در واقع باید گفت انجمن حجتیه یکی از شاخههای این گروه است و به نظر برخی، این گروه محور جریان ضد امام است که در چهره موافق و پیرو خط امام(س) ظاهر شده و نسل امروز آنها را نمیشناسد و احتمال اینکه فریب آنها را بخورد وجود دارد. طبعاً بر دلسوزان انقلاب است که این چهرهها را نشان دهند و حقیقت را به مردم بگویند. متاسفانه بخشی از رسانههای کشور در اختیار این گروه و نوع تفکرآنان قرار گرفته و توانسته با یک جنگ نرم خود را وارد حلقه انقلاب کنند و شناخته نشوند، که این مساله بسیار خطرناک است زیرا خاصیت جنگ نرم این است که هیچکس آن را احساس نمیکند و نمیتواند آن را به راحتی درک کند. /font>
وی با بیان اینکه" متاسفانه اخیراً در برخی رسانهها سعی میشود از امام چهرهای خشن معرفی کنند و این دقیقاً همان چیزی است که غرب میخواهد" خاطرنشان کرد: نظرات و گفتههای امام را در مناسبتهای گوناگون که هیچ ارتباطی با مناسبتهای امروز ندارد، به صورت انتخابی و ابزاری مورد استفاده قرار میدهند که با این کار دو حرکت خطرناک صورت میگیرد؛ یکی آنکه پیروان واقعی امام را از صحنه خارج میکنند، دوم اینکه از امام( س ) چهرهای نامناسب ارائه میدهند به طوری که بسیاری از مردم، پس از حوادث اخیر نسبت به اصل انقلاب و امام( ره ) سوالاتی پیدا کردند و دچار تردید شدهاند؛ لذا لازم است که کلیه رهنمودهای امام، مورد شناخت و توجه قرار بگیرد و همه موارد و خطوط امام معرفی شوند، نه آنکه بخشی از آن، به صورت ابزاری و تحریف شده، به صورت کلماتی تند و خشن در صداوسیما به مردم ارائه شود. /font>
وی افزود: یکی از رهنمودهای صریح امام این بود که نظامیها نباید در مسائل سیاسی وارد شوند اما این کار صورت گرفت و عدهای نشستند و بر خلاف نظر امام، این عمل را توجیه کردند، اکنون جا دارد که مردم از این گروه بپرسند که موضع صریحشان درباره این فرمایش حضرت امام (س) چیست؟ توجه به گفتار و کردار کسانی که امام آنها را صددرصد قبول داشتند یکی دیگر از کلیدهای شناخت اندیشهها و مبانی فکری حضرت امام(س) است که مصداق منحصر به فرد آن استاد شهید آیت الله مطهری است که هم علم و هم تقوای او مورد قبول امام(س) بود. /font>
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام با اشاره به ابعاد شخصیتی آیتالله مطهری به عنوان یکی از یاران امام(ره) گفت: آیتالله مطهری مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را به سادگی باز کردند و اگر نسل امروز به طور دقیق به درک گفتههای ایشان، همت گمارد، سوالی برایشان باقی نمیماند ، به جرات باید گفت خط امام را میتوان در اندیشهها و گفتار شهید مطهری جستجو کرد. /font>
وی ادامه داد: شهید آیتالله بهشتی نیز از دیگر بزرگان است که به امام(س) نزدیک بودند و حضرت امام از شهادت ایشان واینکه قدر ایشان شناخته نشد بسیارمتاثر بودند. توجه به نظرات ایشان، میتواند درک اندیشه امام را تسهیل کندالبته متاسفانه اخیراً با اندیشههای ایشا ن نیز از سوی عدهای پردهنشین مخالفت میشود و روزنامههایشان پر از افترا به این بزرگواران است که نشان میدهد از ایشان انتقام میگیرند. /font>
وی در ادامه و در پاسخ به این پرسش که اگر امروز امام در قید حیات بودند، باز هم توصیه به وحدت میکردند یا خیر؟ گفت: بله، حتماٌ ایشان تاکید میکردند؛ چراکه امروز هم عدهای با نام اسلام و پیرو انقلاب اسلامی دراین سی سال خود را در صف انقلابیون واقعی قرار دادند، مردم و برخی از مسوولین را فریب دادند و در شرایط فعلی کاسه داغتر از آش شده و در تلاش هستند تا انقلابیون واقعی را از صحنه خارج کنند. /font>
خامنهای افزود: لذا توصیه امام(ره) اگر در قید حیات بودند، به انقلابیون واقعی - نه آنانی که هیچ زحمتی برای انقلاب نکشیدند و فقط شعار میدهند - این است که اختلاف سلیقهها را کنار بگذارند و متحد شوند و این گروه سومی را که منافقین واقعی هستند و خود را به دروغ پیرو خط امام میدانند از صحنه خارج کنند؛ چراکه اینها از کفار هم خطرناکترند و امام(ره) بارها در سخنرانیها و وصیتنامههای خود نسبت به این گروه هشدار داده بودند. همانهایی که یک شبه انقلاب را میفروشند و یک شبه وارد صف انقلابیون شدند و سزاوار نیست که انقلابیون اصلی دوستان و همصفهای خود را کنار گذاشته و به سمت این گروه بروند. /font>
