دفاعیات مدیر مسئول روزنامه کیهان در سومین جلسه دادگاه - قسمت اول
انجمن دفاع از حقوق زندانیان یا حقوق بگیران بیگانگان ؟!
روز یکشنبه 12 اردیبهشت ماه 98 در جلسه علنی دادگاه قبل از شروع دفاعیات شریعتمداری در قبال شکایت انجمن موسوم به «دفاع از حقوق زندانیان» آقای صالح نیکبخت یکی از وکلای مدافع انجمن که همراه با سه وکیل دیگر این انجمن در دادگاه حضور داشت با ارسال یادداشتی برای رئیس دادگاه از او خواسته بود به مدیر مسئول کیهان تذکر بدهد که دلایل خود مبنی بر حمایت انجمن دفاع از زندانیان و آقای عمادالدین باقی رئیس این انجمن از عملیات تروریستی عبدالمالک ریگی را ارائه دهد. و شریعتمداری گفت؛ در دومین جلسه این دادگاه و به هنگام دفاعیات خویش در پاسخ به شکایت آقای عمادالدین باقی، اسناد و مدارک مربوط به حمایت آشکار انجمن یاد شده از تروریست ها را به دادگاه ارائه کرده ام و در پرونده موجود است ولی با این حال، اگر ایشان اصرار به ارائه مجدد آن اسناد داشته باشند، بار دیگر با ذکر منبع و مأخذ و نیز با ارائه متن سند به آن خواهم پرداخت.
شریعتمداری افزود؛ و اما، اگر آقایان وکلای مدافع قصد آن دارند که با ایجاد جاده فرعی، دست به فرصت سوزی بزنند و مانع از آن شوند که اسناد وابستگی و خشونت و سنگدلی آنان را ارائه دهم، باید عرض کنم اشتباه می کنند و بنده وظیفه خود می دانم با ارائه اسناد غیرقابل تردید، آن هم اسنادی که از اظهارات و مواضع و ارتباط های آشکار خود آنها گرفته شده است، هویت واقعی آقایان و انجمن متبوع آنها را فاش کنم. آقایان باید مطمئن باشند که به لطف خدای منان از این وظیفه خویش که مطابق ماده 5 قانون مطبوعات حق اینجانب است دست برنمی دارم. شریعتمداری بعد از این توضیح به دفاعیات خود در قبال شکایت انجمن یاد شده پرداخته و گفت؛
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه
با عرض سلام
محترما به استحضار می رسانم؛ شکایت آقای عمادالدین باقی رئیس «انجمن دفاع از زندانیان » با حضور دو تن از وکلای مدافع ایشان در اولین جلسه دادگاه مطرح شد و اینجانب نیز با ارائه اسناد غیرقابل انکار نشان دادم که آنچه در خبر کیهان درباره هویت آقای باقی و ماهیت انجمن موسوم به دفاع از زندانیان آمده بود، نه فقط صحت داشت بلکه ایشان و انجمن تحت مسئولیت وی از هنگام تاسیس تاکنون در خدمت اهداف رسما اعلام شده بیگانگان علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم مظلوم این مرز و بوم بوده اند و جلسه رسیدگی به شکایت مشترک آقای باقی و انجمن متبوع ایشان تمام شده بود. اما در جلسه قبلی دادگاه 29/1/89 آقای صالح نیکبخت با عنوان وکیل مدافع انجمن دفاع از زندانیان و با طرح این موضوع که انجمن یاد شده نیز شکایت جداگانه ای دارد، در دادگاه حاضر شد و شاهد بودید که 51 دقیقه به فحاشی و ناسزاگویی علیه اینجانب و روزنامه کیهان پرداخت. تلقی بنده این است که حضور ایشان و طرح جدید شکوائیه احتمالا برای اخلال در دفاعیات اینجانب در قبال شکایت خانم شیرین عبادی صورت گرفته بود. چرا که مطابق قانون اگر شکایت ایشان نکته و یا مطلب جدیدی بیشتر از آنچه در شکوائیه قبلی مطرح کرده اند نداشته باشد طرح مجدد آن در دادگاه با عرف و رویه دادرسی مغایرت دارد و اما، چنانچه شکایت مشارالیه به وکالت از «انجمن دفاع از زندانیان» که خود نیز عضو و سخنگوی آن هستند، شامل نکات و مطالب جدیدی بود، باز هم ایشان مطابق قانون بایستی شکایت جدید خود را ابتدا به دادستانی تسلیم می کرد تا بعد از تفهیم اتهام و طی مراحل قانونی در دادگاه مطرح شود. بنابراین ملاحظه می فرمایید که در هر دو حالت حضور ایشان در جلسه قبلی دادگاه غیرقانونی و توجیه ناپذیر بوده است. فحاشی 51 دقیقه ای نامبرده علیه اینجانب و کیهان که جای خود دارد. از سوی دیگر، در شکوائیه نخست که آقای عمادالدین باقی و انجمن دفاع از زندانیان مشترکا علیه اینجانب ارائه کرده بودند، دو وکیل مدافع، غیر از آقای نیکبخت با ذکر نام و مشخصات به عنوان وکلای مدافع آقای باقی و انجمن مورد اشاره به دادگاه معرفی شده بودند. بنابراین ادعای آقای صالح نیکبخت مخدوش به نظر می رسد و شکوائیه ارائه شده قبلی که در پرونده موجود است، خلاف ادعای ایشان را ثابت می کند و همانگونه که اشاره کردم احتمال هماهنگی قبلی برای اخلال در دفاعیات اینجانب در قبال شکایت خانم شیرین عبادی بعید نیست کما این که مشارالیه و وکلای آقای اسفندیار رحیم مشایی هنگامی که اسناد وابستگی شیرین عبادی به بیگانگان را ارائه می کردم به گونه ای سؤال برانگیز و ظاهرا هماهنگ با وکلای خانم عبادی سعی در جلوگیری از ادامه دفاعیات اینجانب داشتند.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه!
