ایلنا: خبر رفتن منوچهر صهبایی برای هرکس که دغدغه فرهنگ بومی سرزمین مادریاش را دارد، نگرانکننده بود. نگرانکننده نه از آن جهت که صهبایی برکنار شده یا به گفته مدیران؛ زمان قراردادش به پایان رسیده بلکه نگرانکننده از آن جهت که نکند این زمزمه و مقدمهای باشد برای اینکه ارکستر سمفونیک تهران هم به سرنوشت ارکستر ملی دچار شود.
بعد از دو ماه بیخبری از ارکستر سمفونیک تهران؛ حضور شهرداد روحانی بهعنوان رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران رسما اعلام شد. این خبر خوشحالکننده بود از این رو که بعداز حدود پنج سال شاهد رهبری دوباره روحانی در ایران بودیم و نگرانکننده از این جهت که شاید با روحانی هم همان رفتاری شود که با علی رهبری صورت گرفته بود. و او که با هزاران دلگرمی برای سفر به سرزمین مادری؛ چمدان بست خیلی زود از ناملایمیها به خانه خود بازگشت.
نام شهرداد روحانی برای مخاطبان خاص موسیقی کلاسیک، اجرای کنسرت یانی در فضای باز معبد پارتنون آکروپلیس آتن که با رهبری و تکنوازی ویلن روحانی را یادآور میشود.
شهرداد روحانی، آهنگساز؛ ویولنیست؛ پیانیست و رهبر ارکستر ایرانی است. سبک وی معاصر و موسیقی عصر نو است. وی همچنین از دانشآموختگان هنرستان هنرهای زیبا(کنسرواتوار) وین در اتریش است که جوایز و بورسیههای تحصیلی مختلفی هم در اروپا و هم در آمریکا نظیر A.K.M Scholarship در وین پایتخت اتریش و ASCAP Scholarship در لس آنجلس در ایالت کالیفرنیای آمریکا دریافت کرده است.
این هنرمند، رییس و رهبر ارکستر سمفونی COTA لس آنجلس بوده است. وی؛ رهبری بسیاری از ارکسترهای سمفونی معتبر را به طور مهمان برعهده داشته که از آن جمله میتوان ارکستر سلطنتی فیلارمونیک لندن، ارکستر سمفونی مینسوتا، سمفونی کلرادو، سمفونی سن دیگو، سمفونی ایندیاناپولیس، سمفونی نیوجرسی، سمفونی فیلا رمونیک زاگرب، سمفونی جوانان آمریکا، ارکستر مجلسی اتریش و غیره را نام برد.
روحانی در سال ۱۹۹۸ توسط دولت تایلند مامور ساخت قطعه موسیقی مراسم افتتاحیه سیزدهمین دوره بازیهای آسیایی شد که این قطعه بهعنوان محبوبترین آهنگ این بازیها انتخاب شد.
در گفتگوی ایلنا با شهرداد روحانی که قبل از اجرای ارکستر سمفونیک تهران انجام شده؛ درباره مسایل مختلف مطرح شد.
* بیش از دوماه از رفتن آقای صهبایی میگذرد و ارکستر امروز بدون رهبر ثابت مانده است. وضعیت ارکستر سمفونیک را چگونه ارزیابی میکنید؟
ــ تقریبا مدت دوهفته است که تمرینهای خود را شروع کردهایم و طبیعتا هرچه بر میزان تمرینها افزوده میشود؛ پیشرفت اعضا هم در مقایسه با دفعات قبل زیادتر میشود. من اطمینان دارم با افزایش دفعات تمرینات، برنامه خوبی را ازپیش خواهیم برد.
* پیش از این ارکستر سمفونیک؛ یکسری ناهماهنگیهایی در بخش بادی میان نوازندگان خود داشت که گفته میشد آنها هماهنگ با ارکستر نیستند. چه دلیلی برای این ناهماهنگی وجود داشت؟
ــ اصولا تمرین برای رفع این مشکلات است. این مشکل غیرعادی نیست و در تمام ارکسترها وجود دارد. وظیفه رهبر ارکستر هم این است که ناهماهنگیها را تشخیص داده و میان نوازندهها هماهنگیهای لازم را ایجاد کند.
