قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

حمله به کیهان به نیابت از جاسوس سیا!

پس از انتشار گسترده گزارش تحلیلی کیهان در سایتهای مستقل خبری فشارهای مشکوک و در عین حال بی سابقه ای منجر به بایکوت افتضاح یک مقام بلندپایه شد... این تکذیبیه در حالی است که بشیریه به قلم خودش نوشته بود: هم اکنون اصل قرارداد موردنظرکیهان موجود است!
افشاگری از پروژه وزارت کشور دولت خاتمی برای ترور و کودتا وارد فاز جدیدی شد
چگونه اصلاح‌طلبان سکولار، تروریست شدند؟!

به گزارش صراط، افشاگری مستند «روزنامه کیهان» از پروژه «حسین بشیریه» در وزارت کشور دولت محمد خاتمی برای نظریه‌پردازی پیرامون«ترورهای سیاه»، تشکیل «گروه های مقاومت چریکی» و ایجاد «شورش های شبه نظامی» زیر پوشش و عنوان «گذار به دموکراسی» واکنش های گسترده ای به همراه داشت. در این افشاگری، سندی منتشر شد که نشان می‌دهد اصلاح‌طلبان سکولار قائل به انجام «ترور» و راه‌اندازی گروه‌های زیرزمینی برای پیشبرد پروژه دموکراتیزاسیون بوده‌اند. تحلیل کیهان از این پروژه که به «نقشه عملیاتی کودتای مخملی» مشهور است، در بیش از 50 رسانه اینترنتی، خبرگزاری ها و روزنامه های «ایران»، «وطن امروز»، «خراسان»، هفته نامه «پرتو سخن» و... باز نشر شد.

این افشاگری روزهای 29 و 30 دی ماه 1388 در 2 مقاله «روش شناسی ترورهای آکادمیک» و «ترور برای دموکراتیزاسیون» به قلم «پیام فضلی‌نژاد» در صفحه 14 «کیهان» به چاپ رسید، و سپس با مصاحبه تفصیلی فضلی‌نژاد با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) درباره جزییات سند نظریه‌پردازی برای ترورهای سیاه در وازت کشور دولت محمد خاتمی، ادامه یافت.

گسترده شدن ابعاد افشاگری کیهان، همچنین موجی از فحاشی ها و تهدیدات گروهک های اپوزیسیون مانند «جنبش سبز» و «رادیو فردا»، سایت صهیونیستی «بالاترین» و... را برانگیخت. رکیک‌ترین ناسزاهای ناموسی و شدیدترین تهدیدات توسط مدعیان اصلاحات و آزادی علیه فضلی‌نژاد منتشر شد و حتی «سازمان بازرسی کل کشور» نیز با انتشار جوابیه ای شگفت انگیز به وکالت (!) از «غلامحسین بلندیان» (معاون اسبق وزیر کشور در دولت خاتمی و معاون فعلی این سازمان)، نویسنده کیهان را فردی «علیل» و «بیمار» نامید که «سر در آخور بیگانگان دارد!»

البته در طول 3 سال گذشته، رسانه‌های اپوزیسیون پس از انتشار مقالات مستند و پژوهش‌های علمی پیام فضلی‌نژاد فقط اتهاماتی سخیف را علیه وی منتشر کرده‌اند و هیچ پاسخ مستدلی را در برابر استدلال‌های وی اقامه نکرده‌اند. تا جایی که یکبار «محمد مهدی فقیهی» (مدیر سایت انتخاب و سردبیر روزنامه تعطیل شده انتخاب) فضلی‌نژاد را دارای بیماری «شب ادراری» دانست که به سبب «روان‌پریشی» و «تکرر ادرار» علیه اصلاح‌طلبان می‌نویسد! «معصومه ابتکار» (معاون اسبق رییس جمهور) نیز وی را «آدمی که از زیر بوته سبز شده» خطاب کرده بود و «علیرضا نوری‌زاده» (جاسوس تابلودار موساد) هم او را «شکنجه‌گر»، «فاسد» و «مجنون» دانست که در نزاع‌های سیاسی «نقش عنتر قصه را بازی می‌کند.» چنین اظهاراتی، برآیند پاسخ‌هایی است که اغلب در برابر افشاگری‌های مستند این پژوهشگر موسسه کیهان منتشر شده است.