وی همچنین گفت: گروهکهای مشکوک فعال شدهاند، انجمن حجتیهای که امام(س) آنها را طرد کرده بودند امروز مجددا و به شدت فعال شدهاند، این گروه هم پیش و هم پس از انقلاب با امام مخالفت میکردند و از همان زمان تاکنون جنگ نرمی را با انقلاب اسلامی شروع کردهاند و امروز به جایگاهی رسیدهاند که میتوانند خود را مطرح کنند. جالب است اینها انقلابیون واقعی را به جنگ نرم متهم میکنند. /font>
به گزارش ایسنا وی که با ستاد بزرگداشت امام خمینی(س) گفتوگو میکرد، مهمترین مولفه اتحاد میان نیروهای سیاسی را عزم و اراده دانست و خاطرنشان کرد: کلیه خطوط و راههایی که از امام(س) تحت عنوان سیره عملی بر جای مانده، میتواند در مقاطع مختلف سودمند واقع شود. من تعجب میکنم، مدعیان انقلاب یعنی همان انقلابیون دروغین، رسما با رهنمودهای بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی مخالفت میکنند اما کسی به آنها توجه نمیکند. به عنوان مثال نظر صریح امام(س) مبنی بر عدم دخالت نظامیان در سیاست جای شک و تردیدی باقی نمیگذارد، مساله شفاف و روشن است اما امروز متاسفانه برخی از کنار این مساله بیتفاوت عبور میکنند. در حالی که اگر واقعا ادعا دارند که فرمودههای امام(س) را سرلوحه کار خود قرار میدهند، در این زمینه توضیح دهند و از کسانی که این نظر امام (س) را مورد بیتوجهی قرار دادند، بخواهند نظر و موضع خود را به صراحت اعلام کنند این یک معیار بسیار روشن است بدون هیچگونه تعارف. /font>
وی در تشریح راهکارهای موجود برای تبیین اندیشههای امام (س) خاطرنشان کرد: راهکارهای زیادی وجود دارد از جمله آنها کارهای پژوهشی است که میتوان گفت اساس کار جدی در مورد افکار و اندیشههای امام محسوب میشود و به چند طریق میتواند منعکس شود مانند جزوه، مقاله، کتاب و فیلم،تئاتر،داستان و ... .البته روشهای دیگری هم وجود دارد از جمله روشهای رسانهای دیجیتالی، تصویری و مکتوب و یا در قالب مناظراتی که در دانشگاهها برگزار میشود و یا حتی در مساجد البته اگر اجازه دهند، به صورت پرسش و پاسخ میان مردم و مدعیان پیروی از خط امام(س) صورت بگیرد. در مجموع، منبع درک، دریافت و آشنایی ما با امام نوشتارها و گفتارهایی است که از امام(س) بر جای مانده و دیگری سیره عملی آن حضرت. البته تردیدی نیست که منبع معتبرتر از امام (س)، قرآن و سنت است که مطمئنتر بوده و شناخت خط امام در واقع همان شناخت اسلام است. البته از طریق نزدیکان و یاران امام بین ما نیز میتوان با اندیشههای ایشان آشنا شد. /font>
دبیر کل مجمع نیروهای خط امام افزود: شهید مطهری در کتاب "انقلابهای اسلامی در صد سال اخیر" به سیدجمالالدین اسدآبادی و علت نفوذ تشیع ونیز وجود تفکر جدایی دین از سیاست در تسنن اشاره میکند که اگر کسی آن را بخواند به تشابه آن با اوضاع و احوال امروز پی میبرد و میبیند که ایشان مشکلات امروز را توضیح میدهد. /font>
وی همچنین گفت: برخی افکار و اندیشههای متحجر از همان ابتدا با نسبت به برخی مسائل از جمله فتاوای ایشان درباره شطرنج، موسیقی، مسایل کارگران به شدت مخالفت میکردند و برخوردهای تحریمگونه و مخالفتهای شدید زورگویانه داشتند نه انتقاد سالم یا بحثهای طلبگی. در واقع قصدشان این است که افکار و اندیشههای امام و نزدیکان ایشان همچون شهید مطهری و شهید بهشتی را از گردونه خارج کنند و اینها بهترین نشانه است برای آنکه پی ببریم این طایفه اساسا امام و انقلاب را قبول ندارند و مانند قومی هستند که در آغاز ظهور اسلام از ترس جان، اسلام را قبول کردند و گفتند ما مسلمان شدیم اما در باطن مسلمان نبودند و قرآن در مورد آنان میگوید" بگویید تسلیم شدیم نگویید ایمان آوردیم، ایمان در دلهای آنان وارد نشده است امثال معاویه و یزید نیز از همین قوم بودند". /font>
وی درباره وظیفه یاران امام و نخبگان در معرفی اندیشههای امام(ره) اظهار کرد: گام اول شناخت واقعی خط امام و گام دوم عمل به آن است سپس تبیین و معرفی خط امام(س) از هر رسانهای که در اختیار دارند، اگر توانستند از صداوسیما، اگر نه از روزنامهها، مساجد، محافل دانشگاهی، هیاتهای دینی و انجمنهای دینی.