* باتوجه به تجربههای مختلف شما در رهبری ارکسترهای بزرگ دنیا، داشتن یک رهبر دائمی در ارکستر چقدر ضروری است؟
ــ شکی نیست که داشتن یک رهبر دایم برای ارکستر ضروری است ولی درباره تمام ارکسترهای دنیا این اتفاق افتاده که در برهههایی از زمان؛ بدون رهبر دایم بودهاند. اصولا یکی از راههای تعیین رهبر دایم برای ارکستر، این است که از چند رهبر مهمان دعوت شود تا رهبری ارکستر را بهعهده بگیرند و ازمیان آنهاست که یک رهبر دایم برای ارکستر انتخاب میشود. این روش در تمام ارکسترهای دنیا که شاید هم خیلی معتبر باشند؛ مورداستفاده است.
* در کشورهای خارجی انتخاب رهبر ارکستر چگونه است؟
ــ در این کشورها، اول از رهبرهای مهمان دعوت میشود تا رهبری ارکستر را بهعهده گیرند درعین حال نظر نوازندهها در تشخیص اینکه آیا با این رهبر میتوانند کار کنند و آیا او؛ قابلیت پیشبرد گروه را دارد نیز مهم است. آنجا درمیان گروه؛ هیات مدیرهای وجود دارد که کارهای اداری گروه را انجام میدهد و تعیین رهبر هم برعهده این هیات است تا درکنار نظرخواهی از موزیسینها، خود هم دخیل باشد.
* باتوجه به فضای حاکم بر موسیقی کشور و اینکه شما موقعیتی مشابه آقای علی رهبری در ایران و در محافل بینالمللی دارید، اگر به شما پیشنهاد رهبر دایمی در فضای مدیریتی کشورمان داده شود، آن را قبول میکنید؟
ــ باید فکر کنم ولی هماکنون از من بهعنوان رهبر مهمان دعوت شده و من تمام تمرکزم روی این برنامه است تا بهعنوان رهبر مهمان کار کنم. من هیچ مشکلی با کار کردن با ارکستر سمفونیک تهران ندارم. این ارکستر؛ نوازندههای خوبی دارد و مطمئنم اگربا آنها کار کنم در سطح خیلی بالایی در آسیا مطرح خواهند شد.
* بسیاری از اعضای ارکستر سمفونیک تهران از آقای صهبایی رضایت نداشتند و از اینکه وی؛ استادان آنها را زیرسوال میبرد؛ ناراضی بودند. سختگیری در حضور بهموقع اعضا نیز مطرح بود، شما ابعاد فنی و تخصصی کار ایشان را چگونه ارزیابی میکنید؟
ــ آقای صهبایی برای دوسال رهبری گروه را بهعهده داشتند و طبیعا زحمت زیادی کشیدهاند. وی با استفاده از افراد جوان در ارکستر به جوانتر شدن آن کمک کرد با این حال زمانیکه شخصی؛ رهبری ارکستر را بهعهده میگیرد؛ باید تغییراتی هم انجام دهد. من بهعنوان رهبر ارکستر درقبال هر ارکستری که رهبری آن با من باشد، وظایفی دارم فرقی هم نمیکند که این ارکستر، ارکستر افغانستان باشد یا لندن! ارکستر لندن هرچند هم زیبا باشد من باید با آن کار کنم و آن را بسازم. یک رهبر خوب درقبال هر ارکستری و با هر درجهای مسئول است و باید بهعنوان رهبر؛ نکات مثبت و منفی آن را تشخیص دهد. در هر ارکستری، نوازندهها؛ تواناییهایی دارند. در ارکسترهای درجه یک این تواناییها در همه نوازندهها تقریبا در یک سطح است ولی در بیشتر ارکسترها، درجه این تواناییها درمیان نوازندگان فرق میکند و در یک سطح نیستند.
در ارکستر سمفونیک تهران نیز وضعیت همینگونه است و باید تلاش کنیم نوازندهها به یک سطح برسند و صدای خوبی از ارکستر درآورند. اینها و ظیفه رهبر است که من سعی کردهام آن را انجام دهم.
* باوجود داشتن کارهای خوب؛ شما فقط زمانی به ایران میآیید که دعوتی صورت گیرد. مثلا رهبری موقتی گروهی را بهعهده بگیرید. مهمترین دلیل این امر چیست؟
ــ این وضعیت در تمام دنیا همینگونه است. از رهبران دعوت میشود تا رهبری گروهی را برعهده گیرند. عین همان روش را ما در ایران داریم. بعضی وقتها این دعوتها یک سال زودتر، بعضی وقتها یک هفته قبل و در برخی اوقات یک شب قبل از اجرا به عمل میآید پس غیرطبیعی نیست.