حسین بشیریه: فضلی‌نژاد یک دروغ‌گوست!

«حسین بشیریه» (محقق CIA و نظریه پرداز اصلاح طلبان) در تکذیبیه ای که روز اول بهمن در سایت های «روز آن لاین» و گروهک موسوم به «جنبش سبز» منتشر کرد، با تأیید انعقاد این قرارداد نوشت: «برطبق اصل قرارداد که موجود است، و نیز بر طبق اسناد مالی و بانکی که قاعدتاً نسخه های آن در امور مالی وزارتخانه حفظ می شود، مبلغ قرارداد مذکور 3میلیون تومان و مدت آن 12ماه بود.» وی می‌نویسد: «هدف نهایی طرح تحقیقی گذار به دموکراسی، کمک فکری به شفاف سازی فرایند‌های انتخابات در کشور در مقابل عوامل و فرایند‌هایی‌ بود که همواره انتخابات آزاد و شفاف را در کشور تهدید کرده اند.»

این تاییدیه، عملاً بر مقاله کیهان مبنی بر همکاری رسمی این عاملCIA با وزارت کشور دوره اصلاحات صحه گذاشت. تکذیب مبلغ پروژه نیز در حالی است که براساس اسناد، اولاً برآورد مالی این قرارداد توسط شخص بشیریه مبلغ 19میلیون و 170هزار تومان بوده که در قرارداد نهایی (ماده 3) به 25میلیون تومان افزایش یافت.

ثانیاً، ادعای بشیریه درباره زمان اجرای پروژه نیز کذب است، چرا که بر پایه سند «طرح پژوهشی» آن که ابتدا ذیل عنوان «شیوه های گذار و فرآیند مردم سالاری در ایران» در مورخه 26/8/1382 به «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» ارائه گشت، زمان اجرای پروژه از دی 1382تا آذر 1383(یعنی 9 ماه) برآورد شده بود، اما براساس «ماده2» قرارداد رسمی، به نحو نامعلومی این زمان تغییر کرد! برابر این ماده «مدت قرارداد 10ماه تا تاریخ 28/12/1382 تعیین می گردد.»
متن کامل تکذیبیه اول حسین بشیریه

با این حال، همراه با اوج گرفتن افشاگری کیهان، بشیریه به این تکذیبیه اکتفا نکرد و روز 5 بهمن 1388 با انتشار متنی سراسر توهین‌آمیز در سایت رسمی گروهک «جنبش سبز» (جرس)، به دفاع از خود برآمد. وی نوشت: «خوشبختانه آوازه روزنامه کیهان و نویسندگانش و برخی‌ سایت‌های وابسته به آن، به دروغ پردازی و وارد کردن تهمت و افترا و انگ زنی به آزادی خواهان و دشمنان خودکامگی، چندان گسترده شده است که دیگر نیازی به پاسخ گویی به آن یاوه سرایی‌ها نیست. در حقیقت جنبش آزادیخواهانه سبز مردم ایران چنان لرزه یی بر اندام گروه اقلیت مفت خوارن و سودجویان در افکنده است که آنها را آسیمه سر ساخته به شیوه یی که به هر دری میزنند و به هر دستاویزی دست می یازند تا مگر از ترس و هراسی که سرا پایشان را در بر گرفته است اندکی‌ بکاهند و آرامشی دروغین بیابند. پیشینه دروغ پردازی‌های روزنامه و نویسندگان و سایت‌های نامبرده درباره نگارنده بسیار دراز است و برگی از دفتر بلند دشمنی ها و ستیزه‌های اقلیتی بی مایه با اندیشه آزاد و آزاد اندیشی‌ به شمار میرود.»

پس از این فحاشی‌ها که نشان از گران تمام شدن افشاگری کیهان برای «حسین بشیریه» داشت، این جاسوس سارمان سیا ادامه داد: «از این رو داستان پردازیهای تازه آنها در باره قرار دادهای چندین میلیونی و تهمت‌های خنده آور دیگرشان که بر آمار و ارقام و اسامی واهی و موهوم و اسناد و مدارک خیالی و دروغین و ساختگی استوار است.»

