متن دفاعیه شریعتمداری در پاسخ به شکایت مشایی کیهان متهم است یا شما...؟!
دیروز متن دفاعیات مدیر مسئول کیهان در قبال شکایت عمادالدین باقی به چاپ رسید و امروز متن دفاعیه شریعتمداری در پاسخ به شکایت اسفندیار رحیم مشایی را می خوانید.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه
با عرض سلام؛
احتراماً، درخصوص شکایت آقای اسفندیار رحیم مشایی معاون وقت ریاست محترم جمهوری در دولت نهم و رئیس دفتر ایشان در دولت دهم به استحضار می رساند موضوع شکایت آقای مشایی خبری است با عنوان «درخواست استفاده از عامل سیا» که در ستون اخبار ویژه کیهان مورخ 1/2/87 چاپ شده است. دراین باره توجه قاضی محترم و اعضاء محترم هیئت منصفه را به موارد زیر جلب می کنم:
1- کیهان در خبر ویژه مورد اشاره، متن بخشنامه قائم مقام و مشاور وزیر علوم سابق را به چاپ رسانده بود که در آن از روسای دانشگاهها و مراکز آموزش عالی خواسته شده بود یعنی به آنها دستور داده شده بود که از آقای هوشنگ امیراحمدی برای فعالیت ها و تحقیقات علمی آموزشی استفاده شود. در بخشنامه مورد اشاره تاکید شده بود که این بخشنامه در راستای طرح حضور سبز دانشمندان و متخصصان ایرانی خارج از کشور صادر شده و از روسای دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی خواسته شده بود که دبیرخانه مذکور را از نتیجه اقدامات به عمل آمده مطلع کنند.
کیهان با اشاره مستند به سوابق هوشنگ امیراحمدی که از عوامل شناخته شده سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا- CIA- و از ضد انقلابیون تابلودار ساکن آمریکاست، ضمن درج متن بخشنامه یاد شده از مسئولان محترم نظام پرسیده بود اولا؛ چه کسی این عامل سازمان سیا را به ایران دعوت کرده است؟ و ثانیاً قائم مقام محترم وزیر علوم چرا و با استناد به کدام مجوز قانونی به روسای دانشگاهها و مراکز آموزش عالی توصیه کرده است که با این عامل شناخته شده سازمان «سیا» همکاری کرده و اطلاعات علمی و تحقیقاتی مراکز یاد شده را در اختیار او قرار دهند؟
آیا هشدار کیهان نسبت به خطر نفوذ عوامل بیگانه در مراکز علمی و تحقیقاتی کشور جرم تلقی می شود؟ اگر چنین نیست - که نیست- شکایت معاون وقت رئیس جمهور و رئیس کنونی دفتر ایشان برای چیست؟
2- در متن بخشنامه قائم مقام وزیر علوم تاکید شده است که دعوت از هوشنگ امیراحمدی و توصیه به همکاری دانشگاهها و مراکز آموزش عالی با ایشان در راستای طرح موسوم به «حضور سبز دانشمندان و متخصصان ایرانی خارج از کشور» صورت پذیرفته است و از سوی دیگر آقای اسفندیار رحیم مشایی ریاست «شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور» یعنی ستاد برنامه ریزی طرح یاد شده را برعهده دارد. بنابراین بسیار طبیعی بوده و هست که دعوت از عامل یاد شده سازمان «سیا» به دستور و با موافقت ایشان صورت پذیرفته شده باشد. از این روی کیهان در بخشی از خبر ویژه مورد اشاره از وی خواسته بود درباره این اقدام ناپسند و زیان بار خویش توضیح بدهد. اکنون جای این پرسش است که آیا درخواست توضیح از یک مقام مسئول درباره اقدامی که منافع ملی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را به خطر انداخته است، جرم تلقی می شود؟ آیا نباید نسبت به صدور مجوز حضور یک عامل شناخته شده CIA در مراکز علمی و تحقیقاتی کشور حساس بود؟ به ویژه شخصی مانند هوشنگ امیراحمدی که سوابق و اسناد وابستگی وی و مصاحبه های پی درپی او در ضدیت با انقلاب اسلامی، مثنوی هفتاد من کاغذ است؟! آقایان به کجا می رویم؟! برخی از مسئولان از یکسو خود را فعال مایشاء می دانند و هنگامی که با کمترین انتقادی مواجه می شوند، چنان برمی آشوبند که انگار خواجه شیراز در وصف آنان سرورده است؛
من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف تا به حدی است که آهسته دعا نتوان کرد!