http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1548923&Lang=P/font>
تو بهتر می فهمی یا من که می گویم شکنجه شده ای؟! (خبر ویژه)
یک عضو مرکزیت حزب مشارکت برای تخطئه اظهارات روشنگر سعید شریعتی (دیگر عضو حزب) ادعا کرد شریعتی در زندان مورد شکنجه قرارگرفته است.
البته سعید شریعتی به اظهارات شکوری راد واکنش نشان داد و ادعای شکنجه سفید را تکذیب کرد اما با این وجود شکوری راد مجدداً مدعی شد شریعتی مورد شکنجه قرار گرفته است.
ماجرا از این قرار است که شکوری راد طی مقاله ای در سایت زیرزمینی «نوروز» مدعی شد اظهارات حجاریان، عطریانفر، ابطحی، شریعتی و چند نفر دیگر در دادگاه، پس از یک دوره شکنجه سفید بوده و اعتباری ندارد. او البته توضیح نداد که مگر این آقایان خود زبان ندارند که پس از بیرون آمدن از بازداشت بگویند مورد شکنجه سفید قرار گرفته اند؟!
در این میان سعید شریعتی به ادعای شکوری راد که متضمن تحقیر و انکار اظهارات افراد یاد شده بود، اعتراض کرد و نوشت: آقای دکتر شکوری بنده نه شکنجه سفید شدم و نه شکنجه سیاه، اگر هم هر کدامش بر من اعمال می شد برخلاف اعتقاداتم حرف نمی زدم. گمان نمی کنم حداقل شما تأیید نکنید که من برخلاف اعتقاداتم حرفی نزدم.
اما شکوری راد در پاسخ این دفاع شریعتی از مواضع خود بار دیگر تأکید کرد که وی مورد شکنجه سفید واقع شده است. شکوری راد نوشت: اگر کسی را پس از یک دوره انقطاع با جامعه یکباره بیاورند در تلویزیون و او حرف هایی متفاوت از آنچه قبل از دوره انقطاع بر زبان می آورد بر زبان بیاورد، محکوم است به اینکه تحت شکنجه سپید بوده حتی اگر خودش هم آن را انکار کند(!)
این موضع پدرسالارانه که تحلیلگران را به یاد خانه های تیمی گروهک های نفاق و عملکرد کسانی چون رجوی می اندازد، در حالی است که سعید شریعتی پس از خروج از حالت به اصطلاح انقطاع و با وجود ملاقات با اغلب دوستان مشارکتی خود طی ماه های اخیر، همچنان به مواضع انتقادی خود نسبت به حزب مشارکت و میرحسین موسوی اصرار دارد و البته تحت فشار روانی شدید (همان شکنجه سفید!) از سوی پدرخوانده های حزبی قرار گرفته است.
برخورد از موضع بالای شکوری راد با امثال شریعتی در حالی است که شخص وی با وجود تظاهر به تندروی هرگز بازداشت نشده و مورد سأال برخی از هم حزبی ها قرار دارد.
سعید شریعتی عضو دفتر سیاسی حزب مشارکت شهریور سال گذشته در دادگاه از قاضی وقت خواست تا نکاتی را متذکر شود. وی ضمن تأکید بر برخورد محترمانه مسئولان پرونده، گفت: ریشه اصلی رخدادهای غم انگیز اخیر، انتشار و دامن زدن به شایعه تقلب گسترده در انتخابات بود، ادعایی فوق العاده بزرگ و مسئولیت آور با تکیه بر حداقل مستندات و صرفاً براساس شایعات ناموثق. به اعتقاد من در مکانیزم موجود رأی گیری و شمارش آراء، امکان تقلب در حدی که با چنین فاصله ای ]11 میلیون رأی[ آراء را دگرگون کند وجود ندارد. ریشه توهم به وجود آمده آنجاست که اصلاح طلبان گمان می کردند با افزایش مشارکت به بالای 60 درصد، پیروزی آنان قطعی است اما این تحلیل مبتنی بر یک شرط مقدر بود و آن اینکه جامعه احساس کند میان اصلاح طلبی و به اصطلاح اصولگرایی یکی را برمی گزیند اما مشارکت به 85 درصد رسید اما چون آن شرط مقدر حاصل نشد، و 2 قطبی دیگری در جامعه رواج یافت، خصوصاً با آن ناشکیبایی و اشتباهی که یکی از بزرگان حامی نامزد مورد حمایت ما در روزهای منتهی به انتخابات مرتکب شد، نتیجه غیر از آن چیزی شد که ما تصور می کردیم...