ظاهرا بشیریه از فرط عصبانیت، تکذیبیه اول خود را از یاد برده بود که در آن صراحتا به قرارداد خود با وزارت کشور دولت اصلاحات اشاره کرد و حتی نظریه‌پردازی برای ترورهای سیاه را نیز تکذیب نکرد.
 

متن کامل تکذیبیه دوم حسین بشیریه

معاون سازمان بازرسی، فضلی‌نژاد را «علیل»، «بیمار» و «سر در آخور بیگانگان» نامید!
در حالی که «حسین بشیریه» با تأیید این قرارداد، در تکذیبیه اول خود حتی از وجود اسناد بانکی آن در بخش امور مالی وزارت کشور سخن گفته، «سازمان بازرسی کل کشور» در اقدامی عجیب و غیرقانونی، به دفاع از اقدامات «معاون» فعلی خود در زمان مسئولیتش در دولت اصلاحات پرداخت(!) و مدعی عدم انعقاد چنین قراردادی شد! «روابط عمومی» این سازمان طی بیانیه ای رسمی که به رسانه ها ارسال شد، از قول «غلامحسین بلندیان» (معاون اسبق وزیر کشور) و با فحاشی علیه «نویسنده کیهان» نوشت:«تراوش چنین افکاری که متهم کردن خدمتگزاران انقلاب اسلامی را در پی دارد، زاییده افکار «علیل» و «بیماری» است که دل در گرو انقلاب و ایران ندارد و سر در آخور بیگانگان دارند و آرامش و امنیت کشور را برنمی تابند.»

معلوم نیست بنابر کدام قانون و ضابطه، در موضوعی که به هیچ وجه ربطی به وظایف «سازمان بازرسی کل کشور» ندارد، روابط عمومی آن اقدام به فرستادن جوابیه ای چنین سست و توهین آمیز به رسانه ها می کند؟! آن هم سازمانی که در برابر پرسش های مرتبط با وظایف خود، عمدتاً سکوت اختیار کرده است! چرا «سازمان بازرسی کل کشور» خود را موظف به دفاع از همکاری یک عامل تابلودار CIA با برخی مقامات وزارت کشور دولت «محمد خاتمی» می بیند؟» جالب است که اقدام خلاف قانون و توهین آمیز روابط عمومی این سازمان را اکثر رسانه ها برنتابیدند و جز سایت «تابناک»، (وابسته به محسن رضایی) و سایت «خبر آن لاین» آن جوابیه را منتشر نکردند.

بنابراین، «غلامحسین بلندیان» مجبور شد تا شخصاً و بدون «سوءاستفاده» از عنوان «سازمان بازرسی کل کشور» جوابیه ای دیگر در پاسخ به افشاگری کیهان بنویسد. وی در این نامه نیز با حدس و گمان و استناد به یک «تماس تلفنی نامعلوم»، مدعی عدم عقد این قرارداد می گردد و می نویسد:
«در این مورد برای روشن شدن موضوع، با دفتر مطالعات سیاسی و اداره کل امور مالی وزارت کشور تماس گرفتم و آنها پس از بررسی تا آخر وقت روز شنبه3بهمن 1388، منکر وجود چنین قرارداد و پروژه ای با شخص مذکور شدند.» معاون اسبق وزیر کشور در جوابیه اش، بازهم مانند سایت های اپوزیسیون به فحاشی روی آورد و خیال کرد که با چنین اهانت هایی می تواند استنادات و استدلال های «پژوهش آکادمیک» کیهان پیرامون «ترورهای سیاه» و تدوین نقشه عملیاتی کودتای مخملی را در دوره مسئولیتش مخدوش سازد. این جوابیه توهین آمیز هم با بی اعتنایی رسانه های ارزشی مواجه شد. فقط سایت های گروهک «جنبش سبز» به جای نقد مستدل این مقالات، موجی از فحاشی های رکیک و تهدیدها را علیه کیهان و نویسنده اش منتشر کردند.