3- بعد از چاپ و انتشار خبرویژه کیهان، آقای اسفندیار رحیم مشایی جوابیه ای ارسال کرده و خواستار درج آن شدند. ایشان در پاسخ به خبر چند سطری کیهان، جوابیه ای طولانی در سه صفحه 4 Aفرستاده بودند و حال آن که مطابق ماده 23 قانون مطبوعات، حجم جوابیه نباید از دو برابر حجم مطلب مورد اعتراض بیشتر باشد. اما کیهان به خاطر حفظ حرمت ریاست محترم جمهوری که آقای مشایی عنوان معاونت ایشان را داشت، متن کامل جوابیه ارسال شده را بی کم و کاست به چاپ رساند و در توضیحی که ذیل جوابیه آمده بود، ضمن اعلام خرسندی از این که آقای مشایی دعوت از هوشنگ امیراحمدی و کارسازی برای ورود او به کشور را تکذیب می کند، ابراز امیدواری کرد آقای مشایی نیز که خود از هویت هوشنگ امیراحمدی باخبر است، چگونگی دعوت از وی و صدور مجوز برای دسترسی او به مراکز علمی و تحقیقاتی کشور را پی گیری کند. کجای این درخواست جرم تلقی می شود؟!
4-با توجه به بخشنامه قائم مقام وزیرعلوم، دعوت از هوشنگ امیراحمدی و صدور مجوز برای دسترسی وی به مراکز تحقیقاتی و علمی کشور خالی از تردید است و از سوی دیگر هویت ضدانقلابی و دشمنی امیراحمدی با انقلاب و نظام اسلامی که شرح آن خواهد آمد نیز اظهر من الشمس است. بنابراین، انتظار آن بودکه دستگاه قضایی کشور آقای مشایی را به اتهام دعوت از عامل سازمان «سیا» و فراهم آوردن دسترسی وی به مراکز علمی و تحقیقاتی کشورمورد مؤاخذه قرار دهد نه آن که ، اینجانب به اتهام هشدار نسبت به خطر مورد اشاره به دادگاه کشیده و محاکمه شوم.
گفتنی است وزیروقت علوم، جناب آقای دکتر زاهدی بلافاصله بعد از خبر کیهان و اطلاع از ماجرا، با مسئولیت شناسی و تعهدی درخور تقدیر بخشنامه کذایی را لغو کرده و امتیازی را که به عامل سیا داده شده بود از وی بازپس گرفت.
5- آقای مشایی نوشته اند «اقدام حوزه مذکور از وزارت علوم قطعاً بدون ملاحظات سیاسی و ساده اندیشانه بوده است» که باید گفت؛
الف: صادرکننده بیانیه یاد شده از آشنایان هوشنگ امیراحمدی است و احتمال بی خبری ایشان از هویت امیراحمدی بسیار بعید و غیرقابل قبول به نظر می رسد.
ب: با توجه به حضور بسیاری از عوامل ضدانقلاب در خارج از کشور، چرا افراد بی اطلاع در اینگونه مسئولیت ها به کار گرفته می شوند؟
ج: جناب مشایی ریاست «شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور» را برعهده دارند، بنابراین دعوت از هوشنگ امیراحمدی نمی تواند بدون اطلاع و اجازه ایشان صورت گرفته باشد.
د: آقای مشایی سالیان متمادی عضو وزارت اطلاعات بوده است و از ایشان انتظار نمی رود که نسبت به راههای نفوذ بیگانگان به مراکز حساس و سرنوشت ساز کشور بی اطلاع بوده باشند.
هـ : جناب مشایی در سفر ریاست محترم جمهوری به آمریکا واسطه صدور دستور العملی از جانب رئیس جمهور در هامش درخواست هوشنگ امیراحمدی می شوند که با ادعای ناشناخته بودن هوشنگ امیراحمدی برای ایشان تناقض دارد.
و: اگر بی خبری آقای مشایی آنگونه که نوشته اند، صحت دارد، بنابراین و با عرض پوزش، ایشان شایستگی لازم برای حضور در مسئولیت یاد شده را ندارند.
