قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

قلم

سیاسی/اجتماعی/فرهنگی

اصلاحات را از صلیب سبز نجات دهید

اصلاحات کلمه ایست ذاتا زیبا و دل نشین. کیست که از وضع موجود در یک فضای مدیریتی ناراضی باشد؟ همواره در شرایطی حتی مطلوب، مطلوبتری نیز وجود دارد که رسیدن به آن آرزوست. وقتی جناح موسوم به چپ نام اصلاحات را بر خود نهاد همین برند(نام و نشان تجاری ) به ذات جاذب بسیاری از توده ها شد و البته هنوز عده زیادی از افراد مجذوب آن هستند. بله کیست که از وضع موجود راضی باشد؟کیست که اصلاحات را نخواهد؟
اما همه چیز به این نام گذاری ساده ختم نشده است. به دلیل به درازا کشیده شدن کلام از رفتارهای دور اصلاح طلبان گذشته و به رفتار آنها پس از ظهور احمدی نژاد می پردازیم.
الف) دوره 1384تا1388- اصلاحات رو به اضمحلال:
پس از حضور احمدی نژاد اصلاح طلبان که با حضور آقایان معین و کروبی و سپس هاشمی نتوانستند توجیهی برای شکست خود بیابند و اصولا نمی خواستند شکست را بپذیرند، بجای نقد قوه مجریه، همت خودرا بر تخریب احمدی نژاد متمرکز کردند. این اولین رفتار ضد اصلاح طلبی آنها بود.
اصلاحات در نفس کلمه خود به این معناست که وضع موجود به صورت واقعی مورد بررسی قرار گرفته و سپس وضع مطلوب نیز به صورت امری واقع گرایانه و نه آرمانی مد نظر قرار گیرد و سپس به راههایی اندیشیده شود که این شکاف وضع موجود و وضع مطلوب را بتوان با کمترین هزینه پر کرد. اما اصلاح طلبان چه کردند؟
در این دوره اصلاح طلبان
  به جای بررسی دقیق وضع موجود در بسیاری از موارد به مسخره کردن دولت احمدی نژاد پرداختند. چه پیامک ها و لطیفه هایی در تمسخر شخصیت و حتی وضع ظاهری و خانوادگی رئیس جمهور رسمی کشور نساختند.
البته تصمیمات احمدی نژاد دارای اشکالات بعضا بزرگی بود اما رفتار اصلاح طلبان به مانند کودکی بهانه گیر شده بود که انگار هیچ یک از اقدامات احمدی نژاد نمی توانست درست باشد. آنها حتی وضع مطلوبی هم ترسیم نکردند. همین امروزاگر از یک اصلاح طلب بپرسید که
  وضع مطلوب چیست؟ تعریف روشن و دقیقی ندارند تا همه بر آن مشترک باشند. اشتراکی ترین تعریف اصلاح طلبان از وضع مطلوب این است که فلانی از قدرت خارج شده و ما تمامی امور را در دست بگیریم تا دنیا گلستان شود...
اصلاح طلبان حتی در مورد پر کردن شکاف وضع موجود و وضع مطلوب هم راه مشخصی ارائه نمی دادند. دلیل اصلی هم بیشتر در این بود که نه وضع موجود و نه وضع مطلوب را درست تحلیل نمی کردند. اگر وضع موجود صرفا برای تخریب دولت تحلیل شده باشد و وضع مطلوب نیز جانشینی اصلاح طلبان بجای دولت فعلی باشد، مشخص است که هیچ راه حلی هم وجود نخواهد داشت. در طول چهار ساله 1384 تا 1388 در اکثر نقد های رسانه ای اصلاح طلبان، راه حل ارائه نمی شد. آنها حتی در برنامه های انتخابات 1388 را هم صرفا بر نقد و نفی احمدی نژاد بنا کردند ونه در ارائه راه حل. صحبتهای آقای موسوی در مناظره ها را بخاطر آورید. حرفهای آقای رضایی و کمی هم کروبی واجد راه حلهایی بود ولی صحبتهای موسوی... هیچ.
ب) تبلیغات انتخابات 22 خرداد88 مرگ اصلاحات:
رفتار تمسخر آمیز و غیر خیرخواهانه و بعضا ناجوانمرادنه اصلاح طلبان در دوره اول احمدی نژاد و حتی دوران تبلیغات برای انتخابات دهم باعث شد که حتی معدود انتقادات درست آنها