* باتوجه به اینکه ایرانی هستید، چرا تمایلی ندارید به فعالیتهای موسیقایی خود در ایران ادامه دهید؟
ــ اولا، بیشترعمر من در خارج از کشور سپری شده است. دوم اینکه، من بهعنوان یک رهبر نمیتوانم امورات زندگی خودم را تنها با کار کردن در ایران بگذرانم بنابراین از هر پیشنهادی که در این زمینه شود چه خارج یا داخل ایران استقبال میکنم. طبیعی است که اینجا مملکت من است ولی من در اینجا زندگی نمیکنم و تجربههایی که شما از مشکلات اینجا دارید با من که اینجا زندگی نکردهام؛ خیلی فرق میکند. من همیشه باید در این مسیر و حرفه فعال باشم چون حرفهام این است ولی کسی از آینده خبر ندارد شاید سال دیگر ایران باشم. بنظر من این رفت و آمدها به کشورهای مختلف مشکلی برای من ایجاد نمیکند. لازم نیست که من حتما جای خاصی باشم تا بتوانم به مردم مملکتم خدمت کنم. از طریق تلفن و اینترنت هم میتوانم در هر کجای دنیا که باشم؛ کار کنم.
* شما آثار موسیقایی بیشماری در کارنامه خود دارید که هنوز آنها را به صورت منسجم و یکپارچه منتشر نکردهاید. آیا قصد انتشارآنها را ندارید؟
ــ بله. ولی اولا وقت انتشار آنها را درحال حاضر ندارم. ثانیا اکثر کارهایم متاسفانه به صورت قاچاق و با کیفیت پایین در ایران وجود دارد.
* باتوجه به نبود اطلاعات درباره فعالیتهای شما در حوزه آهنگسازی فیلم، در این زمینه هم توضیحاتی دهید؟
ــ در این زمینه من کار زیادی انجام ندادهام فقط در یک کمپانی انیمیشنسازی به نام والتدیزنی برای یکسال کار کردهام. بهعنوان نمونه این کمپانی برنامهای درباره آداب و رسوم هفت کشور درست کرده بود که در آن پسربچه یا دختربچهای درباره آن صحبت میکرد و من هم آهنگسازی، رهبری و نگارش موسیقی متن آن را برعهده داشتم.
من با اینکه دوست دارم موسیقی فیلم بنویسم حتی در این زمینه تحصیلات هم دارم ولی پروژههایی که برایم جذاب باشند؛ خیلی کم بوده و من ترجیح میدادم کارهایی که دوست داشتم انجام بدهم درنتیجه خیلی کار فیلم انجام ندادهام. بیشتر موسیقی فیلمهایی را که آهنگسازهای بزرگی مانند جان ویلیامز، میکوس روشا، برنارد هرمن و ...در آنها کار کردهاند را رهبری کردهام.
* بسیاری از آهنگسازان فیلم معتقدند صنعت کامپیوتر عرصه را برای نوشتن آثار بدیع در حوزه موسیقی فیلم ازمیان برده و تهیهکنندگان فیلم ترجیح میدهند که هزینههای فیلم را پایینتر ببرند. ارزیابی شما از فضای آهنگسازی فیلم در ایران چیست؟
ــ باتوجه به اینکه هزینه آهنگسازی بسیار گران است؛ امروزه ترجیح میدهند بجای صرف این هزینه سنگین با استفاده از کامپیوتر و سینتیسایزر این کار را-هرچند با کیفیت پایین- انجام دهند؛ البته این مسئله خاص ایران نیست و در تمام دنیا همین روند وجود دارد. بنظرم در بیشتر حوزههای هنری وضعیت ازهمین قرار است و در بیشتر موارد این کارها؛ به کیفیت اثر ضرر میرساند.