اینجانب اگرچه در باره قانونی بودن اقدام آقای صالح نیکبخت در جلسه قبلی دادگاه تردید جدی دارم ولی باید عرض کنم که اولا؛ به قانونمند بودن دادگاه و مخصوصا اشراف ریاست محترم بر قوانین جاری اعتماد کامل دارم، بنابراین تردید یاد شده را وامی گذارم و به دفاعیات خویش می پردازم. ثانیا؛ با توضیحی که خواهم داد فحاشی 51 دقیقه ای آقای صالح نیکبخت علیه اینجانب و کیهان را یکی از افتخارات کیهان تلقی می کنم و امیدوارم خدای مهربان، چنانم بدارد که هیچگاه مورد تقدیر و خوشامد افرادی نظیر ایشان و انجمن متبوعشان نباشم. ثالثا؛ خداوند تبارک و تعالی را شکر می کنم که اظهارات آقای نیکبخت در جلسه قبلی دادگاه این فرصت را برای اینجانب فراهم آورد تا با استفاده از حق قانونی خویش برای دفاع در مقابل اتهامات ایشان علیه بنده و کیهان به گفتنی های مستندی اشاره کنم که بی تردید برای دادگاه محترم و ملت شریف ایران نیز شنیدنی خواهد بود.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه!
ابتدا باید عرض کنم آن بخش از ناسزاگویی ها و فحاشی های آقای صالح نیکبخت را که علیه شخص اینجانب بوده است، بی پاسخ می گذارم چرا...؟ به دو علت؛
اول آن که خود را عددی نمی دانم که وقت دادگاه را به دفاع از خویش تصدیع کنم و در این باره، این قصیده را وصف الحال می دانم؛
شنیدم که روزی سحرگاه عید
ز گرمابه آمد برون بایزید
یکی طشت خاکسترش بی خبر
فرو ریختند از سرایی به سر
همی گفت ژولیده دستار و موی
سر و دست شکرانه نالان به روی
که ای نفس! من در خور آتشم
به خاکستری روی درهم کشم؟!
و دیگر آن که؛ در فحاشی های آقای صالح نیکبخت، هیچ نمونه تازه ای نمی بینم که قبل از ایشان از سوی رادیوهای بیگانه و رسانه های ضد انقلاب نثار اینجانب و کیهان نشده باشد. با این تفاوت که آنها به ظاهر- تاکید می کنم که فقط به ظاهر- نزاکت و ادب را رعایت می کردند ولی ایشان... «چه گویم که ناگفتنش بهتر است».
و اما از میان اظهارات 51 دقیقه ای و هتاکانه ایشان، مواردی را که به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و هتک حرمت مردم شریف این مرز و بوم بازمی گردد و یا به کیهان، همکارانم و پرونده مربوط می شود، وانمی گذارم، اگرچه در این بخش نیز به حداقل ها بسنده خواهم کرد، تا مانند جلسه گذشته دادگاه، مستنداتی که ارائه می کنم، کام شاکی و موکلان ایشان را تلخ نکند، زیرا، گفته اند و حکیمانه نیز گفته اند که شنیدن حرف حق برای از حق بریدگان تلخ است.
بنابراین، پیشاپیش از وکلای مدافع شاکیان درخواست می کنم وقتی اسناد وابستگی موکلان آنها را ارائه می دهم، دست به جوسازی نزنند چرا که اولا تمامی این اسناد برگرفته از اظهارات و نوشته های مکتوب خود آنهاست که می توانند ملاحظه کنند و ثانیا مطمئن باشند که جوسازی آنها نمی تواند مانع ارائه این اسناد به دادگاه شود. مگر خودتان شعار نمی دادید که دانستن حق مردم است؟ بنابراین از آگاهی مردم درباره هویت موکلان خود جلوگیری نفرمائید.
اکنون دفاعیات خویش را در چند بند جداگانه به عرض می رسانم؛
1- آقای صالح نیکبخت در شکوائیه شفاهی خویش ضمن اهانت های پی درپی به اینجانب و کیهان که تذکر مکرر ریاست محترم دادگاه را به دنبال داشت، برای خود سنگ تمام گذاشتند و به افتخار خویش چند بطری نوشابه باز کردند! که حرفی نیست، اگرچه «مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید» اما، ایشان با اشاره به وکالت بسیاری از مخالفان نظام و عوامل وابسته به گروهک های تروریست کوشیدند خود را شخصیتی برجسته! حقوقدانی صاحب نظر و... معرفی کنند. این بخش از اظهارات ایشان به خاطر تعارضی که با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و مردم خون داده و خون دل خورده آن دارد، درخور تامل است و عبورکردنی نیست.
در این باره گفتنی است که وکالت عوامل بدنام و بد سابقه و کسانی که به ملت خویش خیانت کرده اند با چند انگیزه متفاوت از سوی وکلای محترم مدافع صورت می پذیرد که دو نوع آن در این مقوله مورد نظر است. اول کسانی که به اقتضای حرفه خویش با پذیرش وکالت اینگونه متهمان، ضمن بهره گیری از تخصص خود به عنوان یک شغل شریف، تلاش می کنند تا حقی از متهمان ضایع نشود و اگر جرم یا جنایت متهم قطعی و محرز است، ناآشنایی متهم با قوانین باعث نشود مکافاتی بیشتر از آنچه که قانون تعیین کرده است به وی تحمیل شود. ویژگی بارز این دسته از وکلای مدافع آن است که هرگز با ماهیت جرمی که متهم مرتکب شده همخوانی و همنوایی نمی کنند و خود حرمت قانون را پاس می دارند و به بیان دیگر از قانون دانی برای قانون شکنی بهره نمی گیرند. که امیدوارم 9 وکیل مدافع خانم شیرین عبادی و انجمن دفاع از حقوق زندانیان که در دادگاه حضور دارند در این حلقه باشند!
و اما، گروه دیگری از وکلای مدافع که خوشبختانه تعداد آنها در ایران اسلامی بسیار اندک و کم شمار است، کسانی هستند که پول و شهرت در پذیرش وکالت افراد بدسابقه و دشمنان جمهوری اسلامی از جانب آنها، نقش قابل توجهی دارد. این طیف از وکلای مدافع با توجه به کینه توزی عمیق قدرت های استکباری نسبت به جمهوری اسلامی ایران، می دانند و اطمینان دارند که بلافاصله بعد از پذیرش وکالت دشمنان اسلام و انقلاب، نام آنها به عنوان وکلای مدافع اینگونه افراد با آب و تاب در برنامه های خبری و گزارشی رسانه های بیگانه مطرح می شود و از این طریق بی آن که در حرفه خود کارآزموده و صاحب نظر باشند و یا تخصص و مهارت درخور توجهی داشته باشند، از سوی رسانه ها و محافل بیگانه به دریافت عناوین و القابی نظیر وکیل شجاع!، حقوقدان برجسته! و امثال آن - البته از نگاه بیگانگان- مفتخر می شوند! و با حضور در این چرخه، خلأ کمبود دانش و تخصص حقوقی خود را به اصطلاح پر می کنند! اصلی ترین ویژگی اینگونه وکلای مدافع آن است که در ماهیت جرم با موکلان بدنام خود همخوانی و همراهی دارند و این همخوانی و همراهی را مخصوصا در مصاحبه های یکطرفه با رسانه های بیگانه بروز می دهند. مثلا بعد از برگزاری دادگاه و یا قبل از آن و درباره آن با رادیو فردا- وابسته به سازمان سیا- رادیو بی بی سی -ارگان دولت انگلیس و تحت نظارت MI6 و...- مصاحبه می کنند و در جاده یکطرفه ای که این رسانه های بیگانه برایشان فراهم آورده اند، تخته گاز می تازند و نظام جمهوری اسلامی ایران را مورد هجوم قرار می دهند... راستی که، جای دون کیشوت خالی و آن آسیاب بادی!
ریاست محترم دادگاه، آیا غیر از این است؟ و آیا همه شواهد و اسناد موجود از این واقعیت حکایت نمی کند؟ واقعیتی تلخ که در آن پول و شهرت و تلاش برای پر کردن خلأ کمبود دانش نقش اصلی را بازی می کند؟!
انشاءالله که وکلای مدافع خانم عبادی و انجمن دفاع از حقوق زندانیان و... از این طیف نباشند و برای پوشاندن کمبود دانش حقوقی و قضایی خویش به این جرگه وارد نشده باشند!
ادامه دارد
http://kayhannews.ir/890214/2.htm#other211