ز: این نکته نیز گفتنی است که جناب مشایی در دعوت اخیر چند صد نفر از ایرانیان مقیم خارج کشور نیز، به مسائل یاد شده توجهی نداشته و شماری از مجرمان فراری را با هزینه هنگفت از بیت المال مسلمین به ایران اسلامی دعوت کرده بود که معلوم نیست چه کسی و کدام مرجع قانونی باید پی گیر این ماجرا و احقاق حقوق از دست رفته مردم باشد؟ امیدواریم در این زمینه نیز به جای متهم اصلی گریبان کیهان را نگیرند که چرا به اتلاف بیت المال اعتراض کرده ای؟!
ح: کیهان برای اثبات دخالت قطعی آقای مشایی در دعوت از جاسوس CIA به ایران و فراهم آوردن امکان دسترسی وی به اسرار نظام، دلایل محکم و شواهد مستند ارائه کرده است ولی آقای مشایی علی رغم وجود این دلایل و اسناد غیرقابل انکار برای تکذیب خبر کیهان فقط به فقط و صرفا به اظهارنظر خود استناد می کند! و باید پرسید در کجای دنیا، دلایل و اسناد مستحکم را با اظهارنظر شفاهی و غیرمستند برابر می نشانند؟!
تلقی اینجانب از حساسیت آقای رحیم مشایی نسبت به خبر یاد شده آن است که ایشان از هویت هوشنگ امیراحمدی و سوابق سیاه وی در مخالفت و توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران به خوبی آگاه است و می داند پای چه کسی را به مراکز حساس نظام باز کرده است و احتمالا به همین علت و برای در امان بودن از پی آمدهای ماجرا، تلاش می کند رد پای خود را در دعوت از نامبرده و فراهم آوردن زمینه های دسترسی وی به اطلاعات محرمانه نظام پاک کند. بنابراین لازم می دانم اشاره ای گذرا، و البته کاملا مستند به برخی از سوابق آقای هوشنگ امیراحمدی داشته باشم، این اشاره گذرا می تواند برای ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه، گویا و گره گشا باشد. به این پاراگراف از مقاله آقای هوشنگ امیراحمدی که در نشریه ضد انقلابی «پر» چاپ شده است توجه کنید:
«... مسئولین حکومت عقب افتاده و خونخوار ایران علیه هرآنچه ایرانی و انسانی است قیام کرده و قصد دارند نام میهن را به قهقرا ببرند و در این راه از هیچ خرابکاری و قتل و جنایتی ابا نخواهند داشت.»
هوشنگ امیراحمدی از سال 1354 ساکن آمریکا بوده و طی سال های اخیر ضمن تدریس در دانشگاه «راتگرز» ریاست «انجمن دوستی ایران و آمریکا» را نیز بر عهده دارد. به گواهی اسناد موجود ماموریت اصلی امیراحمدی به عنوان یکی از عوامل سازمان «سیا» در پروژه «گذار ایران از اسلام به لائیسته (نظام لائیک)» تعریف شده است و تلاش در راستای انجام این ماموریت را در تمامی فعالیت های سیاسی و فرهنگی هوشنگ امیراحمدی مخصوصا از سال1982 میلادی- دو سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی- تاکنون به وضوح می توان دید. کیهان در جلد 19 سلسله کتاب های نیمه پنهان که به ردیابی فعالیت های هوشنگ امیراحمدی اختصاص دارد و نیز در یادداشت ها و گزارش های مستند دیگری به شرح تفصیلی این بخش از ماموریت وی پرداخته است. در این مجال تنها اشاره می کنم که به گواهی اسناد موجود یکی از ماموریت های آقای هوشنگ امیراحمدی ، برقراری ارتباط میان افراد و گروه های ضدانقلاب مقیم آمریکا و اروپا با جریانات مخالف نظام در داخل کشور، تحت مدیریت مستقیم و بی واسطه مقامات آمریکایی و اسرائیلی و تلاش برای نفوذ در مراکز حساس جمهوری اسلامی ایران و شکار مسئولان در حلقه های دوم با هدف راهیابی به حلقه های اول بوده است.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه، لطفا توجه داشته باشید آنچه در این باره می گویم، تحلیل و تفسیر و برداشت نیست، بلکه اخبار مستند و غیرقابل انکاری است که نشان می دهد چرا کیهان نسبت به حضور این مهره نشان دار «سیا» در ایران و مخصوصا تدارک ملاقات وی با رئیس جمهور محترم و محبوب نگران است.
هوشنگ امیراحمدی بعد از تاسیس موسسه آمریکایی «مرکز مطالعات و تحقیقات مسائل ایران» با نام اختصاری «سیرا CIRA» به ریاست این موسسه منصوب می شود. او، خود درباره بخشی از فعالیت هایش- بخوانید ماموریت هایش- در این موسسه می گوید؛
«... فعالیت هایم در «سیرا» موجب شد که رابطه خوبی بین روشنفکران داخل و خارج از کشور برقرار شود. می دانید من کسی بودم که از آقای احمد شاملو دعوت کردم و او را آوردم به آمریکا، آقای محمود دولت آبادی را من آوردم به اینجا، آقای منوچهر آتشی و آقای هوشنگ گلشیری را هم من آوردم به این کشور. یعنی تمام این نیروهای خوب فرهنگی و سیاسی- ادبی ایران را من برای اولین بار بعد از انقلاب به آمریکا آوردم. آقایان شاملو، دولت آبادی و گلشیری اینجا میهمان من بودند و در خانه من اقامت کردند. این برای من افتخاری بود که... سروران بزرگی مثل آنان را به این کشور بیاورم که فکر می کنم حضور آنان در اینجا نقش بزرگی داشت در ایجاد یک رابطه خوب بین روشنفکران داخل و خارج از کشور...».نشریه ایرانیان واشنگتن چاپ آمریکا- شماره 85
به یقین ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه از هویت ضدانقلابی افراد یاد شده و نقش آنها در مقابله فرهنگی با ارزش های اسلامی و انقلابی باخبر هستند.
امیراحمدی در سال 1374، در پوشش موسسه سیرا، همایشی با عنوان «گذر از سیستم ولایت فقیه به کثرت گرایی» برگزار کرد و در این همایش که با حضور مقامات آمریکایی و سران گروه های ضدانقلاب مقیم آمریکا برپا شده بود، راه های مقابله با سیستم ولایت فقیه و جایگزینی حاکمیت لائیک در ایران اسلامی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. سمینار بعدی «سیرا» در فروردین 1375 در شهر «کاونتری» انگلستان تشکیل شد، عنوان این همایش «ایران پس از آخوندیسم» بود و «فرد هالیدی» استاد روابط بین الملل دانشگاه لندن که به نظریه پردازی علیه انقلاب اسلامی شهرت دارد، مشخصات «دوران بعد از آخوندیسم» و اهدافی که همایش یاد شده در پی آن است را این گونه شرح می دهد؛
1- پایان دادن به نقش انحصارطلبانه روحانیت و حذف ولایت فقیه
2-تغییر در نقش مساجد و حوزه های علمیه
3- پایان دادن به تفسیر واحد از اسلام و مخصوصا قرائتی که خمینی ]ره[ از اسلام دارد.
4- رشد و گسترش فرهنگ تساهل مذهبی
در این اجلاس چند تن از اعضای شناخته شده احزاب مدعی اصلاحات نظیر دکتر هادی سمتی، عضو مرکزیت حزب مشارکت، دکتر ناصر هادیان، علیرضا نامورحقیقی و عزت الله سحابی نیز حضور داشته اند.
هوشنگ امیر احمدی با ارسال نامه ای به خبرگزاری های مطرح جهان- 11 آگوست- 1998- تاکید می کند که ملاقات جنجالی و ذلت بار عباس عبدی با «باری روزن» جاسوس آمریکایی و از گروگان های لانه جاسوسی حاصل تلاش پی گیر و دوجانبه وی بوده است و انتساب این میانجی گری به «اریک رولو» سردبیر نشریه فرانسوی لوموند به پیشنهاد عباس عبدی و برای پرهیز از سوء ظن مردم ایران بوده است. امیراحمدی در این نامه آورده است؛
«این رویداد تاریخی نباید به شکل تحریف شده ای به مردم عرضه شود. من به مدت یک سال روی این رویداد کار کردم و هر دو نفر توسط اینجانب از سوی انجمن آمریکایی- ایرانی (AIC) دعوت شدند و یک همکار در تهران از ابتدای کار با من روی این رویداد کار می کرد...
به هر حال طرف ایرانی دوست نداشت به علت ملاحظاتی در روابط آمریکا و ایران، هویتش به (AIC) یا من شناسانده شود. به همین دلیل طرف ایرانی از آقای رولو درخواست کرد که هیئت را اداره کند و روابط رسانه ها را هماهنگ نماید. وانگهی «اریک رولو» برای مرکز گفتمان جهانی (CWD) کار می کند. سازمانی که کمک نمود این رویداد صورت پذیرد و به طور خیرخواهانه هزینه های آن شامل هزینه من و (AIC) را پرداخت نماید...»
گفتنی است که «سایروس ونس» وزیر امورخارجه پیشین آمریکا، رئیس افتخاری شورای ایران و آمریکا (AIC) و «رابرت پلترو» معاون سابق وزارت خارجه آمریکا، ریاست دفتر این شورا را برعهده داشته اند.
آقای هوشنگ امیراحمدی با عوامل شناخته شده موساد و مخصوصا با «استیو روزن» از مسئولان عالی رتبه آیپک- سازمان رسمی لابی اسرائیل در آمریکا- روابط بسیار نزدیکی دارد که با شرح آن اطاله کلام نمی کنم، اما از ریاست محترم دادگاه مصرانه درخواست می کنم به اسنادی که ارائه کردم مراجعه کرده و از مراکز اطلاعاتی و امنیتی نظام نیز درباره هویت هوشنگ امیراحمدی استعلام فرمایند تا معلوم شود چه کسانی و با چه اهدافی اصرار دارند پای این عامل بدنام و شناخته شده «سیا» را به نهاد ریاست جمهوری ایران اسلامی و مراکز حساس آن باز کنند. امیر احمدی در مصاحبه با هفته نامه شهروند
- شماره نوروز 87- تاکید می کند که مقدمات و تسهیلات لازم برای سفر وی به ایران به دستور آقای دکتر احمدی نژاد فراهم شده و ما می دانیم که ریاست محترم جمهوری از هویت واقعی هوشنگ امیر احمدی و اهداف او اطلاع چندانی ندارد، ضمن آن که می دانیم چه کسی این عامل سازمان «سیا» را به عنوان یک ایرانی وطن دوست و خیرخواه! به دکتر احمدی نژاد معرفی کرده است. امیر احمدی در همان مصاحبه و در پاسخ به این پرسش که آیا با آقای احمدی نژاد هم ملاقاتی داشته اید؟ می گوید: «اجازه بدهید فعلا به این سوال پاسخ ندهم» و سپس تاکید می کند که «ملاقات های بسیار خوبی داشته ام. دوستان دولتی و افراد بسیار موثری را دیدم و گفت وگوهای خوبی داشتیم»... و سوال این است که این افراد بسیار موثر دولتی چه کسانی بوده اند؟
کیهان از 9 سال قبل درباره هویت امیراحمدی و ماموریت او علیه جمهوری اسلامی ایران هشدار داده بود و تاسف آور است که امروزه با واسطه گری افراد مشکوک و یا بی خبر، شاهد حضور و ارتباط وی با مقامات برجسته کشورمان هستیم.
وکیل محترم آقای مشایی می فرمایند، خبر کیهان حاوی توهین به ایشان است که باید پرسید چگونه هشدار کیهان نسبت به حضور افرادی نظیر هوشنگ امیراحمدی را توهین تلقی می کنید، اما دعوت از این عاملCIA و فراهم آوردن دسترسی وی به اسرار نظام اسلامی را اهانت به ملت نمی دانید؟! شما با دعوت از هوشنگ امیر احمدی به ملت شریف ایران اهانت و دهن کجی کرده اید و نه کیهان که از حقوق مردم در این عرصه دفاع کرده است.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه، لطفا این موضوع را جدی بگیرید.
و بالاخره با توجه به موارد فوق الذکر، شکایت آقای مشایی از کیهان نه تنها فاقد وجاهت قانونی است بلکه ایشان به دلایل یاد شده قابل تعقیب کیفری نیز هستند.
متن دفاعیه حسین شریعتمداری در قبال شکایت شادی صدر، در شماره فردا به چاپ می رسد