- متن کامل جوابیه سازمان بازرسی کل کشور در سایت تابناک
- متن کامل تکذیبیه بلندیان در خبر آن‌لاین

واکنش پرتناقض و سراسیمه بلندیان در حالی است که «حسین بشیریه» هم در جوابیه اخیر و هم در مقدمه کتاب هایش به پروژه ها و قراردادهای خود با وزارت کشور در دوره اصلاحات مفصلاً اشاره کرده است. جای این سؤال باقی است که اگر ادعای معاون اسبق وزیر کشور در تکذیبیه اش دروغ نباشد، چرا این اسناد که نسخه هایی از آن نزد شاگردان پیشین بشیریه مثل فضلی نژاد موجود است، در وزارتخانه موجود نیست؟! چه بلایی بر سر آن ها آمده؟! بهتر است «سازمان بازرسی کل کشور» به جای صدور بیانیه های غیرقانونی و توهین آمیز، بنابر وظیفه اش به دنبال سرنوشت این اسناد تکان دهنده باشد و وزارت کشور نیز که تحت مدیریت اصولگرایان است، نسبت به اظهارات متناقض بلندیان و بشیریه واکنش نشان دهد.

بنابراین، تنها نکته ای که در این میان نه تنها تکذیب نشد، بلکه تأیید هم گشت، اصل افشاگری روزنامه کیهان مبنی بر «نظریه پردازی اصلاح طلبان برای ترورهای سیاه» و تدوین «نقشه عملیاتی کودتای مخملی» در وزارت کشور دوره اصلاحات بود که با کپی برداری ناشیانه از دستورالعمل شماره 2/10 «شورای امنیت ملی آمریکا» صورت گرفت.

اکبر گنجی در رادیو فردا: توهم توطئه دارند!


سایت اینترنتی شفاف (اتاق شیشه‌ای خبر) که هویت سیاسی مشکوکی دارد نیز تیتر زد «شانس آوردیم که مدیرمسئول کیهان مسئولیت قضایی ندارد!» این سایت با نقل بخش‌هایی از مقاله فضلی‌نژاد در کیهان (30 دی 88) با عنوان «ترور برای دموکراتیزاسیون» نوشت: «ایراد اتهام به دیگران برای روزنامه کیهان شاید آسوده تری کاری باشد که انجام می دهد و این در حالی است که به عقیده بسیاری از چهره های معتدل و میانه رو برخی نوشتارها و رفتارهای افراطی دقیقاً خلاف مصالح و منافع ملی کشور است.» این سایت اشاره نکرد که چرا افشای مستند یک پروژه ضدامنیتی در وزارت کشور دوره اصلاحات، خلاف مصالح ملی است. آیا چون این افشاگری پرده از چهره مدعیان دموکراسی برداشته و ذات خشونت‌گرای آنان را نشان داده است، اقدامی خلاف منافع ملی کشور است؟! این مقاله در وب‌سایت رسمی «جامعه زنان انقلاب اسلامی» (گروهک اعظم طالقانی) نیز منتشر شد.

روند تکراری اتهام‌زنی اپوزیسیون

مانند همیشه، هیچ یک از منتقدان و مخالفان این افشاگری در خارج و داخل ایران نتوانستند ادله‌ای برای انکار سند تکان‌دهنده وزارت کشور دوره اصلاحات مبنی بر مشروعیت ترور در فرآیند دموکراتیزاسیون اقامه کنند. از این رو، با زدن اتهاماتی مانند «دروغ‌گو» و نسبت دادن اوصافی مانند «متوهم» و... کوشیدند تا تئوری‌های خشونت‌ورز اصلاح‌طلبان را توجیه کنند. در طول 3 سال گذشته، رسانه‌های اپوزیسیون پس از انتشار مقالات و پژوهش‌های فضلی‌نژاد اتهامات سخیفی را علیه وی منتشر کرده‌اند، تا جایی که یکبار محمد مهدی فقیهی، مدیر سایت انتخاب، فضلی‌نژاد را دارای بیماری «شب ادراری» دانست که به سبب «روان‌پریشی» و «تکرر ادرار» علیه اصلاح‌طلبان می‌نویسد. عطالله مهاجرانی، عبدالکریم سروش و محسن کدیور به پیروی از جان کین، فضلی‌نژاد را «سخنگوی نیروهای امنیتی پشت صحنه» معرفی کرده‌اند. معصومه ابتکار نیز وی را «آدمی که از زیر بوته سبز شده» خطاب کرده بود و علیرضا نوری‌زاده هم او را «شکنجه‌گر»، «فاسد» و «روانی» دانست!

این «ادبیات پشت وانتی» و اتهامات کذب که هیچ کدام از آنها تا امروز از سوی مدعیان آن اثبات نشده، همه آن چیزی است که منتقدان و مخالفان فضلی‌نژاد علیه پژوهش‌های مستند او ارائه کرده‌اند.

پیام فضلی‌نژاد چه سندی را فاش کرد؟

پژوهشگر سیاسی موسسه کیهان، روزهای 29 و 30 دی ماه 1388 در 2 مقاله «روش شناسی ترورهای آکادمیک» و «ترور برای دموکراتیزاسیون» در صفحه 14 «کیهان» سندی تاریخی متعلق به وزارت کشور دوره اصلاحات را منتشر کرد. این سند نشان می دهد که اصلاح‌طلبان سکولار در دوران حاکمیتشان با محوریت حسین بشیریه برای تشکیل گروه‌های موسوم به گروههای چریکی، ایجاد «شورش‌های شبه نظامی» و انجام «ترورهای سیاه» نظریه‌پردازی می کرده اند.

پیام فضلی‌نژاد در توضیح جزییات بیشتر این سند گفت که در 26 آبان 1382، دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور به درخواست عبدالواحد موسوی لاری (وزیر وقت کشور) پروژه‌ای مطالعاتی با عنوان «گذار به دموکراسی» را تعریف کرد که اجرای آن طی قراردادی رسمی، از سوی غلامحسین بلندیان (معاون وقت وزیر کشور) به حسین بشیریه (محقق عضو CIA) سپرده شد.

نویسنده پرفروش‌ترین کتاب سیاسی سال در خصوص اصلی‌ترین بخش این سند اظهار داشت: حسین بشیریه، از پدران فکری اصلاح‌طلبان، در این سند می‌نویسد که اصلاح‏طلبان برای فروپاشی رژیم غیردموکراتیک و در «فرآیند گذار» باید به سوی «تشکیل نیروهای نظامی رقیب درون کشور یا در کشورهای همسایه» بروند، «هسته‏های مقاومت چریکی و شبه نظامی بر ضد رژیم» پدید آورند، در میان نیروهای مسلح و ارتش شکاف ایجاد کنند، چنددستگی های اجتماعی را به درون نیروهای نظامی نیز گسترش دهند و حتی بخشی از ارتش را به شورش علیه رژیم غیردموکراتیک ترغیب کنند.

فضلی‌نژاد تاکید کرد که "بازتاب دستورالعمل 2/10 «شورای امنیت ملی آمریکا» نوشته جورج کنان مبنی بر ایجاد «هسته های مقاومت چریکی» و «جوخه‏های مرگ جامعه مدنی» در تئوری دموکراتیزاسیون اصلاح‏طلبان سکولار مشهود است."

این پژوهشگر سیاسی درباره بودجه این پروژه نیز گفت: چکیده نظریه وزارت کشور که به صورت رسمی در زمان وزارت عبدالواحد موسوی لاری و در 26 دی 1382 نوشته شده، نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان سکولار قائل به انجام ترور برای پیشبرد پروژه دموکراتیزاسیون بوده‌اند.

نویسنده کتاب «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی» افزود: برآورد حسین بشیریه از بودجه پروژه، مبلغ 19 میلیون و 170 هزار تومان بود، اما براساس قرارداد، غلامحسین بلندیان (معاون وقت برنامه‌ریزی و پشتیبانی وزارت کشور) در 28/12/ 1382 مبلغ 25 میلیون تومان برای تهیه متن جامع این نظریه از بودجه آن وزارتخانه به بشیریه باید پرداخت می‌کرد.

فضلی‌نژاد به افشای جزئیات دیگری از سایر هزینه های این پروژه پرداخت و گفت که 500 مسافرت درون شهری توسط بشیریه برای همکاران این پروژه درنظر گرفته شد که سال 82 در یک مورد مشخص که بشیریه نوشته، 500 هزار تومان فقط هزینه ایاب و ذهاب آن به وزارت کشور تحمیل گشت. 1میلیون و 920 هزار تومان فقط هزینه حق الزحمه اجرایی این طرح بوده که کل آن 100 صفحه هم نشده. در برآورد هزینه از مجموع 25 میلیون تومان، بخش مهم آن به حسین بشیریه تعلق گرفته بود.

این پژوهشگر سیاسی با بیان این که امثال حسین بشیریه و یوسف مولایی، آبروی دموکراسی و دموکراتیزاسیون را با کپی‌برداری‌های خود از روی دستورالعمل‌های مدیران CIA برده‌اند، گفت که آقایان خجالت نمی‌کشند نظریه سال 1948 جورج کنان را در سال 2004، یعنی 58 سال بعد کپی می‌کنند و به عنوان تئوری «گذار به دموکراسی» به خورد دانشجویان می‌دهند؟

عضو دفتر پژوهش‌های موسسه کیهان با طرح این سوال که "شرم نمی‌کنند برای جنگ‌های شبه‌نظامی تئوری‌بافی می‌کنند و اسم خود را دموکرات می‌گذارند؟" تصریح کرد: این‌ها مولدان خشونت هستند، بعد دم از خشونت‌پرهیزی می‌زنند و نقش آدم‌های خوب را بازی می‌کنند؟ سند از این آشکارتر که می‌گویند باید جنگ زیرزمینی علیه جمهوری اسلامی راه انداخت؟ آقایان بروند کتاب آن را بخرند تا ببینند چه کسی توهم توطئه دارد. در روز روشن نقشه براندازی نظام را در وزارت کشور می‌کشند، بعد انتظار دارند ما سکوت کنیم.

فضلی‌نژاد اظهار داشت: آن زمان سهراب رزاقی رییس دفتر مطالعات سیاسی آن وزارتخانه بود که 436 هزار یورو از موسسه صهیونیستی "هیفوس" در هلند دریافت کرد تا نیروی سازمانی براندازی نرم را زیر پوشش و عنوان "سازمان‌های غیردولتی" در ایران تربیت کند و به جرم «ارتباطات غیرقانونی با بیگانگان» بازداشت هم شد. وی در تاریخ 18/12/1380 از وزیر کشور با حفظ سمت حکمی دیگر را با عنوان «مدیر پروژه حمایت از توسعه پایدار» در چارچوب «مرکز ارتباطات و منابع سازمان‌های جامعه مدنی» دریافت کرد. رزاقی رابط دولت اصلاحات با «مرکز اطلاعات سازمان ملل» در تهران و رابط روشنفکران سکولار با موسسات صهیونیستی مانند هیفوس بود.

این پژوهشگر سیاسی ادامه داد: فرآیند تدوین نقشه عملیاتی "گذار به دموکراسی" در وزارت کشور دولت اصلاحات در 4 مرحله زیر نظر "حسین بشیریه" و با همکاری 4 پژوهشگر دیگر، از آبان 1382 تا آذر 1383 به طول انجامید و فقط در 1 مورد، 25 میلیون تومان برای این دستورالعمل 100 صفحه‏ای برآورد شد. چنانکه گفتم در این دستورالعمل، بشیریه باب نظریه‏پردازی برای ترورهای سیاه را گشود.

شاگرد شابق عبدالکریم سروش با افشای هویت یکی از همکاران وزارت کشور در تهیه این سند ادامه داد که "یوسف مولایی" وکیل سابق اکبر گنجی و منصور اصانلو و نویسنده روزنامه توقیف شده اعتماد ملی، به عنوان مشاور در این پروژه حضور داشته است و با "حسین بشیریه" که مجری طرح بود، همکاری نزدیک داشت.

فضلی نژاد با یادآوری این که پروژه مذکور نقشه عملیاتی براندازی جمهوری اسلامی است، اضافه کرد: این پروژه 3 همکار دیگر هم داشت؛ 2 نفر آن‌ها که با عنوان «همکار اجرایی» و با مدرک لیسانس علوم سیاسی در طرح حضور داشتند، زن بودند که در انجام مصاحبه و تهیه پرسش‌نامه‌ها کمک کردند. نفر دیگر که «همکار علمی» با درجه دانشگاهی فوق لیسانس رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران بود، جنسیت مرد دارد.

این پژوهشگر سیاسی گفت که "بر اساس تجربه تاریخی مثلث جاسوسی CIA، موساد و MI6 از «روشنفکران سکولار» (شهروندان مورد اعتماد خود) به عنوان اعضای «جوخه‏های مرگ جامعه مدنی» برای اجرای «ترورهای آکادمیک» استفاده کرده‌اند. از این رو، می‌بینیم این استراتژی‌ها را کپی‌برداری کرده‌اند و به عنوان نظریه منتشر کردند."

وی با اشاره به وابستگی فکری سید محمد خاتمی به حسین بشیریه تاکید کرد: بشیریه در سال 1982 دکترای تئوری سیاسی را از دانشگاه لیوریون انگلستان گرفته که یکی از محافل ماسون‌هاست. می‌بینیم ادامه همان خط را هم پی‌ می‌گیرد. محمد خاتمی، یکی از شاگردان بشیریه محسوب می‌شود و اگر به کتاب او (سیر اندیشه سیاسی در غرب) نگاه کنید، رد پای بسیاری از آرای کلیدی بشیریه را می‌بینید؛ گرچه خود بشیریه کپی‏کننده تئوری‌های پدران لیبرالیسم سیاسی در قرن بیستم بوده است و خاتمی هم یک مصرف‏کننده بیش نبوده است. اساسا بشیریه نظریه‌پرداز ماهنامه وی به نام «آئین» از دهه 1370 و قبل از ریاست جمهوری خاتمی بود و ارتباطات آنان بعدها هم ادامه یافت.

فضلی نژاد افزود: همین‌طور، بشیریه نظریه‌های لیبرالیستی خود را از سال 1370 در ماهنامه «اطلاعات سیاسی- اقتصادی» طرح کرد و آقای سیدمحمود دعایی برای او این فرصت را فراهم کرد، همین آقای جواد اطاعت هم از شاگردان بشیریه بوده است. «سعید حجاریان» هم همین‌طور. محمدعلی کدیور هم شاگرد او بوده است. شما می‌بینید شاگردان بشیریه در نهادهای حساس کشور حضور داشته‌اند و وقتی به کارنامه فکری آنان نگاه می‌کنید، ادامه راه استادشان را رفته‌اند 
منبع:http://www.seratnews.ir/fa/pages/?cid=1443
اکبر گنجی هم با نگارش مقاله‌ای طولانی در رادیو فردا، این افشاگری‌ها را ناشی از «توهم توطئه» و برآمده از «کارخانه دشمن‌سازی جمهوری اسلامی» دانست. گنجی که این جملات کلیشه‌ای را سالهاست که به شکل خسته کننده‌ای تکرار می‌کند، در این مقاله مدعی است که "روشن است که نمى توان دگراندیشان را سرکوب، زندانى، شکنجه، ترور و... کرد و آن را به گردن خود مخالفان یا دشمنان خارجى انداخت. اگر بر سر این نکته ى کلیدى اتفاق نظر وجود داشته باشد ، هم چنان پرسش هاى اندیشه سوز دیگرى وجود دارد که نیازمند پاسخ هستند: «گفتمان دشمن» (تهاجم فرهنگى غرب، شبیخون فرهنگى غرب، پایگاه دشمن، عوامل دشمن، صداى دشمن، طرح هاى دشمن، خواست هاى دشمن، مرزبندى با دشمن، بیدارباش در مقابل دشمن، و...) معلول کدام علل و دلائل است؟ پیامدهاى نظرى و عملى این گفتمان براى مردم ایران چه بوده است؟ این موضوع را به تفصیل پى خواهیم گرفت."

واکنش‌های همسو: سایت‌ شفاف و اعظم طالقانی!
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد