قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

استراتژی نیروهای مبارز علیه سلطنت پهلوی

 خط مشی حزب توده
حزب توده با اعتقاد به اصول مارکسیسم - لنینیسم درصدد تغییر اساسی جامعه در جهت دستیابی به جامعه کمونیستی بود. آنها برای رسیدن به هدف نهایی خود، مراحلی را در نظر داشتند که حزب باید طی می کرد. این مراحل استراتژیک به قرار زیر بود؛

1- تشکیل حزب پیشاهنگ

2- پیوند با طبقه کارگر

3- گسترش مبارزات صنفی و سیاسی و رشد و توسعه تشکل های کارگری و اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری

4- پیوند حزب پیشاهنگ و تشکل های کارگری و به دست گرفتن هژمونی مبارزات طبقاتی

5- ایجاد زمینه و آمادگی برای قیام نهایی

6- مبارزه قهر آمیز و نبرد نهایی و سرنگونی نظام حاکم

7- به دست گرفتن قدرت توسط حزب پیشاهنگ و نماینده طبقه کارگر.

این مراحل تاریخی در یک استراتژی درازمدت بود اما اینکه در هر مرحله از چه روش های مبارزاتی استفاده شود، بستگی به شرایط خاص و حوادث و ملاحظات زمانی و مکانی داشت که رهبران حزب در هر برهه آن را تشخیص داده و عمل می کردند. حزب توده در دوران فعالیت خود عمدتاً به مبارزات سیاسی و صنفی پرداخت، مبارزه مسلحانه را در آخرین مرحله مبارزه و در نبرد نهایی جایز می دانست و مبارزه مسلحانه چریک های فدایی خلق و سایر گروه های مبارز را امری زودرس، نادرست و حتی زیان بار می دانست.

نشریات حزب توده این نکات را چنین بیان کرده اند؛

«حزب توده با توجه به اصول مارکسیسم- لنینیسم اولین گام مبارزات طبقاتی را در تشکیل حزب پیشاهنگ طبقه کارگر می دانست.»

اما این حزب خصوصیات و وظایفی داشت که چنین تبیین شده بود؛

«حزب پیشاهنگ آگاه طبقه کارگر است و به تئوری انقلابی یعنی مارکسیسم- لنینیسم مجهز است.

حزب، پیشاهنگ سازمان یافته طبقه کارگر است.

حزب، عالی ترین شکل سازمانی طبقه کارگر به شمار می رود.

قانون اساسی زندگی درونی حزب سانترالیسم دموکراتیک است.

روش سیاسی حزب طراز نوین بر پایه تاکتیک انقلابی استوار است یعنی استفاده از همه امکانات و همه شیوه های مبارزه، با در نظر گرفتن تناسب نیروهای خودی و دشمن به شرایط مشخص هر لحظه از مبارزه به منظور در هم شکستن قدرت دولتی و سرنگون ساختن طبقات استثمارگر و به دست گرفتن قدرت دولتی به دست طبقه کارگر.

حزب طراز نوین طبقه کارگر می تواند در انطباق تاکتیک انقلابی با شرایط مشخص یک جامعه در این لحظه یا آن لحظه تاریخی به این یا آن شیوه مبارزه توجه عمده معطوف دارد. مثلاً در آستانه انفجارهای انقلابی به مسلح کردن توده ها و آماده ساختن آنان برای قیام مسلح یا در شرایط مشخص اجتماعی- سیاسی و جغرافیایی به پرداختن به نیروهای پارتیزانی یا در لحظه یی مناسب به وارد آوردن ضربه های فلج کننده (درصورت وجود نیرو و آمادگی توده ها برای استفاده از چنین ضربه یی) یا در شرایط وجود حداقل امکانات دموکراتیک به شرکت فعال در انتخابات و گسترش مبارزه پارلمانی و تلفیق این مبارزه با مبارزات توده یی وسیع مطالباتی و سیاسی خارج از پارلمان مانند تظاهرات و نمایشات، اعتصابات و...»32