  نیزاز سوی احمدی نژاد غیر خیرخواهانه استنباط شود. نمود این استنباط ها در مناظره ها آشکار شد و تمامی استهزاها، تخریبها و توهین های چهار ساله اصلاح طلبان به یکباره و در عرض دو مناظره بر سر خوداصلاح طلبان آواری سنگین و شوک آور به جای گذاشت. فضا به شدت رادیکالی شده و کینه بر روی کینه ها انباشته شد.ج) پس از 22 خرداد88 اصلاحات بر فراز صلیب سبز:
رفتارهای غیر اصلاح طلبانه اصلاح طلبان در دوره چهار ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد و سپس رفتارها و سخنان احمدی نژاد در دوران تبلیغات دوره دهم ،
  اصلاحات را به مسیری کشانده که گفتار و رفتارهای موسوی عملا دست و پای آن را بسته و اصلاحات را چهار میخ بر صلیبی سبز میخکوب کرده است.
این صلیب همانطور که نمادی شد برای تبلیغات کاندیدای شکست خورده، چهار سوقی شد برای ایستادن در فضایی ضد اصلاح طلبانه. رفتار سبزها به گونه ای پیش رفت که معدود منتقدان اصولگرای احمدی نژاد نیز موقتا دست از انتقاد او کشیدند. یا سکوت کردند و یا بدون تایید احمدی نژاد، وظیفه خود را دفاع از نظام و امنیت کشور در برابر تاخت و تاز موسوی دانستند.
چه باید کرد؟
آنچه که امروز شاهد آن هستیم اصلاحاتی است خسته، آسیب دیده و درحال احتضار بر فراز صلیب سبز.
اصلاحات واژه مقدسی است که نباید اینگونه قربانی شود. این نه انصاف است و نه مصلحت. کشور به فضای نقد و نقادی نیاز دارد. البته نقد صحیح و اصولی نه تهمت و توهین و جوسازی. متاسفانه امروز اصلاح طلبی واقعی و فضای نقد دولت در کشور به دلیل رفتارهای ضد اصلاح طلبانه اصلاح طلبان قربانی شده است. در فضایی که تروریستها در روز روشن به اموال عمومی حمله می کنند، ناامنی می آفرینند و استاد دانشگاه را در مقابل منزلش با بمب ترور می کنند، دادستانی و مقامات امنیتی هم طبیعتا به هر حرکتی حساس می شوند و دیگر جایی برای نقد و نقادی نمی ماند.
بعد از 22 خرداد، متاسفانه مخالفان اصلاح طلب احمدی نژاد، به فعالیتهای کاملا تخریبی روی آورده اند، منتقدان اصول گرا نیز انتقاد از رفتارهای اشتباه دولت را متوقف کرده اند و منتقدان بیطرف ولی خیرخواه و موثر نیز در گردوخاک بی منطق سبزها، سکوت پیشه کرده اند.
پس بحث کارایی دولت چه می شود؟ چنین فضایی قطعا به زیان کشور است.
امروز نجات اصلاحات از جمله ضروری ترین نیاز های کشور است. البته مقدمه آن، آرامش فضای سیاسی، بازگشت همه به مسیر قانون و اعمال بی چون و چرا و عادلانه عدالت علیه همه مقصران است.
در این فضا برهمه خیرخواهان کشور واجب است اصلاحات را از چهار میخ صلیب سبز بازکرده وآن را به صورت واقعی پی گیری کنند. باید به این نکته واقف بود که اصلاحات ملک پدری یا نام خانوادگی عده ای از سیاسیون نیست و از این رو این مصلوب را هر دلسوزی می تواند باز کرده و تیمار کند.
اتفاقا کسانی که آن را برفراز صلیب سبز دست و پا ی بستند نمی توانند یا نمی خواهند آن را باز کنند. کشور تشنه اصلاحات است اما اصلاحات واقعی. اصلاحاتی که در آن وضع موجود، وضع مطلوب و راه حل ها ی تحقق وضع مطلوب، خیرخواهانه و بی غرض ارائه شود.
اصلاحات باید از منافع اشخاص جداشود. اصلاحات باید از نام خانوادگی عده ای برافتد تا با خوش نامی به میهن و ملت نجیب ایران سود برساند. 

منبع:http://alef.ir/1388/content/view/63052/

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد