جرج جرداق، نویسنده شهیر مسیحی، حرمتشکنی روز عاشورا و توهین به ساحت سالار شهیدان و مقدسات مذهبی را محکوم کرده و گفته این اقدامات فقط از سوی افراد بیارزش و سستبنیان صورت میگیرد. وی اضافه کرده البته این نوع رفتار در تاریخ سابقه داشته و بعضا افرادی بیهویت بهارزشهای دینی و اخلاقی اهانت کردهاند، ولی هیچگاه جایگاهی نزد مردم نداشتهاند. این اظهارات یک فرد مسیحی است که البته ارادت ویژه بهساحت امام علی و اهل بیت(ع) دارد. مسیحیان و برخی اقلیتهای مذهبی در ایران نیز بهنوعی همین ارادت و ادب خود را همواره بهپیشگاه امام حسین (ع) و ابوالفضل العباس (س) نشان دادهاند، اما دریغ که برخی با وجود ادعای مسلمانی از چنین ادب و معرفتی محرومند و در روز حرمتها و ارزشها چنان رفتار کردند که دل هر انسان آزادهای را بهدرد آورد و از آن دردناک تر صحه گذاردن افرادی همچون آقای موسوی و کروبی است بر این رفتارها. بعد از «خداجو» خواندن هتاکان روز عاشورا از سوی آقای موسوی، آقای کروبی هم بیانیهای در وارونه جلوه دادن اتفاقات تلخ روز عاشورا صادر کرده، بهگمان اینکه نعل وارونه بزند، مردم خطاهای فاحش و پردهدریهای رنجآور او را بهفراموشی میسپارند. بیعلت نیست که حالا جناب شیخ هرکجا میرود، مردم ظرف چند ساعت او را با گوجهفرنگی و تخممرغ و... بدرقه میکنند!
به سبک جناب شیخ باید گفت: «خدایا تو شاهد باش که اینها برای رسیدن چند صباحی بهقدرت چه آبرویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفر مردم از خودشان را فراهم کردند.»
تصمیمی که باید از آن خشنود بود
مکانیسم دریافت نامههای مردمی در سفرهای استانی رییس جمهوری از قرار معلوم متوقف شده و آنگونه که رییس کمیته امداد امام خمینی اعلام کرده است، دولت دیگر اعتباری برای پیگیری این نامهها اختصاص نمیدهد. رییس کمیته امداد گفته: «تعداد زیادی از نامههای مردمی در دوره اول و دوم سفرهای استانی غیر واقعی بوده و پیشبینی میشد این نوع نامهها در دور سوم سفرهای استانی افزایش یابد بهاین نتیجه رسیدیم که با توزیع پول نقد مشکلی حل نمیشود و باید نظارت بر عملکرد دستگاههای اجرایی را تقویت کرد.»
خب، چرا حالا بعد از چهار سال که میلیاردها تومان در این مسیر اشتباه هزینه شده است، بهچنین نتیجهای رسیدهاید؟ مگر از همان سفرهای اول استانی عقلا و دلسوزان نسبت به این رویه غلط نامهنگاری هشدار و تذکر ندادند، ولی متأسفانه گوش شنوایی نبود و این ماجرا بهانهای شد برای رسانههای مخالف که از این حرکت بهعنوان نهضت نامهرسانی! و حرکت پوپولیستی نام ببرند و از این طریق اصل حرکت ارزشمند و مخلصانه دولت را در سفرهای استانی و رسیدگی دقیق و نزدیک امور و مشکلات مردم زیر سئوال ببرند. در عین حال، این تصمیم باز هم مغتنم است و باید از منطقی شدن حرکت دولت محترم در این باره ابراز خشنودی کرد. البته در این ماجرا روی سخن با دولت است؛ چراکه میدانیم کمیته امداد حضرت امام تنها عهدهدار زحمات پیگیری و رسیدگی بهنامهها بوده است.
«شستا» مهمتر از
رأی اعتماد مردم؟!
حلقه یاران و نزدیکان آقای احمدینژاد چند دستهاند، یک دسته آنهایند که هرچه کنند برای رییسجمهور شیرین است – مصداق اینکه هرچه آن خسرو کند، شیرین بود. دامنه اختیاراتشان همان دامنه اختیارات رییس جمهور است و شاید کمی بیشتر! میتوانند بیمحابا درباره همهچیز اظهارنظر کنند و گردی هم بر دامن کبریاییشان ننشیند! اما برخی از دوستان دیگر آقای رییسجمهور همچون آقای محصولی هستند که اگرچه در یک چارچوب منطقی حرکت کنند و هر نوع همراهی و فداکاری داشته باشند، محکومند بهاینکه بهپای خواستههای گروه اول فدا شوند. بهنظر میرسد ماجرای سازمان تأمین اجتماعی و حوادث پدیدآمده برای وزارت و وزیر رفاه و تأمین اجتماعی را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. اجازه بفرمایید مسئله را قدری باز کنم. اساسنامه جدید سازمان تأمین اجتماعی در قالب قانون جامع رفاه و تأمین اجتماعی تهیه و بهتصویب شورایعالی تأمین اجتماعی رسید و سپس هیئت دولت نهم هم طبق روال همان مصوبه، شورای عالی را تأیید و تصویب کرد.
براساس این مصوبه رییس شورایعالی تأمین اجتماعی وزیر رفاه تعیین شده است، اما حسب شنیدهها، این مصوبه هنگام ابلاغ تغییر کرده و با نظر یکی، دو معاون رییسجمهور با ایجاد تغییر در مصوبه و ابلاغ آن، ریاست شورایعالی تأمین اجتماعی به رییسجمهوری، واگذار شده است – همان چیزی که آقای ذبیحی، مدیرعامل تأمین اجتماعی بهآن استناد میکند - اما این ابلاغیه خلاف قانون جامع و قانون اساسی است. چرا که اولا قانون جامع تأمین اجتماعی و رفاه را از اساس زیر سئوال برده و خدشهدار میکند و ثانیا وزیر مربوطه در برابر قانون موظف و پاسخگوست و اینگونه سلب اختیارات وزیر شده است. مجلس هم شاکی است، چراکه مصوبه مجلس و تذکرات قانونی رییس مجلس ابلاغ نشده و در ثانی قول رییسجمهور هنگام معرفی وزیر پیشنهادی اولیه رفاه بهمجلس - خانم فاطمه آجرلو – و هم وزیری که از مجلس رأی اعتماد گرفت - آقای صادق محصولی - مبنی بر عمل بهمصوبه قانونی و ابلاغ آن زمین مانده و وعده بهکارگیری فرد توانمندی همچون آقای فتاح در ریاست تأمین اجتماعی محقق نشده است. نتیجه اینکه بیاعتمادی جایگزین اعتمادهای اولیه شده و مجلس برای اجرای قانون سخن از پیگیری حقوقی و شکایت میگوید.
«سواد رسانهای» نداریم
نمیدانم دو جلسه گفتوگوی برنامه تلویزیونی «این شبها» با جناب دکتر حسامالدین آشنا از تحصیلکردهها و صاحبنظران علوم ارتباطات را دیدهاید یا خیر؟ موضوع بحث «سواد رسانهای» بود و ضرورت آشنا کردن یا بهتر بگویم باسواد کردن مردم بهویژه خانوادهها با رسانه و کارکردهای آن. حقیقت مطلب این است که وقتی رسانهها در دنیای امروز چنان تأثیرگذار میشوند که عملا بخش قابل توجهی از افکار عمومی را آنها میسازند و مثلا در همین حوادث بعد از انتخابات رسانههای بیگانه بخش زیادی از موجآفرینیها و جوسازیها را علیه منافع و امنیت ملی کشور بهعهده داشتند و یا حتی با همه عداوت و دشمنی که با دین و انقلاب و.... دارند جریان اللهاکبر گفتن را ساماندهی کردند و... آیا نباید افکار عمومی را نسبت به کارکردهای این ابزار مدرن و بهشدت تأثیرگذار آماده و تجهیز کرد. خاطرم هست شبکه بیبیسی فارسی در ابتدای راهاندازی، برای اینکه همان ابتدای کار اذهان مخاطبانش را از برخی باورها پاک بکند و برای القای منویات و برنامههای دیگر آماده سازد سعی میکرد در گزارش مفصلی زیراب این باور قدیمی مردم را بزند که «همه چیز کار انگلیسهاست.» خب وقتی رسانهها با چنین برنامهها و اهداف دقیق و مشخصی جلو میآیند، پس چرا ما نباید افکار عمومی خودمان را نسبت بهحرکت آنها مجهز کنیم. اگر معتقدیم که جنگ دنیای کنونی و نبرد پیش رو، جنگ رسانهای است پس در کنار مجهز شدن بهابزار جدید و مدرن برای حضور مقتدرانه در این جنگ، باید افکار عمومی را هم برای مقابله و مواجهه با این دنیای جدید و نبرد پیچیدهای که اینک جریان دارد، آماده و مجهز کرد.گذشته از اینها، نسل جدید نیز بیشترین وقتش در شبانهروز در ارتباط با وسایل ارتباط جمعی و بالطبع تأثیرپذیری از آنهاست. یا پای اینترنت و درگیر اجزای آن است یا از بازیهای کامپیوتری و... استفاده میکند یا سرگرم موبایل و ابزارهای جانبی آن است و یا از تلویزیون و ماهواره و شبکههای متعدد و بیشمار آن استفاده میکند.
گذشته از اینکه او را در این اقیانوس بیانتها، بدون آمادگی فکری و زیرساختهای فرهنگی و اعتقادی رها کردهایم، خانوادهها هم عموما بهدلیل نو به نو شدن وسایل ارتباطی و سرعت زیاد تحولات در این حوزه، و از طرفی، وجود گرفتاریها و مشغلههای متعدد روزمره بهناچار در اینباره اطلاعات و تسلط محدود و اندکی دارند و خواسته یا نخواسته از این گردونه حذف شدهاند.
فرق ما و اروپا
خبرها حاکی از مشکلات زمستانی و بارش شدید برف و انسداد راهها و خیابانها در امریکا و اروپاست. شهردار یکی از مناطق لندن گفته است نمک و ماسه از کجا تهیه کنیم تا جلوی یخبندان خیابانها و معابر را بگیریم. آقایی داخل تاکسی میگفت فرق ما با اروپا همین است که آنها برف دارند و آقای قالیباف ندارند، اما اینجا ما آقای قالیباف داریم، ولی برف نداریم!
هیاهوهای سیاسی، فرصتی برای ترور
درباره ترور استاد برجسته فیزیک دانشگاه تهران چند نکته مطرح است: 1- نام دکتر مسعود علیمحمدی در فهرست ترور سازمان جاسوسی سیا وجود داشته و با توجه به همکاریهای این استاد برجسته فیزیک با پروژه هستهای و دانشگاه مالک اشتر، نقش آمریکا و اسراییل در این ترور مسجل است./ 2- بهرهبرداریهای سیاسی از ماجرای ترور این استاد دانشگاه بهبهانه اینکه وی در زمان انتخابات از میرحسین موسوی حمایت میکرده است نتیجهای جز تبرئه دشمن اصلی و در نتیجه خشنود ساختن دشمن نخواهد داشت./ 3- هوشیاری وزارت اطلاعات در چنین برههای بیش از پیش مورد انتظار است. دانشمندان کشور که با همه مشقتها ماندهاند و برای پیشرفت کشور تلاش میکنند سرمایهای غیر قابل جبرانند. نشود که در هیاهوی سیاسی، دشمن برای حذف سرمایههای بیبدیل کشور فرصت بیابد.
جنازه متعفن شارون، روی دست صهیونیستها
رسانهها خبر از مرگ قریبالوقوع آریل شارون، نخستوزیر اسبق رژیم صهیونیستی و جنایتکار معروف این رژیم در قتل عام فلسطینیان مظلوم، دادند. گرچه این چهره منحوس صهیونیستها همان چهار سال پیش پس از آنکه دچار خونریزی مغزی شد و بهکما رفت، مرده بود اما صهیونیستها بنا بهدلایلی سالهاست وی را با دستگاه زنده نگه داشتهاند. اما چرا زندگی نباتی شارون برای صهیونیستها اینقدر مهم است که با وجود گذشت چهار سال و علیرغم بهوخامت گراییدن دوباره حال او باز هم حاضر نیستند، بهاین راحتی خبر مرگ شارون را اعلام کنند؟
برخی منابع علت این امتناع را پیروزی حماس و پرهیز از تضعیف روحیه صهیونیستها در مقطع جنگ غزه عنوان کردند، ولی چرا باوجود گذشت چند سال از جنگ غزه، صهیونیستها باز هم از اعلام این خبر امتناع میکنند. چندی قبل منبعی اعلام کرده بود که این امتناع دلایل دیگری دارد. از قرار معلوم در برخی کتب تاریخی یهود آمده است که حکومت یهود در زمان فردی با مشخصاتی که بهمشخصات شارون نزدیک است بهاوج میرسد و با مرگ او دوران زوال و سقوط حکومت آنان نیز آغاز خواهد شد. بهنظر میرسد تنها کارکرد جنازه شارون که امروز روی دست صهیونیستها سنگینی میکند فقط همین باشد وگرنه این جنازه جز تعفن اثر دیگری ندارد !
منبع:http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&UID=222911