«حزب توده ایران به پیروی از تاکتیک لنینی انقلاب هیچ شیوه مبارزه را مطلق نمی کند و در هر لحظه معین استفاده از هر شیوه مبارزه را به شرط آنکه به گسترش نیروهای انقلابی، و به تضعیف نیروهای دشمن انقلاب بینجامد درست می داند.»33

«تنها از این راه ممکن است که توده ها با تجربه شخصی خود که در میدان مبارزات روزمره برای خواسته هایشان به دست می آورند، به ضرورت سرنگونی رژیم موجود آگاهی یابند و گام به گام برای رسیدن به این هدف به فعالیت خود بیفزایند.»34

«به نظر ما کوشش پیگیر پیشاهنگ برای روشن کردن اذهان کارگران و دهقانان و سایر قشرهای زحمتکش شهر و ده و راهنمایی آنان به مبارزات پردامنه تر برای گرفتن حقوق صنفی و اجتماعی و سیاسی خود، نه تنها با مبارزات سیاسی او در جهت سرنگونی رژیم تضاد ندارد بلکه یکی از مهم ترین عناصر پایه یی این مبارزه به شمار می رود. کم بها دادن به ارزش اجتماعی و سیاسی مبارزات صنفی و اجتماعی و سیاسی زحمتکشان نه تنها زیان بخش بلکه خطرناک است....

در این زمینه هر وسیله یی اعم از نشریات مخفی یا بهره برداری از امکانات نیمه علنی و حتی علنی و قانونی، استفاده از مجامعی که خود رژیم ایجاد می کند برای بیان ولو محدود این نظریات و هر وسیله دیگری از این نوع جایز است.»35

ج- استراتژی های برانداز و قهرآمیز حزب ملل اسلامی
این حزب در اواخر سال 1340 اولین نشست تشکیلاتی خود را در قالب کمیته مرکزی حزب در تهران برگزار کرد. رهبری حزب جوانی به نام سیدمحمدکاظم موسوی بجنوردی بود. این حزب که هدف خود را برپایی حکومت اسلامی قرار داده بود از ابتدا تلاش کرد کار خود را براساس دانش تشکیلاتی و نظم و برنامه سامان دهد. برنامه های خود را در عرصه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... در 65 ماده مدون کرده بود. استراتژی اصلی آنها سرنگونی رژیم پهلوی از طریق مبارزه مسلحانه و قیام مسلحانه بود.

برای این استراتژی سه مرحله پیش بینی شده بود؛

- مرحله آموزش و ازدیاد نیرو و به عبارتی کادرسازی. در این مرحله از طریق جلسات مختلف و دعوت نیروهای مستعد به آموزش آنها همت گماشته و از طریق نشریات درون حزبی و مطالعات جنبی این نیروها سازماندهی می شوند.

تشکیلات حزب دارای رده بندی بود و با رعایت اصول مخفی کاری شکل گرفته بود. اعضای حزب هر کدام با یک شماره رمز شناخته می شدند و هر کدام در یک حوزه حزبی زیر نظر مسوول مربوطه فعالیت داشتند.

2- مرحله استعداد یا آمادگی رزمی، تدارک امکانات و زمینه های قیام مسلحانه. در این مرحله افراد عضوگیری شده باید با آموزش های نظامی و رزمی نیز آشنا می شدند. همچنین حزب به تدارک اسلحه و امکانات لازم برای گسترش حزب و تشکیل هسته های نظامی و عملیاتی می پرداخت.

3- مرحله ظهور یا مبارزه مسلحانه علنی و آشکار یا قیام توده یی مسلحانه علیه رژیم حاکم. در این مرحله مردم به رهبری حزب وارد درگیری آشکار علیه قوای دولتی شده و به نبردی بی پایان تا سرنگونی حاکمیت ادامه می دهند.

مرحله سوم استراتژی خود به سه مرحله کوچک تر تقسیم می شد؛

1- اعلام موجودیت حزب و دعوت از مردم برای پیوستن به مبارزه مسلحانه و درگیری آشکار با قوای دولتی. حزب که تا این زمان به صورت مخفیانه فعالیت کرده، گسترش یافته و از طریق ارتباطات فردی به عضوگیری و معرفی خود پرداخته است، به صورتی عمومی و علنی موجودیت خود را به اطلاع عموم مردم و طبعاً رژیم حاکم می رساند.

2- عملیات تخریبی علیه دستگاه ها و نهادهای حاکمیت و ارعاب نیروهای حاکمیت. با اعلام موجودیت حزب درگیری علنی با رژیم حاکم آغاز می شود. حزب با کمک نیروهای آموزش دیده و رزمی خود دست به یکسری عملیات نظامی و تخریبی می زند تا هم قوای حاکم را مرعوب و متزلزل کند و هم نیروهای مردمی را به یاری خود فراخواند.

3- شروع مبارزه مسلحانه توده یی علیه حاکمیت و استمرار آن تا پیروزی نهایی. در این مرحله که هدف نهایی استراتژی براندازی رژیم سلطنتی بود، مردم وارد صحنه شده و به رهبری حزب به نبرد با قوای دولتی می پردازند و تا سرنگونی آن پیش می روند.

این حزب در شروع کار خود، زمانی که در مرحله اول و دوم استراتژی خود به کار عضوگیری و آموزش آنها مشغول بود، به خاطر بازداشت اتفاقی یکی از عناصر تشکیلاتی و لو رفتن رمزهای سازمانی در مهرماه 1344 لو رفت. دستگیری اعضای حزب توسط ساواک آغاز شد. سرانجام کادر مرکزی حزب نیز پس از یک درگیری نظامی چندساعته با نیروهای دولتی در کوه های شمال تهران بازداشت شدند.36

سازمان چریک های فدایی خلق
این سازمان از بدو تاسیس به مبارزه مسلحانه علیه رژیم سلطنتی اعتقاد داشت و در سال 1349 هسته یی نظامی تشکیل داده و به جنگل های سیاهکل اعزام کرد. اما در آنجا اعضای هسته شناسایی شده و طی درگیری با پلیس بازداشت شدند. این سازمان در ادامه راه نیز همچنان بر مشی مسلحانه تاکید می ورزید هرچند نسبت به شیوه مبارزه مسلحانه تغییراتی ایجاد کرد.

پرویز پویان با نگارش جزوه «ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا» تبیینی از ضرورت مبارزه مسلحانه داد که بر مبنای آن استراتژی خاصی نیز شکل گرفت. او در این جزوه خط مشی حزب توده را که بر مبنای ضرورت حفظ پیشتاز در طول مبارزات بود، به نقد کشید. اصولی که استراتژی مبارزه مسلحانه این سازمان را در ابتدا پایه ریزی می کرد، عبارت بودند از؛

1- بر اساس تحلیل این سازمان جامعه ایران تحت تسلط امپریالیسم به رهبری امریکا و سرمایه داری وابسته به آن است.

2- ابزار حکومت و سلطه برای سرکوب مبارزات مردم، پلیس امنیتی است که ویژگی اصلی آن میلیتاریسم و نظامی گری و خشونت است.

3- اصلی ترین مشکل مبارزه عدم ارتباط روشنفکران و پیشاهنگان مبارزه با طبقه کارگر و زحمتکش است.

4- علت این عدم ارتباط سلطه پلیسی- امنیتی است که خود را قدرت مطلقه و شکست ناپذیر نشان می دهد. این سلطه هم موجب ترس و هم موجب یأس و نومیدی مردم و طبقات زحمتکش از اعتراض و مخالفت با رژیم می شود. پرویز پویان؛ «سلطه مطلق دشمن که بازتاب خود را در ذهن کارگران به صورت ناتوانی مطلق آنان برای تغییر نظم، مستقر می کند، تاثیر بی واسطه اش تسلیم کارگران به فرهنگ دشمن است.»37

5- کار پیشاهنگ شکستن این نمایش قدرت مطلقه پلیس است. برای این کار او باید با فدا کردن خود عملاً به پلیس ضربه بزند و شکست عملی او را به طبقات زحمتکش نشان بدهد.

«اعمال قدرت انقلابی نقشی دوگانه را بر عهده می گیرد؛ از سویی خودآگاهی پرولتاریا را به عنوان یک طبقه پیشرو به آنها باز می دهد، و از سوی دیگر آنان را وا می دارد تا به خاطر تثبیت آینده خویش، برای تثبیت پیروزی مبارزه یی که درگیر شده اند، نقش فعال ایفا کنند.»

«با هر ضربه به دشمن سلطه مطلق او در اذهان توده انقلابی تجزیه می شود و آنان را یک گام به سوی شرکت در مبارزه به پیش می آورد.»

احمدزاده؛ «باید در عمل نشان داد که قهر ضدانقلابی را می توان شکست داد، باید نشان داد که ثبات و امنیت فریبی بیش نیست. در جریان این عمل است که آن انرژی تاریخی توده که در پشت این سد عظیم قدرت سرکوب کننده انباشته شده، اما ساکت و ساکن است، به تدریج جریان یافته و در همین جریان است که توده به تدریج و در بطن مبارزه مسلحانه طولانی بر خود، بر نقش تاریخی و بر قدرت شکست ناپذیر خود آگاهی پیدا می کند.»38

6- عملیات سازمان پیشاهنگ علیه دستگاه پلیسی حاکم، واکنش پلیس را به دنبال دارد.

«از طریق اعمال قهر ضدانقلابی بر عناصر مبارز، فشار خود را بر همه طبقات و اقشار زیر سلطه افزایش می دهد. به این ترتیب او به تضادهای این طبقات با خود شدت می بخشد و با ایجاد اتمسفری که ناگزیر از ایجاد آن است، آگاهی سیاسی توده را جهش وار به پیش می برد».39

7- این وضعیت روز به روز گسترده تر می شود. به تدریج زحمتکشان و مردم وارد عرصه مبارزه می شوند. «توده به مبارزه روی می آورد، نیروی خود را در اختیار پیشاهنگانش می گذارد و با شرکت فعالانه خویش، استراتژی مشخص مبارزه انقلابی را تثبیت می کند».

احمدزاده؛ «در شرایط کنونی هر مبارزه سیاسی به ناچار باید بر اساس مبارزه مسلحانه سازمان یابد و تنها موتور کوچک مسلح است که می تواند موتور بزرگ توده ها را به حرکت درآورد. شرایط ذهنی انقلاب در طی عمل مسلحانه به کمال شکل خواهد گرفت، پیشرو واقعی، پیشرویی که پیوند عمیق با توده ها دارد و قادر به برانگیختن و هدایت وسیع توده باشد تنها در طی عمل مسلحانه، در جریان کار سیاسی- نظامی می تواند به وجود آید.»40

8 با ورود مردم به عرصه مبارزه، نیاز به رهبری منسجم آشکارتر می شود. بنا به این ضرورت سازمان های پیشاهنگ متحد می شوند. به تدریج با پیشرفت امر مبارزه و اتحاد سازمان های مبارز، حزب طبقه کارگر شکل می گیرد و رهبری مبارزات پرولتاریایی را بر عهده می گیرد.

پرویز پویان در جزوه رد تئوری بقا نظریه یی را که معتقد است اصلی ترین کار حفظ سازمان پیشتاز و رهبری است بدون اینکه این رهبری وارد عملیات علیه دشمن شود، مردود می شمرد. این نظریه مبنای گزینش مبارزه مسلحانه به عنوان استراتژی چریک های فدایی خلق قرار گرفت. احمدزاده نیز براساس همین تحلیل خط مشی چریکی را تشریح می کند؛

«تجربیات انقلابی معاصر و تجربیات خود ما راه کلی استراتژی عام انقلاب را به ما نشان می دهد. این تجربیات نشان داده اند که نه با کار مسالمت آمیز و نه با کار صرفاً سیاسی و نه با کار مخفی، نمی توان به پیشرو مردم تبدیل شد و شرایط را به اصطلاح برای مبارزه مسلحانه توده یی فراهم کرد. در شرایط کنونی هر مبارزه سیاسی به ناچار باید بر اساس مبارزه مسلحانه سازمان یابد و تنها موتور کوچک مسلح است که می تواند موتور بزرگ توده ها را به حرکت درآورد. شرایط ذهنی انقلاب در طی عمل مسلحانه به کمال شکل خواهد گرفت، پیشرو واقعی، پیشرویی که پیوند عمیق با توده ها دارد و قادر به برانگیختن و هدایت وسیع توده باشد تنها در طی عمل مسلحانه، در جریان کار سیاسی- نظامی می تواند به وجود آید. بله در آغاز، خونریزی و دردی که عملیات پیشرو مسلح برای توده ها عرضه می کند، تروری که رژیم به راه می اندازد ممکن است یک موضع گیری منفعل در میان توده هایی که با عملیات چریکی از نزدیک تماس دارند، ایجاد کند. اما همین که پیشرو مسلح پا گرفت و توانست ضربه هایی چه سیاسی، چه نظامی، چه مادی و چه معنوی به دشمن وارد کند، راه مبارزه به تدریج برای توده ها روشن می شود. آنها درمی یابند که انقلاب آغاز شده و رشد و پیروزی آن به حمایت آنها بستگی دارد. به قول دبره، کسب حمایت توده ها چندان آسان نیست اما همین که به دست آمده و هر جا که به دست آمده موجب شگفتی شده است.»41 عملیات سیاهکل بر اساس همین استراتژی انجام شد. اما با شکست این عملیات چریک های فدائیان خلق به نوعی بازنگری در استراتژی خود دست یازیدند. «در شرایط کنونی جامعه، ارتش خلق اساساً در مبارزه چریکی در روستا به وجود می آید و این امر مستلزم ایجاد کانون های چریکی است (در شرایط عدم وجود جنبش های توده یی وسیع، به ویژه در روستا، تسلیح فوری توده ها هدف شماره یک نیست. در اینجا منظور از کانون چریکی فقط این است که عمل مسلحانه در روستا در آغاز توسط دسته های مسلح غالباً متشکل از پیشاهنگان انقلابی آغاز می شود). اما چه تدارکات و شرایطی بقای رشدیابنده کانون یا کانون های چریکی را تضمین می کند؟ آیا گروهی مسلح با شروع عملیات در منطقه یی مناسب می تواند به تنهایی در جریان رشد خود محرک جنبش توده یی گردد؟ تجربیات جنگ چریکی در امریکای لاتین نشان می دهد که یک کانون چریکی نمی تواند در شرایط انفراد سیاسی و محاصره نظامی بدون آنکه رابطه یی عمیق با جنبش های شهری داشته باشد، بدون آنکه از طرف شهر به نحوی جدی حمایت شود، بدون آنکه توانسته باشد افکار توده ها را به نحوی وسیع به خود جلب کرده باشد، دوام بیاورد و دیر یا زود توسط نیروهای ویژه دشمن از میان خواهد رفت.»

«مبارزه مسلحانه از همان آغاز در جامعه جو انقلابی به وجود می آورد و شرایط ذهنی مبارزاتی را هر چه بیشتر تقویت کرده و زمینه را برای رشد سایر اشکال مبارزاتی فراهم می کند. از این طریق پیشروان کمونیست مسلح قادر می شوند که در عین حال با استفاده از دیگر اشکال مبارزاتی، یک مبارزه همه جانبه را در جامعه سازمان داده و رهبری کنند. به این ترتیب در محیط و بستری که جریان مبارزه مسلحانه در جامعه به وجود می آورد امکان ارتباط روشنفکران کمونیست با کارگران نیز فراهم می شود و به مساله ایجاد شرایط برای تشکیل حزب طبقه کارگر پاسخ عملی داده می شود. می توان گفت مبارزه مسلحانه توده یی که هدفش آزاد سازی مناطق، درهم شکستن نیروهای دشمن و کسب قدرت سیاسی است، در پروسه رشد و پیشرفت رفیق مسعود احمدزاده با صراحت هرچه تمام تر تاکید کرده بود؛ «در مبارزه مسلحانه اصل پراکنده کردن نیروهای دشمن اصلی است بسیار اساسی.» او گفته بود که پس از شروع فعالیت های مسلحانه «دشمن با تمام نیرو و امکان و با هر چه که در قدرت دارد سعی خواهد کرد این مبارزه را سرکوب کند. این است که جنبه نظامی مبارزه مسلحانه به طور روزافزونی اهمیت کسب خواهد کرد.» و بلافاصله اضافه کرده بود؛ «هم اینکه چنین بشود خروج به روستاها و کشاندن عرصه عمده مبارزه به روستاها امری تعیین کننده می شود.» در جهت عملی کردن این رهنمودها در ابتدا تلاش ها و کوشش هایی صورت گرفت (به خصوص مشخصاً در سال 51، که رفقای برجسته یی چون حمید اشرف، شیرین معاضد، حسن نوروزی، فریدون جعفری، نسترن آل آقا، عباس جمشیدی رودباری و... روی آن تاکید داشتند) ولی مشکلات فراوان تکنیکی و فقدان امکانات لازم در آن مقطع (در این مورد مثلاً می توان به کمیت محدود اعضای سازمان اشاره کرد)، امکان انجام این کار را نداد. (اما بعدها عوامل دیگری مانع از اجرای این رهنمودهای مشخص شد.)»42

سازمان مجاهدین خلق
بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق قبل از تشکیل این سازمان، در مبارزات سیاسی پارلمانتاریستی جبهه ملی و نهضت آزادی فعالیت می کردند اما پس از اینکه به ناکامی ها و کاستی هایی در آن روش مبارزاتی برخوردند و نیز سرکوب قیام 15 خرداد را تجربه کردند، لزوم یافتن راهی نو را احساس کردند.

در مطالعات و جمع بندی از مبارزات گذشته و علل شکست خیزش های قبلی، مردم ایران به چند محور اصلی دست یافتند؛

1- عدم صلاحیت رهبران در مقابل آمادگی توده های مردم. دریافت این مساله که رهبران مبارزات گذشته توان سازماندهی و بهره وری بهینه از نیروهای مردم را نداشتند.

2- پیچیدگی امپریالیسم و ساده اندیشی ما. همواره مبارزات گذشته با ترفندهای پیچیده دشمن شکست خورده است.

3- فقدان سازماندهی و تشکیلات مناسب انقلابی

4- حرفه یی نبودن مبارزان و پرداختن به امر مبارزه در کنار کارها و مشاغل روزمره

5- عدم توجه به علم مبارزه و نداشتن استراتژی و

خط مشی درازمدت. به نظر رهبران این گروه، مبارزه خود قانونمندی هایی دارد که باید از تاریخ گذشته و تجربیات ملی، آنها را استخراج کرده و به کار گرفت.

6- مکتبی نبودن مبارزات. به اعتقاد آنان باید اعتقادات مکتبی در شیوه های مبارزاتی و استراتژیک نقش داشته و راهنمای عمل قرار گیرد.

با توجه به این فرازها آنها به این نتیجه رسیدند که برای حل این ضعف ها و تدوین یک استراتژی مکتبی درازمدت اولین کار کسب صلاحیت لازم برای آغاز چنین حرکتی است.

لذا اولین مرحله کار خود را کادرسازی و کسب صلاحیت همه جانبه تشخیص دادند. مدت سه سال از 1344 تا 1347 را به مطالعه و کسب آمادگی های فکری، اخلاقی، رزمی و تشکیلاتی اختصاص دادند. در این مرحله، مطالعات فشرده جمعی روی مبانی عقیدتی، تجربیات انقلاب های دیگر و سایر مسائل انجام دادند و در سال 47 مبادرت به تدوین استراتژی کردند.

اصول استراتژی آنها با توجه به جمع بندی مبارزات گذشته عبارت بود از؛

ایدئولوژی راهنمای عمل سازمان اسلام و تشیع است که با توجه به ویژگی مذهبی جامعه می تواند در بسیج توده های مردم نقش مهمی ایفا کند.

-دشمن اصلی؛ رژیم وابسته پهلوی که نظام اقتصادی حاکم بر آن سرمایه داری وابسته به امپریالیسم جهانی به ویژه امریکاست.

مبارزه با این دشمن قهر آمیز و مسلحانه است.

-هدف نهایی قیام توده های شهری و روستایی علیه رژیم حاکم است. اما پایگاه اصلی و اولیه مبارزه شهر است. توده های شهری به دلیل مبارزات گذشته آگاه ترند و آمادگی بیشتر دارند.

رژیم حاکم بر دستگاه پلیسی خود متکی است که اساس آن تور امنیتی ساواک است که اذهان عمومی را مرعوب خود ساخته است.

حرکت به سمت روستا؛ همزمان با توده یی شدن مبارزه در شهر و تثبیت سازمان، اعزام نیرو به روستا نیز شکل می گیرد. در آغاز منطقه یی استراتژیک را در نظر گرفته و نیرو در آن متمرکز می شود. برای انتخاب این منطقه ملاک هایی تعیین کرده بودند.

-پیروزی نهایی وقتی صورت می گیرد که ارتش آزادیبخش تشکیل شده و علاوه بر قیام توده های شهری، چریک های روستایی نیز بر قوای نظامی دولتی تهاجم برده و از طریق شهر و روستا آنها را در فشار قرار داده و مضمحل می کنند. 43

نکته پایانی
در این نوشتار به استراتژی طراحی شده نیروهای نسبتاً مطرح آن زمان اشاره شد. اما در کنار این نیروها گروه های کوچک و متعدد دیگری نیز بودند که هر کدام خط مشی و سیری برای خود انتخاب کرده بودند که پرداختن به همه آنها حوصله یی فراتر از این می طلبد. ضمناً نباید از نظر دور داشت که آنچه در عمل واقع شد و به پیروزی انقلاب انجامید خود پدیده یی مستقل بود که نیاز به بررسی جداگانه و عمیق تری دارد که فرصتی دیگر را می طلبد.

پی نوشت ها؛
32- «حزب توده ایران و چریک های فدایی خلق»، انتشارات حزب توده ایران، 1355، صص 21 و 20

33- همان، ص 40

34- همان، ص41

35- همان

36- منصوری جواد، خاطرات، حوزه هنری، 1376، چاپ اول، صص 50 -40

- کاظمی محسن، خاطرات احمداحمد، انتشارات سوره مهر، 1385، چاپ هفتم، صص 115 - 97

- سیدکاظم موسوی بجنوردی، مسی به رنگ شفق، نشر نی، 1381

37- پرویز پویان، مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا

38- مسعود احمدزاده، مبارزه مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک، سازمان چریک های فدایی خلق

39- همان

40- همان

41- همان

42- همان

43- تاریخچه سازمان مجاهدین خلق، سازمان مجاهدین، 1358 

 روزنامه اعتماد ۸ ۱۱/۸۸

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد