حمله مشاور بهایی اشرف پهلوی به کیهان در دفاع از سران فتنه
شاهد دیگری دال بر استقلال سران فتنه سبز از عناصر ضد انقلاب و سلطنت طلبان و بهائیان، از آمریکا رسید.
این بار مهناز افخمی وزیر مشاور در کابینه هویدا در واکنش به حمله یکی از عناصر ضد انقلاب به موسوی، از وی دفاع کرد و اعلام نمود هنوز هم امثال موسوی و کروبی برای اپوزیسیون بی بدیل هستند.
مهناز افخمی که دارای گرایش های بهایی است پس از انقلاب از کشور گریخت و به اعتبار سوابق نوکری برای دربار، به همکاری نزدیک با یکی از بدنام ترین عناصر رژیم پهلوی (اشرف پهلوی) پرداخت. وی از سوی اشرف پهلوی به مدیریت بنیاد ضد انقلابی مطالعات ایران (بنیاد اشرف پهلوی) منصوب شد و گروهک های سلطنت طلب از جمله گروهک تروریستی تندر در ارتباط است.
به دنبال درج مقاله ای از ناصر مستشار (حامی حمله رژیم صهیونیستی به ایران) در سایت ایران گلوبال که سران فتنه از جمله موسوی را متهم به قدرت طلبی و بی عرضگی در مقابله با جمهوری اسلامی و براندازی آن کرده بود، مهناز افخمی غیرتی شد و پاسخ او را داد. «مستشار» در مقاله خود تأیید کرده بود: «مخالفان دلسرد شده و جنبش سبز به خاموشی گرائیده است».
افخمی در پاسخی جالب نوشت: آقای مستشار پس از مدت ها، به جنگ سران جنبش سبز رفته که بدون شک فردا در خبر ویژه کیهان به چاپ خواهد رسید تا اثبات کنند کار فتنه در ایران پایان یافته است. او روزگاری خواهان حمله نظامی اسرائیل به ایران بود. من برای سایت ایران گلوبال متأسفم که خیالات واهی شخصی خام و بی تجربه را که در پشت میز کامپیوتر و در جای نرم و گرم و امنی در کشور برلین برای انتقال رهبری خیالی سکولارها بر جنبش سبز، شعار «موسوی و کروبی مرد، زنده باد جنبش» را سر می دهد؛ هستم ]به هم ریختگی جملات از خود مهناز افخمی است[.
این عنصر بهایی و لائیک با دفاع از سران فتنه می نویسد: هنوز آلترناتیو دیگری جز جنبش سبز با مدیریت فعلی آن در مقابل رژیم نیست. در حالی که اپوزیسیون سکولار در یک بحران چندین ساله تنها در خارج از کشور نفس می کشد و نفوذی در ایران ندارد، مستشار ادعا می کند که رهبری جنبش تغییر یافته است. این دروغی بیش نیست که دستگاه های اطلاعاتی کودتاچیان با استفاده از رادیکال های خام اپوزیسیون راه انداخته اند.
مزدور «سیا» از شکنجه خود در کیهان سخن می گوید!!
عضو فراری حلقه کیان که هم اکنون با ارگان سازمان سیا (رادیو فردا) همکاری می کند، دچار سرسام فکری شده است.
مجید محمدی با اشاره به اعترافات کسانی چون حجاریان، شریعتی، ابطحی، محمدرضا تاجیک، جهانبگلو، ابراهیم نبوی و... نوشت: روش های اعتراف گیری در ایران ارتقا پیدا کرده است.
وی در حالی که می کوشید انتقادات مستند و مستدل افراد یاد شده نسبت به جریان افراطی مدعی اصلاحات را، خلاف واقع و تحت فشار قلمداد کند نوشت: ابطحی، شریعتی، تاجیک و محمد قوچانی از قربانیان روش ساختارشکنانه در یک سال اخیر بوده اند. آنها به روش های مختلف شکنجه شده و سپس در خبرگزاری ایسنا (جهانبگلو) یا مناظره تلویزیونی (تاجیک) و یا سخنرانی در نشست دفتر تحکیم (سعید شریعتی) حضور پیدا کرده اند. این پیشرفت در روش های بازجویی است. برخی از اعتراف گیری ها به جای یک بار برای همیشه، مبتنی بر روش اعتراف گیری مستمر است. مطالبی که اخیرا محمد قوچانی در نقد روشنفکران در مجله مهرنامه می نویسد و بلافاصله در روزنامه کیهان بخش اصلی آن تکرار می شود از این قبیل اند. البته کیهان این مطالب را در سایت بالاترین نقل قول می کند تا نشان دهد این مطالب به سفارش سربازان گمنام امام زمان نوشته نشده اند و از اصالت برخوردارند.
این مزدور سازمان سیا برای تخریب و تحقیر افراد یاد شده- که روش مألوف جریان های ضدانقلابی است- لحن خود را عوض کرده و مدعی شد آنها قربانی هستند و نباید سخنانشان را نقد کرد.
درباره اظهارات مجید محمدی که از عناصر ملحد و قلم به مزد در حلقه ضدانقلاب محسوب می شود باید گفت که اولا سران گروهک های نفاق نظیر گروهک منافقین نیز همین شیوه تخطئه و تحقیر اعضای خود را در صورت روشنگری درباره پشت پرده گروهک ها به کار می بستند و با لحن ظاهرا ترحم آمیز، افراد روشنگر را تخریب شخصیت می کردند تا کسی به اصل سخنان و مستندات آنها گوش ندهد.
اما اگر ملاک همکاری با نظام اسلامی و دستگاه های اطلاعاتی آن، میزان اظهارات درج شده مدعیان اصلاح طلبی و روشنفکری علیه این جریان ها در کیهان باشد، لابد بی هیچ شک و تردیدی باید مجید محمدی را در زمره مستخدمان درجه یک از این حوزه رده بندی کرد چرا که اظهارات وی علیه جریان یاد شده مکررا و به تواتر در روزنامه کیهان و در همین ستون اخبار ویژه درج شده است! یعنی آن همه نقل قول مستقیم از وی در افشای ماهیت جریان نفاق را باید حمل بر مستخدمی مجید محمدی کرد یا حمل بر سرسام او؟! نکند او هم مدعی است هر روز دارد به واسطه مطالب کیهان شکنجه و مجبور می شود نکات مورد نظر کیهان را بازگو کند؟!
گفتنی است قوچانی در مقاله اخیر خود روشنفکران را متهم به وارونه خوانی تاریخ و اشتباه فاحش در دفاع از سکولاریسم در کشوری چون ایران کرده بود. کیهان اگرچه این تحلیل را درج کرد اما اذعان می کند که مجید محمدی یکی از منابع مهم و کم نظیر در زمینه روشنگری های کیهان و بسیار مفیدتر از محمد قوچانی است!
سنگ روی یخ!
در حالی که جریان ضد انقلاب با همراهی و همکاری سران داخلی فتنه تبلیغات وسیعی برای ایجاد ناآرامی در روز کارگر راه انداخته بودند، تهران روز 11 اردیبهشت را در آرامش کامل- حتی آرام تر از روزهای عادی- گذراند.
گزارش های خبرنگاران کیهان حاکی از آن است که مردم تهران در این روز هیچ اعتنایی به درخواست های التماس گونه فتنه گران برای ایجاد تجمع و آشوب نکردند و محل هایی مانند خیابان کارگر که به عنوان محل تجمع مشخص شده بود ساعاتی کاملا آرام و عادی را گذراند.
آرامش بیش از حد تهران در روز 11 اردیبهشت چنان بود که برخی وبلاگ های نزدیک به جریان فتنه دیروز نوشتند اگر موسوی و کروبی این همه روی برگزاری تجمع تاکید نمی کردند شاید شهر تهران شلوغ تر از این می شد که بود!
مطابق اطلاعات موجود سران فتنه با ناامیدی از طبقه متوسط شهری اکنون درصدد سوءاستفاده از مشکلات طبقات محروم خصوصا کارگران زحمتکش و معلمان شریف هستند اما تاکنون جز بی اعتنایی توام با خشم واکنشی از جانب آنها ندیده اند.
شنیده های خبرنگار کیهان حاکی از آن است شب گذشته برخی از سران فتنه تصمیم گرفته اند به موسوی و کروبی پیغام بدهند، بیش از این اجازه نخواهند داد آنها کل جریان اصلاحات را سنگ روی یخ کنند.
وطن فروشی فرصت طلبان سبز
سایت روز آنلاین در مقاله ای با عنوان «ساعت اتمی و ساعت دموکراسی»، تحریم های آمریکا علیه جمهوری اسلامی را برای فتنه سبز یک فرصت خواند.
«س . قاسمی نژاد» در مقاله خود، در این باره نوشت؛ «در چنین فضایی به جای آنکه دون کیشوت وار به مقابله با تحریم ها بپردازیم بهتر است از فرصتهایی که تحریم ها پیش پای جنبش سبز می نهند استفاده کنیم تا با پیروزی جنبش، سیاست های کنونی تغییر کند. پیوستن به کمپین روضه خوانی مداوم درباره مضرات تحریم در حالیکه اروپا و آمریکا تصمیم خود را گرفته اند دردی از ما دوا نمی کند.»
وی که از رفقای گروهک غیرقانونی ادوار تحکیم است با سیاه نمایی و تکرار ادعاهای صهیونیست ها علیه برنامه هسته ای کشورمان ادامه می دهد؛ «... انتخاب جامعه جهانی در نهایت میان پذیرش ایران اتمی یا حمله نظامی به ایران، می بایست صورت بگیرد. پذیرش ایران اتمی تنها به معنای پذیرش خطر حمله اتمی ایران به دیگران نیست، خطر اصلی تر این است که ایران اتمی با برگ سلاح اتمی، در دخالت در منطقه خاورمیانه دست بازتری خواهد داشت؛ منطقه ای که هم اکنون نیز با دخالت های ایران نا آرام است. پذیرش ایران اتمی به معنای پذیرش نقش پر رنگتر ایران در تحولات سیاسی منطقه خاورمیانه است که چشم انداز روی کارآمدن دولت های نزدیک به ایران در بسیاری از کشورهای منطقه را پیش رو خواهد گذاشت. در عرصه داخلی پذیرش ایران اتمی منجر به این خواهد شد که ایران در اولین مذاکره، خواهان مسدود کردن مجاری اطلاع رسانی به مردم ایران که با کمک جامعه جهانی برقرار است شود، خواهان قطع فشار بر سر پرونده حقوق بشر شود و یقیناً وقتی جامعه جهانی ایران اتمی را پذیرفته باشد، در این زمینه ها که همواره در درجه چندم اهمیت هستند، چندان سخت گیری نخواهد داشت.»
گفتنی است برخی ایرانیان وطن فروش در مورد تحریم و ایجاد فشار علیه ایران، گوی سبقت را از آمریکایی ها و اسرائیلی ها هم ربوده اند.
گاف سیا در حمایت از آقای تقلب
سازمان سیا در عملی ناشیانه میرحسین موسوی را از جایگاه صد و نودم یک نظرسنجی به رتبه اول ارتقاء داد. در حالی که در آخرین نتیجه نظرسنجی مجله تایم درباره 200 چهره مشهور دنیا در سال 2010، موسوی در جایگاه صد و نودم- زیر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی- قرار داشت، این مجله در مدت چند ساعت ناگهان او را به عنوان موثرترین چهره دنیا معرفی کرد!
این گاف مشترک تایم و سیا در بالا کشیدن آقای تقلب، آنقدر ناشیانه بود که سایت جرس- ارگان رسمی فتنه سبز و مواجب بگیر سیا- هم نتوانست آن را ماله کشی کند و دراین باره نوشت؛ «آراء ثبت شده نهایی در آخرین لحظات از آخرین روز این نظرسنجی که از میان مخاطبین این نشریه صورت گرفت، نشان از آن دارد که میرحسین موسوی از جنبش دموکراتیک سبز مردم ایران، با تعداد آرایی بالغ بر یک میلیون و چهارصد و نودهزار رای، و با فاصله 600 هزار رای بالاتر از نفر دوم قرار گرفته است.»
هرچند تایم و جرس توضیح نداده اند چگونه طی چند لحظه چند صدهزار نفر به نامزد صد و نودم رای داده اند اما ظاهراً اوضاع اسفبار اردوگاه فتنه علت این تقلب بوده است. البته معلوم نیست اول شدن در لیستی مجعول که توسط کارشناسان سیا تهیه می شود و همجنس بازها و خوانندگان مبتذل پای ثابت آن هستند، چه افتخاری دارد؟!
سایت ضدانقلابی بالاترین، پیش از این گاف درباره میزان اهمیت این نظرسنجی و رابطه آن با ساده لوحی سبزها نوشته بود؛ «خیلی ها چند هفته گذشته تلاش کردند با رای دادن به سایت تایم، عکس موسوی را روی این مجله بیاورند. دوستان این قدر بر این حرکت های بی فایده که تنها سبب سرگرم شدن به کارهای بی نتیجه می شود، ارزش ندهیم. گیریم همه مجله تایم را با مطالب خود تا آخرین برگ پر می کردید. که چی؟ چه چیزی را تغییر می دادید. واقعیت این است که ما فقط انرژی خود را نابود می کنیم و بس. همین ها ما را بر این بدبختی و بیچارگی انداختند و آن وقت ما می خواهیم با امضای سایت آنها، توجهشان را جلب کنیم؟ آخر ساده لوحی تا کجا؟! ما سوراخ دعا را گم کرده ایم! ما داریم روز به روز از اهداف اصلی مان فاصله می گیریم و در یک سردرگمی گیج کننده گیر کرده ایم. دلمان را هم به این خوش کرده ایم که در رسانه هایی مانند بی بی سی و صدای آمریکا از جنبش سبز سخن گفته شده و در اخبار کم و بیش چیزهایی از آن شنیده می شود. بدانیم، نه مجاهدین و نه کمونیست ها هیچ کدام نمی توانند ما را آزاد کنند.»
گفتنی است برخی از رسانه های آمریکایی با انتقاد شدید از اقدام مجله تایم به سردبیر این مجله اعتراض کرده اند که «چرا برای مخالفت با ایران تا آنجا پیش می رود که باعث بی اعتبار کردن رسانه های آمریکایی در افکارعمومی شود.
http://kayhannews.ir/890212/2.htm#other207