* شما با تنظیمهای خوب و استاندارد خود در کنسرت یانی تاثیر زیادی در کیفیت کار بهوجود آوردید؛ به نظر شما تفاوت تنظیمکننده و آهنگساز در چیست؟
ــ آهنگساز؛ شخصی است که هم بتواند ملودی بنویسد و هم آن را برای ارکستر تنظیم کند. همچنین وی باید برای سازهای مختلف؛ ارکستراسیون بنویسد و هر سازی را بشناسد؛ زیرا هر سازی توانایی خاص خود را دارد. نوابغ موسیقی مانند موتزارت، چایکوفسکی، بتهوون و.... ازجمله آهنگسازهایی بودند که هم ملودیهای خوب مینوشتند و هم برای ارکستر تنظیم میکردند. یک آهنگساز میتواند خوب ملودی بنویسد ولی اگر شما این ملودی را به دو نفر تنظیمکننده بدهید هرکدام میتوانند دواثر متفاوت از این ملودیها بوجود آورند که شاید از یکی بسیار خوشتان بیاید ولی از دیگری اصلا. بنابراین نقش تنظیمکننده بسیار مهم است اما من ترجیح میدهم یک آهنگساز هم بتواند ملودی بنویسد و هم آن را برای ارکستر تنظیم کند.
* بسیاری معتقدند دلیل ناموفق بودن کنسرت تاج محل یانی درمقایسه با کنسرت آکروپلیس استفاده نکردن از یک تنظیمکننده ماهر بود!
ــ به یقین یکی از دلایل مهم در این موفقیت؛ تنظیمکننده و رهبر ارکستر بود. شاید برای مردم این قضیه آنقدرها مهم نباشد، چون موقعیت رهبر در ارکستر طوری بوده که همیشه پشت به مردم بوده بنابراین مردم نمیدانند که یک رهبر چقدر در اجرا تاثیرگذار است. یک رهبرعلاوه بر هماهنگی ارکستر باید با گروه خود تمرینهای زیادی داشته باشد. از وظایف رهبر؛ تشخیص این است که چه چیزهایی را و چقدر تمرین کند. بهنظر من در این دو کنسرت؛ بودن رهبر و چگونگی کار آنها خیلی موثر بود.
* آیا برای سازهای ایرانی هم اثری خلق کردهاید؟
ــ بله. من کاری را برای سازهای ایرانی تنظیم کردهام که تلفیقی از سازهای ایرانی مثل تنبور و ارکستر سمفونیک است که ملودیهایش را آقای پورناظری آماده کرده و من آنها را برای ارکستر تنظیم کردهام. یکسری کارهای دیگر هم انجام شده که در زمان مناسب توضیح خواهم داد.
*بسیاری معتقدند آثار کلاسیک؛ تاثیرگذاری لازم را در مخاطبان و بهویژه شنودههای ایرانی ندارد یا بهتر است بگوییم مردم ما علاقه زیادی به موسیقی کلاسیک ندارند، چرا؟
ــ این امر طبیعی است. موسیقی کلاسیک همیشه شنوندههای خاص خودش را داشته است. بهنظر من هرکس به موسیقی کلاسیک گوش میدهد باید یک آشنایی قبلی با آن داشته باشد. به یکباره و در همان دفعات اول نمیتوان ارتباط عاطفی با موسیقی کلاسیک برقرار کرد مخصوصا اگر این موسیقی، موسیقی کلاسیک غرب مثل آثار بتهوون، موتزارت و چایکوفسکی باشد.
شاید یکی از دلایلی که آهنگسازان ایرانی نمیتوانند با مخاطب خود ارتباط برقرار کنند؛ این باشد که آنها درنوشتن آهنگهایشان به مخاطب و نیازهای او توجه نمیکنند. باید گفت که در همه جای دنیا؛ قشری که به موسیقی علمی توجه میکنند بسیار کم است. مثلا در وین که پایتخت موسیقی کلاسیک دنیا است، درصد بالایی از مردم به موسیقی کلاسیک علاقه ندارند و درصد بیشتری موسیقی راک و پاپ را میپسنددند. موسیقی راک و پاپ همیشه بود و همیشه خواهد بود. بهنظر من؛ موسیقی کلاسیک فهم و شعور خاصی میخواهد و باید به آن علاقه داشت. درکل میتوان گفت که میزان توجه مخاطبان ایرانی به موسیقی کلاسیک امیدوارکننده است.
http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=128368
عزیزم وبلاگ قشنگی داری.من هر روز به وبلاگهای زیادی سر میزنم ولی وبلاگ شما یه چیز دیگست