گذشته از موضوع تقلب، آقای مهندس موسوی به عنوان کاندیدای مورد حمایت ما اشتباهات بزرگ دیگری نیز مرتکب شدند. اشتباه اول ایشان ورود نابهنگام و ناهماهنگ بدون برنامه تبلیغاتی و بدون چشم انداز روشنی برای چگونگی اداره کشور درآینده بود که موجب شگفت زدگی، سردرگمی و به هم ریختن برنامه انتخاباتی اصلاح طلبان شد.
2 عارضه توهم و استغنا که من همواره در نقد رفتار ایشان و اطرافیانشان بیان داشته ام، هم موجب پدید آمدن اصطکاک های فراوان در طول مسیر حرکت های انتخاباتی و هم زمینه ساز تحریک پذیری و عملکردهای احساسی ایشان در رویارویی با نتایج انتخابات شد. عدم تعادل و عدم برخورداری ایشان و ماشین انتخاباتی شان از یک شیب و شتاب قابل تحمل در فرآیند رفتار تبلیغاتی و انتخاباتی مشکل و اشتباه دیگر ایشان بود.
شریعتی که پیش از آن در جلسات درون حزبی هم انتقادات و نگرانی های خود را مطرح کرده بود، افزود: اشتباه دیگر و بزرگ ترین اشتباه آقای موسوی نوع مواجهه ایشان با مسئله نتایج انتخابات و نحوه اعلام آن بود که تعجیل، تحریک شدگی، احساسات زدگی موجود در آن از سیاست مداری با سابقه و پخته چون ایشان بعید می نمود. ادعای فوق العاده بزرگ، تحریک کننده و خطرناک ایشان صرفاً مبتنی بر برخی گزارش های ناکافی و ناموثق تک روانه و اسباب تحمیل پیروی ناگزیر گروه ها و شخصیت های سیاسی حامی از ایشان بود.
این اشتباه منجر به خیابانی شدن سیاست شد و آسیب های بزرگی بر ثبات، امنیت و منافع ملی، زندگی و معیشت و جان و مال شهروندان زد و طمع بیگانگان را در تداوم بی ثباتی و ناآرامی در کشور و بهره گیری از آن در اعمال فشار به نظام جمهوری اسلامی در عرصه های بین المللی برانگیخت... دوستان و عزیزان موج سبز! خاطرتان هست که در ایام انتخابات سرود سازمانی یکی از فرقه های ضد انقلاب ]فدائیان خلق[ توسط بخش هایی از ستاد آقای موسوی برگزیده شده و بر روی آن نماهنگ انتخاباتی ساخته شد. در آنجا وعده می داد که تفنگ و گل و گندم داره میاره، من می خواهم برادرانه عرض کنم اگر این موج سبز بر مدار شخص محوری مدعاهای بزرگ و بی پشتوانه توهم و استغنا و تحمیل هزینه بر مردم و نظام، در عمل به رویارویی با نظام برآمده از انقلاب اسلامی سوق یابد و از آن ناگوارتر، مطمع نظر و مورد طمع بیگانگان قرار گیرد، یقین بدانید از گل و گندم در آن خبری نخواهد بود.
شریعتی 5 ماه بعد هم در گفت وگو با خبرگزاری مهر گفت: از زمان تحصن مجلس ششم و در آستانه انتخابات مجلس هفتم بود که انحراف و شکاف های بسیار جدی در جریان اصلاح طلب اتفاق افتاد که ترجمان اصلاح طلب پارلمانتاریستی از یکسو و متکی بر مدل های خیابانی از سوی دیگر بود... برخی از سران جریان های اعتراضی اخیر پس از گذشت 9 ماه این موضوع را مطرح می کنند که باید به قانون بازگشت. اگر قرار بود بعد از گذشت 9 ماه به قانون بازگردید از ابتدای جریان نیز می شد به قانون اساسی بازگشت و این همه هزینه هم نپرداخت! من خودم را همچنان منتقد احمدی نژاد می دانم اما این دلیل نمی شود که رأی مردم را نپذیرم. من از شب اول پس از برگزاری انتخابات به عنوان یک تحلیلگر سیاسی و فعال انتخاباتی می دانستم که هیچ تقلبی رخ نداده است.
http://kayhannews.ir/890311/2.HTM